ندای ماهین
ماهنامه سیاسی اقتصادی
درباره ندای ماهین


ندای ماهین
www.nedayemahin.ir
ماهنامه سیاسی اقتصادی
تحلیلی خبری به زبان فارسی دارای مجوز شماره 77703/95 از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی
صاحب امتیاز و مدیر مسئول سید احمد حسینی ماهینی
آدرس تهران فرحزاد خیابان امامزاده داوود پلاک 169
mahinvare@gmail.com
02188806179
1565846418

مدیر سایت : سید احمد حسینی ماهینی
سه شنبه 31 اردیبهشت 1398 :: نویسنده : سید احمد حسینی ماهینی

جنگ روانی برای پیشبرد جنگ نظامی است، و جنگ نظامی آخرین نقطه: مقاومت هر کدام از طرفین می باشد، که پس از آن سقوط یک طرف را درپی خواهد داشت. اما جنگ روانی برخلاف تئوری های موجود، از سوی دشمن طراحی و اجرا نمی شود! زیرا دو دلیل عمده مانع این کار می شود: یکی نداشتن اطلاعاتی کافی دشمن، از ریزه کاری های فرهنگی یکدیگر است. دلیل دوم بی اثر بودن آن است، زیرا وقتی دشمن حرفی می زند، مسلما برای منافع خودش است، وکسی که عاقل باشد، حرف او را نمی پذیرد. بنابر این جنگ روانی از سوی دوستان، آنهم دوستان بسیار نزدیک، که با همه ریزه کاری ها آشنایی دارند، صورت می گیرد! مانند جنگ روانی پدر علیه پسر، یا پسر علیه پدر. زیرا هر دو میدانند اگر به فلان موضوع، اشاره شود چه عکس العملی خواهند داشت! از این جهت باید دوستان بسیار نزدیک را، به دو نوع خودی و غیر خودی تقسیم کرد. خودی آنهایی هستند که: جنگ روانی را برای خودشان نگهمیدارند، و به عنوان اختلاف سلیقه یا اختلاف خانوادگی، نمی گذارند کسی بفهد. ولی غیر خودی ها آنهایی هستند که: جار می زنند تا کسان دیگری که: منتظر سوء استفاده هستند، از ان بهره ببرند. مثلا کسانی که در ایران اعتراض می کنند، تا 95درصد این اعتراضات خودی است. زیرا دشمن نمی تواند از ان بهره برداری کند. جلوی مجلس جمع می شوند، مشکلاتشان را می گویند. مسولان به آنها گوش داده، آن ها را رفع میکنند. اما کسانی هستند که بعنوان غرامت دیده از: بانکهای خصوصی جمع می شوند! اول به رادیو های بیگانه خبر می دهند، و عکس و تفصیلات را برای آنها می فرستند! و دشمن هم از انها، بعنوان ستون پنجم استفاده می کنند. حرف آنها هم حقیقت نیست! زیرا موقعی که پول می گذاشتند و سود می گرفتند، دولت کاره ای نبود! حالا که ضرر کردند، دولت را مسئول می دانند. سواری را به دیگران دادند، و دستمزدش را از کس دیگری می خواهند! در مسائل اقتصادی همه اینگونه است. یعنی افراد بین خودشان قرار مدار می گذارند. تا موقعی سود می برند، دولت را در نظر نمی گیرند، حتی مالیات و عوارض را پرداخت نمی کنند! چون اصلا با اظهار آن مخالفت هستند. اما همینکه از سود، ضرر می کنند سراغ دولت می ایند. و معلوم نیست ضرر کرده باشند، چون دولت به روابط فیمابین آنها، جاهل است. خودشان عالمانه سر دولت را کلاه می گذارند. کسانی پولها را اختلاس یا دزدی می کنند، اگر در ایران بمانند که دستگاه قضایی، آنها را دستگیر می کند. لذا می بینیم که به دستور دشمن (امریکا و اروپا) پولها را اختلاس می کنند، به آنجا برده پناهندگی می گیرند. شاکیان بجای اینکه دولت کانادا یا اروپا یا آمریکا را، مقصر بدانند که چرا آنها را حمایت کرده، و مسترد نمی کنند، یقه دولت ایران را می گیرند! در بحث های سیاسی یا فقهی هم چیزی مشابه آن است. سالها بود که عده ای در حوزه، فلسفه را قبول نداشتند و امام خمینی، که فلسفه درس می داد، ظرف غذای او را آب می کشیدند! که یعنی نجس است. یا اینکه او را سیاسی می دانستند و می گفتند: دین از سیاست جدا است!مانند فرزند علامه امینی می گفتند: اسلام دین حکومت نیست! و هنوز هم دست بردار نیستند. البته تناقض آنها در حکومت پیامبر در مدینه، و حکومت حضرت علی در کوفه آشکار می شد، یا می گفتند اسلام دین حب است! ولی بغض آن را فراموش می کردند. به همان میزان که مومنان:خدا را دوست دارند،( اشد حبا لله) به دشمنان خدا سخت می گیرند( اشدا علی الکفار). ولی اقایان یکطرف را می گیرند! ممکن است این حرف را مارکسیسم یا لیبرالیزم هم بگوید، ولی کسی به حرف آنها گوش نمی دهد. اما از دوستان چه؟


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب : پیروز جنگ روانی کیست؟،
لینک ها :
یکشنبه 29 اردیبهشت 1398 :: نویسنده : سید احمد حسینی ماهینی

برخی ها تصور می کنند که: جو سازی های منفی کار دشمنان است! گرانی و تورم و فقر، جنگ در راه و بی خانمانی سیل زده ها! و موضوعاتی از این قبیل را چه کسی دامن می زند؟ آیا این آمریکا یا اروپا است؟ در حالیکه خود آنها هم با این مسئله، دست به گریبان هستند. بنابراین باید تفاوت گذاشت بین کسی که جوسازی منفی می کند، و کسی که دوست دارد: جوسازی منفی شود. دشمن از جمله دوم است، یعنی دوست دارد اخبار و شایعات منفی زیاد شود. ولی خودش قادر به این کار نیست: زیرا از یکسو مردم می دانند او دشمن است، لذا سخنانش را باور نمی کنند! و از سوی دیگر اطلاعات کافی ندارد، و یا هزینه اطلاعات دقیق را نمی تواند بپردازد. بنابر این همه شیطنت ها، داخلی و از دوستان نزدیک است! آنهم فقط برای به دست اوردن: قدرت و یا ثروت بیشتر! مثلا برای اینکه خودش رئیس جمهور شود، با سیاهنمایی می خواهد بگوید: اگر به من رای بدهید از اینها بهتر عمل می کنم! یا اینکه کالاهایش خریدار ندارد، برای فروش بیشتر انها کیفیت کالای دیگران را، زیر سوال می برد. با بررسی چند مورد مشکلات حادمطرح شده، از سوی آنان موضوع را بهتر متوجه می شویم. مسئله فقر و حقوق های زیر خط فقر، از ان جمله است. که اغلب نمایندگان مجلس روی آن مانور می دهند. طبیعی است که این کار را برای: گرفتن بیشتر امکانات برای حوزه انتخابیه می کنند. ولی اثر تخریبی آن را در کل جامعه، در نظر نمی گیرند. در حالیکه اگر توجه شود، تمام محصولات و کالاهای مصرفی، در حد رایگان بین مردم توزیع می شود. زیرا اگر قیمت نان را با قیمت جهانی مقایسه کنیم، حتی هزینه دستمزد کارگر نانوا را پوشش نمی دهد. مابه التفاوت 90درصدی این قیمت، در چند مرحله از محل درآمد های نفتی سوبسید داده می شود: سوبسید وام و امکانات به کشاورزان! گندمکاران، سیلوها و کارخانجات آرد، و کاهش قیمت آرد تحویلی به نانوا، سوبسید بیمه و مالبات به نانوا و غیره. همگی نشان می دهد دولت در سطح وسیعی، حقوق به مردم پرداخت می کند. تفریغ بودجه اگر آماده شود، نشان می دهد سالانه 120میلیارد دلار، صرف پرداخت حقوق و مزارای پنهان، به مردم می شود: هزینه های عمرانی و زیر ساخت ها، سوبسید های حامل های انرزی سلامت و آموزش، همه اینها را اگر از مردم بگیرند، هر فرد ایرانی باید 15000دلار پرداخت نماید! که پرداخت نمی کند. طبیعی است اگر این درآمد مخفی به: درآمد ایرانیان اضافه شود، تعیین خط فقر دچار مشکل می شود. و ایران از لحاظ درآمدی، در بالاترین نقطه جهان خواهد ایستاد. دلیل مهم دیگر این موضوع، آمار کالاها و مواد مصرفی در ایران است. اگر مردم ایران فقیر هستند، یا 75درصد آنها زیر خط فقر هستند، پس چرا مصرف گوشت، برنج و مایحتاج دیگر در ایران، سه برابر متوسط جهانی است؟ چرا بیماری چاقی و دیابت و چربی خون غوغا می کند؟ چرا مصرف گاز و آب و برق و..چهار برابر متوسط جهانی است؟ لابد اجنه ها هستند که مصرف می کنند! البته بجز مرکز آمار، که راستی آزمایی نمی کند و: یکطرفه آمار می دهد، تاکید صدا وسیما هم بر روی مشکلات: پیشنهادی خبرنگاران هم، مازاد این جوسازی ها است. راستی ازمایی آمار از طریق مقابله صورت می گیرد. مثلا اگر کسی درآمد خود را کم اظهارکند. باید دید هزینه هایش هم کم است؟ کسی که خانه و ماشین، ویلا و باغات دارد(که هزینه آب و برق آن، بالاتر از حقوق بازنشستگی می شود) اگر بگوید من بازنشسته ام، و فقط حقوق بازنشستگی دارم،  کسی باور نمی کند. اما صدا و سیما، مرکز آمار و نمایندگان مجلس باور می کنند! البته فقط برای تبلیغات عملکرد خود! یا سوژه قرار دادن آن.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب : چه کسی جوسازی می کند؟،
لینک ها :
یکشنبه 29 اردیبهشت 1398 :: نویسنده : سید احمد حسینی ماهینی

شاید به نظر برسد که: شایعه ساز فردی دارای دوشاخ و دم باشد! ولی این طور نیست، او در کنار ما است و: به دنبال هر حادثه ای خبری از خود جعل می کند. این خبر ممکن است از روی ساده باوری باشد، یا خیانت پیشگی. مثلا رئیس رسانه ملی گفته است: که آمریکا تجهیزات خود را آماده کرده، تا بعد از ماه رمضان به ایران حمله کند! این گفته او دوحالت دارد: یا از روی سادگی است، که چنین ساده باوری نباید رئیس رسانه ملی باشد. افکار عمومی یک ملت و شاید جهان را، به دست کسی داده اند که ساده اندیش و ترسو است. حرف فرماندهان سپاه و ارتش را نمی شنود، ولی حرف جان بولتن و پمپیو را خوب می شنود، و باور می کند! این شخص لایق راهبری یک رسانه بزرگ نیست. او فقط باید به امور فنی بپردازد، و از پرداختن به امور دیگر خود داری کند. حالا اگر خدای نکرده، مغرض باشد و بخواهد تشویش اذهان عمومی بکند، که اصلا جای او در رسانه ملی، حتی در قسمت فنی هم نیست! بلکه جای او در درون زندانها، به حکم جاسوسی یا تحریک افکار عمومی، و تشویق دشمن به تجاوز است. به نظر می رسد که حالت دوم قوی تر باشد! زیرا که اصلا جنگی در بین نیست: رهبر انقلاب فرموده که نه ما جنگ را شروع می کنیم، و آنها هم می دانند که جنگ به نفعشان نیست! حتی ترامپ یا وزیر خارجه آمریکا، برایان هوک و جان بولتون و کنگره هم، گفته اند هیچ دستوری برای جنگ با ایران صادر نشده! رئیس ستاد ارتش هم گفته: رفت و آمد ناوهای آمریکایی، مثل همیشه و حتی کمتر است! و خلیج فارس از همیشه خلوت تر است. باز رئیس رسانه ملی این ها را نشنیده! یا خود را به نشنیدن زده است. حتی اگر آنها هم برنامه جنگی داشته باشند، باید این نوع اظهار نظر ها در شورای عالی امینت ملی مطرح شود، نه اینکه به فضای مجازی و رسانه ها کشیده شود. ماه رمضان تمام شده، و ما خواهیم دید که هیچ جنگی صورت نمی گیرد، ولی این باید دلیل بزرگی برای محاکمه: رئیس رسانه شود و یا حداقل کنار گذاشته شود. تا کنون می دیدیم، که شایعه جنگ بسیار قوی پحش می شود، ولی نمی دانستیم ریشه آن در ریاست صدا و سیمای خودمان است. وقتی رئیس رسانه ملی جنگ طلب باشد، رده های پایین مثل خبرنگاران، تحلیل گران و تهیه کنندگان هم اثر می گیرند. بطور طبیعی در فضای مجازی و رسانه ای نیز نفوذ می کند. تحلیلگران واحد مرکزی خبر، بجای نقل سخنان رئیس سناد ارتش، و بررسی ایعاد آن به نقل سخنان: دشمنان پرداخته و ساعتها در باره آن، سخن پراکنی می کنند و یا مستند پخش می کنند! تمام صداو سیما پر می شود از چهره: ترامپ و بولتون و برایان هوک! به هر بهانه ای نظرات داخل خانه آنها هم، پخش می شود ولی برای پخش تحلیل های سپاه، وجوهات کلان طلب می کنند، و یا می گویند وقت نداریم! و برنامه ها پر است. اگر هم مجبور شوند، برنامه سرد و سختی را پخش می کنند، که طرفدار نداشته باشد. بعد هم می گویند بوقی است! یعنی دستوری است: و ارتش و سپاه  دستور دادند. به دنبال آن اظهار نظر های نتانیاهو، آل سعود و دیگر مرتجعان، همه اخبار را پر می کند! و تحلیل ها راجع به آنان بیشتر می شود. حتی به اندازه ای که برایان هوک را نشان می دهند، سخنان رهبری را نشان نمی دهند! روش آنها در بازرگانی، تجارت و اقتصادهم برعکس خواسته مردمی است. آنها غالبا با نشان دادن نقاط ضعف، سیاهنمایی واقعی می کنند. به سراغ چند گرانفروش می روند، و قیمت آنها را به تمام فروشنده ها القا می کنند. و اگر مجبور شوند به کاهش قیمت بپردازند، طوری آن را بیان می کنند که: به مردم القا کنند دروغ، و کاهش قیمت در کار نیست. حتما برنامه بعد از حمله هم، تهیه کرده اند!


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب : شایعه ساز کیست؟،
لینک ها :
جمعه 27 اردیبهشت 1398 :: نویسنده : سید احمد حسینی ماهینی

آمریکا باید از شورای امنیت اخراج شود. البته بهتر است که خود ترامپ پیشقدم شود، و قبل از استیضاح این کار را انجام دهد. زیرا کنگره بدنیال تخقیق در این مورد است. براساس تحقیقات کنگره، ایران اصلا تهدید به حساب نمی اید، و تا کنون کسی را تهدید نکرده، در هیچیک از عملیات منتسبه شرکت نداشته است. بلکه این عربستان بود که حادثه یازده سپتامبر را، بوجود آورد و داعش و طالبان را، با پول نفت به راه انداخت و القاعده را، به رهبری یکی از همین شاهزاده های سعودی ایجاد کرد. ولی همه جا انگشت اتهام به سوی ایران است: جای قاتل و شهید عوض شده است. با اینکه هیچ فرمانی برای جنگ با ایران، از سوی کنگره صادر نشده، ولی ترامپ و دار ودسته اش، چنان نشان می دهند که گویا به فرمان کنگره! مامور جنگ با ایران هستند. تا کنون ترامپ از خیلی موافقنامه های بین المللی خارج شده، لذا اگر از شورای امنیت ساز مان ملل هم خارج شود، اتفاقی نمی افتد . اما اگر خودش به انتخاب و اراده خارج نشود، به دلایل زیادی باید آنها را اخراج کرد! مهمترین دلیل در گیری با ایران است. برجام را پاره کرده و از قطعنامه های سازمان ملل، سرپیچی نمود. از سارمان زیر مجموعه و توافقنامه های معتبر آن خارج شده است. دلیل مهم دیگر این است که: از حق وتو خود به نفع رژیم اشغالگر خیلی سوء استفاده نموده است. اعضا دائم و غیر دائم شورای امینت، باید این لکه ننگ را از دامان خود پاک کنند! هیچیک از اعضا دائم شورای امنیت، از حق وتو استفاده نکرده! و تک روی ننموده. ولی آمریکا از حق وتو  بسیار سوء استنفاده کرده، از توافقنامه ها خارج شده، و قطعنامه های شورای امینت را ( مثلا 2332 برجام) را زیر پا گذاشته است. سومین دلیل مهم این است که بدون اجازه شورای امینت، در تمام کشورها پایگاههای نظامی ایجاد کرده، واستقلال آنها را خدشه دار کرد. به تنهایی به چندین کشور حمله نظامی نموده، آنجا را اشغال کرده، یا به رژیم های کودتایی آنها، کمک نظامی نموده، و یا به آنها اسلحه فروخته تا: با دولت قانونی خود جنگ کنند! ( مانند ونزوئلا و کوبا). البته رسانه ها هم بی تقصیر نیستند زیرا، اخیرا ترامپ گفته که رسانه های جعلی، مشغول پخش اخبار نادرست، در مورد ایران هستند. اما فقط موضوع ایران نیست، که شورای امنیت باید در مورد آن، آمریکا را اخراج کند. بلکه ترامپ و دوستانش در مورد نژاد پرستی، سیاست های ضد مهاجرت، و اعزام ناوهای جنگی برای: ایجاد تنش هم شریک جرم هستند. چنین عضوی شایسته شورای امنیت سازمان ملل نمی باشد. اخیرا هم که اعلام کرده حق عضویت چندین سال را نپرداخته، و تصمیم به پرداخت هم ندارد. کمک های خود به سازمان های خیریه، مخصوصا آوراگان فلسطین را هم قطع کرده، و همه آنها را به جیب شرکت خودش ریخته، یا خرج داماد و دخترش نموده! یا برای در خواست همسر یهودی اش، به اسرائیل فرستاده تا مردم آمریکا، همچنان در فقر بیکاری به سر ببرند. اگر بلایی که بر سر همه کشرها آورده، فقط یکی از انها را بر سر خودش بیاورند، کافی است! مثلا کودکان یمنی که با سلاح های امریکایی، بمباران می شوند، یکباره تغییر جهت دهد و کودکان آمریکایی و: فرزندان و نوه های ترامپ را بمباران کند. کافی است برای یکی از جرمهایی که: پلیس آمریکا می کند(مانند کشتار سیاهپوستان) و عفو بین الملل آنها را می داند، او را محاکمه کنند. یا اینکه بگویند در زندانهای آمریکا، چه می گذرد و بیش از یک چهارم مردم آمریکا، چرا در زندان هستند؟ آیا کسی ضمانت می کند: آنهاییکه بیرون هستند بهتر از زندانی ها هستند؟ یا زندانبانها که از شکنجه زندانیان لذت می برند، آیا خودشان از زندانیها بهترند؟ پول مردم بی خانمان چه می شود؟


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب : اخراج از شورای امنیت!،
لینک ها :

همایش روابط عمومی ها، همیشه با یک جمله پایان می پذیرد: مسئولین به نقش روابط عمومی ها اهمیت بدهند! ولی تاکنون کسی به آسیب شناسی آن نپرداخته، و نگفته چرا چهل سال است که مسئولین، به روابط عمومی ها توجه نمی کنند؟ آیا این اشکال از خود روابط عمومی ها است یا از مسئولین؟ بطور طبیعی اشکال از مسئولین نخواهد بود، زیرا مسئولین بطور مستقیم از سوی مردم انتخاب می شوند، و یا از سوی انتخاب شده ها معرفی می گردند. اگر اشکالی هم باشد به این انتخاب ها مربوط می شود، که شورای نگهبان و امثال آن مواظب هستند: چنین موردی پیش نیاید. پس اشکال متوجه روابط عمومی ها است. زیرا روابط عمومی ها هم مثل بقیه سازمان ها و ادارات، دستپخت غرب هستند و تنها: زبان غربی ها را می فهمند. لذا مسئولین که باغرب محالفند، به آنها توجه نمی کنند. وقتی انقلاب در یک کشور رخ داده، باید این تفکر انقلابی، در تمام سازمانها و ادارات آن نفوذ کند. در دوران فوق لیسانس مدیریت، در دانشگاه تربیت مدرس یاد می دادند که: مقاومت در مقابل تعییرات، یک بیماری است که در برخی ها، تا هفت سال طول می کشد. ولی روابط عمومی ها، دچار بیماری مزمن شده، اصلا حاضر به پذیرش اصول انقلابی و اسلامی نیستند! همان تئوریهای غربی را از زبان استادان: آمریکا پرست یاد می گیرند و به کار می بندند. یکی از اصول انقلابی در روابط عمومی ها، قبول داشتن مردم است. در حالیکه روابط عمومی های فعلی، مردم را چشم و گوش بسته می خواهند. مایلند هر انچه آنها می گویند بعنوان خبر پخش شود. خبرنگاران را پشت در ها نگهمیدارند، تا خبر اصلی پخش نشود! لذا جامعه پر می شود از: خبر های غیر اصلی یا شایعه. معمولا بهترین خبرها برای خبرنگاران ایرانی، خبرهایی است که از آنسوی مرزها می رسد! مردم هم بیشتر به اخبار آنسوی مرزها توجه دارند. چون می دانند که روابط عمومی ها، مردم ایران را لایق دانستن خبرهای تازه نمی دانند!آنها داغترین خبر ها را به: رهبران خارجی خود می دهند. البته در این گونه کارها ممکن است منافع شخصی در کار باشد. یعنی خبرنگاران ایرانی پولی ندهند! ولی خبرگزاری های خارجی، آن را بخرند! ولی برخی روابط عمومی ها آنقدر غرب زده هستند، که نیازی به پرداخت پول هم نیست. گرایش غربی که اینهمه از ان صحبت می شود، به این صورت خود را نمایش می دهد: که مردم خودمان نامحرم می شوند، ولی سازمان سیا و موساد و العربیه، خودی محسوب شده، اولین خبرها از انها درز می شود. همیشه خبرها، به نقل از خبرگزاری های خارجی! از رسانه ها به مردم می رسید. این اقبال مردم به رسانه های خارجی، بی دلیل نیست. البته مردم با رویکرد متفاوتی از روابط عمومی ها، به اخبار خارجی گوش می دهند. منظور انها باور کردن اخبار خارجی ها نیست، بلکه فهمیدن نظر یا دانستن خبر تازه است. والا در تحلیل ها و بررسی ها، درست برعکس آن باور می کنند. زیرا دشمن نامش دشمن است، و نمی تواند خیر خواه باشد. مشکلات روابط عمومی ها بسیار فراوان است. اما مهمتر از ان، موضوع نداشتن عرق ملی است. روابط عمومی ها از پیشرفت های سازمان خودشان، ناراحت هستند! زیرا آنها مایلند اساتید خارجی خود را، برای تدریس و مشاوره دعوت کنند، ولی پیشرفت های ایران، جلوی انها را می گیرند. لذا بجای پخش خبر، به تحقیر خبر می پردازند. اول نظر رسانه های بیگانه را مطرح می کنند! بعد اگر خواستند اشاره ای هم به موضوع می کنند، که طبیعتا در ذهن های پر شده، جایی برای دریافت ندارد. لذا پیشنهاد می شود: کمی عرق ملی، کمی توجه به مردم، و کمی دوری گزیدن از: اساتید خارجی را رعایت کنند.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب :
لینک ها :

نشست خبری مسئولان جدید ستاد مرکزی: احیا امر به معروف و نهی از منکر، برگزار شد و مسئولین گقتند که آنها ستاد احیا هستند نه عامل اجرا، زیرا اجرا وظیفه همه است ولی، آنها فراموش کرده، باید یاد آور شد. اکنون نیز یاد آوری می شود که: ابتدا باید منکر اصلی برطرف شود! بزرگترین منکری که مادر همه منکر ها است. زیرا طبق ماده 16 قانون حمایت از: آمران به معروف و ناهیان از منکر، این وظیفه همگانی است. باید دانست که خلاف شرع برای همه روشن است. چیزهایی که خدا منع کرده، به عنوان محرمات نامگذاری شده: مانند دروغ ، خیانت و امثال آن. اگر اطلس همه این منکرات فراهم شود، میتوان آن را در مفاسد اقتصادی، سیاسی فرهنگی و و امثال آن دسته بندی کرد. که مهمترین آن طبق نظرخواهی های ستاد، مفاسد اقتصادی: اختلاس و رشوه است. بنابر این اگر کسی دروغ می گوید، (فرهنگی) یا خیانت می کند( سیاسی)، یک طرف آن به موضوع اقتصادی بر می گردد. علت همه این ها هم احتیاج است! حال ممکن است این احتیاج واقعی باشد(مانند نان شب)، یا خیالی باشد (مانند کاخ ها و قصرهای خیالی برای ازدواج). اما نکته مهم این است که مردم خود را طلبکار دولت می دانند. زیرا اصلی ترین حق آنها، به آنها داده نمی شود. خداوند نفت را برای ارتزاق مردم خلق کرده، ولی دولت آن را از دسترس خارج کرده است. البته دولت حق دارد، حرفهایی هم می زند ولی مردم اقناع نمی شوند. هرکس با یک حساب سر انگشتی میداند: که باید سهمی از درآمد نفت داشته باشد، مقدار آن مهم نیست مهم این است که: این عنیمت به دست مردم برسد. و آن را از حضرت علی ع، و تقسیم مساوی بیت المال یاد گرفته اند. لذا اگر این پول نفت در خزانه دولت ذخیره شود، ولو اینکه دولت پولی هم روی آن بگذارد، و خرج کند کسی باور نمی کند! مثلا در همایش مدیریت هنری در فرهنگسرای هنر، مطرح شد که در این دوران حتی: به انداره ابراهیم سلطان مغول! به فرهنگ شاهنامه پرداخت نشده است! هنرمند مهجور است، دانشجو از پرداخت شهریه عاجز، کارمند و بازنشسته، از حقوق خود نالان. چرا چنین است؟ دولت که چیزی برای خود برنمی دارد. اختلاس کنندگان هم که: پولها را به دولت نمی دهند، بلکه به آمریکا تحویل می دهند. پس چرا همه احساس فقر می کنند؟ نکته همین جا است که: منکر اصلی فراموش شده، یا عمدا به فراموشی سپرده شده. مردم خود را فریب خورده، یا غارت زده احساس می کنند. لذا به هر کاری دست میزنند، تا شاید مسئولین بیدار شوند. اینهمه اعتصاب کارگران و معلمان برای چیست؟ ستاد احیا رصد کرده و می گوید: 95درصد اعتراضات مردمی، درست است ولی وجود 5درصد فرصت طلب، نمی گذارد تا مردم به حق خود برسند. اگر هرسال 120میلیارد درآمد نفتی باشد، از زمان ملی شدن نفت 800میلیارد دلار می شود، که برای 80میلیون جمعیت ایران، نفری صد هزار دلار می شود. اگر این صد هزار دلار، به همه داده شود ایا کسی، کار خلاف می کند؟ بازهم احساس فقر می کند؟ باز هم بهانه برای اعتراض خواهند داشت؟ جرات می کند به بهانه بیکاری، فقر و گرانی دزدی کند، یا دیگر منکرات را انجام دهد؟ این حداقل یارانه ارزی هر ایرانی است، زیرا ملت ایران 80میلیون نبوده است. الان دیگر زیر ساختی باقی نمانده، که نیاز به دلار داشته باشد. اگر قبلا برای خرید گندم هرسال 14میلیارد دلار می دادند، الان که گندم را خودکفا شدیم! در بسیاری از کالاها،  برابر نفت صادرات هم داریم. لذا این تفکرات است که: بزرگترین منکر تاریخ است، و از زمان ملی کردن نفت آغاز شد! و این انخراف مصدق بود که: اقتصاد منهای نفت را مطرح کرد، و ملی کردن را دولتی کردن معنی نمود.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب : بزرگترین منکر!،
لینک ها :

 کارکنان سفارت فلسطین در تهران، هیچگونه درآمد و امکانات رفاهی ندارند، و سفیر فلسطین هم 40سال است که تغییر نکرده، و در این ماههای جدید نیز، حقوق آنها نصف شده و ممکن است بطور کلی قطع گردد. اگر به این امر رسیدگی نشود، چندین تالی فاسد دارد: اول اینکه عکس ابومازن یعنی محمود عباس، که همه قراردادهای اسرائیلی را امضا می کند، در دفتر کار است و از هنیه و دیگر: شخصیتهای مقاومت خبری نیست. و این یعنی که سفارت فلسطین در تهران، راه سازش را می رود و به دنبال مقاومت نیست. حتی اگر صلاح الزواوی، پیرو: ابومازن نباشد، کاری از دستش بر نمی آید زیرا بارها، در مصاحبه ها اعلام می کند: بعنوان یک مبارز فلسطینی، این حرفها را می زند، نه بعنوان سفیر فلسطین. در حالیکه همه توجهات بخاطر: سفیر بودن ایشان است. بنابر این نشان می دهد: دیکتاتوری سازش دفتر فلسطین را، به دفتر اسرائیل تبدیل کرده است. چنانچه وقتی سوال شد: آیا درست است که آل سعود صد میلیارد دلار، به ابو مازن می دهد تا معامله قرن را امضا کند! وی با اشاره به کمبودهای فوق گفت: چه اشکالی دارد، شما باشید نمی گیرید؟ البته وی بعدا اصلاح کرد و گفت: شایعه است زیرا اگر قرار بود پولی بدهند، آن را اعلام نمی کردند. در واقع شکایت از کمی حقوق و امکانات، یعنی آمادگی برای پذیرش کمک های: معامله قرن. حتی ایشان از اینکه پول بیمارستانها، از سوی آمریکا تامین نمی شود گفت: آمریکا سالانه 36میلیون دلار، برای بیمارستانهای فلسطین کمک می کرد، ولی آن را قطع کرده ست. این سیاست مدار کهنه کار نمی داند که:( گربه برای رضای خدا، موش نمی گیرد؟) پول آمریکا و عربستان، همان پولهای اسرائیل است؟ و درپشت آن، برنامه نفوذی نهفته است؟  اگر او نمی داند، بداند که عربستان و آمریکا، با دادن این پولها در ظاهر، و حداقل خواستار قطع روابط: با جمهوری اسلامی هستند. این کف خواسته های انها است، لذا نپرداختن حقوق پرسنل، یا نصف کردن آن در همین راستا است، تا هیچکس در سفارت خانه باقی نماند. اما به نظر از این مهمتر است. آمریکا و اسرائیل و آل سعود می دانند که: فلسطین مورد اعتماد ایران است، و برخی اطلاعات محرمانه را دراختیار دارد، و بقیه را نیز به راحتی کسب می کند. چنانچه سفیر بخوبی فارسی حرف می زد، و به همه جای تهران آشنا بود. اگر برخی اطلاعات را کسی نمی داند: از کجا درز می کند، ما این حفره اطلاعاتی را نشان دادیم. سفیر و همراهان او، در همه مجامع ایرانی دعوت هستند، و با احترام به تمام سوالات آنان پاسخ داده می شود. طبیعی است که براحتی می تواند: مورد سوء استفاده قرار گیرد. بخصوص اینکه ایشان از ابومازن حکم دارد، لذا با هیچ برنامه سازشی، نمی تواند مقابله کند. اطلاعات عمیق او با سابقه او، گره خورده و لذا درز اطلاعات بسیار ساده است. علت عدم تعویض ایشان، حتی به دلیل کهولت سن، و دیگر ضوابط اداری فقط: به همین منظور است. در همین راستا ایشان، خرابکاری های آل سعود در کشتی های بندر فجیره را، به گردن اسرائیل می اندازد. موساد جرات چنین کاری ندارد. این انفجارات مثل بقیه تفجیرات با پول عربستان، و عمل شرکتهای امنیتی صورت می گیرد. هدف آن ایجاد زمینه درگیری است. آنها با تمام این کار ها، می خواهند ایران را به جنگ تحریک کنند. وبعد خواننده های سلطنتی می آیند: به ایران می گویند جنگ نکن! در این چهل سال انقلاب، به کدام کشور تجاوز کرده ایم؟ کجا جنگ کرده ایم؟ همه جا آنها جنگ افروزی کردند، و جوانان ما را به شهادت رساندند. مزدوران به دنبال تعویض جای شهید با قاتل هستند. ایرانیان به جای عکس برداری از ناو های امریکایی، باید بر سر آنها بمب می انداختند!



ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب : لزوم رسیدگی به: سفارت فلسطین در تهران،
لینک ها :
سه شنبه 24 اردیبهشت 1398 :: نویسنده : سید احمد حسینی ماهینی

نتیجه تصویری برای «عملیات خرابکارانه» علیه چهار فروند کشتی نفتکش

انفجار کشتی های عربستان و امارات، یک خودزنی از نوع یازده سپتامبر بود: زیرا که عربها دیگر نفتی برای صادرات ندارند. و از سوی دیگر مطالبات آمریکا را نیز، نمی توانند بپردازند لذا مجبور شدند با انفجار این کشتی ها، اولا نشان دهند که هنوز نفت دارند! و در حال صادرات بوده، که آتش گرفته! ثانیا مشتریان را به جای نفت، به شرکتهای بیمه احاله دهند. از سوی دیگر ایران و دیگر کشورهای خط مقاومت را، مسئول این انفجارات اعلام کنند! اما سقوط سهام و بالارفتن قیمت نفت نشان می دهد، که این خودزنی بوده است. بنابر گزارش ماهین نیوز از جلسه شب قبل گروه ب: مشخص شد که در این جلسه تصمیم گرفته شده. جان بولتون به خبرنگار ما گفت: کاری می کنیم که مانند یازده سپتامبر، همه رسانه ها ایران را مسئول بدانند! لذا حمله به کشتی های نفتی و سکوها راآغاز می کنیم. ایران دچار بحران می شود و: در یک آن سقوط می کند! براساس گفته وی، اعزام ناو جنگی به خلیج فارس، برای همین منظور بوده است. اما انفجارات طول کشید، و رسانه ها همکاری نکردند! بعد از چند ساعت، مسئولین امارات آن را تکذیب کردند، و موضوع به هم ریخت. بنا بر اظهار برایان هوک، ایرانی ها از کلیه عملیات فیلم برداری کرده اند! به استناد فیلم های موجود، به ما اطلاع دادند که اگر نامی از ایران برده شود، فیلمها را در اختیار رسانه ها قرار می دهند. به همین دلیل سخنگوی وزارت خارجه ایران، بلافاصله انفجارات را محکوم و با شدت خواستار تحقیق بین المللی گردید. براساس فیلم های موجود، که از سوی پهباد های ایران گرفته شده، چند نفر با لباس مبدل وارد کشتی ها شده، مواد انفجاری در ان جاسازی می کنند،  و منتظر می مانند تا در لحظه مناسب، آن را با کنترل از راه دور منفجر نمایند. این اشخاص همگی به زبان انگلیسی و: لهجه شرکتهای امنیتی آمریکا صحبت می کردند. دوربین آنان منتظر بود تا: قایق های تندرو ایران برای گشت زنی، به نزدیکی کشتی ها بیایند، تا در همان لحظه فیلم گرفته شده، و انفجارات رخ دهد. ولی ایرانی ها که خود هم، در حال فیلم برداری بودند، از نزدیک شدن به کشتی ها خود داری کردند.  به همین جهت زمان انفجارات عقب افتاد.  ولی به دستور جان بولتون، بدون حضور قایق های ایرانی، انفجار صورت گرفت و قرار شد: بعد با تدوین فیلم ها، این کار را انجام دهند. لذا پخش فیلم آن هم به تعویق افتاد. به همین جهت وقوع انفجارها در ابتدا تکذیب شد. با این انفجارها، سیستم دفاعی ایران بحال آماده باش در آمد، لذا به هواپیماها و ناوبر های آمریکایی، دستور توقف عملیات را دادند. و آن را به ساعتی بعد موکول نمودند، تا دستور جدیدی برسد. ولی این داستان ادامه نیافت. زیراهیچکس مسئولیت این انفجار ها را نپذیرفت، و هیچکس هم نتوانست ایران را متهم کند. فقط یک نفر که نام او هم فاش نشد( خود جان بولتون بوده) به رسانه ها گفت: این انفجارات کار ایران بوده، زیرا این روشها از کار ایرانیان است! خبرنگار از وی می پرسد: مثالی بزنید که ایران قبلا هم این کار را کرده! وی همان حادثه یازده سپتامبر را مثال می زند. ولی بعد می گوید اسمی از خودش برده نشود. برایان هوک به سرعت فیلم ها دریافت می کند، و پس از دیدن آن، دستور تغییراتی در متن آن می دهد، تا قابل پخش شود. ولی وجود افراد آمریکایی در همه جای کشتی ها، مانع از پخش آن می شود. چند عکس که: هیچ چیز از ان مشخص نیست، اغلب این عکس ها فقط: دود ناشی از انفجار را نشان و : یا کشتی ها را سالم و در حال پهلو گیری به تصویر کشیده، که هیچکدام نمی تواند چیزی را بیان کند. از همه مهمتر هرچه منتظر: ارسال فیلم و عکس ایرانی ها می مانند، تا آن را رتوش کرده به صورت معکوس، برعلیه ایران استفاده کنند، خبری نمی شود



ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب : خودزنی به روش یازده سپتامبر.،
لینک ها :


( کل صفحات : 5 )    1   2   3   4   5   
آمار سایت
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • هزارمقاله :
  • تعداد کل مقالات :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :