ندای ماهین
ماهنامه سیاسی اقتصادی
درباره ندای ماهین


ندای ماهین
www.nedayemahin.ir
ماهنامه سیاسی اقتصادی
تحلیلی خبری به زبان فارسی دارای مجوز شماره 77703/95 از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی
صاحب امتیاز و مدیر مسئول سید احمد حسینی ماهینی
آدرس تهران فرحزاد خیابان امامزاده داوود پلاک 169
mahinvare@gmail.com
02188806179
1565846418

مدیر سایت : سید احمد حسینی ماهینی
جمعه 1 شهریور 1398 :: نویسنده : سید احمد حسینی ماهینی

همه مسئولین در نقض اپوزیسیون ظاهر می شوند! هرکس اشتباهات را به گردن دیگری می اندازد! بالاترین مقام اجرایی می گوید: اختیارات ندارم ورهبری هم، از مسئولین خواهش می کند، تا فرمانش ببرند. مدیران ادرات بخشنامه می کارند، و گزارش درو می کنند. طرح های افتاح شده و نشده، هر روز کلنگ می خورد و: قیچی ها ربان ها را می برند. به کجا می روند؟ در قدیم می گفتند: یک کمونیست از شوروی به ایران آمد، و مسلمان شد! به او گفتند توکه ضد دین بودی و: میگفتی کمونیست یعنی خدانیست، چطور یک شبه مسلمان شدی؟ گفت آمدم دیدم که امام خمینی یک حرفی می زند! هاشمی یک حرف دیگر و موسوی حرف سومی می زند! فهمیدم خدایی هست که این مملکت را نگهداشته!الان هم پمپیو کارگردان است، هرچه می گوید مردم هم آن را تکرار می کنند! می گوید همه جای ایران را فساد گرفته! مسئولین دزد هستند، پول مردم را برای خودشان ذخیره می کنند! تبلیغات آنها چنان قوی وزیاد است، که مسئولین را هم به موضع اپوزیسیون کشانده، آنها هم می گویند فساد زیاد است! هیچ کاری صورت نگرفته، و ایران ویران شده است. از شکسته نفسی خود سوء استفاده کرده، و زبان گویای پمپیو می شوند. آنهاییکه می ترسند صریح بگویند، با اشار و شعر و فیلم آن را می گویند، و آنهاییکه می توانند، به رسانه های معاند می گویند. آنهایی که به رسانه های زنجیری داخلی دسترسی دارند، در ان منعکس می کنند. نخبگان هم وظیفه خود می دانند! به نظریه نخبگی، بی توجهی مسئولین اسم گذاری کنند، و یا دقیقا همه حرفهای پمپیو را، در یک کپسول کرده، در جلسه با رهبری ان را، با گریه بیان کنند! رهبری هم تایید می کند! و فقط می گوید نا امید نشوید! مشکلات هست. یا در جلسه مسئولین می گوید: از تولید حمایت کنید! و مقررات را بردارید! اگر مقررات نباید باشد، چرا مجلس هست و هیات دولت؟ و اگر انها گفتند باید اینها باشد، چرا مخالفت؟ مسئله این است که همه را از رادیوهای بیگانه می گیرند، اگر تجربه کنند خواهند فهمید که مردم، زندگی خودشان را می کنند! بهترین نوع زندگی را دارند. به موقع بهرین غذاها را می خورند، بهترین وسیله ها را استفاده می کنند، و به موقع تفریحات سنگین و پرخرج را، از سر می گذرانند. اگر تولید در کشور نیست، پس اینهمه احتکار از کجا می آید؟ اگر پول نیست و مردم فقیرند، پس اینهمه دزدی برای چی است؟ دزدی نشان ثروت های بیشمار است. جالب است کسانی دزدی می کنند که: بیشتر از همه دارند! و کسانی گدایی می کنند که: با ماشین های اخرین سیستم رفت و آمد می کنند، و کسانی بر سر چهار راه ها، کودکان کار نام می گیرند که: میلیارد ها دلار خرج کرده اند تا: از آنسوی آبها بیایند و میلیون ها ریال، خرج کرده اند تا زبان فارسی یاد بگیرند! و حاضر نیستند چهار راه خود را، به هیچ قیمتی بفروشند. اگرمردم فقیر هستند و بی پول و بی غذا، پس چرا همه آمارها، از مصرف سه برابری ایرانیان، سخن می گویند؟ لابد اجنه ها هستند آنها را مصرف می کنند! یا یک قشر کوچک، سه برابر تمام ملت ایران می خورند و می آشامند! در حالیکه آنها هم یک شکم بیشتر ندارند، واگر همان سه برابر متوسط بخورند، مرض قند و چربی وچاقی می گیرند! همه اینها بخاطر آن است، که خدا را فراموش کرده اند! حضرت علی ع با اینکه باغهای زیادی در: مدینه احداث کرده و چاههای فراوانی کنده بود، همه آنها را وقف می کرد و خودش، نان خشک و نمک می خورد. و مردم ما به دلیل فراموشی خدا، همه چیز می خورند و به همه بیماریها دچار می شوند، باز هم می گویند کم است! با اینکه همه چیز مثبت است، و تمام دنیا این را می دانند، ما می خواهیم ذهن آنها را مخدوش کنیم.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب : چه کسی برخیزد؟،
لینک ها :

دستگاههای دولتی و شبه دولتی درایران، به علت وابستگی فرهنگی و فکری به غرب، اصلا پیگیر حقوق ملت ایران از غرب نیستند، یا آن را ضروری نمی دانند! در حالیکه هر روز پمپیو شخصا، در همه نشست ها، رهبری و نظام را مورد توهین قرار می دهد، و متهم به فساد و اخاذی می کند، کسی تا کنون پاسخی نداده! حتی احساس مسئولیت هم نمی کنند، که یک لایحه اعتراضیه بدهند. آنها هر روز در تبلیغات خود، ملت ایران را تهدید می کنند. از جنگ و از تحریم می ترسانند! و نخبگان ما بجای دفاع از ایران، دچار یاس و نا امیدی می شوند! و همه سخنان آنان را عینا، به عنوان اعتراض در حضور رهبری مطرح می کنند! عجیب است که چرا هنوز کسی، قدرت ایران را باور نمی کند، و از حق آن دفاع نمی کند. همه مسئولین از بالا تا پایین، نقش اپوزیسیون را بازی می کنند، و همه اعتراف می کنند که اشتباهات زیادی داشته ایم! و همه می گویند که مدیریت کشور، باعث بروز اینهمه مشکلات شده است! و بدیهی است که انتقاد از مدیریت، به راس آن برمی گردد.! در حالیکه زمان آن رسیده، که سر خود را بالا بگیریم و به: پیشرفت های کشور خود افتخار کنیم، و مطالبات را، به سوی علت عقب ماندگی سالهای گذشته، برگردانیم. اگر آمریکا و روسیه و چین، پول نفت ما را نمی دهند، این امر باعث کمبود ذخیره ارزی شده، و قیمت دلار را بالا نگهمیدارد، در حالیکه دشمنان و دوستان می گویند: این تورم و گرانی، عملکرد مدیریت سطوح بالا است. یا اینکه سرقت پولهای ایران، از طریق اختلاس و دزدی کار: کشورهایی امثال کانادا و استرالیا و سوئیس است، که به دزدان و اختلاس گران، روش دزدی را یاد داده و نهایتا، آنها را پناه می دهند، تا حاشیه امنی برای دزدان و اختلاس گران دیگر، ایجاد شود و این روند ادامه یابد. و تبلیغات دوست و دشمن! عکس قضیه را مطرح کرده، و اصلا به این جنبه اشاره ای نمی کنند. دزدی دریایی انگلیس  را در جبل الطارق، قانونی دانسته و دستگیری کشتی متخاصم، که از کانال خروجی تنگه وارد می شد را، دزدی دریایی ایرانیان تبلیغ می کنند! هزاران فیلم و سریال ساختار شکن، برای ایرانیان می سازند و هزینه های کمر شکن آن را می پردازند، تا در فضای ایران پخش شود! و بعد می گویند مردم ایران فاسد و خواستار بی حجابی هستند. میلیاردها کیلومتر مربع از خاک ایران را تجزیه کرده، اموال ایران را به غارت بردند، هنوز هم به دنبال تجزیه بیشتر هستند. به بهانه فقر و سوء مدیریت و کسر بودجه و امثال آن، تجزیه سرزمین ما را تایید کرده یا: بعنوان مناطق ازاد و ویژه، از دسترس ایران خارج می کنند. لذا موقع آن رسیده برخیزیم و از کیان خود دفاع کنیم! همانطور که در جنگ هشت ساله قیام کردند. اسرار نهفته در دل دفاع مقدس، که هنوز هم بیان نمی شود، به ما می گوید که دولتها (مخصوصا در دولت میر حسین موسوی) با: واردات کالاهای به اصطلاح اساسی، به نرخ دولتی، هم تولید داخل را نابود کردند، و هم بودجه و خزانه را خالی کردند، تا هیچ کمکی به دفاع مقدس نکنند. بارها فرماندهان وابسته به آن دولت، اعلام کردند که بودجه زیر خط قرمز است! و عاقبت هم با این بهانه جام زهر را، به دست رهبر کبیر انقلاب اسلامی دادند. امروز باید همه پول نفت ایران باز پس گرفته شود، عتیقه جات و تاریخ و تمدن ایران که قاچاق شده، برگردانده شود پولهادر بانکهای سوئیس و آمریکا و انگلیس به ایران برگردد. منتظر قوه قضائیه یا قوه مجریه هم نباید ماند! آنها نه تنها مایل نیستند، بلکه ترجیح می دهند باز هم بیشتر: به خارج بفرستند تا جای پای اختمالی برای بازنشستگی خود داشته باشند. اگر فقط بهای نفت فروشی به ایران برگردد، همه مشکلات اقتصادی مردم رفع می شود.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب : بسیج عمومی برای احقاق حق ایران،
لینک ها :
چهارشنبه 30 مرداد 1398 :: نویسنده : سید احمد حسینی ماهینی

قوه قضائیه، از دو جنبه از کمک استارت آپ ها بی بهره است: اول اینکه از انها می ترسد! دوم اینکه استارت آپها هم از ان می ترسند. که اگر این دو از بین برود، کل پروند های ورودی کاهش یافته، و قوه به وظائف سیاستگذاری و پیگیری: حقوق ملت ایران حواهد پرداخت. اولین ترس قوه قضائیه به دلیل پیری و سالخوردگی اعضا! و عناصر تاثیر گذار ان است، که آنها با استارت آپها اصلا آشنایی ندارند، و نمی خواهند داشته باشند! جمود تکنولوژیک سالخوردگان را، چند سال پیش نیز دیده بودیم! وقتی دستگاه فتوکپی آمده بود، تا سالها آن را نمی پذیرفتند! و براساس رونوشت های دستی کار می کردند. فاکس و تلکس را اصلا برای دادگاه ها قبول نمی کردند، و از اینترنت هم فراری بودند. الان هم هرکس به دادگاهها می رود، باید گوشی تلفن خود را خاموش و تحویل دهد! زیرا می ترسند عکسی گرفته شود! یا صدایی ضبط شود یا مکالمه ای صورت بگیرد،( که احتمال آن نیم درصد است) که برای دادگاه مضر باشد. در حالیکه همه اینها مشمول قول: امیر المومنین است که فرمود: (التاس اعدا ماجهلوا) مردم دشمن جهل خودشان هستند. اگر جهل آنها به آگاهی تبدیل شود، ترس و دشمنی از بین می رود. مانند کسی که از تاریکی می ترسد! ولی اگر لامپ روشن شود، می بیند که ترس او بیمورد بوده! حالا هم اگر پیرمردهای ضد پیشرفت: حاکم بر قوه قضائیه از قول امیرالمومنین، درس بگیرند و خود را بر علوم جدید و رایانه، آگاه سازند خواهند دید که بسیاری از: مشکلات قوه حل می شود. نه اینکه کاری شده باشد! بلکه همینکه اینترنت و رایانه را آشنا شوند، خودش بیش از 90درصد مشکلات قوه قضائیه و: پرونده های مطروحه را حل می کند. برای اشنایی این افراد باتجربه و پیشکسوت! کافی است مثالی از گوگل بیاوریم. ضرب المثل است که می گویند: خودت را پیدا کن، بقیه چیزها در گوگل هست. یعنی گوگل داناترین و با اطلاع ترین سازمان جهانی است. و بر همه دانش بشری تسلط کامل دارد. چرا به این مقام منیع رسیده؟ مقامی که ابن سینا سالها دود چراغ خورد، تا کمی از ان را بنویسد؟ این چیزی نیست جز اینکه به کلام دیگر مولایمان: امیر المومنین عمل کرده است: از مشاوره استفاده کرده، زیرا مشورت جمع کردن عقول دیگران، در نزد خود است. بنابر این بجای اینکه دنبال یک کتاب به مصر بروید، یا در موزه لور فرانسه دنبالش باشید، و بجای اینکه صفحات را کپی کنید، و بعد به متخصص خط شناس مراجعه کنید. همه اینها بایک دکمه زدن: جلوی چشمان شما است. پرونده ها هم، همین است. لازم نیست بازپرس دستور تحقیق بدهد، شاکی ان را به کلانتری برده، و با دردسر مامور بگیرد، و به محل برود! همه اینکارها شده و در کدملی هرکس ضبط گردیده. کافی است بدون حضور شاکی، و بدون بگیرو ببند آنها را جمع آوری و: حکم را صادر کند! و شاکی هم در منزل یا کافی نت، در حالیکه چای می خورد ان را دریافت کند، و پرینت بگیرد! پروندهای سیصد کارتنی پدیده، یک برگ می شود. لذا ما از دو طرف می خواهیم که: از همدیگر نترسند! هم استارت آپها به کمک قوه قضائیه بیایند، و هم قوه قضائیه عینک بدبینی را بردارد. کل جمعیت ایران 85میلیون است! اگر 8میلیون افغانی و 2مییلیون مهاجر های دیگر را، اضافه کنیم صد میلیون هم بشود، جمعیت یکی از استانهای چین است. اگر چینی ها یک روز پیاده راه بیافتند، همه را زیر پا له می کنند! چرا همه آنها چندین پرونده دارند؟ همه اطلاعات پرونده هم تکراری است. از هر ده سولی که قاضی می کند، 7تای ان مربوط به هویت طرفین است، و هر بار این تکرار می شود! در حالیکه یک کدملی همه اینها را، در اینترنت به ما می گوید.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب : استارت آپها به کمک بیایند!،
لینک ها :
چهارشنبه 30 مرداد 1398 :: نویسنده : سید احمد حسینی ماهینی

غربی ها ضرب المثلی درست کرده اند: تا جاپای خود را محکم کنند! و آن اینکه هرکاری می خواهیم بکنیم، می گویند چرخ را دوباره اختراع نکنید! ولی این ضرب المثل موقعی درست که: به ما هم یاد بدهند، اما آنها یاد نمی دهند. بلکه برعکس کاری می کنند که: چشم بسته از انها خرید کنیم. لذا دانشمندان ما باید نه تنها چرخ را دوباره طراحی کنند، بلکه در همه موارد مشکوک باشند. زیرا اگر حتی یک مورد فنی را یاد نگیرند، از همان جا ضربه می خورند! که در فارسی آن را فوت آخر می گویند. اما اگر چرخ را خودشان اختراع کنند، دیگر نیازی به آن سوی آب ها ندارند. نمونه چنین کاری  در یمن اجرا شد. یمن سالها زیر بمباران آل سعود بود: هر دقیقه یک کودک شهید می شد. ولی انها منتظر بودند تا یکی دلش بسوزد! وبرای انها ضد هوایی بفرستد. اما توپ ضد هوایی که بتواند: جت های جنگنده سعودی را سرنگون کند، به مثابه فوت آخر امریکایی ها بود، و مایل نبودند آن را به یمن بدهند. دیگران هم از امریکا می ترسیدند و نمی دادند. تا اینکه یمن فهمید: چرخ را باید دوباره اختراع کند، لذا به سوی تولید موشک و پهباد رفت، و بصورت کاملا بومی آنها را طراحی کرد. چنان در این کار ماهر شد که: هر ماه یک نوع موشک یا پهباد جدید رونمایی می کند. پهبادهای آمریکایی و سعودی را هم سرنگون می کند. با این حال هنوز به فناوری ضد هوایی دست پیدا نکرده! چرا که قشر ضد بومی یمنی ها، هنوز منتظرند که آمریکا دلرحم شود! و به آنها ضد هوایی بدهد. در ایران و لبنان و سوریه هم، مهندس چمران همین کار را کرد. لذا اگر بخواهیم مشکلات کشور را حل کنیم، فقط باید بومی فکر کنیم و: چرخ را دوباره و به دست خود اختراع کنیم، والا در انتظار خرید تکنولوژی بودن، مصیبت خودروسازان ببار می اورد: کشوری که موشک قاره پیما می سازد، از تولید اتومبیل عاجز است. فقط به این دلیل که میلیارد ها دلار صرف کرده، تا تکنولوژی از فرانسه یا انگلیس بخرد! ولی بعد از 60سال هنوز مونتاز کاری می کند. اگر انها یک قطعه هم ندهند، خودروهای تولیدی در انبار پوسیده می شود. اکنون نوبت کشمیر و هنگ کنگ، مسلمانان میانمار و تونس و الجزایر و .. است که: دست از گدایی بردارند، و خودشان همه چیز را از صفر شروع کنند. در مسائل  علم اقتصاد هم، همینطور است: دولت آمریکا تا قبل از جنگ دوم جهانی، همه صنایع را حمایت می کرد: گاه تا 60درصد صنایع به کمک دولت اداره می شد. مالیاتهای انها را می بخشید، زمین رایگان و انرژی ارزان به آنها می داد، تا صنایع رشد کنند. اما وقتی در جنگ دوم جهانی، رفبای این صنایع در اروپا، همگی از بین رفتند! زیر ساخت ها در ژاپن و چین و انگلیس و فرانسه و آلمان نابود گردید. تنها یکه تاز تولید و فروش کشور آمریکا شد. لذا از ان تاریخ موضوع تجارت ازاد را مطرح نمود! تعرفه گمرکی را برداشت. به استادان اقتصاد خود گفت که در تمام دانشگاهها، از حمایت دولت از تولید را تقبیح کنند. آنها نیز گفتند که دولت، تاجر خوبی نیست و در هر جایی وارد شده! کار را خرابتر کرده است. لذا صنایع در کشورهای دیگر را، از حمایت دولت خودشان محروم کرد. مدیرانی که در امریکا پرورش یافته بودند، در این صنایع شغلهای کلیدی را در دست گرفته و: فقط برای کالاهای آمریکایی بازاریابی کردند. روشهایی را تدریس می کردند که: برپایه چرخ را دوباره اختارع نکنیم، بود! در ایران هم می گفتند ما نوکر شما هستیم! هرچه بخواهید برای شما می سازیم، دست به هیچ کاری نزنید: فقط شما دست به کمر، آزاد و خوش باشید! البته ایرانی ها میدانستند دروغ است، ولی آل سعود و دیگران باور کردند! و لذا تبدیل به گاو شیرده برای امریکا شدند.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب : چرخ را دوباره اختراع کنیم!،
لینک ها :
چهارشنبه 30 مرداد 1398 :: نویسنده : سید احمد حسینی ماهینی

بسیاری از وظائف قوه قضائیه و ووزارت خارجه روی زمین مانده! به دلیل اینکه یا بودجه ندارند یا امکانات لازم فراهم نیست. و این امور میتواند از طریق واگذاری به بخش خصوصی، به راحتی حل شود.مثلا در مجلس طرح 10ماده ای، بمناسبت روز 28مرداد اعلام وصول شد، تا وزارت خارجه و وقوه قضائیه را مکلف کند: تا حقوق از دست رفته ایران ر،ا از کودتای 28مرداد 32 به بعد استیفا کند. این چندمین مصوبه مجلس است، که روی زمین مانده. مشابه آن حقوق از دست رفته استانهایی است: که از دست رفته و تجزیه شده اند. دراین خصوص وکلای مبرز و متخصصی هستند، که ممکن است استخدام وزارت خارجه یا قوه قضادیه نباشند، ولی میتوانند حقوق ملت را استیفا کنند. لذا باید قوه قضائیه و وزارت خارجه نیز، در راستای تحول اداری، به امر واگذاری کارها به مردم هم توجه کند، تا توانایی های ان چند برابر شود. دریک همایش مربوط به چگونگی: تجزیه بحرین، استاد دکتر خسرو معتضد و دکتر باهر حضور داشتند، که به راحتی میتوانند اسناد یاد شده را تهیه، و پیگیری کنند. مسلما مشابه دکتر معتضد و یا دکتر باهر، نه تنها در وزارت خارجه حتی در قوه قضائیه هم وجود ندارد. کلیه اموال توقیفی ایران در امریکا، وجوه نقد بلاصاحب در حسابهای بانکی اروپا و کاندادا، همه ملک ایران هستند و باید در اختیار ایران قرار گیرند. ولی وزارت خارجه یا قوه قضائیه، تاکنون هیچ کاری نکرده اند. اما اگر این ها را به شکل پروژه، تعریف کنند میتوانند به سازمان ها: و انجمن های حقوقی واگذار کنند. انها نیز در قبال دریافت کارمزدی پیگیری کنند. همین جریمه توقیف چند روز کشتی آدریان دریا، مبلغ کلانی می شود که اگر به عهده وزارت خارجه، یا قوه قضائیه باشد: به فراموشی سپرده می شود. در حالیکه مردم ما به این پولها نیاز دارند، دولت میتواند با دریافت آنها بودجه را، بدون کسری تنظیم کند. طبیعی است که بخش خصوصی، با انگیزه درآمد زایی برای خود، این موضوع را در سطح بالا و: قابل قبولی پیگیری و به نتیجه می رساند. قرارداد با ان جی او ها میتواند دو حالت داشته باشد: اول اینکه درصدی باشد، یعنی شرکتهای حقوقی اقدام کنند و هرچه از این خرس کندند! ده درصد برای خودشان باشد. دراین صورت انگیزه بخش خصوصی، بر هرچه بیشتر دریافت خسارت است. تا خود نیز درآمد بالاتری را تصاحب کند. حالت دوم میتواند به صورت قرادادی باشد، یعنی دولت یا قوه قضائیه، پرونده و مدارک را تهیه و: تمام فیش های واریزی را به گردن گرفته، ولی برای مجری، حقوق یا دستمزدی منظور کند.این امر به افزایش کارمند و بزرگ شدن دولت انجامیده، کار به نتیجه نمی رسد. زیرا کارمند ترجیح می دهد زمان طولانی تر شود، تا اوهم مدت بیشتری حقوق بگیرد. فرض کنید برای بازگرداندن الماس کوه نور که: جفت الماس دریای نور ایران است، به بخش خصوصی توجه نشود. حتی با وجود قول استرداد ملکه انگلیس، بازهم کاری نشده و به فراموشی رفته است. اما اگر به یک پیمانکار معتمد، درصدی از قیمت آن داده شود، فوری ان را دریافت و تحویل خزانه می دهد، تا به درصد خود برسد. درآمد های نفتی ایران در دوران انگلیس، طی 50سال چیزی بالغ بر 10تریلیون دلار و: بعد از کودتای 1332 که از طرف امریکا، غارت می شده 670تریلیون دلار می شود. که هیچ مبلغی از این پولها به ایران داده نشده. اگر به عهده وزارت خارجه یا قوه قضائیه باشد، خواهد گفت سرمان شلوغ است! فعلا وقت نداریم! اگر یک درصد این مبلغ هم، به پیمانکار صلح شود، برای دریافت آن فوری همه قراردادها را زنده می کند. ممکن است بگویند آمریکا پولی ندارد بدهد، خوب، کاخ سفید را بفروشد، یا پنتاگون و یا برج ترامپ.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب : خصوصی سازی در قوه قضائیه،
لینک ها :

روز عید غدیر در همه زمان ها و همه مکانها، روز جدایی حق از باطل است، زیرا که پیامبر فرمود:( الحق مع علی و علی مع الحق) حق با علی است. کسانی که علی را قبول ندارند کافرند، و کسانی که علی را کمی قبول دارند! اشتباه می کنند. چرا که پیامبر همان روز های اول، علی را به جانشینی خود انتخاب کرد. آنهاییکه در غدیر تشکیک می کنند، بدانند که غدیر واقعی روز اول اعلام آشکار اسلام است. زیرا پس از اینکه مدتها پیامبر مخفیانه تبلیغ دین می کرد، روزی دستور امد(فانذر عشیرتک الاقربین) نزدیکان خود را بخوان، و اسلام را بر انها عرضه کن. پیامبر همه قریش را دعوت کرد و رسما، خود را پیامبر معرفی، و همانجا فرمود هرکس اولین نفر، به من ایمان بیاورد جانشین من است. هیچکس برنخاست! فقط یک نفر برخاست و به رسالت پیامبر گواهی داد. و ان کسی جز علی ع نبود. پیامبر به علی ع فرمود بنشیند. و سه بار آن را تکرار کرد، تا کسی نگوید نشنیده ام!هر سه بار فقط علی ع بود که به صداقت پیامبر گواهی میداد، تا در راه خدا کمک کند. سران قریش و همه بستگان شاهد بودند که: بعد از سه بار  پیامبر فرمود: علی اول ایمان آورنه به من است و: بعد از من جانشین من خواهد بود. حالا چه کسانی می گویند غدیر وجود ندارد؟ یا حادثه غدیر فقط در خواست دوستی، بدون ولایت است؟ آنهاییکه این حرف را می زنند، باید توبه کنند والا کافر خواهند شد. زیرا کافر کسی است که: ضروریات دین را نفی کند، و آن را نپذیرد. امروز هم اگر کسی عدیر را نپذیرد، و جانشینی بلافصل او را رد کند، کافر است. دستور صریح خداست که در ان روز، رسالت کامل شد، یعنی ان روز نبود و اعلام تاجگذاری حضرت علی نمی شد، رسالت ناقص بود و دین تمام نبود. کسی که با دستور صریح خدا، مبارزه می کند کافر است ولو: نام او شیعه یا غیر شیعه باشد. استاد دکتر شهاب مرادی، چه منطقی گفتند: اگر کسی کار اشتباهی کرد، به او نگویید شیعه نیست. درست است که شیعه علی باید: در حد کمال باشد ولی اگر نبود، باید مطابق اشتباه یا گناهی که کرده مجازات شود، نه اینکه تابعیت او را سلب کنند! و بگویند توشیعه نیستی. هرکس علی را قبول داشته باشد، شیعه است ولو نام های دیگری برای خود انتخاب کند. و اگر کسی علی ع را قبول نداشت، کافر است ولو نام شیعه بر روی خود گذاشته باشد. این روح علی در کالبد زمان ماست، که خود را نشان می دهد. امروز و فرداها هم، همین است. هرکس از امروز تا قیامت، علی ع را دوست داشته و قبول کند، شیعه است ولو مسیحی باشد! واگر کسی علی را رد کند و: ولایت او را نپذیرد کافر است، ولو خود را امامیه یا زیدیه بداند. کیارستمی یک از کارگردانان بنام سینمای ایران است. اما نگرش او نگرش مذهبی نبود، و صحبتی از قیامت و زنده بودن پس از مرگ نزده بود. اما پسران و هواداران او، اصرار دارند که کیارستمی زنده است! و آثارش با ما حرف می زند. این است فرق یک کافر که، تا زنده است قیامت را قبول نمی کند، ولی بعد از مرگش القا می کنند که مذهبی بوده! و قیامت و زنده بودن پس از مرگ را قبول داشته. مردم هم برخی اینطور فکر می کند! حضرت علی ع را که نماز مرتب می خوانده، فکر می کردند نماز نمی خواند! و از اینکه در محراب نماز شهید شده، تعجب می کردند! اما ولید و امثال آن که بزور، نماز می خواندند و اشتباهات زیادی می کردند، نمازخوان می دانستند! تمام این انحرافات از موقعی بوجود می اید که: شخص نمی خواهد حقیقتی را قبول کند. زیرا یکی از تعاریف کفر همین است. کفر یعنی پوشاندن حقیقت! و بالاترین حقیقت هم خدا و انبیا و اولیا هستند. و اول کسی هم که مورد غفلت قرار می گیرد همان خدا و انبیا و اولیا است.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب : روح علی در کالبد زمان ما،
لینک ها :
دوشنبه 28 مرداد 1398 :: نویسنده : سید احمد حسینی ماهینی


یمن کشور بزرگ و با عظمت و: دارای تاریخ پر افتخار است. حضرت علی ع بارها به یمن رفته، و پیامبر نیز به آنجا علاقه داشت. مردم آنجا هم از امام حسین ع خواستند که بجای کربلا، به یمن برود تا از ایشان دفاع کنند. آنها در طول سالیان دراز به اسلام و شیعه، عشق می ورزیدند الان نیز، خداوند آنها را عزت داده و در جهان سربلند کرده است. که در تجمعات بزرگ روز عید غدیر آن را دیده ایم. پرواز ده پهباد یمن به سوی مرز امارات، و گلوله باران بزرگترین پالایشگاه نفتی آرامکو عربستان، نشان از قدرت و عزت این ملت دارد، که به اعتراف وزیر نفت عربستان، با اینکه نفت ندارند ولی، قیمت نفت در دست آنها ست! این قدرت و عزت و شوکت را خداوند به انها داده، و طبیعی است که از انها مسئولیت هایی را هم می خواهد! اولین خواست خداوند که از زبان: حضرت علی ع جاری شده، فرمود(کونا للظالم خصما و للمظلوم عونا) یاور ضعیفان باشید، و دشمن ظالمان. شاید ایرانی ها عمق جنایات عربستان و: امارات را متوجه نشوند، ولی یمن با گوشت و پوست خود، این گستاخی آنها راتجربه کرده است. لذا نباید خود را تابع سیاست ها یا محدودیت وزارتخانه های ایران بکند. چون در ایران لیبرالها، اصلاح طلب ها و یقه سفید ها تا قلب: نهضت نفوذ کرده اند و نمی گذارند: اهداف امام خمینی و رهبر معظم اجرا شود. امام خمینی صراحتا فرمود: اگر از صدام بگذریم ( واو را ببخشیم)، ولی از آل سعود نمی گذریم! و آنها را آخوندهای درباری معرفی می کردند. اما وزارت خارجه ایران بنا به تقیه! آن را برادر دینی و همسایه (که اصلا مرز مشترک ندارد.) می خواند. در صدد امضای پیمان عدم تجاوز است! این یعنی ایران به تجاوز گری خود اعتراف می کند! و استقبال نکردن شیوخ به رهبری آل سعود، معنی اش این است که: قسمهای وزیر خارجه را هم باور ندارند!( که ایران تجاوز نخواهد کرد!) ولی یمن می داند که آل سعود، چه شیطان بزرگی است که: آمریکا و انگلیس را و اسرائیل را درس می دهد! شاهد بودیم که نمایینده یمن در اعتراضی به زبان فارسی می گفت: یمن همیشه در جمهوری اسلامی مظلوم بوده! و فرصت ابراز عقیده به آنان داده نمی شود. البته  روشن است که چرا! چون وقتی آل سعود را برادر و ودوست و همسایه! و هم پیمان بدانند، طبیعی است که باید بر یمن سخت گیری کنند!  واگر کمی هم توجه می کنند برای: در امان ماندن از خشم مردم و رهبری است. لذا یمن می تواند با تکیه بر قدرت خود، خلا های موجود را پرکند. اگر ایران همه نیروی خود را صرف مبارزه با: تحریم های امریکا می کند، لبنان در تیررس اسرائیل است و لذا: باید حواسش به آنجا باشد، ولی یمن مستقیما با شیطان درون روبرو است! که پیامبر اسلام ان را جهاد اکبر خواند! شیطان بیرونی آمریکا است، ولی شیطان درونی آل سعود است. برخلاف تصور ساده اندیشانه دیپلمات های ایرانی، عربستان مادر تروریسم در جهان است. هرجا کشتار شیعیان هست، پول سعودی در انجا خرج شده است. دلار های نفتی آل سعود است که: داعش و طالبان را بوجود آورده، و به جان مردم کابل و افغانستان انداخته. و آنها هر روز یک عروسی را، به عزا تبدیل می کنند تا نسل شیعیان قطع شود! همانقدر که در یمن به کودک کشی روی، اورده اند همه جا قتل عام مسلمانان را، از کودکان شروع می کنند. زیرا براساس اعتقاد صهیونیستی آل سعود، کودکان هستند که مانند حضرت موسی ع، دور از چشم آنها و در زیر عبایشان! رشد می کنند و دودمان آنها را برباد می دهند. لذا در هر کجای دنیا، عربستان به مقطوع النسل کردن شیعیان مشغول هست. از اینرو مسئولیت یمن ایجاب می کند که: در انجا حضور داشته و دفع: این دشمن نابکار را در دستور کار خود قرار دهد.



ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب : دست به دامن یمنی ها!،
لینک ها :

همه سیاستمداران می دانند که در تاریخ مشروطه، و قبل از ان چه خیانتها که به ملت ایران نشد! و چه استانهایی از ایران جدا شد. موضوع خاک و وسعت آن بحث مهمی است، ولی از ان مهمتر ساکنان این خاک ها هستند. وقتی که روسیه سابق برگرجستان یا آذربایجان، مسلط شد اولین کار انها پرده دریدن از پرده نشینان بود. آیا ناموس یک مسلمان یا یک شیعه، که به دست یک قزاق روسی یا انگلیسی، آلوده دامن می گشت، رگ گردن هیچ غیرتمندی متورم نمی شد؟ علی ع که حاکم بزرگترین کشور های دنیا، و یک امپراطوری عظیم از کشور مغرب  تا چین بود، وقتی شنید یک خلخال از پای یک پیر زن یهودی، در آن سوی شامات دزدیده و به غارت رفته، بر بالای منبر رفت و سخنرانی کرد و فرمود: اگر مردان غیرتمند از شنیدن این خبر دق کنند و بمیرند، سزاوار سرزنش نیستند. آنهاییکه خود را پیروان علی می دانند، آیا نمی بینند که در کشمیر، سربازان هندی چه می کنند؟ آنها برای مبارزه با یک مشت مردم فقیر و بی اسلحه، قویترین تک آوران خود را اعزام می کنند، که با حرکت یک انگشت دستشان، گردن یک شیعه را می شکنند. آنها مسلح به انواع گلوله ها هستند، در حالیکه مردم کشمیر در اثر محاصره طولانی مدت هندی ها، به هیچ نوع امکاناتی دسترسی ندارند. اما همین مردم ضعیف و گرسنه و تحقیر شده و گرسنه، چنان در دل هندی های بی دین ترس انداخته اند، که فکر می کنند یک کودک شیرخوار شیعه هم، یک کماندو است! او را در شکم مادرش می کشند! تا فردا را نبیند. مادرانی که سالها در گرسنگی بچه بزرگ کرده اند، می دانند که کودکشان حتی یک شکم سیر غذا نخورده! چطور می تواند در مقابل غولهای هندی، که دوره عالی رزم های انفرادی را، در چین و آمریکا و انگلیس دیده اند برابری کنند؟ اصلا چرا هند با جمعیت ئو میلیاردی، از یک جمعیت اندک جنگل نشین فقیر می ترسد؟ چرا آنها را محاصره نظامی و اقتصادی و فرهنگی، حتی مذهبی می کنند؟ روشن است! چون هیچ کس را در مقابل خود نمی بینند، و ترکتازی می کنند. اگر مردم کشمیر هم مانند مردم یمن، به پهباد ها مجهز بودند، آیا بازهم هندی ها این وحشی گری ها را اجرا می کردند؟ آیا کسی نیست که به داد آنها برسد؟ راه قانونی همه پرسی است، ولی هندی ها آن را قبول نمی کنند، حتی خودمختاری انها را یکجانبه لغو کردند! و کسی به آنها اعتراض نکرد. از سید مقاومت می خواهیم: دراین خصوص کاری کند. سید می داند که از دست ایرانی ها کاری برنمی اید! چون لیبرال ها و اصلاح طلب ها، همه جا را قبضه کرده اند و چشم به دهان: نخست وزیر هند هستند. لیبرال ها خودسانسوری را، بنام ازادی در ایران معنی می کنند! خودشان نمی خواهند که صدای مظلومان کشمیر، پاراچنار و ایغور و ها را بشنوند. آنها فقط دنبال پس انداز دلار ها در بانکهای سوئیس هستند، یا در حال ساخت ویلا در خارج از کشور. تعداد معدودی هم که دلسوزی می کنند به نام: تندرو و افراطی و جنگ طلب معرفی می کنند. حتی قبل از امریکاییها نزده می رقصند! الان موضع آمریکا نسبت به کشمیر، بهتر از موضع همین اقایان است. در حالیکه سید مقاومت در سحنرانی خود، نقشه خاورمیانه جدید را مطرح کردند، و از خط مقاومت بعنوان قدرت برتر یاد کردند. اما این قدرت برتر، مسئولیت برتری هم دارد. باید تجربه های خودرا در اختیار: همه مظلومان جهان قرار دهد. مردم هنگ کنگ به تنهایی در برابر قدرت: میلیتاریستی چین ایستاده اند. آنها نمی خواهند مستعمره چین بشوند، ولی ایا کسی هست آنها را کمک کند؟ و مانند چین آنها را شورشی می خوانند؟ مردم ونزوئلا در امریکای جنوبی،تفاوتی با مردم هنگ کنگ ندارند. همه فقط استقلال می خواهند.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب : چرا پرونده هند به شورای امنیت نمی رود؟،
لینک ها :


( کل صفحات : 328 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   
آمار سایت
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • هزارمقاله :
  • تعداد کل مقالات :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :