ندای ماهین
ماهنامه سیاسی اقتصادی
درباره ندای ماهین


ندای ماهین
www.nedayemahin.ir
ماهنامه سیاسی اقتصادی
تحلیلی خبری به زبان فارسی دارای مجوز شماره 77703/95 از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی
صاحب امتیاز و مدیر مسئول سید احمد حسینی ماهینی
آدرس تهران فرحزاد خیابان امامزاده داوود پلاک 169
mahinvare@gmail.com
02188806179
1565846418

مدیر سایت : سید احمد حسینی ماهینی
سه شنبه 9 مرداد 1397 :: نویسنده : سید احمد حسینی ماهینی

اعلام آمادگی برای مذاکره از سوی ترامپ: بدون هیچ قید و شرط و زمان و مکان، نشان می دهد که آمریکا، یکی از استانهای ایران است، و می خواهد رهنمود ها و سیاست های خود را، از ایران بگیرد. ترامپ معتقد است هر کشوری باید: روی پای خود بایستد، و این درست نیست که: همه کالاهای ایران را، آمریکایی ها تهیه کنند، یا نفت آن را بخرند. ایران باید بتواند با تقویت: نیروهای جوان خود، در همه زمینه ها سرآمد شود. لذا وقتی می بیند برخی از ایرانی ها، تنبل هستند و دهانشان را به آمریکا دوخته اند! آنها را تحریم می کند. آمریکا از قدیم جزو استان های ایران بوده، زیرا در گذشته هم، روند کلی سیاست آنها این بود که: ایرانی ها دست در جیب، گردش کنند و هر امری دارند، به آمریکایی ها بگویند تا اجرا کند. شعار آنها این بود: هرچه می خواهید، ما انجام می دهیم! درواقع غول جادویی داستانهای ایرانی بودند. متاسفانه برخورد ایرانی ها برعکس بود! یعنی فکر می کردند: که ایران استانی از آمریکا و ایالت 51می باشد. لذا آنها پیشنهاد مذاکره می دادند. گروهی که عاشق تنبلی بودند، و دوست داشتند مثل گذشته، (یا مانند عربستان) همیشه خوشگذرانی کنند، و آمریکاییها بجای آنها سخت کار کنند! تا برنج آمریکایی و مرغ آمریکایی، برای آنها بیاورند. وقتی سیاست خودکفایی و خود اتکایی در ایران مطرح شد، بازهم اولین بار آمریکایی ها بودند که: لبیک گفتند و اکنون ترامپ، به دنبال اجرای همین دستور است: زیرا او معتقد است: تهرانی ها، آمریکا را محل خوش گذرانی خود کرده اند! می روند آنجا، هر جایی خواستند تحصیل می کنند! هرجا خواستند کار می کنند.اغلب مشاغل مهم و سود آور را هم، برای خود منوپل کرده اند. و برای آمریکایی ها، چیزی باقی نگذاشته اند! لذا سعی دارد آنها رامحدود کند. همانطور که ایرانی ها، افغانی ها را بیرون می کنند، و دیوار مرزی احداث می کنند، او هم به همین کار دست زد! تقریبا اجرای دستورات ایرانی را، در راس کارهایش قرار داد. در زمان جنگ هم، صدام بهتر از تهرانی ها، طرح های ایران را اجرا می کرد! وقتی امام فرمود: جنگ در راس مسائل است، دولت ایران مهندس موسوی، بودجه جنگ را قطع کرد! و استعفا داد. ولی صدام به جنگندگی خود ادامه داد. ما می بینیم که حتی ملکه انگلیس، به تبعیت از رهبران ایران، شجره نامه های خود را افشا می کند! به روزنامه ها داده و اثبات نمود: از اولاد پیامبر اسلام است. تا حالا هیچ منبع موثقی، آن را تکذیب نکرده! به همین دلیل انگلیس نباید گفت، باید گفت: انگلستان یعنی یکی از استان های ایران . اما آلمانی ها یک اشتباه کردند: و آن اینکه ایران و: دانشمندان ایرانی را عرب فرض کردند، لذا کلمات وسیعی که در زبان آلمانی است، فکر می کنند عربی است! حتی ابن سینا را عربی می دانند. یا ترکیه که سعی دارد: خود را از ایران مستقل نشان دهد، و می گوید مولوی فارسی زبان مال آنها است. در حالیکه ایرانی ها در ترکیه نیز، مانند آمریکا و آلمان وانگلیس، همه مشاغل حساس آنها را، در اختیار خود دارند. زبان فارسی دومین زبان مورد علاقه مردم آنجاست. سالها به آن زبان سخن می گفتند. و کتاب می نوشتند. نباید تصور کرد که مثلا هندوستان، یکی از استانهای ایران نبوده! در حالیکه شش قرن زبان رسمی آنها، فارسی بوده والان نیز راهی جز: همکاری با ایران ندارند. چین با اینکه حزب کمونیست درست کرد، تا از ایران جدا شود ولی مائو، این قصد را نداشت: چون رساله دکتری او در دانشگاه کوتو روسیه، در مورد حقوق اسلامی بود. روسیه و چین در واقع: تجزیه شده کشور بزرگ: جمهوری اسلامی ترکستان شرقی هستند. که اولین جمهوری اسلامی را، در جهان معاصر ایجاد کرد.



ادامه مطلب


نوع اخبار : اقتصادی، 
برچسب : آمریکا استانی از ایران،
لینک ها : ماهین نیوز،

چرا برنامه ها و عملکرد دولت ها، ناکار امد است؟ 32 سال دولتها در دست اصلاح طلبان بوده، 8سال در دست اصولگرایان، ولی مشکلات مردمی همچنان باقی است. با یک نظر به نطق های قبل از دستور و: میان دستور نمایندگان خانه ملت، به راحتی میتوان به ناکارآ مدی دولتها پی برد. هیچ ناطقی بدون لیست مشکلات منطقه، به پشت تریبون نرفته که وقت او: برای بیان مشکلات کافی باشد! همه از بیکاری گرانی و بی آبی شکایت دارند! بیشترین وقت کابینه نیز در رفت و آمد: بهارستان می گذرد. تذکرات نمایندگان به دولت نیز، هرسال رکورد می زند! واقعا ریشه اینهمه مشکلات در کجاست؟ حتی در شهری مثل تهران، بیکاری به نحو دیگری خود را نشان می دهد: 70درصد افراد در مشاغل غیر تخصصی خود هستند! تحصیلکرده ها آمار بالاتر بیکاری را نشان می دهند. اختلاس و دزدی همه گیر شده! با اینکه جمعیت ایران یک درصد کل دنیا است، ولی 8درصد منابع را با خود دارد، همه انها دست نخورده باقی مانده! از یکطرف کارخانجات بدلیل نداشتن بازار، تولیدات خود را انبار کرده و خط تولید را متوقف نموده اند، از طرف دیگر می گویند: تولید نیست و مردم مجبورند: کالای خارجی بخرند. دولت بزرگترین وارد کننده: کالاهای خارجی است! ولی برای حمایت از: تولید داخل هم سوبسید می دهد. همه اینها نشان می دهد: که یا دولت کارآمد نیست، یا اینکه دستهایی مانع: کارآمد شدن آن می شود. که به نظر ما هر دو است! زیرا بخشی از دولت را، ژنرالهای اقتصادی آمریکایی اداره می کنند! آنها به دنبال غارت این ثروت هستند. در حالیکه بخش غیر اقتصادی دولت، مایل است آن را صرف مردم  ایران و: خط مقاومت کند که: زنده کننده تمدن ایران بزرگ است. لذا باید گفت بخش کار آمد دولت، آن بخشی است که به خط مقاومت ایمان دارد، و خودش هم منادی اقتصاد مقاومتی است. ولی آن بخش که در دست: ژنرالهای کودتا گر آمریکایی است،  سعی دارد همه اموال را غارت کند و: به آمریکا بفرستد. باید دانست که آمریکا، قبلا با ژنرالهای نظامی چون: آیرون ساید در ایران کودتای نظامی کرده بود، سالها طول کشید تا: از ایران بیرون رانده شود. ولی بعد از اخراج نظامی، با ژنرالهای مالی و اقتصادی کودتای خود را ادامه داد. همه تحصیلکرده های: مالی و اقتصادی و بازرگانی را، در آمریکا آموزش داد و با اعطای: درجه دکترا به هرکدام، آنها را در نقاط حساس اقتصادی ایران گمارد، و با سلاح تحریم از آنها حمایت کرد. لذا می بینیم در جامعه ما، باکمال ساده لوحی، همه طرح های اقتصادی آمریکایی و: مسائل پولی و مالی آنها پیاده می شود. البته مردم ما هوشیار هستند و: این دوگانگی را کاملا حس می کنند، و آن را خنثی می نمایند. مثال واضح آنرا در تجارت دارو می بینیم: مردم به اعتبار 15هزار سال طب سنتی و گیاهی، غالبا تمایل دارند از داروهای گیاهی استفاده کنند! هم اکنون بالاترین آمار صنفی، مربوط به همین صنف می باشد. ولی ژنرالهای اقتصادی آمریکا، سعی دارند داروهای شیمیایی، مخصوصا ساخت آمریکا را جایگرین آن کنند. این ژترالها متاسفانه گاهی وزیر و مشاور، رئیس کل بانک و غیره هستند، ولی عملکرد آنها کاملا هماهنگ است. بطوریکه بیشترین غارت دلار ها، در این بخش انجام می شود. در آموزش و پرورش و دانشگاهها هم، بجای تدریس علوم انسانی اسلامی، به فروش و بازاریابی: کتابهای آمریکایی اقدام می کنند! بطوریکه دانش آموزان و دانشجویان، فقط به درد سربازی این ژنرالها بخورند. لذا آنهاییکه می خواهند: به وطن خدمت کنند، دستشان خالی و بیکار می ماند. ولی آنهاییکه زبان انگلیسی را، بر زبان مادری ترجیح داده! و مایل به مهاجرت به آمریکا باشند، شغل از سر رویشان بالا می رود.


ادامه مطلب


نوع اخبار : اقتصادی، 
برچسب : دلایل نا کار امدی دولت ها،
لینک ها :

مدیریت را باید از خداوند آموخت که همیشه مدیر بوده، ( مدیر بالذات است) یکی از صفات و اعمال خداوند در: اداره جهان وسعت دادن است. خداوند در هرلحظه جهان را وسعت می دهد، و بزرگتر می کند.(انا لموسعون) ولی این صفت برای مدیران امروزی، ترسناک و غیر قابل قبول است! مدیران امروزی که تحت آموزشهای شیطانی هستند: دوست دارند جهان را هرچه کوچکتر کنند، تا در مشت شان باشد! تا راحت تر مدیریت کنند. ضعف مدیران امروزی، از تئوری مالتوس معلوم است. این کشیش بدبین می گفت: منابع محدود است، ولی رشد بشری نامحدود! لذا انسانها از گرسنگی از بین خواهند رفت. به همین مناسبت دستور داده بود: جلوی جمعیت را بگیرند: و زاد و ولد را محدود نمایند. این تئوری با اینکه در جهان ممنوع شده، ولی راه خود را ادامه می دهد. اشتباه بزرگ مالتوس این بوده که: فکر می کرده فقط انسانها زادو ولد می کنند، و زیاد می شوند، درحالیکه گیاهان و: جانوران چرخه غذایی انسان هم، زاد و لد می کنند. امروزه نعمت میوه ها و خوراکی ها، آنقدر زیاد است که یک نفر، نمی تواند در تمام عمرش، همه نوع از انها را بخورد! وقتی فراوانی غذایی اثبات شد که: مازاد گندم ها را به دریا می ریختند، تا قیمت آن کاهش پیدا نکند! ولی مالتوس بعدی پیدا شد و گفت: اگر غذا زیاد می شود، آب که ثابت است. پس از مردم تشنگی خواهند مرد! جنگ جهانی بعدی هم، جنگ بر سر تقسیم آب است. ولی این نادان هم نمی داند که: سه چهارم کره زمین را، آب فرا گرفته! البته او باز پاسخ خواهد داد که: این آب ها شور است! ولی نمی داند که خداوند، فیلتر هم برای آن گذاشته است! یکی: دمای خورشید است که: از آب شور دریاها، باران شیرین درست می کند. یکی هم لایه های زمین است: که آب را تصفیه می کند. اخیرا در کره مریخ، کوههای یخ و دریاهای آب هم کشف شده است! این معنی (انا لموسعون) است. زیرا این کوههای یخ و: دریاهای آب چند سال پیش نبود! البته اگر هم بوده، به ما نمی گفتند. همانطور یخ های دور کره کیوان (زخل) را نمی گویند. یخ به معنی آب است. پس روشن است که باید: دید وسیع داشت. اما داشتن دید وسیع، درست و با ارزش! و حلال. کسانی که در کار های درست، دید وسیع نداشته باشند، ناچار در کار های شیطانی: دزدی و اختلاس، دید وسیع پیدا می کنند. بیکاری زیاد در جهان، فقط به خاطر همین دید: وسیع در خلافکاری است! جوانان بیکار در واقع، کار کردن با مزد معمولی را، کار نمی دانند: بیل زدن به خاک یا در مقابل: کوره های صنعتی عرق ریختن، کار نیست! تز نظر آنها فقط اختلاس و دزدی کار است. زیرا کار باید طوری باشد که: یک شبه آنها را صاحب همه چیز بکند. این تفکر را، سه جریان مهم در ذهن آنها ایجاد کرده است: یکی جریان جهانی پرورش: مدیران بازرگانی و بازاریابی جهانی است. که دانشجویان را فقط برای: انتقال ارقام نجومی پرورش می دهد. دوم نفس جاه طلب و: بلند پرواز جوانان است، که می خواهند ثابت کنند از: پدرانشان زرنگتر هستند، و نمی خواهند مانند آنها، یک عمر در فقر و نداری باشند. سوم هم جریان سیاسی وابسته است، که بستری ایجاد کرده، توقعات آنها را بالا برده. بطوریکه برخی از جوانان  امروزی، نه ازدواج می کنند که مسئولیتی بپذیرند، و نه دنبال کار هستند تا درآمدی کسب کنند. بلکه بیشتر دنبال قرعه کشی ها و قمار بازی ها هستند! تا شاید یک روز  و: فقط برای یک بار! شانس به آنها رو کند، و ناگهان صاحب همه چیز بشوند. از نظر آنها هرنوع کار حرام، یک کار واقعی است: دزدی و سرقت مسلحانه، کلاهبرداری ، اختلاس قاچاق مواد مخدر یا انسان،و هرنوع خلاف دیگر. متاسفانه مشفقان جامعه هم، در زمین آنها بازی می کنند! و شکایت این نوع جوانان از بیکاری را، جدی گرفته و بر روی آن مانور می دهند!


ادامه مطلب


نوع اخبار : اقتصادی، 
برچسب : سعه صدر در جهان بینی.،
لینک ها :

اقتصاد بومی هر کشوری، مجموعه ای از رفتار های: تولیدی و توزیعی خدماتی و مصرفی است که: سالهای طولانی مورد تجربه و استفاده بوده، و توانسته کشورها را در: همه مراحل تمدنی یاری برساند. اقتصاد بومی ایران هزاران سال است که: مردم را در بهترین شرایط اداره می کند. اما هر بار حوادث تاریخی و: گردبادهایی که وزیدن می گیرد، سعی دارد آن را ریشه کن کند، تا مردم راه خود را گم کنند. در زمان معاصر نیز این ریشه کنی، از کودتای 28مرداد به بعد شروع شد: آمریکایی ها پس از تسلط بر ایران، و انجام کودتای ضد ملی: علیه دکتر مصدق، راه اقتصاد بومی را هم سد کردند. در ابتدا طرح ترومن واصل 4آن اجرا شد. به بهانه کمک به روستائیان و عشایر، به آنها کیسه های آرد و قوطی های روغن دادند. حتی به بهانه وحشی بودن ایرانیان، این کیسه ها را، مخصوصا در بلوچستان، با هلی کوپتر پرتاب می کردند! بعد با کمک انقلاب سفید، کاری کردند که روستائیان، بر سر سفره خود، مرغ و برنج آمریکایی مصرف کردند! و برنج و مرغ خود را رها نمودند. با اعلام رایگان بودن زمین: برای ساخت و ساز، مهاجران را به سوی حاشیه های تهران دعوت کردند، و روستاها را از روستاییان خالی نمودند. بعد از انقلاب اسلامی، اولین دستور امام خمینی ابن بود که: سربازها به پادگانه برگردند و: کشاورزان هم گندم بکارند. بعد از مدتی جهاد سازندگی برای: معکوس کردن مسیر یاد شده تاسیس شد. اکنون تمامی 65هزار روستای ایران، دارای آب و برق امکانات اولیه بهداشت، خدمات و آموزش می باشد. ولی هر از چند گاهی، این سیاست ها را تعطیل می کنند! تا بتوانند اقتصاد غیر بومی را زنده کنند. در اقتصاد بومی جای اختلاس و دزدی نیست، زیرا همه مردم آن را می شناسند، و با هم همکاری کنند. بزرگترین دلیل کنار گذاشتن اقتصاد بومی، برای دزدی های کلان است. به همین دلیل آمریکا، بوسیله دکتر میلسپو به بهانه مدرنیزه کردن: اقتصاد ایران اقدام به ایجاد بانک کرد. اولین اختلاس که در تاریخ اقتصاد ایران ثبت شده، مربوط به واحد کامپیوتری وزارت نفت است. که یک مهندس جوان، به بهانه کامپیوتری کردن حسابها، با ایجاد کد کمکی، همه دریافتی های پرسنل را به: حساب خود واریز کرد و بعد هم فراری شد. در اقتصاد بومی، مردم در سیستم کشاورزی سنتی، کارگاههای خانگی، تولید را ساماندهی می کنند. برای شبکه توزیع و خدمات، از دستفروشان و دوره گردها استفاده می شود. برای مسائل مالی نیز از اعتبار شخصی، برای خرید قسطی یا نسیه اقدام می کردند. لذا هیچ گوشه ای از کار، در دست آمریکایی ها نبود، که بتوانند از ان برای دزدی استفاده کنند. به همین دلیل به بهانه مدرنیزه و: مکانیزه کردن سیستم پولی و مالی، مردم را مجبور کردند: تا با سیستم آنها کار کنند. و برای تداوم این وضع، بورسهای تحصیلی فراوانی گذاشتند. متخصصان مالی را به آمریکا برده، مدرک دکترا به آنان اعطا کردند. با خیزش مردمی در سال 1979،مردم بانکها را آتش زدند و: خواستار نابودی این سیستم شدند. ولی نفوذ متخصصان اقتصاد و: اساتید پرورش یافته آمریکایی، با همراهی عوامل جاسوسی: چون امیر انتظام ها، سوء استفاده از سادگی مدیران و: بی اطلاعی انها نسبت به اقتصاد و مسائل بانکی، باعث شد تا بانکها دوباره رشد کنند. و اقتصاد ایران را در دست بگیرند.  آمریکا در این جنگ نابرابر، نیروهای متخصص فراوانی، تربیت و به ایران اعزام نمود. که اکثر انها در بانک مرکزی و: بانکهای دیگر مشفول بکار شدند. با اینکه رابطه ایران و آمریکا قطع بود، ولی تربیت و اعزام جاسوسان اقتصادی، به شدت تمام ادامه داشت. آمریکا به سرعت به نمام ایرانیان جذب شده، دکترای اقتصاد و بازرگانی می داد! و آنها را برای غارت نقدینگی ایران، مامور می کرد.  


ادامه مطلب


نوع اخبار : اقتصادی، 
برچسب : اقتصاد بومی،
لینک ها :

 از دستگیری فله ای مفسدان اقتصادی، باید خوشحال بود زیرا: اینها پیاده نظام ارتش آمریکا، در جنگ اقتصادی علیه ایران و جهان هستند. همانطور که در جنگ تحمیلی، از اسرای بعثی و زیاد بودن آنها، خوشحال بودیم اکنون نیز از دستگیری: هرچه بیشتر آنان باید خوشحال باشیم. زیرا نشان می دهد نگذاشته ایم چون: خاوری ها به دامن دشمن پناهنده شوند. فرضیه ایجاد: جنگ تحمیلی جدید بر علیه ایران، مشابه آنچه در دهه 1980اتفاق افتاد، کاملا غیر عملی است. زیرا که اکنون ملت بزرگ عراق، بیش از هر زمان دیگر، در کنار ایران است. شهرهای عراق بیش از شهرهای ایران! عکس رهبری ایران را دارند. از سوی دیگر آمریکا و اسرائیل، یکبار ایران را آزموده اند! میدانند ایران امروز بسیار: قوی تر و آماده تر از سال های 1980است. بنابر این در عرصه دیگری و: به شکل جدیدتری وارد پیکار شده اند، و آن جنگ اقتصادی است. ستون ها یا لایه های ارتش آمریکا، در این جنگ بطور واضح به شکل زیر است: رکن یا لایه اول آن در اسرائیل قرار دارد. فرماندهان و آمران اصلی جنگ با ایران، در رژیم صهیونیستی قرار دارند. زیرا امام خمینی اساس آن را بر هم زد، و اعلام کرد: اسرائیل باید از روی زمین محو شود. بنابر این برخلاف آمریکا و اروپا که: انگیزه مشخصی برای مقابله با ایران ندارند، اسرائیل موجودیت خود را در آن می بیند. برای حفظ موجودیت خود، باید با ایران انقلابی جنگ میکند. رکن دوم یا لایه دوم ارتش اقتصادی امپریالیزم، در عربستان است. آل سعود و حامیانش، به دلیل جنایت هایی که برعلیه شیعه، انجام داده اند مانند تخریب قبرستان بقیع، کشتار مردم کربلا و تخریب بقعه امام حسین ع، و مانند آن، از رشد یک کشور شیعی وحشت دارد. لذا برای جلوگیری از خشم وانتقام شیعیان، همه ثروت خود را برای مبارزه و نابودی آن، بسیج کرده و هزینه های: تمام درگیری های جهانی: علیه ایران را می پردازد. اما آمریکا رکن سوم این ارتش است! چرا که نیروهای دوره دیده و: شرکت های امنیتی فراوانی دارد، که برای پول می جنگند و: کاری به بهشت و جهنم آن ندارند. لذا پول عربستان و انگیزه اسرائیل فقط: با ششلول بندهای امریکایی نتیجه می دهد. اروپا رکن چهارم این جنگ اقتصادی است. همانطور که مطبوعات رکن چهارم مشروطه بودند! اروپا هم از لحاظ تبلیغاتی و: رسانه ای و حقوقی و غیره، به کمک اسرائیل می شتابد: چنانچه اعلامیه بالفور هم از همانجا بود. اما رکن پنجم یا ستون پنجم این ها، مفسدان اقتصادی وطنی هستند. زیرا با اخلال در سیستم: بازرگانی و اقتصادی ایران، راه را برای حمله چهار لشگر دیگر آماده می کنند! اروپا نبلیغات می کند که: فساد در تمام ارکان حکومت اسلامی ریشه دوانیده! عربستان پول می دهد تا: همه امکانات مردم ایران را از دستش خارج کنند. اسرائیل نقشه می کشد، و آمریکا هم، نیروی متخصص را پرورش می دهد. لذا هرچه از این نیروهای متخصص و: دکترای اقتصاد آمریکایی، بیشتر دستگیر شوند، اقتصاد ایران سالمتر و بومی تر می شود. در این چهل سال آمریکا و اسرائیل و اروپا و آل سعود، نقشه های وحشتناکی برای ایران داشته اند! ولی همه آن تهدید ها، به فرصت برای ایران تبدیل شد. دلار قوی، باعث انتقال کامل داراییهای: آمریکا و اروپا و اسرائیل و آل سعود به ایران شد! زیرا آنها مجبور بودند: اپوزیسیون ایران را،ا پوشش مالی کامل داده، روانه ایران کنند. آنها برای جمع آوری دلارها از دست مردم، یا طلا و زمین و .. مجبور بودند: بالاترین قیمت ها را بپردازند. 156هزارمیلیارد تومان: پول سرگردان به ایران تزریق کردند. بعد مزدورانی را تربیت کرده ند تا: در بانکهای ایران نفوذ کنند، و این پولهای باد آورده را، دوباره جمع کنند! و به آمریکا برگردانند.اینها همان اختلاس گران  یا اسرای جنگ تقنصادی هستند.


ادامه مطلب


نوع اخبار : اقتصادی، 
برچسب : !اسرای جنگ اقتصادی با آمریکا،
لینک ها :

آمریکا چهل سال است که با فرضیه: دلار قوی، درصدد براندازی ایران است، ولی حالا متوجه شده که: خودش زمین خورده، و باید کنار برود. ترامپ با همه دیوانگی اش، این کار را شروع کرده! و می خواهد با تضعیف دلار، در مقابل رقبا، دست برتر داشته باشد. کاهش یا افزایش نرخ ارز، دستکاری عمدی است: برای رسیدن به برخی مقاصد. آمریکا با این مقاصد: دلار قوی را در ایران آغاز کرد: در ابتدا کارتر هزارتومانی ایران را، در دست گرفت و گفت: باید این اسکناس با یک دلار برابر شود! سالها طول کشید تا توانستند: دلار 75ریالی را به ده هزار ریال برسانند. اما این کار ساده نبود: باید دو برابر نرخ تورم، سوبسید پرداخت می کردند. زیرا تورم باعث کاهش ارزش دلار می شد، و اگر فقط به میزان تورم سوبسید تزریق می شد، نرخ برابری را تامین نمی کرد.  معادل این مبلغ ها هم، از عربستان در خواست دلار های نفتی می کردند. اما عربستان فقط در حد: تولیدات نفتی خود، و رایگان فروشی آن به امریکا، یا خرید سلاح، میتوانست کمک کند. لذا هرساله آمریکا بدهیهای بیشتری را متحمل می شد. اما امید داشت که عربستان آن را جبران کند. ولی وفتی جنگ یمن شروع شد، و پهباد های یمنی منابع نفتی عربستان را، بمباران کردند این امید آمریکا هم، نا امید شد. لذا برای اینکه بدهیهای او از 22تریلیون دلار بیشتر نشود، قرار است که دلار تضعیف شود. با تضعیف دلار، واردات محدود می شود، صادرات افزایش پیدا می کند و: آمریکا قادر خواهد بود: بدون ایجاد تعرفه، در جنگ با چین و اروپا برنده شود. یکی از دلایل تضعیف ریال هم، توسط آمریکا، اعمال محدودیت واردات به ایران بود، تا تحریم ها تاثیر بگذارد. کاهش ارزش ریال، نه تنها باعث کارآمد شدن: تحریم های بدون تعرفه گمرکی می شد، بلکه به صادرات آنچه در: داخل ایران بود کمک می نمود. که برخی ها می گفتند: نان را از سر سفره ایرانی برمی دارند، و صادر می کنند! البته صادرات ایران در سه شکل خود را نشان می داد: که همه آنها به دلیل تضعیف ریال، به ضرر اقتصاد بوده است. اولین صادرات ایران نفت بود. قرار بود بین مردم نقسیم شود! ولی به دلیل افزایش قدرت دلار و نیاز به آن، صادرات آن به صورت خام و: با قیمت های بسیار ارزان انجام می شد. زیرا تحریم مانع رقابت: با قیمت های بازار نفت بود. دسته دوم صادرات فرش و پسته و خرما بود، که اینهم برداشتن از سفره مردم بود. مانند برق، که به عراق یا آذربایجان صادر می شود، که باعث قطعی برق در داخل است. دسته سوم صادراتی بود که غیرقانونی انجام می شد: مانند قاچاق سوخت یا موادغذایی و کالاهای اساسی، که ایران سعی می کرد: با دلار 75 ریالی یا دولتی وارد کند. افزایش قدرت دلار و کاهش: ارزش ریالی باعث می شد که: قاچافچیان کالاهای سهمیه بندی شده را، تا ده برابر قیمت بفروش برسانند. و به همین دلیل کوپن ها را، از دست مردم حمع می کردند، یا آنها را برای گرفتن: کارت بازرگانی و پیله وری تشویق می نمودند. از همه مهمتر قاچاق انسان یا فرار مغزها بود. دلار قوی، جاذبه ی زندگی ایدئال برای: نخبگان و فرهیختگان، در خارج از مرزهای ایران را وعده می داد. لذا هرکسی میتوانست، فوری همه چیز را می فروخت، و تبدیل به دلار می کرد. از این لحاظ نیز حکومت اسلامی، زیر فشار و مضیقه قرار می گرفت. البته همه اینها یک فایده بزرگ داشت: تمام پولهای دزدیده شده یا قاچاق شده، اهرم بالا نگهداشتن این قدرت می شد: یعنی بالاترین نقدینگی به جامعه تزریق می شد. چون دلاری که 75 ریال ارزش داشت، آمریکا و مزدوران داخلی و خارجی اش،آن را ده هزارتومان از مردم می خرید!


ادامه مطلب


نوع اخبار : اقتصادی، 
برچسب : دلار قوی، آمریکا را زمین زد.،
لینک ها :


آمار سایت
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • هزارمقاله :
  • تعداد کل مقالات :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :