ندای ماهین
ماهنامه سیاسی اقتصادی
درباره ندای ماهین


ندای ماهین
www.nedayemahin.ir
ماهنامه سیاسی اقتصادی
تحلیلی خبری به زبان فارسی دارای مجوز شماره 77703/95 از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی
صاحب امتیاز و مدیر مسئول سید احمد حسینی ماهینی
آدرس : میدان شهدا پاساژ امیدوار طبقه دوم واحد 2
mahinvare@gmail.com
02136608528
09120836492

مدیر سایت : سید احمد حسینی ماهینی

مردم انگلیس با سابقه جهانگشایی قرن گذشته، اکنون به گرفتاری مهمی دچار شدند، که هیچکس ان را باور نمی کند! پرچم سه کشور در یک پرچم ادغام شد، ولی حالا در حال تجزیه شدن هستند. اگر برگزیت را می خواهند باید، کوچکتر شدن را هم بپذیرند. رای گیری اخیر آن را ثابت کرد: دلیل مهم این گرفتاری ها بیکاری و رشد اقتصادی منفی است. مردم نمی دانند که از اتحادیه اروپا خارج شوند یا نه. اما واقعیت ان است که: این موضوع سیاسی است. یعنی ملکه انگلیس احساس می کند: در اتحادیه اروپا بهای لازم را به دست نیاورده، زیرا کسی که به ملکه آفتاب شهرت داشتف و افتاب در مستعمرات او غروب نمی کرد! در اتحادیه اروپا باید اسیر مرکل آلمانی باشد، یا ماکرون فرانسوی. اگر ایتالیا و اسپانیا و پرتقال هم نخواهند، که خود را برتر ببینند.  چون اتحادیه اروپا ایدئولوزی ندارد. یعنی طرح جایگرین خوبی برای انگلیس نیست. زیرا یک حرکت انفعالی است: در مقابل اتحادجماهیر شوروی سابق(فدراسیون روسیه) و: ایالات متحده آمریکا . گرچه  روسیه هم یک فدراتیو انفعالی، در مقابل آمریکا است. کسی که شعارش نان و مسکن و کار است، برای نان خود به آمریکا التماس میکند. بنابر این در مقابل امپریالیزم، حرفی برای گفتن ندارد.  در حالیکه دوام بیشتر امپریالیزم، به خاطر داشتن یک ایدئولوژی مبتنی بر فدارکاری است. (مانند دلار امریکا نوشته: ما برخدا توکل می کنیم)امریکا با اجرای طرح مارشال برای اروپا( و روسیه) تواسنت نقش منجی را بازی کند. مفهوم سرمایه داری را هم ایثار گرانه تعریف کرد: سرمایه گذاری یعنی از منافع فعلی خود گذشتن تا: به منافع آتی رسیدن. سرمایه داری هم یعنی: انصراف از مصرف کوتاه مدت، برای سود ببیشتر در آینده. به همین جهت همه دنیا انتظار دارند که: آمریکا فقط پول خرج کند! آمریکا نیز با کمک های بلاعوض به: سازمان ملل و دیگر سازمانها و کشورها، این انتظار را براورده می کرد. ولی موقعی دچار شکست شد که: به سن قاعدگی رسید. یعنی بخشش های آن کمتر درآمدش شد. لذا می بینیم در جنگ عراق یا کویت و افعانستان، به قصد کمک به دموکراسی22تریلیون دلار هزینه کرد. اما درآمدی نداشت. اگر هم می خواست نفت یا مواد مخدر از منطقه مطالبه کند، هیچکس باور نمی کرد، که نیاز داشته باشد. مردم و ملکه انگلیس هم هنوز، این انتظار را نارند. سعی دارند با آمریکا همکاری کنند، تا امپریالیزم را در همان اوج خود ببیند. به همین دلیل هنگامیکه اتحادیه اروپا یورو را تصویب کرد، تا دلار آمریکا را کنار بگذارد، از اتحادیه جدا شد. ولز و اسکاتلند و ایرلند هم، که دنباله بهانه بودند گفتند: ما در اتحادیه اروپا می مانیم. پس از انگلیس جدا می شویم. اما بحران بیکاری، رشد منفی و  رکود، در اقتصاد آمریکا و انگلیس و اتحادیه اروپا هر روز بیشتر شد. مخصوصا در فرانسه که حرکت ضد امپریالیستی، به سرعت ادامه یافت. و نهضت 99درصدی امریکا را پیگیری کرد. اگر این نهضت ها به نتیجه نرسیده، به سه دلیل اساسی است. یکی همان که: هنوز باور نمی کنند، آمریکا و اروپا دچار بدهی های بیلیون دلاری هستند! شاید تصور می کنند این ها بازی سیاسی است، تا مالیات بیشتری بگیرند. لذا در مرحله اول، مردم باید این غول ثروتمند را بشناسند، و بدانند که واقعا این غول گرسنه و لخت و پاپتی است. دلیل انتخاب ترامپ هم تایید بر ساده انذیشی مردمی است، زیرا فکر کردند او ثروتمند است و: میتواند اروپا و آمریکا را نجات بدهد. که این خوشخیالی در رای به جانسون هم خود را نشان داد. دوم، آنها هنوز فکر می کنند که ایثار سرمایه داری، واقعی است. سوم که وجدان را جای دین ضامن آن میدانند . اما فقط بازگشت به دین راه نجات است.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب : مردم انگلیس فقط یک راه دارند،
لینک ها :

توصیف چگونگی جهنم یا بهشت، برای ما قابل درک نیست زیرا :حواس ما برای درک آن کامل نیست. ولی با توجه به شنیده ها و یا آیایت و وروایت، چند فرضیه می توان مطرح کرد: فرضیه اول تکمیل و یا افزایش حواس ما از 5گانه به بیشتر( تحول درونی انسان)  مانند: داشتن چشم برزخی! چون ما فقط سه بعد، از اشیا را درک می کنیم. یا فقط تا حد ستاره ها چیزی را می بینیم. ولی بعدا، شاید بتوانیم بعد چهارم، پنجم وششم و امثال آن را هم ببینیم. که  درخصوص صحبت یا سوال بهشتی ها از اهل جهنم، شاید این طور باشد که هم صدای ما، و هم چشم ما بتواند میلیونها سال نوری فاصله را، ببیند و  بشنود.  شکل بدن ما هم فرق خواهد کرد:  میتوانیم در کنار پیامبر باشیم، با هزاران نفر دیگر. فرضیه دوم، پلاسما یا تغییر جو بیرونی است. در سیبری و یا در فضای بسیار سرد، وقتی کسی صحبت می کند از دهان او، بخار بیرون می آید، و یا بخار ها تبدیل به قندیل می شوند! در حالیکه در فضای معتدل یا گرم، چنین چیزی قابل تشخیص نیست. این فرضیه بیشتر در مورد تجسم اعمال است، یعنی قول ما به فعل تبدیل می شود. و هرچه می اندیشیم، بصورت جسم در می اید. در واقع فضای بیرون تحت اختیار و اراده و یا خواست ما، تغییر شکل می دهد. مثل اینکه وقتی بخواهیم میوه های بهشتی را بخوریم، هر چه فکرش را بکنیم در حضور ما حاضر می شود. سوم  فرضیه هتلی است. اینکه هفت طبقه جهنم مانند زیر زمین و تاسیسات هتل است، که همگی کار می کنند و سختی می کشند، تا طبقات بالا در رفاه باشند و هرچه طبقات هتل بالاتر باشد، رفاه بیشتری دارد، تا به منطقه پنت هاوس یا اعلی علین برسد. بنابر این کسانی که به دنیا می آیند، با کار کردن خود (پول!)  پس انداز می کنند تا: بتوانند بهترین اتاق های هتل را اجاره کنند. اما اگر دستشان خالی باشد، به زیر زمین ها منتقل شده و در موتور خانه! یا آشپزخانه مشغول به کار می شوند و: از انها کار می کشند.  این دسته بندی ها هم، در طبقه همکف(عالم برزخ) که بین بالا و پایین هتل است، توسط پذیرش انجام می شود! فرضیه چهارم استدراج یا درجه بندی است. یعنی همه آدم ها برحسب اعمال شان، در یک نردبان درجه بندی شده، قرار می گیرند، که این پله ها را خودشان در دنیا، با غمال خود ساخته اند.  هرچه بالاتر ساخته شده باشد، وسیع تر و بزرگتر و با مناظر و نعمت های بهتر است. تعداد پله های ان به تعداد بشر است، یعنی هرکس قطعه ای ساخته، و برحسب تکامل خودش، آن را در جایگاه متناسب قرار داده. لذا جهنم و بهشت، احساس بالاتر یا پایین تر بودن است. هرچه درجه او بالاتر باشد، نسبت به پایین تر از خود، احساس بهتری دارد و برعکس، نسبت به بالاتر از خود، حسادت یا حسرت می برد.  که یکی از نام های قیامت هم، یوم الحسرت است. یعنی هرکس می بیند ممکن بود با: کوچکترین کار، یک در جه بالاتر رود. چنانچه به حافظان قران  گفته می شود: بخوانید و بالا بروید. هرچه آیات بیشتری حفظ کرده باشند، در این نردبان الهی  بالاتر می روند. قران هم به نردبان اشاره و گفته شده: آسمانها دارای بردبانهایی هستند. که البته با نردبان دنیایی ما تفاوت دارند. ما مجبوریم برای تقریب به ذهن، جنین مثال هایی بزنیم. فرضیه پنجم پیک نیکی است! یعنی هرکس با اعمال خود در این دنیا، زاد و توشه راه می اورد، و در صحرایی بزرگ، خیمه گاهی برپا می کند. هرچه اعمال او بهتر باشد، چادر و خیمه گاه او وسیع تر و بزگتر و: دارای رفاه بیشتر است. جبرائیل یک روز خواست اندازه خانه مومن را در بهشت بداند، خداوند اجازه داد بسرعت برود. چند وقتی که رفت پرسید ایا جایی رسیدم؟ خداوند فرمود هنوز خانه یک مومن را هم رد نکرده ای!


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب : فرضیه هایی در مورد بهشت و جهنم!،
لینک ها :
چهارشنبه 27 آذر 1398 :: نویسنده : سید احمد حسینی ماهینی

و فقیر های میلیونر، یکی از مشکلات عدیده ایران در تحقیقات میدانی است. به همین لحاظ هیچ تحقیق میدانی، واقعیت جامعه ایران را نشان نمی دهد. یکی از دلایل مهم آن سردر گم کردن دشمنان است، که نتوانند ضربه اقتصادی بزنند، و یا اگر به خیال خود خواستند ضربه ای بزنند، و مثلا تحریم کنند، نتیجه معکوس شود. به همین دلیل مثلا معاون اول رئیس جمهور می گوید: با تمام تحریم هایی که آمریکا کرده و به خیال خودش، فشار حداکثری گذاشته ایران فقط در 9ماهه اول امسال، صد میلیارد دلار صادرات داشته است. چیزی که در طول عمر اقتصاد ایران سایقه ندارد. زیرا همیشه صادرات ایران زیر بیست میلیارد بوده. البته ایشان این را هم گفته که: ما نمی توانیم روش صادراتی خود را افشا نماییم، زیرا که خط دادن به دشمن است: تا جلوی ما را بگیرد. یکی دیگر از شاخصهای فقر در ایران، کودکان کار هستند که مثلا دل دشمنان، و غرب زدگان را به درد می اورد. ولی به دو دلیل عمده این برداشت کج فهمی است. اول اینکه اکثر کودکان کار افغانی هستند. و برخلاف تصور آنها، بسیار ثروتمند هستند. زیرا چند میلیون دلار باید بدهند، تا بطور قاچاق وارد ایران شوند. سر هر چهار را هم بخواهند باشند، باید سرقفلی بپردازند! و باندهای تبهکار حامی انها هم، از دوجهت سود می برند: یکی اینکه از انان درصد های بالا می گیرند، و در حالت دوم بهره برداری اطلاعاتی می کنند، تا شورشهای خیابانی را سامان دهند. و از امریکا بودجه بگیرند. علاوه بر انکه زباله گردی، خود دلیل مهمی بر ثروتمندی ایرانیان است. زیرا حتی زباله های انها هم با ارزش است! و میتواند درآمد سرشاری نصیب زباله گردها کند، که از هر اشتغال دیگری پر سود تر است. در همین موضوع کمک معیشت، دولت به 60میلیون نفر از 80میلیون نفر ایرانی، کمک معیشت داد. ولی 12 میلیون نفر دیگر ثبت نام کردند، که نیاز به کمک معیشت دارند. البته نیمی از انها با بررسی حسابهای بانکی شان، موافقت نکردند! این یعنی که آنها میلیونر هستند، ولی خود را محتاج کمک معیشت معرفی می کنند. علاوه بر آنکه در ایران فقر مطلق نداریم، زیرا به همه یارانه نقدی داده می شود. فقر نسبی در ایران هم، مربوط به کارمندان، کارگران و بازنشستگان حداقل بگیر است. یعنی 90درصد فقیران ایران، حداقل حقوق کارگری و کارمندی را دارند. از سوی دیگر همین کارگران و کارمندان فقیر، مصرف شان سه برابر متوسط مصرف جهانی، در همه چیز است. از آب و برق و گاز و نفت و بنزین گرفته، تا مصرف گوشت و روغن و برنج، که همه را به چاقی مبتلا کرده! هیچکس نیست که یکی از علائم پرخوری مانند: فشار خون و قند و چربی را نداشته باشد. حتی در مصرف دارو! از همه مهمتر اینکه اغلب کالاهای قاچاقی، از سوی ایران به کشور های همسایه، همین کالاهای مصرفی است. بنزین و گازوئیل، برنج و سیب زمینی و گوسفند و بز! واردات مهم ایرانی ها چیست؟ لوازم ارایش! سیگار، شکلات و کالاهای لوکس، و در راس آن گرانترین خودروهای سواری. بنابر این هوشمندی ایرانیان، هم دشمن را گمراه می کند، و هم باعث رفاه بیشتر خودشان می شود. همه محققان درجه یک جهانی، در برابر این رفتار دوگانه ایرانیان،نظریه و تئوری های خود را بی ارزش می بینند. زیرا به محض اینکه ثابت می کنند: مردم ایران فقیر است ناگهان، آمارهایی در می اید که: راستی آزمایی انها را باطل می کند. همین تبلیغ زباله گردی در ایران، یک تناقض بزرگ است. چون نشان میدهد زباله های ایران، ارزشمند است که از سراسر جهان، برای تفکیک ان ماموران سری! می فرستند که دوره های ضد جاسوسی و ضد اطلاعاتی هم دیده اند تا از دید: مرزبانان و شهربانان ایرانی هم می گریزند.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب :
لینک ها :

فرانسه تنها کشوری است که: مردم در ان هیچ اهمیتی ندارند! هر کشور دیگری بود، الان به حرف مردم اهمیت می داد، و کنار می رفت. حتی در بدترین کشورهای جهان سوم مانند: پاکستان، تونس و الجزایر و لیبی وقتی رهبران دیدند: از سوی مردم حمایت نمی شوند، کنار رفته و یا استعفا دادند. ولی در فرانسه که خود را مهد دموکراسی تبلیغ کرده، از این خبر ها نیست. کشورهای اروپایی و آمریکایی، به مدد تکنولوژی می توانند امنیتی شرایط را ایجاد کنند! و با وجود مخالفت 99درصدی، همچنان بر سر کار باشند. همه آنها یک خصوصیت بیشتر ندارند: و آن مخالفت با ایران است. زیرا سرمایه داری و صهیونیسم جهانی، که خود را در حال نابودی می بیند، حاضر نیست دوستان خود را به هیچ دلیلی از دست بدهد. حمایت از ترامپ فقط به این دلیل است که: وی توانست برجام را پاره کند، قدس شریف را پایتخت صهیونیست ها اعلام و جولان را جزو سرزمین های اسرائیل بداند. مکرون به این دلیل سر کار است که :کارچاق کن و دلال ترامپ است. اگر او برود هرکس دیگری بجای او بیاید، دیگر نمی تواند زمینه محکمی برای صهیونیست ها باشد. به همین دلیل اگر تمام فرانسه هم، با اعتصاب روبرو شود باز چیزی به: چشم نمی آید و مکرون، همچنان به تمسخر مردم ادامه می دهد. خوب توجه فرمایید: مردم در ایام سال نومیلادی هستند، باید خوشحال باشند و جشن بگیرند، ولی هر روز بیشتر جان خود را از دست می دهند، و بقیه را عزادار می کنند. مردم سی سال کار کرده، جوانی خود را فدا می کنند، تا در ایام بازنشستگی راحت باشند، ولی مکرون آنها را از حقوق خود منع می کند. بازنشستگی برای دولت نیست، بلکه کسری از حقوق کار مندان و کارگران است، که به خودشان برگشت داده می شود. اما مکرون آن را مال خود فرض کرده، مانع پرداخت به صاحبان اصلی می شود. یکسال است که مردم هر هفته، شنیه های خود را، قربانی مبارزه با مکرون کرده اند، ولی او اصلا به آن توجهی نکرده! و هر روز سگهای بیشتری را، به جان آنها انداخته است. او حتی به حرفهای خودش هم ایمان ندارد. وقتی رهبران ایران و یا دیگر کشورها را، به خویشتن داری دعوت می کند! ولی خودش اصلا خویشتندار نیست. از اینکه مردم فرانسه را قتل عام کند، هیچ خحالت نمی کشد. آیا مردم فرانسه برای او اهمیتی دارد؟ او مردم را نمی بیند، در حالیکه اینها که در خیابان ها برای اعتراض می آیند، در همه جای فرانسه هستند. آنها حتی رنگین پوست یا خارجی هم نیستند. زیرا وجود یک نفر مهاجر، بهانه خوبی برای قتل عام همه فرانسوی ها است. و برای خود آنها هم ضرر دارد، زیرا بلافاصله خانه و مسجد آنها به آتش کشیده می شود! اگر جان سالم بدر بردند، تبعید یا نفی بلد شده و از فرانسه دیپورت می شوند. تنها راه نجات مردم فرانسه از این نسل کشی، توجه آنها به اسلام و خداوند است.  به دو دلیل آنها نجات پیدا می کنند: دلیل اول آن است که ماکرون می داند: شورش ها بدون هدف نیست و معترضان طرح جایگزین دارند. یعنی بر فرض سقوط مکرون آنها چه خواهند کرد؟ آیا به یک غلط کردم نامه کنار می کشند؟ دوم اینکه می داند این اعتراضات، بدون حامی و پشتیبان نیست! زیرا از سوی جهانیان حمایتی میشود. دلیل دوم هم به دلیل اول بر می گردد. زیرا اگر مردم دنیا هم متوجه شوند، طرح چایگزین معترضان چیست؟ و به انقلاب اسلامی گرایش یافته اند هردو مشکل آنها حل می شود/ اول اینکه خداوند حامی انها می شود. و معجزاتی که در ایران و یمن و عراق و لبنان اتفاق افتاد، در فرانسه هم اتفاق می افتد، و مردم با دست خالی، رژیم تا دندان مسلح را نابود خواهند کرد. پیوستن آنها به خط مقاومت هموار شده، همدلی انها را خواهد داشت.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب : فرانسه کشور دیکتاتور ها،
لینک ها :

شهردار تهران گفته که تهران را باید تخلیه کنند! چون آلودگی هوا به مرز 200رسیده است. البته او تنها نیست که این حرف را می زند. بلکه نماینده یک جریان فکری مدیریت کوچک است. آنها قدرت اداره کلانشهر ها را ندارند، لذا می خواهند آن را کوچکتر کنند، تا بتوانند اداره کنند. از نظر انها ایران نیزباید کوچکتر شود! دریای شمال را که دادند، حالا می خواهند دریای جتوب را هم بدهند. تمام این بلاها را سر مردم می اورند، تا آنها بروند! و اینها به مدیریت کوچک خود ادامه دهند. گرانی و تورم را کرباسچی ایجاد کرد، وی موقعی که شهردار تهران شد گفت: باید شهر را آنقدر گران کنیم، که همه از ان بروند. و به دهات خودشان برگردند. نتیجه این تفکر منجمد و کوچک، در سیاست خارجی همان مذاکره با آمریکا است. چون قدرت اداره ایران را ندارند، می خواهند با کمک عموسام ایران را بکنند. بنابر این گرانی و تورم و آلودگی هوا، همه اینها برای فرار مردم از صحنه است. تا فقط تکنوکرات ها باقی بمانند. و دو دستی ایران را تقدیم آمریکا نمایند. در حالیکه الان اوضاع برعکس شده، آمریکا در حال تحویل دادن به ایران است. زیرا ارتش و پنتاگون به نهضت 99دردصدی پیوستند، فقط چند جنایت کار اف بی آی است که: از صهیونیست ها پول می گیرند، مردم را می کشند تا جلوی این کار را بگیرند. گرانی تهران به تمام شهرها سرایت می کند، و مردم را در فشار قرار می دهد، تا آنها را از اسلام و دین ناراحت کند. اما مدیریت واسعه( برضد مدیریت کوچک) با سعه صدر، همه چیز را خنثی می کند. کاری می کند که مردم گرانی را حس نکنند. یکی از این کارها  پرداخت یارانه و کمک معیشتی به مردم است. اما آنها مخالفند و سعی دارند که: یارانه ها را قطع کنند و کمک معیشتی را هم از بین ببرند. چنانچه فعلا این ماه پرداخت نخواهند کرد. دیگری تقسیم جرائم گرانفروشی بین مردم است. باید سیستمی طراحی شود تا اگر کسی گرانفروشی، احتکار و یا قاچاق انجام داد، جریمه آن بین مردم و ذینفعان تقسیم شود. نه اینکه به بانکها داده شود، تا گردن کلفت تر بشوند، و ربا خواری را توجیه و توسعه دهند. سه برابر واردات کشور، از لابلای قاچاق می گذرد. یعنی سه برابر بودجه کشور نابود می شود. قوه قضائیه بجای اینکه این بودجه را، به چرخه اقتصاد ایران وارد کند، و مستقیما به دست مردم برساند، یا آن را نابود می کند! یا در حساب سپرده های خود می ریزد. لذا هیچکس مایل به گزارش گران فروشی نیست. زیرا چند برابر جریمه اصناف، از مردم گرفته می شود. یعنی هر صنفی که جریمه می شود، همه ضرر های خود را بعلاوه خسارت فرصت از دست رفته(آبرور یزی اش) را، روی قیمت جنس می کشد، و تا قران آخر از مردم می گیرد. پس،  گرانی و احتکار و قاچاق، مردم را  چند برابر متضرر می کند. لذا راهی جز تخریب بانکها برای مردم باقی نمی ماند. شکستن شیشه بانکها، مصادره اموال فروشگاههای زنجیره ای، گرچه کار مناسبی نیست، ولی بخشی از خشم مردم را نشان می دهد. زیرا مدیران کوچک با مغزهای زنگ زده، راهی جز آن باقی نمی گذارند. اگر در انقلاب هم دقت کنیم، بیشترین بار اعتراضات و حرکتهای انقلابی، بر شانه حاشیه نشین ها بوده است. که حلبی آباد های ان موقع، در حال تکرار شدن است. توسعه شهری امری اجتناب ناپذیر است، هرکس در مقابل آن بایستد خود را نابود می کند. در حالیکه با مدیریت واسعه (انا لموسعون) حق شهروندی رعایت می شود. حق انتخاب مسکن و محل شغل و زندگی در قانون اساسی، به رسمیت شناخته شده آنها حتی قانون اساسی را هم قبول ندارند! مردم را مجبور می کنند علیرغم میل باطنی، به روستاها برگردند تا غذاهای محلی و سنتی برایشان آماده کنند.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب : چرا تهران را تخلیه کنند؟،
لینک ها :

آمریکا مدعی است با هدف فشار حداکثری بر ایران، شورشهای لبنان و عراق را ادامه خواهد داد. اما نمی داند این حرکت او تسریع در ایجاد: امپراطوری جهانی ایرانیان و مشروعیت بخشیدن به آن است. زیرا عراق و لبنان از پایه های حکومت کورش بزرگ بود. وی بعد از پایه گذاری هخامنشیان اولین مکانی که فتح کرد بابل بود. بابل در لغت به معنی دروازه شهر خدا. از دو کلمه باب و ال (الهه) تشکیل می شود. واینکه مردم آنجا خود را با ایران یکی می دانند، خشم و غضب آمریکا را درپی داشته. زیرا که به اعتراف ترامپ 7تریلیون دلار در آنجا هزیه کردند، تا جایگزین ایران شود، اما نتوانست. بعضی می گویند دوری و دوستی! یعنی علت دوستی برخی از کشورها با امریکا، این بوده که می گفتند او در قاره دیگری است، لذا امکان حمله و تجاوز فوری ندارد و مردم میتوانند در امان باشند. مثلا ایرانیان قرن پیش می گفتد: روسیه مانند خرس قطبی، بالای سر گربه ایرانی ایستاده، و منتظر حمله است.( شاه عباس می گفت: بولاماج دان اش اولماز همسایه دن قارداش اولماز) ولی امریکا، آن سوی اقیانوس ها است و نمیتواند ضرری داشته باشد. عراق هم نسبت به انگلیس یا لبنان هم نسبت به فرانسه همین اعتقاد را پیدا کرده بودند. یعنی میگفتند برای رهایی از حملات عثمانی، که در همسایگی شان بود بهتر است به انگلیس یا فرانسه پناه ببرند، که در جای دورتری هستند و امکان تجاوز ندارند. با همین سیاست ها 57کشور از یک کشور ساخته شد. همه این کشورها، قران واحد، قبله واحد دارند، ولی با همدیگر مرز تعیین و ارتش درست کردند، تا از این مرزها حفاظت کند. هزینه های زیادی برای برادر کشی تحمل کردند. قربانی این مرز بندیها، اقوام مختلف بودند! کردها را در4کشور توزیع کردند، بلوچ ها را در سه کشور و لرها را در همه جا به جان هم انداختند. امپراطوری بزرگ ایران را تجزیه نمودند. امپراطوری ایران نه تنها شامل کشورهای اسلامی بود، بلکه کشورهای غیر اسلامی هم تابع بودند. داریوش بزرگ در این زمینه قانونی را اعلام کرد. منشور کورش هم به همین موضوع اشاره داشت. حضرت علی (ع) هم در نامه اش به مالک اشتر یمنی (نخعی) می فرماید: مردم تحت سلطه بر دو دسته هستند یا برادر تو در دین (برادر دینی و مسلمان)، یا همنوع تو در انسانیت. لذا می بینیم که در آلبانی هم قدمگاه حضرت عباس است، یعنی آنجا هم رفته اند. در هر کشوری در جهان، قدمگاه یا مقبره ای است. یعنی امامان یا امامزاده ها یا در آنجا رفته، یا زندگی کرده اند. در نیاوران تهران، مسجدی است بنام امام حسن عسکری و می گویند: قدمگا این امام بوده و چند روزی در انجا اقامت کرده. در زمان امام رضا (ع) این امپراطوری، به مرکزیت مرو، گسترش زیادی داشت و امام رضا، برای همه روستاها و شهرهای مهم نمایده ای گسیل داشت، که مقبره آنان امروز مورد احترام مردم است. وجود نا م هایی چون اسپانیا(اصفهانی ها)جرمانی (کرمانی) قزلباش(بلغارستان)سیده ملکه بریتانیا! قوم گیل(گل ) در فرانسه همه نشانه هایی از: امپراطوری بزرگ ایرانی است. آمریکا می خواهد با زور و ستم، آنها را از ایران بترساند و جدا کند. اما همین ستمگری او باعث می شود: مردم از تئوری دوری و دوستی! ناراحت شده و دست بردارند و بدانند که همسایه بهتر از غریبه است. زیرا غربی ها از همان کلمه غریبه درست شدند. همانطور که انها ما را بربر می گویند، ما هم قبلا به آنها غریبه می گفتیم. وقتی که آمریکا هم جزو امپراطوری ایران شود، این دور باطل هم تمام می شود وهمه یک امت واحده می شوند. دهکده جهانی فقط با کدخدایی ایران به سامان می رسد. زیرا تجربه هزاران ساله در این زمینه را داراست.



ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب : iranian، imperor، new،
لینک ها :

بعد از چهل سال باید دوباره بحث های اول انقلاب رونمایی شود! زیرا که هنوز بسیاری از انها روشن نشده است. یکی از این بحثها روبنا و زیربنا! بود. عده ای معتقد بودند که اقتصاد زیربنا است، و فرهنگ روبنا! و از تئوری ابزاری استفاده کرده می گفتند: ابزار که اختراع شد فرهنگ جدید می اورد. مثلا وقتی فضای مجازی را پذیرفتیم، باید پیامد های فرهنگی ان را هم بپذیریم. اما عده ای می گفتند: ابزار مهم نیست، کاربر ابزار مهم است. یعنی کسی که آن را ایجاد کرده، و پیش می برد. البته دکتر سروش می گفت :زیر بنا هرچه باشد ارتباطی به روبنا ندارد. جهان بینی شخص میتواند از ایدئولوژی او جدا باشد. در بحث مادیگرایی هم به شکل دیگری مطرح می شد: بنام اصالت وجود و اصالت ماهیت. برخی ها می گفتند: اول وجود است، بعد تفاوت های آنها ظاهر می شود  و برخی می گفتند فبل از وجود طراحی می شود، و بعد به همان سرشت خود ایجاد می شود. اینکه این بحث های فلسفی به چه درد می خورد؟ به این دلیل است که بعد از چهل سال، هنوز مشکلات اقتصادی حل نشده است. چون اصالت را به اقتصاد دادند، ولی ابزار های ان را ندادند. یکی از این ابزار ها بی وطن بودن است. نمیتوان هم شرف داشت و هم اقتصاد!(کرم داران را به دست اندر درم نیست)نمی توان هم خدا را داشت و هم خرما را.  در هیچیک از آیات قران کفته نشده: برای آبادی دنیا بکوشید! بلکه برعکس همه جا گفته دست از دنیا بکشید. تمام کشورهایی که به عنوان الگوی توسعه برای ایران معرفی می شوند، همگی وابسته هستند. یعنی پیشرفت خود را از آمریکا گرفته اند. طبیعتا اگر ما هم بخواهیم مثل آنان، پیشرفت کنیم باید مرگ بر آمریکا نگوییم! زیرا کسی که دستش دراز است (گدایی می کند) باید زبانش کوتاه باشد. در زمان امام خمینی این مشکل حل شده بود. ایشان می گفت ما برای شکم انقلاب نکردیم! انقلاب ما یک انقلاب فرهنگی و الهی است. با صراحت می فرمود: اقتصاد مال خر است. زیرا این حیوان زبان بسته فقط برای: خوردن و کار کردن است. اما شعار کمونیست ها: نان، کار ، ازادی بود. یعین اول نان که شکم پر شود، بعد کار که مثل خر حمالی بکنند.(باراندازها مرکز تبلیغات لنین بود) در اخر اگر همه چیز ردیف شد، آزادی هم یدهند تا چند تا جفتک بیاندازد! بعد از رحلت امام خمینی این موضوع کاملا بایکوت شد. و بانکها جاکمیت پیدا کردند. زیرا نان و مسکن و کار به دست آناها بود. فکر و ذکر همه شد: وام بگیرند و پس ندهند، یعنی اختلاس کنند. زیرا نیاز های مادی حد یقف ندارد. کسی که وام نگرفته فکر می کند اگر وام بگیرد، همه مشکلاتش حل می شود. بعد که وام می گیرد، هیچ انگیزه ای برای پس دادن آن ندارد. زیرا که آن را حداقل: سهم خودش از زندگی می داند. وقتی به او فشار وارد می شود که پس بدهد. دنبال وام دیگری می رود، تا آن را بدهد(کلاه به کلاه می کند) و این روند رو به افزایش می گذارد. لذا نقدینگی در جامعه افزایش یافته، تقاضا برای کالاها بالا می رود. این رشد تقاضا، به رشد قیمت ها (تورم)دامن می زند. همه جامعه دچار بیماری حرص و آز می شوند! هرچه می دوند به جایی نمی رسند. در حالیکه همه چیز دارند، ولی فکر می کنند چیزی ندارند، و دیگران حق انها پایمال کرده اند. لذا وارد فاز دزدی و اختلاس می شوند. دولت هم می شود شاه دزد!از این دزدها می دزدد.( همه اینها نتیجه بحث فلسفی زیر بنا و روبنا است). نکته مهم این است که همه این دزدی ها، با قیافه حق به جانب هست. مثل عیاران قدرم و داش مشتی ها، می گویند ما گوشت را از بغل ران می بریم.! پول بانکها را اختلاس می کنیم. ارز را یا بنزین را گران می کنیم تا از پولدارها بگیریم، به فقرا بدهیم.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب : روبنا و زیربنا چیست؟،
لینک ها :

مدیریت مالی کشور برحسب: بودجه نویسی سنتی از قدیم، همیشه دارای کسر بودجه بوده است. زیرا طبق نظر قدمای بودجه نویسی، کسر بودجه یک سرمایه است! یعنی دولت توانسته با پولی که ندارد، هزینه های خود را پرداخت کند. که به عنوان افزایش اعتبار نزد مردم است. بنابر این نه تنها تهدید محسوب نمی شود، بلکه یک نوع فرصت است. نکته دیگری که بودجه نویسی سنتی دارد این است که: متکی به ارقام نجومی بدون پشتوانه، یا غیر واقعی است. مثلا قیمت نفت در بودجه اصلا واقعی نیست. در حالیکه صادرات نقت هم واقعی نیست، زیرا که اصلا پولی در کار نیست. چون هرچه صادر می شود، به دلیل دور زدن تحریم، هم ارزامتر فروش می رود، و هم به دلیل نبودن سویفت و ارتباط بانکی، اصلا به ایران(خزانه) منتقل نمی گردد. لذا این دو عامل باعث می شود: بودجه تورم زا بوده و براساس قانون: ایندکسینگ (شاخص محوری) سیکل معیوب: افزایش تورم را داشته باشد. به عبارت ساده: برای پرداخت هزینه ها، پول چاپ می کنند بدون اینکه: پشتوانه ای داشته باشد. برای رهایی از این مشکل عمده، دو راه وجود دارد. یکی تحقیق و تفحص از واردات، مخصوصا واردات کالاهای اساسی. دوم اخذ مالیات صد درصد از: درآمدهای نجومی و غیر تخصصی. در مورد اول باید گفت که سالانه، بیش از 20میلیارد دلار ( از پول نیامده به خزانه) برای اینکه سوخت نشود! کالاهای اساسی خریداری می شود. ظاهر امر می گوید که مردم، سه برابر مصرف عادی زندگی خودشان، کالاهای اساسی دریافت می کنند! اما در واقع می بینیم که: همه به نان شب محتاج هستند، و از قطع یارانه فریادشان بلند می شود. این امر نشان می دهد که وارداتی صورت نمی گیرد! ولی مطالبات نفت و گاز صفر می شود. یه عبارت مردم فهم! دلار های ان ور آبی، وصول می شود ولی به حساب دیگری، در همان کشورها واریز می شود. پس تا بجال در این 40سال خدود 8تریلیون دلار، اختلاس شده و بجای خرید کالای اساسی، در حساب وارد کنندگان، در خارج از کشور پس انداز گردیده. و از سود آن برخی کالاهای تاریخ گذشته، یا حراجی خریداری و به دولت، نشان داده شده است! لذا با هر سال تحقیق و تفحص 20میلیارد دلار کشف می شود، و 20میلیارد دلار سال جاری هم، خرج نمی شود! لذا دلار فراوان شده و ارزش آن کاهش یافته، پول ملی تقویت می گردد و: قدرت خرید مردم بالا می رود. مورد دوم که درآمد های ریالی یا بخش دوم: درآمد های بودجه است، مسئله مالیات ها است. در کشورهای پیشرفته! درآمد و حساب های بانکی همه افراد، دقیقا رصد می شود و از آنها مالیات پلکانی اخذ می شود. که ارقام بالای 60میلیون تومان در سال، کلا مشمول مالیات می گردد! یعنی کسی حق ندارد از یک مبلغ ( مجلس تعیین می کند) بیشتر، درآمد یا حقوق داشته باشد. اما در ایران به دلیل بودجه ترسو! و سنتی، نه حساب افراد رصد می شود، و نه با کسانی که حقوق ها و درآمد های نجومی دارند، برخورد می شود. سلیبریتی ها نمونه این موضوع هستند. که درآمد آنها بالای صد میلیون تومان در سال است. از دولتی ها مدیران شرکتها و روسای ادارات به بالا، دارای حقوق های بالای 5میلیون تومان در ماه (که مجلس تعیین کرده) می باشند. تا سه میلیون تومان معاف است، و اگر پلکانی باشد تا5میلیون تومان ده درصد، و بالای آن صد در صد مالیات اخذ شود. این کار هم مانند واردات کالاهای اساسی، ویا معادل آن است، و برای روشن شدن موضوع، ابتدا باید تحقیق و تفحص صورت بگیرد. و قانون مربوطه هم در مجلس تصویب شود. وگرنه عدالت مالیاتی زیر سوال رفته، و اهداف مالیات که کاهش فاصله طبقاتی است، نابود می شود.





نوع اخبار :
برچسب :
لینک ها :
پنجشنبه 21 آذر 1398 :: نویسنده : سید احمد حسینی ماهینی

 مولانا شیخ محمد مولوی، در بلخ به دنیا آمد و در ایران تحصیل و رشد کرد، و در قونیه ساکن شد تا فوت کرد. متاسفانه اکنون در ثبت آثار ایرانی  این موضوع احتلاف برانگیز شده،  و ترکیه آن را بنام خود ثبت کرده. لذا باید دانست که قونیه قبلا جزو ایران بوده که: مولوی به آنجا رفته الان نیز باید به ایران برگردانده شود. آنجا نیز مانند کربلا قبله امال شود، و مردم حتی با پای پیاده! به زیارت قبر مولانا بروند. و در دهه مولانا (آراز) در آنجا اقامت کنند. اشعار مولانا را با خط اصلی برای مردم بخوانند و بنویسند، تا گرد فراموشی از بین برود. این امر از زمانی قوت گرفت که ترکیه، عداوت خود را با ایران علنی کرد. در گذشته های 200سال پیش، عثمانی ها سعی داشتند با شکست صفویه، بر ایران مسلط شوند. ولی وقتی در جنگ چالدران شکست خوردند، برای مدتها حمله به ایران را فراموش کردند. در زمان آتاترک این حملات شدید تر شد، تا جاییکه رضاشاه ترسید و آرارات و اطراف ان را، به آتاترک بخشید تا دیگر سخنی از حمله به ایران نداشته باشند.چنان که رضا قلدر می گوید: خاک مهم نیست! مهم این است که ما الان با ترکیه، در صلح هستیم. یعنی زمین در برابر صلح. بعد از انقلاب اسلامی، با پرورش گروههای ضد ایرانی در انسوی مرزها، حرکت ایذایی خود را آغاز کردند. ولی با سرکوب شدید ارتش و سپاه مواجه، و از فکر تجاوز منصرف گردیدند. ولی بجای ان به جذب عناصر فاسد، و ایجاد مرکز فساد برای ایرانیها در انتالیا و غیره، سعی کردند برای انها ملک و املاک تهیه کرده، و شهروند ترکیه نمایند. بطوریکه امروزه بالاترین قاچاق انسان و کالا، از مرز ترکیه صورت می گیرد. چه قاچاق سوخت از ایران به ترکیه، و چه قاچاق پوشاک و خوراکی (شکلات ) از انسو به ایران. البته از مرز کردستان هم این کار صورت می گیرد، ولی چون با کردها مخالفند، جلوی انها را می گیرند. اخیرا نیز شاهد تحرکاتی در چالدران بوده ایم، که به سپاه پاسداران حمله کردند. البته جواب دندان شکنی گرفتند ولی ساکت ننشستند، و از طریق بی وطن های تراختور! پرچم ترکیه را در استادیوم تبریز به اهتزا در اوردند. بعد نماینده ای در مجلس ترکیه، از اینها تشکر کرد و خواستار توسعه این رفتار شد. اردوغان برای اینکه چهره خود را بپوشاند، اخطار داد که ممکن است: اعتراضات عراق به ایران هم برسد! ولی وقتی سلاح ها و فلاش بالهای ترکیه ای را، از اغتشاش گران کشف کردند، معلوم شد اعتراضات لبنان و عراق هم، کار ترکیه بوده تا ارتش او بتواند: ترکیه دوران عثمانی را زنده کند. به همین دلیل هم در شمال ایران(آرارات) و عراق و هم شمال سوریه، حضور نظامی داشته و قصد خروج از انجا را ندارند. اخیرا اردوغان اعلام کرده که: مهاجران را در قسمت های اشغالی سوریه، ساکن خواهد کرد. این یعنی تغییر ترکیب جمعیت، برای ادامه اشغالگری در عراق و سوریه و ایران! لذا تا هنگامیکه آرارات به ایران برگردانده نشود، تئوری ترکیه عثمانی خود را پیروز منطقه خواهد دانست، و از عراق و سوریه و آذربایجان بیرون نخواهد رفت.  مردم عزیز آرارات ( آغری داغ) و دوغو بیاض و شهر مهم وان تا قونیه بدانند که: ما به فکر انها هستیم. و اعتراضات آنها را می شنویم، و به زودی به یاری انها خواهیم رفت.  کردهای جنوب ترکیه هم بدانند که: برای نجات از ستم دولت ترکیه، راه درست را پیدا کنند. کسانیکه آنها را برعلیه ایران تجهیز می کنند، و بنام پژاک به پاسداران و ارتش ایران شبیخون می زنند، کرد نیستند. بلکه با این کار،تنها شده، دولت ترکیه آنها را به راحتی قلع و قمع کند. عجیب است با اینکه کرد ها و فارس ها هم ریشه هستند، ولی ترکیه جدایی انداخته و حکومت کند.

 



ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب : قونیه را کربلا کنیم!،
لینک ها :

همانطور که سازمان نظام مهندسی، یا سازمان نظام پزشکی وجود دارد، باید سازمان نظام مدیریتی هم ایجاد شود، تا صلاحیت مدیران را بررسی کرده، قدرت اجرایی و لغو پروانه داشته باشد. البته انجمن مدیریت یا انجمن دانش اموختگان و دیگر وجود دارد، ولی هیچکدام قدرت اجرایی ندارند. چه بسا اگر این مرکز ایجاد شود، جلوی فساد بسیاری از مدیران را از ابتدا بگیرد! زیرا میتواند به کسانی که شرایط مدیریت را ندارند، کارت عضویت ندهد و یا با کنترل اعضا، مواظب آنها باشد و با اولین تخلف اشکار، لغو عضویت بنماید. مضاف به اینکه ممکن است: نبود این سازمان بهتر باشد. زیرا از قدیم گفته اند کوزه گر، از کوزه شکسته اب می خورد: یعنی تولیدات خوب را برای صادرات و فروش عرضه می کند، و از تولیدات نامرغوب که، امکان تبدیل به پول ندارد، خودش استفاده می کند. ایران هم بهترین مدیران را صادر می کند! به همین دلیل بهترین مدیران دنیا، ایرانی تبارها هستند. کسانی که باقی می مانند افرادی هستند که: قابلیت صدور را ندارند، لذا در داخل به کار گرفته می شوند. این امر علاوه بر ارز آوری و نام آوری! باعث گسترش مدیریت ایران بر: جهان و ارکان دنیا می شود. همانطور که در زمان داریوش بزرگ یا کورش، مدیریت ایران بر جهان تسلط داشت. برخی ها از کشف تلگراف نوری در ان زمان خبر می دهند. که ارتباطات را سریعتر و اسان تر می کرد. و بقایای آن در شهر سوخته به دست آمده است. لذا کسانی که به مدیریت در ایران اشکال دارند، از این موضوع خبر ندارند. که ایران از هزاران سال پیش، مدیریت جهانی داشته چه رسد به مدیریت: بازرگانی و شرکتی و غیره! حتی این امر کشف فساد را هم اسان تر می کند، زیرا مدیران چون تایید شده جایی نیستند، بلافاصله افشا می شوند. اما اگر سازمانی مثل نظام پزشکی پشت سرشان باشد، فساد سیستماتیک و سازمان یافته می شود. یعنی نظام پزشکی با ایجاد حصار: بین اعضا خود برای انها حاشیه امن می سازد، تا هیچکس نتواند آنها را به فساد متهم کند! براساس همین حاشیه امنیتی، پزشکان غالبا در ساختمان سازی یا سیاست وارد می شوند. و همه نظام کشور را به هم می ریزند. چون مورد تایید سازمان نظام پزشکی هستند. سازمان نظام مهندسی هم این قدرت را به اعضا خود داده است، که اول نماینده مجلس بشوند! تا بتوانند راحت تر به کار پزشکی! بپردازند. اگر عدل را به این معنی بدانیم که: هر چیزی باید سرجای خودش باشد(العدل یضع الامور علی موضعها-امام علی ع) عکس آن فساد  و بی عدالتی و ظلم است. بنا براین وزیر اقتصاد باید جایزه را به بنده بدهد! که این فساد ها را کشف کرده ام. کلیه پزشکان عضو نظام پزشکی، که به کاری غیر از تخصص خود مشغولند، فاسد هستند!(نمایندگان مجلس – شوراها شورایاری ها و..) یا: کلیه اغضا رسمی نظام مهندسی، که حقوق از جاهای غیر تخصص خود می گیرند، فاسد هستند و باید دستگیر و محاکمه شوند! وجوه مربوطه توقیف و بین فقرا تقسیم شود. اگر سازمان نظام مدیریتی هم تشکیل شود، که جایزه بنده بیشتر می شود! زیرا همه کسانی که شرایط مدیریت را نداشته، و مدیر شده اند باید عزل شوند و: مبالغ دریافتی را هم به خزانه برگردانند! اگر یک درصد دریافتی آنها، حق الکشف اینجانب بشود میتوان: تمام کاخهای سفید و سرخ و زرد و لیزه و غیره را خرید، و به حسینیه تبدیل کرد، تا همیشه غذای نذری به مردم بدهند. برای تشکیل این امر باید از هر دانشکده، یک استاد برجسته شورایی را تشکیل دهند، و به عنوان هیات موسس خود را ثبت قانونی کنند. بعد اساسنامه آن را تهیه و به مجلس یا دولت ارائه کنند که تصویب شود. ضوابط مدیریتی برای اخلاق حرفه ای را هم، حضرت علی ع در نامه اش به مالک اشتر بیان کرده.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب :
لینک ها :


( کل صفحات : 4 )    1   2   3   4   
آمار سایت
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • هزارمقاله :
  • تعداد کل مقالات :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic