ندای ماهین
ماهنامه سیاسی اقتصادی
درباره ندای ماهین


ندای ماهین
www.nedayemahin.ir
ماهنامه سیاسی اقتصادی
تحلیلی خبری به زبان فارسی دارای مجوز شماره 77703/95 از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی
صاحب امتیاز و مدیر مسئول سید احمد حسینی ماهینی
آدرس تهران فرحزاد خیابان امامزاده داوود پلاک 169
mahinvare@gmail.com
02188806179
1565846418

مدیر سایت : سید احمد حسینی ماهینی
چهارشنبه 9 مرداد 1398 :: نویسنده : سید احمد حسینی ماهینی

در اقتصاد ایران تورم و گرانی وجود ندارد، همه آن براساس عملکر بد بانک مرکزی ایجاد شده است. یک نمونه: برخلاف گفته سخنگوی دولت، حذف چهار صفر، 10هزار بار تورم را کاهش می دهد! یعنی یک دلار می شود 12 تومن! کاری که باید سالها پیش انجام می شد، و بانک مرکزی مانع می شد. الان هم باید 5صفر حذف بشود، تا دلار برابر 1تومن شود. زیرا تورم و گرانی، همه به واسطه افزایش برابری دلار تنظیم می شده. اما بانک مرکزی، آن را به امورد دیگر ربط می داده! هیچ وقت کمبود تولید و یا کمبود کالا نداشته ایم، لذا عرضه بالاتر از تقاضا بوده، الان هم ظرفیت بسیاری از کارخانجات، خالی است چون مشتری: برای کالای خود ندارند. این اشباع بازار است که واحد های تولیدی را، دچار کمبود سرمایه در گردش کرده است. در حالیکه بانک مرکزی، همه اینها را به دلار ربط می دهد! از صندوق ذخیره ارزی می خواهد که: سرمایه در گردش را تهیه کند! یعنی دلار را با نرخ 4200از دسترس خارج کرده، وام با بهره های زیاد، به مشتریان بدهد. یا اینکه می گوید: با ارز دولتی کالاهای اساسی وارد کنید! تا تولید کنندگان داخلی ورشکسته شوند، و بازار از اشباع هم بگذرد. که شاهد قاچاق کالاهای اساسی به خارج از کشور باشیم! در حالیکه الان وقتی دلار ارزان شده، هیچ کالایی را ارزان نکردند. یعنی ربطی به دلار نداشته است. بلکه بهانه بوده. تا تورم مصنوعی در بین مردم تزریق شود. بهانه ها به این دلیل مهم بودند که: بتوانند مردم را از نظر روانی، آماده خرید کالاها تا چند برابر نیاز خود کنند. ترساندن مردم از کمبود کالا، یک شگرد بود تا واردات بیشترشده، و خزانه از دلار خالی گردد. والا مردم در هر صورت یعنی کمبود مصنوعی یا واقعی، میتوانستند قناعت داشته باشند. یعنی اگر جنگ روانی دلار و: بانک مرکزی نبود، خیلی راحت به مردم می گفتند: که فلان کالا نیست و مردم نمی خریدند، و مصرف نمی کردند. یا به دنبال تولید آن کالا می رفتند. اما جو روانی، را طوری طراحی می کردند که: مردم از ترس شان، چند برابر خرید کنند و: کمبود مصنوعی ایجاد شود، و بانک مرکزی به عنوان ناجی: گرسنگان و قحطی زده ها! به واردات آن کالا دست بزند. ( مجوز داده و ال سی باز کند) داستان ستار خان را همه شنیدند: زنی که بچه اش از گرسنگی خاک می خورد، به ستار خان می گوید ما خاک می خوریم، ولی خاک نمی دهیم. مردم ما اینطور هستند. در حالی که تصویری که بانک مرکزی، به مدد بهزاد نبوی ها و میرحسین ها! ایجاد کردند مردمی: قحطی زده، همیشه گرسنه و منتظر کمک خارجی و محتاج واردات بود. تصویری که هنوز هم، از مردم ایران ترسیم می شود! مردم ایران اگر گرسنه و فقیر هستند، پس چرا متوسط مصرفی آنها، سه برابر متوسط مصرفی جهان است؟ چرا همگی دچار چاقی، فشاز خون و قند بالا هستند؟ لابد چاقی آنها از گرسنگی است؟ چند جاسوس سمج را، به عنوان کودک کار، عمدا در سر چهار راه ها می کارند، بعد از انها عکس می گیرند و: بنام ملت بزرگ ایران معرفی می کنند. اگر کودکان کار واقعی هستند، چرا هیچ قدرتی در ایران، قادر نیستند آنها را متلاشی کند؟ آیا شهرداریها، سازمان بهزیستی و کمیته امداد یعنی دروغ می گویند؟ یا اینکه سازمان آنها بقدری قوی است که: وزارت اطلاعات هم حریف آنها نمی شود؟ براحتی از پاکستان و افغانستان وارد ایران شده، در بهترین نقاط تهران مستقر می شوند. اگر باند های مافیایی پشت آنها نیست، چطور یک کودک اینمه مسیر را طی می کند! صدها برابر درآمدش هزینه می کند، تا در آنجا بماند؟سرقفلی آنها به هیچ قیمتی! به افراد دیگر واگذار نمی شود. لذا یکبار برای همیشه، بانک مرکزی را تعطیل کنید!


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب : تورم صوری،
لینک ها :
سه شنبه 8 مرداد 1398 :: نویسنده : سید احمد حسینی ماهینی

دریا ها و کوهها جزو انفال عمومی است، و در همه جهان باید در اختیار ولی فقیه باشد. واین حکم تعطیل بردار نیست، یعنی نمی توان گفت که مثلا به دلیل قراردادهای اجتماعی، این حق را ولی فقیه سلب گریده است، زیرا ولی فقیه در زمان غیبت امام زمان عج، نماینده ایشان است. و این قراردادها نه به امضای ولی فقیه رسیده ونه امام زمان عج آن را تایید می کند. پس بطور نظری ولی فقیه سرپرست تمام: اموال بلاصاحب و انفال می باشد. برخی فقها در این تشکیک نموده اند: و مبسوط الید بودن را شرط آن دانسته اند. یعنی کوههای آمریکا و رودخانه های اروپا با اینکه جزو انفال است، چون ولی فقیه تسلطی بر آنجا ندارد، لذا متعلق به کسانی است که: ادعای مالکیت آن را دارند. این نظریه را در مورد پیامبر و امام معصوم صادق نمی دانند. زیرا آنان از سوی خدا مبسوط الید هستند: و برتمام دریاها و کوهها و جنگل ها مالکیت دارند. گرچه در این مورد هم گفته اند که: در زمان پیامبر این مالکیت محدود به مبسوط الید بودن پیامبر بوده! یعنی تا موقعی که روم و ایران هنوز، به تصرف اسلام در نیامده بودند، لذا دریای آنها هم متعلق به پیامبر نبوده است. اما علی فرض همه اینها، چه به لجاظ نظری و چه بلحاظ عملی، ولی فقیه باید همه انها را در اختیار بگیرد. و اگر خدای نکرده، براثر ترس یا عدم توجه، این کار را نکند، قصور کرده است. مگر اینکه دست بسته باشد: یعنی قوانین بین المللی، یا سازمان ملل، مانع جدی آن باشند. و جز به جنگ، نتواند آن را دفع کند. پس اگر در مقامی باشد که بتواند آن را تصرف کند، ولی از ترس جنگ یا مغلوب شدن، باید این کار را بکند. لذا افق دید اسلام در حکومت جهانی واخد، مبتنی است بر تسلط امام زمان عج، یا نایب ایشان بر تمامی انفال در همه جهان.  حرکت های سیاسی، اقتصادی یا نظامی هم باید با این استراتژی، هماهنگ طراحی شود. طوری نباشد که مانع هم ایجاد نماید. مثلا بجای اینکه راههای تسلط بر کوهها، و دریاهای آمریکا و اروپا و آفریقا را تسهیل کند، تعهدات یا امضاهایی بدهد که: مانع از این کار شود. این حرکت خلاف شرع است. زیرا که تسلط اشرار و کفار را، تایید می کند، بر فرض ظهور امام زمان عج، حکم کلی تسلط ایشان بر آفاق و انفس است. زیرا که ولی و پیامبر به معنی: اولی بودن بر انفس است. حال اگر کسی خود را مسلمان هم بداند، ولی مانع تسلط ایشان بر انفال شود، عملا یک یاغی است. در سطح کوچکتر در مورد ولی فقیه هم، به همین شکل است. خداوند فقط تسلط کسانی را بر جهان تایید که: وقتی به حکومت برسند، نماز را برپا دارند و احکام خدا رااجرا کنند. کسانی که در هنگام تسلط بر انفال، به فساد روی می اورند( اذا تولی سعی فی الارض) مورد غضب خداوند هستند. حال اگر ما به توسعه حکومت نمازگزاران، کمک نمی کنیم مانع هم ایجاد ننماییم. فرضا، سیادت دریایی ایران باید بر همه دنیا مستولی باشد، و اگر بخواهد این سیادت را، با روسیه یا چین و امثال آن تقسیم کند، یا به آنها واگذار کند، یا با انها شریک شود، یعنی کاجازه داده: تا افرادی که نماز نمی خوانند: بر انفال تسلط پیدا کنند. مع الاسف که: بسیاری از انها مسلمانان را می کشند. نقاط بحرانی جهان امروز، این موضوع را تست می کند. مثلا در موضوع کشمیر، عملکرد ضد خدایی دولت هند آشکار است.  در موضوع یمن، نفاق و کفر آل سعود مشخص می شود. در موضوع فلسطین، کفر و ضدیت با دین: صهیونیست ها اثبات می شود. در قضیه افغانستان آمریکایی ها رسوا می شوند، لبنان و سوریه، کینه اروپایی ها نسبت به اسلام را نشان می دهد. کشتار مردم چچن و داغستان، دولت روسیه مشکوک می شود، در کشتار مردم ایغور و ترکستان، دولت چین متهم است.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب : سیادت دریایی!،
لینک ها :
سه شنبه 8 مرداد 1398 :: نویسنده : سید احمد حسینی ماهینی

مهاجرت یکی از ارکان تمدن جهان است. مقابله با آن یعنی مقابله با رشد و شکوفایی و تعالی فرهنگی. ممکن است مخالفت با آن دلایل گوناگونی داشته باشد، یا به اشکال مختلفی مطرح شود. ولی همیشه محکوم به شکست است. در جنگهای صلیبی، اروپا به دور خود دیوار بزرگی از: توهمات کشیده بود. انکیزاسیون اجازه هیچگونه تبادل فکر با مسلمان ها را نمی داد. ولی عاقبت چه شد؟ جریانی بنام سکولاریسم این دیوار را از بین برد. الان بزرگترین جمعیت فعال اروپا، جمعیت مهاجر است. زیرا جمعیت اصیل اروپایی به دلیل کنترل جمعیت، روبه انقراض  و نابودی است. همه تحریم ها و زور گویی ها، ته مانده همان دوران صلیبی است. اما بطور آشکاری همه این تحریمها، فروپاشی اروپا و آمریکا را تایید می کند. در آمریکا چند سال است که با دیوار کشی، مانع مهاجرت می شوند، ولی مجبور شده اند: تمام ونزوئلایی ها را پذیرایی رایگان کند! زیرا هرچه مهاجر ونزوئلایی بیشتر شود، رژیم مادورور محدودتر می شود! همین توهم باعث شده تا در مورد مهاجران دیگر هم، تجدیدنظر کنند و به قول خودشان: آزادیخواهان کشورهای خط مقاومت را، به آمریکا دعوت کنند. لذا بسیاری از مهاجران دیگر در سیل این مهاجرت، به امریکا می روند و ترکیب جمعیتی انجا را به هم می ریزند. در شرق اسیا هم شاهد این گون تماس ها هستیم. بودائیسم یا کمونیزم، دیوارهای آهنین بزرگی به دور خود کشیده بودند. ولی این دو هم  فروپاشیدند: شوروی سابق ارتش بزرگی بنام ارتش سرخ داشت، مرزهای خود را گسترش می داد و: سربازان ارتش را در انسوی مرزدیگران پیاده می کرد! کاری که الان چین در حال انجام آن است: هنگ کنگ و مالزی و سنگاپور تایوان واندونزی را، به خاک خود ملحق می کند! اما دیوار آهنی در یک شب فرو ریخت! شوروی ابرقدرت شرق، از هم فروپاشید. ممکن است روسیه جدید هم بخواهد این کار را ادامه دهد: مانند کاری که در اوکراین یا چچن و داغستان می کند. ولی طبیعی است که در مقابل سیل: مهاجرت سدی خاکی هم نیست. مهاجرت ایرانیان به خارج هم، برای مدیریت جهان از این قاعده مستثنی نیست! خیلی ها آن را فرار مغزها نامیدند، بسیاری آن افراد را وطن فروش و خائن گفتند، ولی چه کاری خواهند کرد با: مهاجرت معکوس آنها؟ اگر همه ایرانیان خارج از کشور برگردند، و سرمایه های خود را برگردانند، ایا تمدنی خواهد بود؟ یا اینکه اروپا و آمریکا، به همان دوران قرون وسطی برمی گردند؟ چین مرکز یاجوج و ماجوج های گرسنه می شود؟ ممکن است کسی باور نکند، ولی چین روزانه تا یک میلیون بشکه نفت، به صورت رایگان از ایران می برد! البته در ظاهر خریداری می کند. وزارت نفت ایران هم خوشحال است که: در تحریم های آمریکایی، چین و هند از ایران نفت می خرند. ولی با کدام پول؟ روزانه 70میلیون دلار نفت، به سوی چین و هند می رود. در چهل سال چه پولی می شود؟ اگر این پول به ایران داده شد، کجا رفته؟ واگر هم داده نشده یعنی در خزانه چین و هند مانده، و صرف سیر کردن شکم 3میلیارد بشر شده است. سهم یک دلار در روز ایرانیان، از نفت صادره به چین وهند، در این چهل سال صرف پیشرفت: آنها شده است: دیوار چین را شکسته، و آنها رابا مردم دنیا به تبادل رسانده. لذا می بینیم مهاجرت ایرانیان به سراسر جهان، برای انها صلح و آرامش و ثروت به ارمغان آورده. گروههای کوچکی سعی دارند با برخی ترقه بازیها، القا جنگ کنند، و مردم را از ایران بترسانند! ولی فقط خودشان مخاطب هستند. توهم وزیر خارجه امریکا بخوبی این را می رساند: وی که چندین سال مشغول فحش دادن به آیرانی ها ست، فکر می کند کسی نشنیده!


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب : مهاجرت باید معنی شود،
لینک ها :

ایرانی تبارها، جهان را مدیریت می کنند! و هر روز نقش آنان پر رنگ تر می شود. اخیرا بازی هنرمندان ایرانی تبار، در سریال های بزرگ جهانی و موفقیت آنها، در اکران برخی فیلمها حاکی از اقبال: عمومی جهان به سینمای ایرانی است. بازیگران ایرانی تبار توانسته اند: درجات ترقی را یکی پس از دیگری طی کنند. البته ممکن است این بازیگران را، به خوب و بد یا انقلابی و غیر انقلابی تقسیم کنیم. ولی چیزی را عوض نمی کند. زیرا پیروزی هر ایرانی، در هر کجای دنیا، پیروزی ایران است. والیبالیست های جوان که امروز در: اوج قله دنیای والیبال ایستادند، یا والیبالیست های بزرگسال که دیروز این راه را رفتند، همه جا پرچم ایران بالا رفت. حتی اگر دو نفر یا تعدادی از انها به ایران برنگردند مهم نیست! زیرا تاب آوری ایران بسیار بالا است، و مانند آنها را سریع کپی برداری می کند. که در همین بازی والیبال شاهد آن بودیم. اما کپی برداری هم نباشد، حضور همان بازیکن در هرکجا، نام ایران را یدک خواهد برد. همانطور که سردار آزمون به ثمر رساندن: سریعترین گل بازی فوتبال روسیه را از آن خود کرد. تاریخ شیرین ایرانی تبارها، بسیار طولانی است! همیشه و همه جا بوده اند. فقط کافی است بدانیم دو تاجر ایرانی، که به اندونزی رفتند، توانستند چهار صد میلیون اندونزیایی را مسلمان کنند! شیخ زکزاکی فقط با چند جلسه حضور: در محضر امام خمینی، 25میلیون نفر را شیعه کرد! یکی از نوابغ ایران در رادیو گفت: من خیلی پول خرج کردم، تا زبان انگلیسی یاد بگیرم! آماده شده به مرکز ناسا رفتم، تا اختراعات خود را عرضه کنم. از طبقات باقی مانده که بالا می رفتم، با کمال تعجب از اتاق رئیس و هیات مدیره آن قسمت، صدای خنده وشوخی به زبان فارسی بلند بود! همه هزینه های من برای یاد گیری زبان انگلیسی بیهوده بود! زبان اسپانیایی در جهان بیشترین گویش را، در قاره امریکا دارد، ولی در این کشور، زبان فارسی دومین زبان آموزشی آنها است. سالها بود که ایرانی ها محبور بودند: بدون اعلام هویت خود، به اروپا و آمریکا خدمت کنند، ولی بعداز انقلاب اسلامی، دیگر نیازی به مخفی نگهداشتن آن دیده نشد. علت این امر شرایط زمانی بود. وقتی مغولها به ایران حمله کردند، دانشمندان ایرانی برای حفظ دانش، همه کتابها را با خود به اروپا بردند، و  در انجا بصورت ناشناس به پژوهش و: نوشتن کتاب ها ادامه دادند: سعدی که اصالتا شیرازی بود، ولی به دمشق و حلب رفت، و گلستان و بوستان را در انجا نوشت. مولای رومی که اصالتا بخارایی بود، برای حفظ آثار خود به روم صغیر، یعنی قونیه فعلی پناه برده بود. نفوذ ناشناس این دانشمندان باعث شد که: جنگ های صلیبی خاتمه یابد، و دانش و علم به اروپایی ها هدیه شود. آنها با کمال سخاوت، آثار خود را بنام  اروپایی ها منتشر می کردند. همه میدانند تئوری مثلثی خیام، به عنوان پاسکال معروف شد. یا نظریات فارابی و ملاصدرا، به اسم انیشتین  ثبت گردید. زیرا دو تن از شاگردان انیشتین، بنامهای پروفسور حسابی و پروفسور غفاری، این کتابها را ازایران خارج کرده، برای او ترجمه می کردند. و از او می خواستند: بنام ایرانی ها نباشد تا، آنها شناسایی و ترور نشوند. ( از سوی صلیبی ها)لذا رهبران خوب و بد جهان، همگی زیر نظر ایرانی ها قرار گرفتند! فرزندان هاشمی در انگلیس، نفوذ زیادی دارند و از این نفوذ برای: گسترش تحریم برعلیه مخالفان پدر استفاده می کنند. در امریکا، لابی ایرانی بیشتر از لابی های دیگر(مانند صهیونیستها) نفوذ دارد. آنکه مخالفت می کند، به دستور ایرانی های فراری کار انجام می دهد! پس:از این به بعد شعار: همه جای ایران سرای من است، تبدیل میشود به همه جای جهان، ایران من است.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب : سینمای جهان در تسخیر ایرانی تبارها،
لینک ها :
یکشنبه 6 مرداد 1398 :: نویسنده : سید احمد حسینی ماهینی

واردات بی رویه و عدم صادرات، موانع اصلی رونق تولید هستند. تحلیل گران اقتصادی  برای اینکه اصل موضوع دیده نشود، آن را به عوامل دیگر نسبت می دهند. ایران دارای همه امکانات برای تولید هست، دربرخی موارد بهترین شرایط را دارد. رونق هم انجام شده. ولی در همان نظفه خفه شده است. زیرا سوداگران بین المللی، برای دریافت پورسانت های دلاری، و به جیب زدن میلیاردها پول بی زبان، فوری دست به کار یک اشوب، یا کمبود شده، با احتکار یا گرانفروشی، دولت را وادار به واردات می کنند. مخصوصا این کار را در بازه زمانی: قبل از عرضه انجام می دهند. مثلا گندم یا برنج فصل برداشت بخصوصی دارند. طبیعی است که ذخائر قبلی، با نزدیک شدن به زمان برداشت، کاهش می یابد و خود را آماده: دریافت تولیدات جدید می کند. در این موقع هست که وارد کنندگان، کمبود طبیعی را بزرگ نشان داده، و دولت را وادار به واردات می کنند! تا تنش بوجود نیاید و کمبود در بازار نباشد. با افتخار هم اعلام می کنند: تمام بنادر ایران پر است از: کالاهای وارداتی! بعد کالای وارد شده قبل از عرضه تولید داخلی، بازار را اشباع کرده، خریداری برای تولید داخلی نمی ماند. این است رمز نابودی تولید داخلی، و رونق تولید خارجی! در سال رونق تولید. البته آنها مدعی هستند: بین دهقان ایرانی یا برزیلی تفاوتی نیست، بنابر این رونق تولید آنها هم، اشکالی ندارد. زیرا در پیام رهبری هم، حد و مرزی اعلام نشده! که مانع رونق تولید کشورهای دیگر بشود. کلک زدن به همین سادگی، در  همه زمینه ها هست تا بیشتر: پول به جیب بزنند و دستگیر هم نشوند. مثلا بازار متشکل پولی و ارزی، یکی از همین کلک مرغابی ها است. درست در زمانی که دلار پایین می اید، تصویب و برای اجرا ابلاغ می شود! در حالی که هدف آن ثبات بازار اعلام می شود، ولی این ثبات بازار، نیاز زمانی بود که دلار بالا می رفت. یعنی آن موقع که ریال تضعیف می شد، کاهش ارزش پول ملی غرور ملی را جریحه دار می کرد، به میدان نیامد. ولی حالا که پهباد ها غرور ملی را ترمیم کردند، و دلار را سرافکنده نمودند، آمده تا نگذارد دلار سقوط کند. البته منظور آنها این است که: پول ملی تقویت شود، ولی کدام پول ملی؟ پول ملی آمریکا و انگلیس. لذا در هدفگذاری اشتباهی نشده است، فقط در تعیین مکان آن اشتباهی کوچک رخ داده است. اینها می گویند پول ملی امریکا هم، حیف است ضرر کند. زیرا اقتصاد ایران تاب اوری زیادی دارد، و میتواند تا صدهزارم تضعیف پول خود را تجمل کرده، مردم هم اعتراضی نکنند! ولی اگر پول آمریکا یا انگلیس تضعیف شود، مرم آنجا بیکار می شوند! شرکتها ورشکسته و بدبختی گریبانگیر شان می شود. ما که نباید باعث بدبختی دیگران بشویم؟ ایران همه چیز دارد، اگر دلار کم شد میتواند از لیر ترکیه، روبل روسی و یا دینار عراقی استفاده کند. ولی آنها که نمی توانند: بجز دلار و یورو ارز دیگری را قبول کنند. چون چیزی نیست که با آن بخرند! فقط یک فرق اساسی اینجا هست. و آن اینکه اگر به کسی خوبی کردی، طبیعتا باید تشکر کند! اما انگلیس و امریکا هیچوقت: از ایران تشکر نمی کنند! چه آن زمان که نفت را به غارت می بردند، و چه الان که دارایی های ایران را توقیف، یا مصادره می کنند. وزیر حارجه آمریکا بعد از اینهمه لجن پراکنی، در خواست دارد که به ایران بیاید! و با ایرانی ها گفتگو کند. اما یک معذرت خواهی کوچک هم نمیکند. شاید هم ایران آنقدر بزرگوار است، که انها فکر نمی کنند کینه ای به دل بگیرد. یا حرفهای بد انها را شنیده باشد. پس کل مسئله این است: در دل دوست به هرحیله رهی باید کرد. طاعت ار دست نیاید، گنهی باید کرد:با عقب مانده خواندن ایران عذر خواهی می کنند!


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب : موانع رونق تولید،
لینک ها :

رئیس هیات مدیره استارت آپها، از اینکه دوستانش همه به خارج رفته! ولی خودش نتوانسته ناراحت بود. ولی نمیداند وقتی که خارج، جزو داخل نبود گذشته! الان خارج هم داخل حساب می شود. رئیس جمهور اشاره کردند که: ایران در سالهای گذشته تجزیه شده، خطیب نمازجمعه هم، همه آنها را از چشم استعمار پیر دید. اما الان انگلستان دچار تجزیه شده! هر چهار قسمت آن اعلام استقلال کرده اند. دیگر انگلیسی وجود ندارد! اگر هم فکر می کنند هست، این برخی ایرانی ها هستند، که جای ان را گرفته اند. دولت آمریکا نمونه خوبی است. سردمداران آن مایلند به ایران بیایند، و دستبوس شوند ولی میرحسین ها نمی گذارند! به آنها می گویند که باید تحریم را بیشتر کنند. لذا آمریکای اصلی، مال ایران است و شما هرجا بروید، یعنی در ایران هستید. در کانادا هم نمی توانید ادعا کنید که: آنها ایرانی نیستند. بلکه از ماست که برماست. هر سیاست ضد ایرانی را، خود ایرانی های آنجا تزریق می کنند! لذا کل جهان متعلق به ایران شده، و اگر برخی ها گستاخی می کنند، برای این است که سرشان در آخور: هاشمی ها و کروبی ها و موسوی ها است! لذا اگر دانشمندان ایرانی، به هرجا بروند قدر ببینند و بر صدر نشینند. بنابر این اگر کار آفرینی، در ایران رقیب زیاد دارد، و نمی تواند سربلند کند، برود در خارج! چون همه جای جهان ایران من است. از اول هم همینطور بوده، و ما برعکس فکر می کردیم. آمریکایی ها که به ایران آمده بودند، خودشان می گفتند شما دست به سینه راه بروید، و به ما دستور دهید! ما همه کار ها را انجام می دهیم. اخطار انها به روسیه در جنگ دوم جهانی، باعث شد تا دوباره ایران، از سوی روسیه اشغال نشود! اگر آنها را بد ببینیم، بخاطر عینکی بود که اهالی فتنه، به ما می دادند! آلمان قدرتمند آن موقع، خود را اریایی می دانست، و به آن افتخار می کرد! آتاتورک به احترام ایرانی ها، دستور داده بود ویزا نباشد! پست های مهم همه کشورهای دنیا، به ایرانی ها سپرده شده، و تا اکنون هم ادامه دارد. همه آنهاییکه به خارج رفتند(البته بجز ضد انقلاب)، منشا خدمات برای ایران هم بودند. مهاجرت معکوس هم داشتند. پس موضوع فرار مغزها نیست، بلکه دست یافتن به علوم است حتی: اگر در ثریا باشد! تنگ نظری مدیران و کار آفرینان، به اینجا ختم نمی شود! آنها نمی دانند که در ایران، تولیدد اشباع شده: همه چیز هست و اگر هم نباشد، به اشاره چشمی فراهم می شود. مانند کارخانه لنت سازی قزوین، یا آب سنگین اراک. علت عدم تولید و یا راکد بودن کارگاهها هم، به همین دلیل است. یعنی دولت را فریب می دهند تا: پول تزریق کند بعد می بینند که: مشتری ندارد! یا دولت، آنها را گول می زند و برای: ورشکسته کردن آنها، واردات می کند! مثل کارخانه عظیم اتوس سازی در نجف آباد، که دولت از خارج اتوبوس وارد می کند! ذرت را از برزیل وارد می کند، آنهم با ارز یارانه ای! طبیعی است که کشاورز ورشکست می شود. یا برنج وخودروهای لوکس و غیره! یعنی تولید نه تنها اشباع شده، بلکه در مرحله دامپینگ خارجی ها است. آنها هم صف ایستادند تا: ارزانتر به ایران بفروشند! مثل قضیه تبعیض مثبت! به نفع زنان، که خانم کار افرین مطرح کرد! دولت تصویب می کند 50درصد پست ها، در اختیار زنان باشد ولی زن متخصص، برای این کار ها نیست. لذا بجای شایسته سالاری، زن سالاری را اجرا می کنند. نتیجه ای که از این نوع جلسات گرفته می شود بجای بستر سازی برای تولید، بستر زدایی می شود. همه راههای ورشکست کردن آنها را، به هم یاد می دهند. مثل انداختن آنها در دامن بانکها است. زیرا به بهانه باز پرداخت جند برابری وام، بانک مدیران را زندانی و: کارخانه ها را مصادره می کند.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب : کار افرینان پرتوقع!،
لینک ها :

دستکاری در خلقت خدا، برای اثبات بی خدایی! کار را بجایی رسانده که: اطبا با دانایی تمام از عوارض داروها شیمیایی، باز هم ترجیح می دهند آن را تجویز کنند! مثلا انسولین تزریق کردن، یکی از خطرناکترین داروها است! زیرا اصلا نمی توان: منحنی تابع آن را با افزایش قند خون تنظیم کرد، و لذا بیشتر مواقع، بیمار دچار افت شدید قند خون می شود. که گاهی منجر به مرگ یا ناقصی می شود. این دارو در بسیاری مواقع، سبب چاقی می شود و دیابت را تشدید می کند! پزشکان توپ را به زمین بیمار می اندازند و می گویند: باید وزن کم کنی! واو که نمی داند عامل اصلی چاقی، همان انسولین است، لذا نمی تواند وزن کم کند! دچار افسردگی می شود که خود این امر، دارای عوارض بیشماری می شود. به نظر می رسد: دستور خداوند برای تنظیم قند خون، از شدت سادگی آن، غیر قابل باور است، ولی داروهای شیمیایی به دلیل پیچیدگی زیاد، باور پذیر است. یکی از دستورات حداوند کم خوردن غذا، لقمه های کوچک برداشتن و طول دادن مدت غذا خوردن است! دلیل این امر از نظر دیابت، یک مبارزه نرم برای: بهداشت و سلامت انسان است. زیرا پرخوری و تند خوری، باعث می شود قند خون انسان بالا رفته، مهلت ترشح انسولین از دست برود. انسولین بطور طبیعی در بدن انسان ساخته می شود. بوی غذا باعث ترشح انسولین می شود. غذا خوردن هم، باعث ترشح آن می شود، ولی سرعت آن به سرعت غذاخوردن سریع نمی رسد! پس اگر سرعت و حجم غذا را کم کنیم، بدن انسولین را به اندازه کافی تولید می کند. در گذشته پادشاهان از جمله کسانی بودند که: پرخوری می کردند! لذا اطبا برای تنظیم قند آنها مطالعه می کردند. در آکادمی دیابت تهران تصویری نشان داده شد: که انسولین اولیه در غرب از سگ گرفته شده، و پمپ آن مانند کوله پشتی بزرگ بود! ولی در ایران، توصیه پزشکان به پادشان قی کردن بود! یعنی پادشاه یا تاجر و ورزشکار ثروتمند، هرچه می خواست غذا می خورد، و لذت آن را می برد! بعد که شکمش پر می شد و: او را عذاب می داد، پرطاوس یا پر مرغی به او می دادند، تا با تحریک گلو، غذاهای خورده را بیرون بریزد، و شکم را سبک کند. تا بدن بتواند خود را با آن تنظیم کند. داروهای شیمیایی هم، حکم پر مرغ را دارند. انسولین می رود تا جلوی تبدیل شدن: گلوکز به قند را بگیرد! تا همه بدون تجزیه از پایین دفع شوند! اما در طب اسلامی بجای درمان، به بهداشت توجه می شد. دستور روزه گرفتن و کم غذا خوردن و قناعت کردن، بر همه دستورات غلبه داشت. طبابت آن پزشک مسیحی در زمان پیامبر این را ثابت می کند! در برخی موارد هم، که اشخاص دوست نداشتند رعایت کنند! غذای ترکیبی داده می شد: مثلا می گفتند فلان چیز را با عسل بخورید! یا اگر خربزه خوردید (تب ولرز) را، با غذای دیگری جبران نمایید. همراه کباب کوبیده، حتما سماق یا ریحان خورده شود. زیرا سماق با دفع خاصیت چربی کباب، زحمت معده را کم می کند. البته این موضوع هم مانند دیگر موضوعات، در قرون معاصر دچار تحریف شد! و جای قاتل و مقتول عوض شد. یعنی پزشکان غرب رفته و هوادار داروهای شیمیایی، عوارض داروهای شیمیایی را، فراموش کرده برای داروهای گیاهی، دنبال یافتن عوارض می رفتند. مثلا بخور دادن پهن گرم گاو را، برای رفع سرما خوردگی، بهانه می کردند و همه طب سنتی را، زیر سوال می بردند. البته از خاصیت آن مطلع بودند، ولی برای آن حواشی درست می کردند که مثلا در جهان متمدن! از این کار ها نمی شود. به نظر می رسد زمان تعادل در افکار پزشکی، فراهم شده و پزشکان باید بدون تعصب، به تجربیات هزاران ساله احترام بگذارند.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب : دفاع تمام قد از: عوارض جانبی داروهای شیمیایی!،
لینک ها :
پنجشنبه 3 مرداد 1398 :: نویسنده : سید احمد حسینی ماهینی

آرامش اصل و قاعده است، ولی تنش اتفاقی و عارضه ای است.  یعنی جهان طبیعت از روی نظم و قاعده حرکت می کند، و هیچ حادثه غیر روتینی در ان بوجود نمی اید. از این رو جهان در آرامش کامل و دائمی است. علت آن هم عدم وجود اختیار در میان اشیا، مواد و اجزا جهان می باشد. اما وقتی خداوند انسان را آفرید، در واقع می خواست این آرامش را به هم بریزد! شور و غوغا و عشق در ان پدید اید. لذا این آرامش از نظر انسان هم، چندان قابل قبول نیست. یکنواختی و حرکت در مسیر ثابت، سرنوشت روزمره و تکراری، از طبع انسان به دور است. مثلا در جنگل هر حیوانی میتواند: حیوان دیگری را بخورد، یا گیاهی را از زندگی ساقط کند. این قانون همیشگی و دائمی و ثابت است، و کسی هم به آن اعتراض نمی کند! حتی برخی فلاسفه گفته اند: که انسان نیز باید از قانون جنگل پیروی کند: زور مداران، فقیران را ببلعند و آنها هم هیچ اعتراضی نکنند! مانند ماکیاولی و دیگران. برخی فلاسفه دیگر هم،عکس قضیه را گفته اند: چرخه غذایی یاد شده را، یک تکامل می دانند. لذا شوق تکامل لذتی بوجود می اورد، در نتیجه هیچکس اعتراضی نمی کند! بلکه از ان راضی هم هست. مثلا دانه گندم وقتی توسط انسان خورده می شود، خدا را شکر می کند! زیرا سلولز او تبدیل به سلول، شده و فیبر آن به فیبرینوژن! بنابراین ارتقا یافته، در مسیر تکامل قرار می گیرد. و از این کار لذت می برد: مولانا می گوید: از جمادی مردم و نامی شدم! و از نما مردم زحیوان سرزدم! ینابر این هرچه باشد، چون انعکاس فکر بشری است، تابع جبر و اختیار هم هست. یعنی برای چوب لذتی تصور می شود: که اگر آتش زده شود خوشحال شود، یا اینکه دردی برای او تصور می شود که: اگر بصورت تخته یا نی بریده شد، ناله سردهد! اگر گردش زمین و اسمان در ارامش است، جامعه نیز به تبع قانون طبیعت، دارای یک آرامش بنام تعادل می باشد. اما انسان به اراده خود، این نظم را برهم می زند، تا نظم نوینی ایجاد کند. و این را تنش می نامد. مثلا در بدن انسان، تولید آنزیم های گوناگون نظم خودش را دارد. ولی انسان که وقت و بی وقت غذا می خورد، این آنزیم ها بیشتر ترشح می شود. لذا ناگهان فشار خون یا میزان قتد بالا می رود! زیرا غذا با خود گلوکز دارد، که تجزیه شده به قند مبدل می شود. در اینجا بدن باید انسولین ایجاد کند! ولی ایجاد انسولین تابع ریاضی دارد! لذا نمی تواند با منحنی یا تابع قند، یکنواختی کند و انسان دچار بی حالی، یا افت قند می شود! در همایش آکادمی دیابت در هتل اوین، نکات بسیار ظریفی توسط اساتید مطرح شد: که مثلا در کل جهان حدود 436میلیون نفر! درگیر این تنش هستند. یعنی نمی توانند میزان انسولین را، با میزان قند خود هماهنگ کنند! و همه اینها به اختیار انسان بستگی دارد: زیرا فشار خون یا قند خون و..  یا همه بیماری ها، براثر خوردن غذا تنش افرین می شوند. به همین دلیل خداوند دستوراتی داده مانند: روزه گرفتن و یا آرام غذا خوردن، تا این تنش را به روتین یا ارامش تبدیل کند. اما آدم ها به دلیل لذت: استفاده از اراده خود، خدا را هم نادیده می گیرند. یعنی به میل خود هرچه می خواهند: مخفی و اشکار می خورند! در جریان های سیاسی هم، ایجاد تنش فقط به دلیل دوری از خدا است. مثلا وقتی نخست وزیر جدید انگلیس، در اولین سخنرانی خود، گرایش به ملاها ی ایرانی را، دلیل تعویض وزرا بیان می کند، یعنی به دنبال تنش است.  لذت اینکه بگوید: من این کار را می کنم! باعث می شود: دستورات خدا را برای زندگی بدون تنش، در نظر نگیرند. اما دنیا مانند اقیانوسی از انسان ها است، که رقص قطره ها را، حتی اگر درجهت مخالف باشد، همسو و همجهت طوفانها، یا بادهای موسمی می کند.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب : تبدیل تنش به ارامش،
لینک ها :
چهارشنبه 2 مرداد 1398 :: نویسنده : سید احمد حسینی ماهینی

پیگیری ترامپ و انگلیس برای: امنیت خودشان در خلیج فارس و تنگه هرمز، نشان می دهد آنها قصد باز پس دادن کشتی ایرانی را ندارند! ودلیل عمده آن هم لو رفتن نقش روسیه، در این فاجعه است .البته برخی کشورها سعی دارند: این موضوع را نادیده بگیرند، ولی طبیعی است که آمریکا و انگلیس، در این کار تنها بمانند. برای تحلیل آینده این باید گفت: انقلاب اسلامی از ابتدا تا کنون، یک روش روشن داشته است و آن اینکه: دشمن را با دست جبر تاریخ از بین می برده است. وقتی رهبر انقلاب می فرماید: براساس وعده الهی، فلسطینی ها پیروز می شوند، و این را امری قطعی و تخلف ناپذیر می داند. یعنی پایان کار برای انقلاب اسلامی روشن است. و پیروزی حق بر باطل امری محتوم می باشد. این اعتقاد مانند پتک بر سر مستکبران کوبیده می شود، و آنها را  دست و پاچه می کند! بطوریکه دچار اشتباهات فاحش شده، و بر اشتباهات خود اصرار می ورزند! و به دست خودشان گور خود را می کنند. انقلاب اسلامی هم این تجربه را نه فقط، از سال های 1979دارد بلکه از ابتدای تاریخ، انقلاب اسلامی بوده و تا کنون هست، و تا انتهای تاریخ هم خواهد بود. هابیل اولین مقتول تاریخ است! ولی هیچکس نمی داند چرا او کشته شد؟(بای ذنب قتلت؟)البته میدانند ولی سوال آنها از باب تعجب است(استفهامی). یعنی از خود می پرسند چه گناهی مرتکب شده بود، که سزاوار مرگ بود؟ یا چرا قابیل، اینقدر از خود دیوانگی نشان داد، که برادرش را از بین برد؟ الان هم مردم می پرسند: چرا کشتی ایران را توقیف کردند؟ و هنوز رها نمی کنند. مگر چه تخلفی کرده که باید نابود شود؟ انها وقتی کشتی خودشان توقیف شد، تازه فهمیدند دزدی دریایی یعنی چه. و حالا به دنبال مخفی کردن: این جرم بزرگ خود هستند. کلاغی خواهد آمد و: راه را برای آنها روشن خواهد کرد! یعنی کسی که حرف خدا را نمی پذیرد، عاقبت مجبور است به حرف حیوانات: پست تر از خود گوش بدهد. و آن کلاغ کسی جز ترامپ نیست. در جریان های بعدی هم، این موضوع حماقت و کشتار قابیلیان، تکرار می شود. شهادت حضرت مسیح (به اسمان رفتن ایشان) را نگاه کنید: همه مردم سر زمین با اعتقاد راسخ به دین، پیامبر الهی را آنقدر شکنجه می دهند، که به صلیب کشیده می شود. درست مانند حضرت ابراهیم ع، که همه مردم با اکثریت ارا! او را در آتش انداختند. یا نهضت امام حسین ع که: صدها هزار در مقابل یک اقلیت 72نفری، صف کشیدند. در انقلاب مشروعه هم دیدیم که: هزاران نفر مشروطه خواه، یک شیخ مشروعه خواه را به دار آویختند! و نوه او مجبور شد: دین را انکار کند! تا زنده بماند(طبری). ریشه انقلاب اسلامی نه در 15خرداد 42 است، و نه در 22بهمن 1357بلکه: خط سرخی است که از ابتدا، تا انتهای تاریخ کشیده شده است. و شیاطین اگر کاری می کنند، فقط آبروی خود را می برند. در سال 1357 همه دنیا یک طرف بودند، و از رژیم شاه حمایت می کردند، ولی مردم با دست خالی، همه را کنار زدند. ائتلاف عربی غربی و عبری: بر ضد مردم یمن  یا بحرین و لبنان و سوریه هم، با همین متر اندازه گیری می شود. مردمی با دست خالی که: ابر قدرتهای ثروت و قدرت و سیاست را، به چالش کشیدند. خون هر شهید از یمن یا بحرین، پرچمی برافراشته شد تا همه دنیا بدانند که: ابزار، قدرت نمی آفریند بلکه ایمان هست: که قدرت می آفریند. حالا غولهای جهان (ناو ها و هواپیمابرها) ایران را به دزدی دریایی متهم می کنند! اما حقیقت مثل خورشید خود را نشان می دهد. آنها هرکاری توانستند انجام دادند! در تحریم مردم انقلابی، از میرحسین ها تا ترامپ ها دست به یکی شدند ولی حالا، خودشان باید: تاوان آنچه را، که انجام داده اند، پس بدهند


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب : کشتی را پس نمی دهند،
لینک ها :
سه شنبه 1 مرداد 1398 :: نویسنده : سید احمد حسینی ماهینی

رئیس جمهور محترم در مورد: جلوگیری از قاچاق سوخت، ایده ای را مطرح کردند که: چند وزارتخانه مامور شوند تا با داده پردازی، از بدو تولید سوخت تا انتهای توزیع، آن را رصد کنند: یک انبار داری ملی برای نفت و مشتقات آن تهیه شود. این البته فی نفسه کار سختی نیست، و پیش نیازی هم نمی خواهد! و شاید یک استارت آپ هم بتواند: این کار را انجام دهد! برای اینکه چنین کاری در تمام شرکتهای: بزرگ و کوچک دنیا در حال اجرا است، و بارکد نام دارد. اما دلیل اینکه اجرا نمی شود مهم است! اگر دقت کنیم نفت یا حامل های انرژی، در ایران جایگاههای تولید مشخصی دارند: صد پالایشگاه در مجموع 64میلیون لیتر بنزین تولید می کنند، ولی 72میلیون لیتر مصرف می شود، که به معنی قاچاق سوخت و واردات آن می باشد. درواقع سرانه هر ایرانی یک لیتر بنزین است. حسابداری و انبارداری آن نباید سخت باشد. اکنون شرکتهای چند ملیتی در جهان هستند که: نرم افزار انبارداری آنان در 200کشور، میزان موجودی را، برخط، رصد می کند. لذا رصد کردن 80میلیون نفر با سرانه یک لیتر بنزین یا: نفت و گاز و پتروشیمی کار سختی نمی تواند باشد. شاید هم وجود دارد: ولی به آن توجه نمی شود. مرکز مدیریت همه اینها در سازمان برنامه و بودجه است، که شدیدا مخالف ان لاین شدن است! حتی در وزارت اطلاعات یا قوه قضائیه نیز، سیستم ها پایش نمی شوند. شاید بتوان یکی از دلایل آن را عقب ماندگی، یا عقب نگهدارندگی سیتم عامل ها دانست. و این از تفکر مدیران، یا رهبران ناشی می شود که به: سیستم اینترنتی و برخط، بدبین هستند. نمونه آن برگزاری انتخابات است، که هنوز نتوانسته مجوز الکترونیکی شدن را  دریافت کند. حتی برخی مسئولان حاضر، به پذیرش سیستم پارالل یا همزمان: دستی و ماشینی هم نیستند. بدبینی آنها به سیستم ماشینی، هرگز از بین رفتنی نیست. مانند پزشکان که حاضر نیستند از: خودپرداز در مطب خود استفاده کنند. چون فکر می کنند اشتباه محاسبه، خطا و هک شدن در سیستم ماشینی، خیلی بیشتر از سیستم دستی است! می گویند: چون تکنولوژی را دشمن تولید کرده، لذا سوار بر ان است و: هرکاری بخواهد می کند. برخی طراحان سیستم هم با عملکرد جاسوسانه خود، بر این موضوع صحت می گذارند. اولین کلاهبرداری کامپیوتری، در شرکت نفت اتفاق افتاد! زیرا اولین جایی بود که سیستم ماشینی را، در دهه1350جایگزین سیستم دستی کرد. مهندس عامل که دانشجوی فقیری بود، در عرض یکسال بار خود را بست، و بخارج فرار کرد. این نوع برخورد ها از نظر مدیریتی، مقاومت در مقابل تغییرات بیرون سازمانی است. و تا زمانی که مدیران قدیمی وجود دارند، این مقاومت هم ادامه دارد. لذا برای وزیر جوان ارتباطات، بسیار ساده است که همه اطلاعات 80میلیون را، در یک پکیج ارائه دهد، ولی یک نفر در مقابل اینهمه مدیران قدیمی، نمی تواند کاری از پیش ببرد. بنابر این ابتدا باید اندیشه مدیران متحول شود، و یا اینکه مقاومت نکنند. در مرحله بعد امنیت سایبری مهم است. اگر اطلاعات در یکجا باشد، دشمن راحت تر به آن دست پیدا می کند! اکنون دشمن هزاران کودک را، از پاکستان و افغانستان بطور دائم وارد می کند، تا اشراف اطلاعاتی خود بر چهار راه ها و خیابان های ایران را، از دست ندهد ولی اگر سیستمی شود، فقط کافی است هکر استخدام کند! و یا آنها را نفوذ دهد. این دو مانع اگر برطرف شود، طراحی سیستم انجام شده و آماده است. نه تنها در مورد نفت و گاز بلکه،تمام داراییهای انسانی و مادی میتواند: در سیستم یکپارچه و جامع اعمال شود.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب : داده پردازی ملی،
لینک ها :


( کل صفحات : 4 )    1   2   3   4   
آمار سایت
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • هزارمقاله :
  • تعداد کل مقالات :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
 
 
 
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو