ندای ماهین
ماهنامه سیاسی اقتصادی
درباره ندای ماهین


ندای ماهین
www.nedayemahin.ir
ماهنامه سیاسی اقتصادی
تحلیلی خبری به زبان فارسی دارای مجوز شماره 77703/95 از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی
صاحب امتیاز و مدیر مسئول سید احمد حسینی ماهینی
آدرس تهران فرحزاد خیابان امامزاده داوود پلاک 169
mahinvare@gmail.com
02188806179
1565846418

مدیر سایت : سید احمد حسینی ماهینی

باید گفت دیگر صادرات بس است! علم صادرات این نیست، که به هر قیمتی شده صادر کنیم! صادرات برمبنای مزیت نسبی است. در حالیکه امروز از یکسو، دامپینگ فضای صادرات را مخدوش کرده، و از سوی دیگر صادرات، به بهای گرسنگی صادر کنندگان است. ممکن است عده ای با دلارهای تشویقی و ندادن مالیات، و دزدیدن از سر سفزه های مردم، درآمد های ارزی کسب کنند، ولی این به معنی صادرات نیست. تئوری صادرات باید تغییر کند، و تحولات نوین را در خود جای دهد! والا، بجز ورشکستگی شرکتهای بزرگ، و گرسنه ماندن فقرا نتیجه ای نخواهد داشت. باید پذیرفت که خداوند مهمترین عنصر است، و انسان خلیفه اوست. فرقی نمی کند این انسان، جزو آمار باشد یا نباشد. همه 8میلیارد نفری که: در زمین خاکی هستند، انسان هستند و باید نان و آذوقه و لباس و آینده داشته باشند. این در همه قوانین اساسی هست! جزو منشور حقوق بشر و: حقوق اساسی انسان است، ولی صادرات همه آنها را زیر پا می گذارد، زیرا فقط به ارز آوری فکر می کند. آیا از خود سوال کرده اند که: ارز آوری به چه قیمت؟ مردم گرسنه و بی خانمان را نمی بینند! سالها غرب و آمریکا، با پوشش خبری وسیعی، فقر را به کشورهای جهان سوم، و سوء مدیریت و نداشتن تمدن و توسعه نسبت می دادند! ولی امروز دوربینها به درون خودشان رفته، و نشان می دهد که بیش از همه جهان سوم، دارای فقیر و بی خانمان هستند. و این مایه شرمساری نظم نوینی بود که: آنها وعده می دادند. چراکه صادرات و تشکیل شرکتهای چند ملیتی، کار را بجایی رسانده که باید: فاتحه آن را خواند. همانطور که وزیر صنعت گفت: اگر در تولید پراید، ضرر می دهید بروید سراغ تولید دیگر. دنیا هم بیدار شده و می بیند که: باید بجای صادرات، به تولید و توزیع داخل توجه کند.عدم توجه به این موضوع، باعث شده که مردم کوبا از نیشکر استفاده نکنند! قند نیشکر در هفت تپه ایران هم، به تلخی زندگی مبدل شود. وجود اورانیوم در افریقای جنوبی، یا دیگر معادن در کشورهای مختلف، قاتل جان مردم آنجا شود. سوداگران همگی تبدیل به سوداگران مرگ شوند! در جالیکه زیر پای مردم آفریقا، ثروت های زیادی است، ولی گرسنه ترین مردم دنیا شدند. مردم آمریکا شاهدند که کمپانی ها، گندم آنها را به دریا می ریزند، ولی حاضر نیستند به بی خانمان ها بدهند، چرا که قیمت بازار کاهش می یابد! و در بورس رتبه کمتری پیدا می کند. مردم آلمان می بینند که در جلوی چشم آنها، عربها با خودروهای ساخت آنها، ویراژ می دهند ولی انها فقط باید نگاه کنند! و به این اکتفا کنند که: کشورشان سازنده چنین خودرو هایی است! ژاپنی ها مثل سگ پاسوخته، صبح تاشب کار کنند و همیشه گرسنه باشند! تا کالای آنها برند جهانی شود. چینی ها کمترین دستمزد را بگیرند، و در آلونک های چوبی قرون وسطایی، زندگی کنند تا کشورشان بتواند: با  دامپینگ و ارزانفروشی، رشد اقتصادی بهتری بدست آورد. اما تئوری صادرات در ایران، بعد از انقلاب اسلامی رویکردی انسانی پیدا کرد. و براساس ضرب المثل معروف: چراغی که به خانه رواست، به مسجد حرام است. ابتدا نفت وگاز خود را برای مردم خود خواست. به دستور امام خمینی صادرات 4میلیون بشکه ای، به دو میلیون کاهش یافت، تا ذخیره ای برای آیندگان باقی بماند. براساس دستورات اسلامی، روزی هر کسی معیین و بر او نازل می شود، ولی افرادی با مصادره، آنهارا فقیر می کنند. لذا نفت و گاز و دیگر موادمصرفی، با اولویت مردم ایران تولید می شود! و بسیار ارزان است. حتی امام خمینی گفته بود باید رایگان شود. به همین دلیل است که ما شاهد: قاچاق وسیع آنها به کشورهای همسایه می باشیم.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب : لزوم تحول در علم صادرات،
لینک ها :

هیچ بارانی بر زمین نمی بارد، و هیچ سبزه ای نمی روید، مگر اینکه از تو اجازه بگیرد . وای انسان اگر باران نباشد و سبزه نروید، یعنی هیچ چیز نیست!و فاطمه اینگونه است که: جهان براساس نظر او سلسله جنبانی می کند. او بزرگ است و همه وابستگانش هم بزرگ هستند! وقتی حضرت جبرائیل از خداوند سوال می کند: این افرادی که زیر (کسا ی یمانی)عبای یمنی، نشسته اند کی هستند؟ خداوند می فرماید او فاطمه است و پدرش، شوهرش و دو فرزندش!( فاطمه و ابوها و بعلها و بنوها) بنابراین فاطمه اینقدر بزرگ است، امام هادی می فرماید(و امام رضاهم)ما همه، حجت خدا بر مردم هستیم، و مادرمان فاطمه حجت خدا است برما. او پدرش خاتم المرسلین است. کسی است که تا نزد خدای رفت، جایی که حتی جبرائیل اجازه ورود نداشت!(قاب قوسین او ادنی) شوهرش علی ع است، که پیامبر فرمود در تمام دنیا، کسی به بزرگی او نیست! من خدا را به جان او قسم می دادم تا: دعایم را بپذیرد. مادرش هم بزرگ بود! خدیجه کبری کسی بود که: جبرئیل قبل از نزول وحی به قلب پیامبر، سلام خدا را به ایشان می رساند. (خدیجه کبری می فرمود:اللَّهُمَّ أَنْتَ السَّلاَمُ وَ مِنْکَ السَّلاَمُ وَ لَکَ السَّلاَمُ وَ إِلَیْکَ یَعُودُ السَّلاَمُ‏ )دو فرزندش نیز بزرگ هستند. حسن و حسین ع، سیدی شباب اهل الجنت هستند. نه تنها اولاد ایشان، بزرگ و محترم هستند همه کسانی که با ایشان وابستگی دارند. که ممکن است سببی یا نسبی باشد. یعنی همه شیعیان مهم هستند، همه کسانی که راه فاطمه را می روند، استراتژی و راهبرد های ایشان را قبول دارند، مهم هستند. اهمیت شیعیان بقدری است که: حضرت فاطمه س به در خانه: تک آنها می رود، از انها می خواهد که به روز غدیر شهادت بدهند! از ابوذر و عمار و سلمان، مقداد و میثم تمار می خواهد : شهادت بدهند که پیامبر علی ع، جانشین خود معرفی کرد. سلمان بقدری برای پیامبر مهم بود، که می فرمود: سلمان منا اهل البیت،سلمان رابطه نسبی با پیامبر نداشت، اما از لحاظ عقیدتی جزو اهل بیت پیامبر محسوب می شد! و شاید شامل آیه تطهیر هم بشود. امام حسین ع با همه عظمت و شهادتش، به زبان شمشیر وار زینب محتاج بود، تا از او حمایت کند. در مجلس یزید راه او را توضیح دهد، و هدفش را بیان کند! و حضرت زینب با همه بزرگی اش، محتاج شهادت کنیز خود در: دروازه ساعات دمشق بود. تا او شهادت بدهد که حضرت زینب، خارجی نیست و دختر بزرگ: حضرت علی است. امام علی با تمام شهامت و شجاعتش، به کمک عباس نیاز دارد! و به او سفارش می کند: مبادا حسین ع را تنها بگذاری. امام زمان ع به شیخ صدوق و امثال: علمای نواب عام و نواب خاص، نیاز دارد. آنها هستند که باید سخنان امام زمان را، برای مردم بگویند ( روات احادیثنا) همین امروز هم، امام زمان به کمک ما نیاز دارد! از ما می خواهد که برای فرجش دعا کنیم! معلوم است که دعای ما، اهمیت دارد و ما هم، برای امام زمان مهم هستیم. اینکه بعضیها می گویند: جمهوریت ذات اسلام است، به درجه ای از این سلسله اشاره می کنند. زیرا حضرت علی ع، به دلیل عدم حمایت مردمی، خانه نشین شد. و به دلیل اقبال و بیعت جمهور، به دارالخلافه رفت. مراتب این موضوع چندان مهم است که: از اسرار الهی است، و هرکس را شایسته درک این موضوع نیست. به فکر ناقص امروزی ها، خداوند با نگرش سیستمی جهان را آفریده است! بطوریکه همه اجزا، محتاج دیگری هستند. البته این احتیاج ذاتی و اعتباری است. ذاتا همه محتاج خدا هستند و بس. و خدا به هیچکس محتاج نیست. اما اعتبارا، همه به یکدیگر محتاج هستند! مانند زن و شوهر که بدون یکدیگر، نمی توانند بنیان خانواده داشته باشند. زیرا خانواده اعتباری است.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب : تمام کائنات به تو محتاج است.،
لینک ها :

بازاریابی یا علم مارکتینگ، دستاورد سرمایه داری است، ولذا با افول سرمایه داری، باید از بین برود! یا با شرایط جدیدی خود را تطبیق دهد. امروزه سود، تنها هدف سازمان های تجاری و بازرگانی نیست، بلکه آنها اهداف اجتماعی دارند: به محیط زیست و حیات انسان ها، باید وفادار باشند. در فرهنگ امپریالیستی که سود اصلی ترین معیار است، می بینیم که تجارت جهانی برپایه: قاچاق مواد مخدر، فروش اسلحه و برده داری مدرن ( فروش زنان، دختران و کودکان، یا اجزا بدن آنها مانند: خون و کلیه و..)استوار است. که مقام اول تا سوم را به خود اختصاص داده است. لذا بازار یابی در این مقوله، حرف اول را می زند زیرا میتواند: با فریب مردم (یا اقناع آنها) راه را برای فروش: و سود آوری بیشتر باز کند. اما انقلاب اسلامی، بازاریابی و فروش با هدف سود آوری را، خط بطلان کشیده و پیام جدیدی دارد که: انسان مهمتر از سود است. سرنوشت تک تک این اشرف مخلوقات، بسیار مهم است و لذا بازگشت به انسانیت، طبیعت و خدای خالق انها را اصل قرار داده است. امروزه نباید مواد شیمیایی و مصنوعی را، به خورد مردم داد. یا بجای شیر و گوشت حلال، نوشابه و گوشت خوک به مردم داد، ولو سود سرشاری هم داشته باشد. مواد مخدر که باعث مرگ زودرس جوانان می شود، قتل محسوب شده و حرام است. لذا بازاریابی نیز باید جهت خود را مشخص کند. والا محکوم به نابودی است، و در همان قبری دفن خواهد شد که: امپریالیزم برای خود کنده است. اصولی که بازاریابی جدید باید بران مبتنی باشد، اصول اسلامی و انسانی است. بازاریابی نباید مثل گذشته، با ایجاد بحران و قحطی مصنوعی، به دنبال سود بیشتر باشد، بلکه باید مدیریت بحران کند. باید واقع گرا باشد تا: نیازهای کاذب ایجاد نشود. کوچک سازی و چابک سازی شرکت ها را دنبال کند، تا هزینه های تولید و توزیع، کاهش یابد و قیمت کالا ارزانتر تمام شود. به سوی طبیعت گرایش داشته باشد. زیرا مردم جهان به غذاهای ارگانیک اهمیت می دهند، و به طب سنتی گرایش دارند. یعنی نیازی به غذاهایی با افزودنی های زیاد ندارند، که با تبلیغ زیاد به خورد مردم بدهند:(مشک آن است که خود ببوید، نه آنکه عطار بگوید). نوع غذاها باید نزدیکی بیشتری: با طبیعت داشته باشد. تولید انبوه و انبار های بزرگ، از بین رفته وبا سیستم بازاریابی دیجیتالی، تولید خانگی و توزیع محلی، جایگزین آن شده است. فروشگاههای زنجیره ای بیهوده مقاومت می کنند! زیرا نیازی به آنها نیست. مردم میتوانند کالای خود را، از اینترنت بخواهند! بزرگترین شرکت های توزیع دیجیتالی، اصلا کارخانه و انبار ندارند! همانطور که بزرگترین شبکه های اجتماعی، اصلا تولید محتوا ندارند! مقاومت بیهوده  بازاریابی در امر: بسته بندی رو به پایان است، زیرا مردم مستقیما با تولید کننده در ارتباط هستند! تولید کننده کوچک شده، و در همسایگی مصرف کننده است، کاملا سلیقه مشتری را میدانند، و سفارشی تولید می کند. مبارزه با دلالی، که مهمترین افتخار بازاریابی سنتی بوده! امروزه به صورت یک مبارزه ایدئولوژیک در آمده، و اصلا شغل ابرومندی نیست. صادرات هر کالا فقط دزدیدن از: سر سفره های مردم حساب می شود! مردم هر کشوری میدانند: اگر صادرات رونق بگیرد، معنی اش این است که آنها، باید در آخر صف بایستند!( کوزه گر، از کوزه شکسته آب می خورد) که شاید اصلا کوزه شکسته هم، گیرشان نیاید! و از این جهت تحریم، یک نعمت است! زیرا باعث می شود مردم به: نیازهای طبیعی خود، از داشته های خود پاسخ بدهند. اساس توزیع و فروش، امروزه نیاز انسان ها است نه پول آنها. و اگر شکافی باشد، دولت ها وظیفه دارند، این شکاف را پرکنند.



ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب : لزوم تحول در علم بازاریابی،
لینک ها :

بزرگترین تولید کننده مواد مخدر، قبلا  کلمبیا یا تایلند (مثلث طلایی)بود ولی از زمانیکه: آمریکا در افعانستان حضور یافته، مرکز دنیا برای تولید این مواد شده است. زیرا همه کوشش آمریکا، برای کسب درآمد بیشتر و: تامین بودجه نظامی و: هزینه های لشکرکشی اش، باعث شده به دو چیز فکر کند: فروش مواد مخدر و اسلحه. که هردو بالاترین حجم: معامله و سود آوری را دارند. برای آمریکا مهم نیست که چند نفر: افغان و سرباز آمریکایی کشته شوند، یا جوانان در دنیا، با مرگ ناشی از سوء مصرف مواد مخدر، دست به گریبان باشند! حتی برای آمریکا مهم نیست: جوانان کشورش در تیراندازی های: باشگاه های  گیم نت، و گیمر های حرفه ای به رگبار بسته شوند. مهم این است که برای : کسب درآمد از: پلیس های وحشی و نیروهای نطامی اشغالگر خود، حمایت کند. در کنار این نیروهای اشغالگر، که بیش از 90درصد کشورها را اشغال کرده، و در پایگاه نظامی اش حضور دارند، توجه به هزینه های تبلیغاتی هم در رتبه دوم است. مردم دنیا اگر از گرسنگی بمیرند، چیز مهمی نیست فقط نباید یک لحظه از: تفریحات نویسندگان و خبرنگاران مورد حمایت کم شود! به هر بهانه ای به آنان اشانتیون بدهند، حقوق آنها را تا سرحد دستمزدهای نظامیان، و پلیس ضد شورش اضافه کنند! تا آنها بتوانند چهره کریه و زشت: این جنایتکار قرن را ترمیم کنند، و از ان یک چهره انساندوستانه بسازند! البته تا قبل از انقلاب اسلامی، رسانه ها مهم نبودند! وترسیم چهره انساندوستانه هم لازم نبود. آنها در کشتار دانشجویان کنت دانشگاههای آمریکا، نشان دادند اگر ویتنامی ها را بی رحمانه می کشند، در کشتن دانشجویان و جوانان کشور خود نیز، کوتاهی نخواهند کرد. برایشان مهم نیست که چهره آنها، زشت باشد. فقط قدرت آنها باید حفظ شود. اما با شکستن هیمنه و قدرت آمریکا، توسط مردم ایران، به فکر مظلوم نمایی و نشان دادن: چهره معصوم از خود افتادند. برای این کار دشمن فرضی خود را، کمونیست ها، یا تروریست نا معرفی کردند، و آنها را هم به جرایم و فساد متهم کردند! اما دیری نپایید که خودشان، همان کارهایی را که به دیگران نسبت می دادند، انجام دادند! تبلیغات فراوان آنها برعلیه ماری جوانا، و مواد مخدر فروکش کرد! سیگار و مشروبات درصدر تبلیغات: سینمایی هالیوود قرار گرفت. و همه مظاهر فساد به شرط حمایت از: قدرت و نفوذ آمریکا، پاک و مطهر شدند! حتی گانگسترها که: شغل شریف آدمکشی را داشتند! رمبو های نمونه شدند،  و نماد یک آمریکایی وطن پرست! مانند گلادیاتورهای رومی، هرچقدر بیشتر آدم کشی می کردند، محبوبتر بودند و اگر یک تنه، همه مردم را به قتل می رساندند! قهرمان ملی آمریکا معرفی می شدند. پلیس که تا دیروز با لباس سفید، و به عنوان فرشته های نجات: برای مردم آمریکا و اروپا معرفی می شد، ناگهان تبدیل به دیوهای چند سر شدند! که به جلیقه های ضد گلوله مسلح بودند. نماد آنها سپر ضد شورش، و تفنگهای گاز اشک آور شد. همه اینها معلول یک چیز بود که: آمریکایی های برای حفظ قدرت و ثروت خود، دست به هر کاری می زدند. اما نتیجه چه شد؟ هرچه بیشتر برای کسب در آمد زحمت کشیدند، زیان های بیشتری دادند! به قول رئیس کوکلس کلان ها یعنی ترامپ، فقط 7بیلیون دلار در عراق هزینه کردند! ولی مجبورند شبانه به دیدار  نظامیان خود بروند، و زورد فرار کنند! بیش از 11بیلون دلار به اسرائیل کمک مالی کردند! تا به نوکر اسرائیل تبدیل شوند! آقابالاسر باشند، و اینها بله قربان گو!امید داشتند، زیان های انها را جبران کند، عرستان بود! اما این گاو ده من شیرده، امروز در چاله (بحرین) افتاده! پایش (در یمن) شکسته، شیرش خشک شده! آمریکا با 23بیلیون بدهی تنها مانده.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب :
لینک ها :

امروزه مفهوم بازاریابی، دچار تحول عمیقی شده است. وبا تئوری های یک قرن پیش، نمی توان آنها را ترمیم یا تدریس کرد! گرچه هنوز تعدادی در همان نظریه های اسمیت و کینزی مربوط به دهه1920آمریکا باقی مانده اند. اما استادان و دانشجویان بازاریابی باید باور کنند که: دنیا تغییر کرده و سالها از آن: بازاریابی سنتی گذشته است. بازاریابی سنتی بر دو اصل تولید انبوه و رقابت شدید! بنا شده بود که این دو اساسا از بین رفته. یعنی تولید انبوه تکنولوژی قدیمی شده! و همه کشورها به آن دست پیدا کرده اند، لذا کالای انبوه در میان کالاهای انبوه است! و این به معنی خنثی  و بی اثر شدن آن است. رقابت شدید هم جای خود را به: انحصار و تحریم داده است. یعنی الان کسی نمی تواند فقط: متکی به فنون بازاریابی باشد، بلکه باید بتواند در سیاست های مختلف، لابی های گوناگون بزند! در انحصارات هضم شود، و یا اینکه کاملا در تحریم باشد! و از تولید دست بردارد! ترامپیسم در امریکا، و نفوذ این روش در اروپا و دیگر جاها، راهی برای بازاریابی باقی نگذاشته است. اگر تمام  دکترا یا فوق تخصص بازاریابی هم، دور هم جمع شوند، خریف  یک دستور خط خطی ترامپ هم نمی شوند. اگر او بگوید روسیه تحریم است، هیچ کس هیچ کالایی را، به بازار روسیه نمی فرستید!(یا برای بازار ایران، چین و..). در این شرایط هرکس لابی داشته باشد، یا ائولوژی ها را بشناسد، بهتر می تواند کالا تولید کند و بفروشد. کاهش قیمت یا ثبات قیمت هم، که از اصول دیگر بازاریابی سنتی است، کاربردی ندارد: زیرا جمعیت در حال افزایش، و منابع محدود است. لذا ارزان شدنی در کار نیست! اگر برخی دولت ها هم سوبسید بدهند، تا کالا ارزان بماند، ناچار باید صحنه سیاسی را ترک کنند! زیرا فقط مدتی میتوانند به این: شامورتی بازی ادامه دهند! و تخیلات کاهش قیمت ها را، باخود به گور می برند. بپذیرند قیمت ها بازگشت به گذشته ندارند. باید به گرانی فکر کرد، و با آن برنامه ریزی نمود. در بازاریابی سنتی، مسائل کارگری یا مواد اولیه اصلا نقشی نداشته، زیرا کارگر ها، سندیکای کارگری یا اتحادیه نداشتند، لذا با ارزانترین دستمزد، حاضر به کار یودند. اعتصاب و درگیری هم وجود نداشت، بلکه بیشتر موضوع مرگ و زندگی کارگر یعنی کار یا بیکاری، و اختیاج به کار اصالت داشت. مواد اولیه هم چون بصورت استعماری، از کشورهای آفریقایی و اسیایی وارد می شد، نقشی در قیمت کالا و بازاریابی سنتی نداشت. در واقع بازاریاب سنتی، با تولید انبوهی که روی دست تولید کننده مانده! روبرو بود که باید برای انها بازاری پیدا می کرد! الان گرچه برخی از نو سنت گرا ها، سعی دارند همان اصول بازاریابی سنتی را، با رویکرد ریویزیونیستی، و کمی تغییرات به خورد کشورهای جهان سوم بدهند، ولی این یک فریب علمی بیش نیست! و عقب مانده نگهداشتن بازاریاب های جهان سوم، سودی را عاید آنها نخواهد کرد! زیرا بزودی انها با تکنولوژی های جدید، و فناوری های نوین انتقام خود را خواهند گرفت! از حمله آنها اقتصادمقاومتی، خودکفایی و وفاداری به کشور خود است. امروزه کشورهای مختلف با خرید مواد خام، بیشتر موافق هستند تا کالاهای ساخته شده!زیرا مواد خام قابل تبدیل به انواع کالاهای وطنی است. این امر یعنی مبارزه ای بزرگ: با برندینگ جهانی در راه است. شاید روزگاری فولکس محبوبترین برند جهانی بود، ولی امروزه سراتو یا تویوتا، برای شرق آسیا، محبوبتر است: زیرا برند استعماری محسوب نمی شود، و توان داخلی و غرور ملی را افزایش می دهد. علاوه بر انکه صادرات محبوب نیست، زیرا تصور عمومی براین استکه: صادرات یعنی: دزدیدن از سر سفره های مردم! برای درآمد بیشتر شرکتها.



ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب : بازاریابی در بن بست آمریکا!،
لینک ها :

فکر می کنید کسانی که اختلاس می کنند، پولهای خود را کجا می برند؟ آیا اگر امریکا نباشد جایی هست که: آنها را پناه بدهد؟طبیعی است که نه! زیرا آمریکا بزرگترین دشمن انقلاب اسلامی است، و همه دشمنان انقلاب از قاچاقچیان، تا تروریست ها و دزدان را، پناه می دهد! علت قطع ارتباط ایران با آمریکا از ابتدا به دلیل: پناه دادن امریکا به شاه فراری بود! امام خمینی فقط خواستار تحویل شاه بود، تا او را در کشور ایران محاکمه کنند! آمریکا با دریافت مبالغ زیاد مانع شد.. ایران می خواست که شاه، اموالی را  که دزدیده و با خود به آمریکا برده، بود پس بدهد، ولی آنها برای اینکه ایران نتواند کاری بکند، قطع رابطه کردند! الان هم ترامپ همین کار را می کند! هر جا که قانون را زیرپا گذاشته، و نمی تواند جوابگو باشد، از زیر بار قانون فرار می کند! او علاوه بر خارج کردن آمریکا از برجام، از تمام قرارداد های بین المللی هم، در حال خارج شدن است. لذا اگر دولتمردان ایرانی، واقعا می خواهند که جرم و جنایت در ایران کم شود، و اختلاس و دزدی و قاچاق از بین برود، باید دولت آمریکا را نابود کنند. به همین دلیل امام خمینی سالها قبل گفته بود: آمریکا شیطان بزرگ است، زیرا همه شیطان های کوچک را درس می دهد. اگر حمایت آمریکا نبود، تولید و توزیع مواد مخدر در افغانستان، به صد برابر نمی رسید. آنها مواد مخدر افغانستان را، با هواپیماهای نظامی به اروپا وآمریکا می برند! با استفاده از پهباد های جاسوسی، مقر های نگهبانی ایران را، در مرزهای مشترک به افغان ها می دهند، تا بهتر بتوانند قاچاق موادمخدر و نیروی کار را، به ایران انجام دهند. آمریکا در عراق هم همین کار را می کند: آنها در پایگاه نظامی خود، مخصوصا الانبار فقط رصد کردن: مرزبانان ایرانی را در دستور کار دارند، تا داعش و سازمانهای ضد ایرانی، راخت تر بتوانند به مرزهای ایران حمله کنند. آمریکا در کشورهای عربی و امارات، پاکستان و آذربایجان و: دیگر کشورهای همسایه ایران، نزدیک به صد پایگاه نظامی دارد، که همه آنها فقط روی جاسوسی بر: مرزهای ایران زوم کرده اند. به همین خاطر است که افراد داعش، به راحتی میتوانند تا تهران بیایند! و مجلس شورای اسلامی را به گلوله ببندند، بعد هم فرار کنند و در دامان آمریکا، و کشورهای نوکر آمریکا مخفی شوند. لهستانی ها با اینکه ایران را، بهترین پناهگاه خود پیدا کرده بودند، و گورستان آنها هنوز هم تخریب نشده، معلوم است که راضی به برگزاری همایش: در کشور خودشان برعلیه ایران نیستند، ولی زور گویی آمریکا آنها را مجبور کرده است. البته اگر لیبرال ها در ایران نبودند، آمریکا زودتر از بین رفته بود. ولی وجود لیبرالها در ایران، باعث شده تا با ایجاد ترس در دل مردم، آنها را از رودر رویی با آمریکا منع کنند. ایران به راحتی می تواند آمریکا را نابود کند، فقط کافی است همه پولهای خود را پس بگیرد! یا همه دانشمندان خود را فراخوان کند. اما چه کسی نمی گذارد این اتفاق بیافتد؟ همان لیبرالها. آنها برای حفظ خودشان، به آمریکا التماس می کنند تا ایران را بترساند! تحریم ایران برنامه همان لیبرال ها بوده است، گفته اند که اگر امریکا ایران را تحریم کند، رژیم ایران نابود می شود. والا خود آمریکایی ها میدانند: قادر به تهدید ایران نیستند. و به قول امام خمینی، در چهل سال پیش، هیچ غلطی نمی توانند بکنند! اما لیبرالها اعم از: نفوذی های در دولت یا منافقین و ضد انقلاب، سعی دارند مانع سقوط آمریکا شوند. و به همین دلیل به همه کارهای: فسادی دست می زنند: پولهای مردم را دزدیده و: به خزانه آمریکا و اروپا واریز می کنند. لذا برای خشک کردن ریشه فساد، باید دولت های ظالم: آمریکا و اروپا را ازبین بروند.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب : اگر آمریکا نباشد، اختلاس هم نیست!،
لینک ها :

بسیاری از کارهای دولت آمریکا، فقط جنبه تبلیغاتی دارد! و آنها را رسانه ای می کند تا احساس قدرت و زنده بودن را در خود القا کنند. لذا اگر بایکوت خبری شوند، اصلا از این غلط های زیادی نمی کنند! دلیل مهم آن این است که: فقط کسانی در بورس هستند، که راجع به ایران اظهار نظر می کنند!(ترامپ و پمپیو و برخی مواقع جان بولتون) شاید هم برعکس ! یعنی هرکس که می خواهد در بورس باشد، و خبری از او پخش گردد، و رسانه ای شود، باید تنه ای به ایران بزند! به همین جهت هر روز یک خبر، راجع به ایران دارند! تا از تیتر رسانه ها را ازدست ندهند. البته نقش اسلاح طلبان یا لیبرال های آمریکایی، در این زمینه بی تاثیر نیست. زیرا مهمترین اصل در تبلیغات، اقناع است، و اینها برای اقناع مردم ایران، حرفهای انها را تفسیر می کنند! برخی مواقع بزرگنمایی می کنند، گاهی التماس می کنند و بعضی مواقع هم می ترسند!  لذا برای جلو گیری از این افاضات، باید آنها را بایکوت خبری کرد. دستور کلی صادر شود، یا قانونی تصویب شود که: هیچ رسانه ای در ایران، حق انتشار اخبار مربوط به دولت آمریکا را ندارد! همانطور که بنگاههای سخن پراکنی: ضد ایران دستور العمل دارند که: فقط خبرهای ناراحت کننده از ایران را منتشر کنند، رسانه های ایران هم متقابل به مثل کنند! و فقط اخبار اختلاف ها، آدم کشی ها و دزدی های امریکایی ها را منتشر کنند! و هیچ خبری از رئیس جمهور، یا وزیر خارجه و فرمانده پنتاگون وسیا و منتشر نکنند. البته ارگانهای اطلاعاتی و امنیتی، برای کسب اطلاعات از مسیرهای دیگری اقدام کنند. ولی هیچ عکسی یا منظره ای، از کاخ سفید و مانند آن در رسانه ها نباشد. این امر نه تنها در ایران، بلکه در رسانه های خط مقاومت، و یا کشورهای نم هم باید رعایت شود. به این وسیله آمریکا منزوی خواهد شد. زیرا تنها قدرت باقی مانده برای امریکا، قدرت تبلیغات است. یعنی نه تنها در عرصه نظامی شکسته خورده، و مجبور است نیروهای خود را، از سراسر جهان جمع کند، بلکه از نظر اقتصادی هم فروپاشیده! فقط رسانه ها و تبلیغات فضای مجازی است، که آنها را نگهداشته است. و از هیمنه و قدرت آمریکا محافظت می کند. این کار هم فقط با تحریم رسانه ای، میتواند از بین برود. آمریکای امروز در واقع  فقط چند فیلم هالیوودی، یا چند رسانه دیجیتالی و ماهواره بیشتر نیست. زیرا درون آن کاملا تهی شده است. اگر این اسلحه هم از او گرفته شود، دیگر نامی از دولت آمریکا باقی نخواهد ماند. آن وقت ایالتهای آمریکا، بدون ترس و بدون جو سازی، به زندگی خود استقلال بخشیده و: روابط جدیدی با جهان برقرار خواهند کرد. مکزیک و دیگر کشورهای آمریکای جنوبی و مرکزی، دیگر، ثروت خود را تقدیم آمریکا نخواهند کرد! بلکه برای خود زندگی خواهند نمود. چین و روسیه، کره و اروپا از شر تحریم ها و: تهدیدهای آمریکا رهایی پیدا می کند. ایران می تواند بر اسلاح طلبان و لیبرالهای آمریکایی، پیروز شود و اهداف اسلامی را بهتر دنبال کند. ثروت ها و و پولهای ایران، دیگر غارت نمی شود تا به آمریکا فرار داده شود. و همه پول های ایران از امریکا، برگشت داده می شود و برای مردم ایران خرج می شود. اگر چنین اتفاقی بیافتد. ایران از دوجهت تقویت می شود: اول اینکه چون آمریکا وجود ندارد، لذا دزدی و اختلاس هم نمی شود. چون کسی که دزدی می کند، نمی تواند به آمریکا فرار و: پول های ایران را با خود ببرد. از طرف دیگر لیبرالها و مزدوران آمریکا، که این کار را می کردند، دستگیر و به ایران بازگردانده می شوند. و ثروت ایران بیش از پیش خواهد شد. آن وقت ایران راحت تر می تواند: به ملت های مظلوم کمک کند، و کسی نیست که آنها را از امریکا بترساند.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب : آمریکا را بایکوت خبری کنید!،
لینک ها :

چهل سال است که دشمن، با تبلیغات وسیع خود، مسئولان کشور را سرکار گذاشته! و : مشغله ذهنی برای: اشتغال و رفع بیکاری گذاشته اند! و مسئولین سرکار گذاشته هم، همینطور ادامه می دهند! هنوز بعد از چهل سال، مسئولین شعار می دهند که باید: برای اشتغال جوانان فکری کرد! فکر می کنند اینجا آمریکا یا اروپا است، که جوانان بیکار دارد و همگی، به خیابان ها می ریزند و بر علیه: سرمایه داری ضد کارگر شعار می دهند. در حالیکه ایران دارای منابع غنی ثروت است، که منبع اصلی اشتغال است.  فقط تفاوت قضیه این است که: دشمن روی نقطه صفر هم تبلیغ می کند! و اینها باور می کنند. البته باید به حساب دلسوزی بیش از حدشان بگذاریم. برای روشن شدن موضوع: در یک جامعه نرمال معمولا 5تا ده درصد افراد، کاملا منفی یا ضد اجتماع هستند. مثلا در بین دانش آموزان، افرادی هستند که بد آموز هستند یعنی: دوست ندارند به مدرسه بروند، یا اصلا نمی خواهند یاد بگیرند( ذهن آنها کشش یاد گیری ندارد): معلول یادگیری هستند! اینها کسانی هستند که: مشمول شعر سعدی می شوند: تربیت نا اهل را، چون گردکان بر گنبد است. ماهیت گرد بودن هردو، باعث می شود فرار از هم داشته باشند. در اصطلاح روانشناسی هم، افراد ضد هنجار یا ناهنجار وجود دارد. یعنی کسانی هستند که دانسته، هنجار های اجتماعی را قبول نمی کنند، یا ناسازگار هستند و با آن مبارزه می کنند. در جرم شناسی هم افرادی هستند که: ذاتا ضد قانون هستند. یعنی نمی خواهند قانون را اجرا کنند، یا عمدا با قانون مخالفت می کنند. لذا برای درست بودن آمار، باید این افراد را، از جامعه آماری کم کرد. مثلا اگر سواد آموزی در یک کشور، بطور مطلق 90درصد را پوشش دهد، این سواد آمو.زی در واقع صد درصد است. زیرا ده درصد باقی مانده، یا نمی خواهند سواد بیاموزند، یا عمدا کلاس را به هم می ریزند! در اشتغال هم همینطور است، اگر نرخ بیکاری ده درصد باشد، یعنی بیکار وجود ندارد! چون این ده درصد، کسانی هستند که (در محدوده منهای سه زد! منحنی نرمال قراردارند) وبه زبان ساده نمی خواهند: کار کنند یا عمدا کار خود را ترک می کنند! و سرکار نمی روند. در طول این چهل سال، دشمن با زوم کردن بر ده درصد نابارور، همه عملکرد دولت را زیر سوال می برده! و مسئولین هم ده درصد را، صد درصد می دانستند! نه اینکه 90درصد را. مانند نقطه سیاهی که: بر صفحه سفیدی باشد. به بهانه آن نقطه سیاه، همه صفحه را سیاه می دانستند! یعنی تبلیغات ناجوانمردانه دشمنان، بر روی ده درصد ضایعات انسانی، هر نوع تفکر مستقل را از مسئولین می گرفت. علت آن بود که این نوع تبلیغات، سطح توقع را بالا می برد و: اندیشه صفر یا صد را ایجاد می کرد. بعبارت دیگر، کمتر از صد درصد را به معنی صفر درصد تبلیغ می کردند. اگر کودکی در خیابان، به دلیل کنجکاوی یا هردلیل دیگر، دست درسطل زباله می کرد، عکس آن را می انداختند و می نوشتند: همه کودکان ایران زباله می خورند! در حالیکه در ایران، چاقی و فشار خون و قند بالا، بیش از 90درصد مردم را باخود درگیر کرده، و این یعنی که آنها بیش از اندازه می خورند! مصرف سرانه برق در ایران، مانند همه سرانه های مصرفی، سه برابر متوسط جهانی است.(مصرف گوشت و مرغ و روغن و..) آیا همه اینها در زباله دانی است؟ یا برعکس زباله دانی های چرب و مقوی، نشان اصراف و زیاده روی مردم، در خوراک و پوشاک است؟ به اندازه تمام ایرانی ها، خودرو،مغازه و مسکن وجود دارد. چرا باید گفت همه ایرانی ها بی مسکن هستند؟ چرا باید با القا ئات دشمن زندگی کرد؟ و همیشه قسمت خالی لیوان را دید، در حالیکه لیوان خوب باید کمی سرخالی باشد.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب : از اشتغال کامل تا مشغله فکری!،
لینک ها :


( کل صفحات : 5 )    1   2   3   4   5   
آمار سایت
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • هزارمقاله :
  • تعداد کل مقالات :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :