ندای ماهین
ماهنامه سیاسی اقتصادی
درباره ندای ماهین


ندای ماهین
www.nedayemahin.ir
ماهنامه سیاسی اقتصادی
تحلیلی خبری به زبان فارسی دارای مجوز شماره 77703/95 از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی
صاحب امتیاز و مدیر مسئول سید احمد حسینی ماهینی
آدرس تهران فرحزاد خیابان امامزاده داوود پلاک 169
mahinvare@gmail.com
02188806179
1565846418

مدیر سایت : سید احمد حسینی ماهینی
سه شنبه 5 شهریور 1398 :: نویسنده : سید احمد حسینی ماهینی

تاریخ ایران را باید دوباره نوشت، بطوری که نه دیدگاههای هردودوت در ان باشد، و نه دیدگاه ضعف امپراطوری دائمی ایران. یک نمونه کوتاه که ذکر خواهد شد، نشان می دهد که ایران همیشه از درون شکست می خورده، یعنی هیچ قدرت بالاتر از ایران نبوده، که بتواند درگیر شود. بطور نمونه حمله عربها به ایران در صدر اسلام، برخلاف آنچه تاریخ نویسان نوشته اند، و بیان می شود یک حمله خارجی نبود! بلکه قیام استانی بود. یک استان بر استانهای دیگر پیروز شد. کتب پیش از آل سعود، در تمام دنیا نشان می دهد که: عربستان استانی از ایران بود. حتی فرماندار یمن را امپراطوران ایران انتخاب می کردند. این استان چند بار بر علیه حکومت مرکزی قیام کرد. بار اول حکومت ضحاک ماردوش بود، که بر فلسطین و شامات مسلط شد، و خود را پادشاه ایران خواند. تاریخ نشان می دهد که یک آهنگر بنام کاوه، با درفش کاویانی خود، با او جنگید و او را نابود کرد، و دوباره بر آنجا مسلط شدند. برخی ها می گویند این کاوه، همان فریدون یا کورش است! که فردوسی از نام اصلی او یعنی کورش ذکری نمی کند. بار دوم در زمان اردشیر بابکان بود، که وی دستور داد این شورش را در عربستان سرکوب کنند، و دستور داد تا روسری زنان ایرانی را، بر سر مردان کنند که تحقیر شوند!  بار سوم در زمان شاپور ذوالاکتاف بوده، که اعراب شورشی را ازپشت، دست بسته می کرد تا کتفهای انان بهم بچسبد! گفته اند که شانه هایشان را در می اورد. لذا تا ظهور اسلام، اعراب جزء ایران بودند حتی در زمان پیامبر، باذان از سوی خسرو پرویز بر یمن، حجاز و تهامه فرمانروایی داشت. پس از اسلام از سوی پیامبر در همین سمت ابقا شد. وی در سال ۱۰ هجری کشته شد، و پسرش (شهر) از سوی پیامبر در همان سمت ابقا گردید. لذا حمله اعراب را یک حمله قومیتی باید دانست. زیرا تحت قیومیت ایران بودند و: داخلی محسوب می شدند. در زمینه جنگهای روم یا مغول هم به همین شکل است. روم همیشه تحت فرمان ایرانیان بود. یک دانشمند نادان مثل ارسطو، باعث شد تا اسکندر بر شاه و فرمانروای خود  غلبه کند. ارسطو که در آسیای صغیر( روم یا قسطنطنیه) زندگی می کرد، شاهد باز بود!(همجنسگرا) و طبق قانون ایران زوج او را محکوم به اعدام کردند! وی از این موضوع بر آشفت، و تصمیم گرفت استاد اسکندر شده، او را بر ضد ایران تربیت کند. تا اینکه بالاخره او به ایران حمله کرد. بعد از اسکندر، دوباره پادشاهان ایرانی، روم را زیر سلطه حود در آودند، شاپور دوم شکست نهایی را بر انها تحمیل نمود. حمله مغول نیز چنین است: بخش غربی چین با تمام بودایی مذهبی هایشان، به مسلمانان گرایش داشته و خود را، زیر پرچم مسلمانها می دانستند. ولی دولت های ایران از آنها می ترسیدند. علت جنگ  و حمله مغول ها، کشته شدن 450نفر بازراگان مسلمان مغولی بود! که در شهر اترا کشته شدند. مغولها هم با قصد قیام بر علیه: مرکزیت به ایران حمله کردند، و پس از تسلط بر ایران به فرهنگ ایرانی تعالی بخشیدند، بسیاری از کتب در زمان بایسنقر، جمع آوری و نوشته شد، که هنوز هم مورد استفاده است. اعراب هم، همه وزرا کارگزارن خود را از ایرانیان (فارسی زبان) انتخاب می کردند. و رسم شاهان را ادامه می دادند. در حال حاضر غیر از این حمله ها، بقیه حمله ها داخلی محسوب می شده! مثلا مبارزه صفویان با عثمانیان، مانند مبارزه ایل قاجار با زندیه بوده است. زیرا عثمانیها هم با اینکه دشمن صفویه بودند، ولی درمراودات رسمی، از کلمات فارسی استفاده می کردند. درواقع مانند مغولها و اعراب، خود را ایرانی دانسته، و معتقد بودند: بهتر از صفویه ایران را اداره خواهند کرد.

Provincial uprisings!

Iran's history needs to be rewritten so that neither the views of the two are in it, nor the weaknesses of Iran's perpetual empire. A brief example will show that Iran has always failed from within, that is, no power above Iran could be involved. For example, the Arab invasion of Iran in the early days of Islam, contrary to what the historians wrote, was not an external attack! It was a provincial uprising. One province won over the other. The books before Al Saud all over the world show that: Saudi Arabia was a province of Iran. Even the Yemeni governor was chosen by the Iranian emperors. The province rebelled against the central government several times. The first time was the rule of Zahak Mardush, who ruled Palestine and Damascus, calling himself king of Iran. History shows that a blacksmith, named Kaveh, fought and destroyed him with his Kaviani veil, and became dominant again. Some say this kawa is Fereidun or Cyrus! Ferdowsi does not mention his original name, Cyrus. It was the second time in the time of Ardashir Babacan, who ordered the suppression of the uprising in Saudi Arabia, and ordered the men's headscarves to be humiliated! The third time in Shapur was Zulaktaf, who was holding the rebel Arabs back by hand to stick their shoulders together! They are said to have shrugged their shoulders. Until the advent of Islam, however, the Arabs were part of Iran. Even in the time of the Prophet, Bazan ruled Yemen, Hejaz and Tahmaz by Yemen. After Islam, the Prophet retained this position. He was killed in the year AH, and his son (the city) was preserved by the Prophet on the same side. Therefore, the Arab attack should be considered an ethnic attack. Because they were under Iranian jurisdiction and were considered domestic. The same is true of the Roman or Mongol wars. Rome was always under Iranian command. An ignorant scientist like Aristotle succeeded in defeating Alexander the king and his ruler. Aristotle, who lived in Asia Minor (Rome or Constantinople), was an open witness (gay), and according to Iranian law, the couple were sentenced to death! He took this issue to the chaos, and decided to become Alexander's master, to educate him against Iran. Until he finally invaded Iran. After Alexander the Persian kings again occupied Rome, Shapur II imposed a final defeat on them. The Mongol attack is also this: the western part of China, with all its religious Buddhists, tended to be Muslims and considered themselves under the banner of Muslims. But the Iranian governments were afraid of them. The cause of the war and the Mongol invasion was the killing of 450 Mongolian Muslim kidnappers! Who were killed in the city of Etra. The Mongols also attacked Iran with the intention of revolt against: centralization, and after the Persian domination of Persian culture, many books were collected and written in the time of Baisenkar, which is still in use. The Arabs, all ministers, chose their agents from the Persians. And they continued the custom of kings. Now other than these attacks, the rest are internal attacks! The Safavid struggle with the Ottomans, for example, was similar to that of the Qajar tribe with Zandiyah. Because the Ottomans, even though they were enemies of the Safavids, used Persian words in official practice. In fact, like the Mongols and the Arabs, they considered themselves Iranian, believing that they would govern Iran better than the Safavids.

انتفاضات المحافظات!

یحتاج تاریخ إیران إلى إعادة كتابته حتى لا تظهر فیه آراء الطرفین ، ولا نقاط ضعف الإمبراطوریة الإیرانیة الدائمة. سیظهر مثال موجز أن إیران قد فشلت دائمًا من الداخل ، أی أنه لا یمكن إشراك أی قوة فوق إیران. على سبیل المثال ، لم یكن الغزو العربی لإیران فی الأیام الأولى للإسلام ، خلافًا لما كتبه المؤرخون ، هجومًا خارجیًا! لقد كانت انتفاضة إقلیمیة. فازت مقاطعة واحدة على الأخرى. تبین الكتب التی كانت أمام آل سعود فی جمیع أنحاء العالم أن: المملكة العربیة السعودیة كانت مقاطعة إیران. حتى الحاكم الیمنی اختاره الأباطرة الإیرانیون. تمردت المقاطعة ضد الحكومة المركزیة عدة مرات. كانت المرة الأولى حكم زاك مردوش ، الذی حكم فلسطین ودمشق ، واصفا نفسه بملك إیران. یُظهر التاریخ أن حدادًا یدعى Kaveh حاربه ودمره بحجاب Kaviani ، وأصبح مهیمنًا مرة أخرى. یقول البعض إن هذه الكوا هی فریدون أو سایروس! لا یذكر فردوسی اسمه الأصلی ، سایروس. كانت هذه هی المرة الثانیة فی زمن أردشیر باباجان ، الذی أمر بقمع الانتفاضة فی المملكة العربیة السعودیة ، وأمر بإخفاء حجاب الرجال! المرة الثالثة فی شابور هی زولاكتاف ، الذی كان یعید المتمردین العرب یدًا لیدفعوا أكتافهم معًا! ویقال إنهم تجاهلوا أكتافهم. حتى ظهور الإسلام ، كان العرب جزءًا من إیران ، وحتى فی زمن النبی ، حكم البازان الیمن والحجاز وطهماز من قبل الیمن. بعد الإسلام ، احتفظ النبی بهذا المنصب. قُتل فی العام الهجری ، وحفظه النبی (المدینة) من قبل النبی على نفس الجانب. لذلك ، یجب اعتبار الهجوم العربی هجومًا عرقیًا. لأنهم كانوا تحت الولایة الإیرانیة واعتبروا محلیین. وینطبق الشیء نفسه على الحروب الرومانیة أو المغولیة. روما كانت دائما تحت القیادة الإیرانیة. نجح عالم جاهل مثل أرسطو فی هزیمة ألكساندر الملك وحاكمه. أرسطو ، الذی عاش فی آسیا الصغرى (روما أو القسطنطینیة) ، كان شاهدًا مفتوحًا (مثلی الجنس) ، ووفقًا للقانون الإیرانی ، حُكم على الزوجین بالإعدام! أخذ هذه القضیة إلى الفوضى ، وقرر أن یصبح سید ألكساندر ، لتثقیفه ضد إیران. حتى غزا أخیرا إیران. بعد أن احتل ملوك الإسكندر الفارسی روما مرة أخرى ، فرض شابور الثانی هزیمة نهائیة علیهم. الهجوم المغولی هو أیضًا هذا: الجزء الغربی من الصین ، بكل البوذیین المتدینین ، یمیلون إلى أن یكونوا مسلمین ویعتبرون أنفسهم تحت لواء المسلمین. لكن الحكومات الإیرانیة كانت خائفة منهم. سبب الحرب والغزو المغولی كان قتل 450 من الخاطفین المسلمین المنغولیین! الذین قتلوا فی مدینة إیترا. كما هاجم المغول إیران بقصد التمرد: المركزیة ، وبعد الهیمنة الفارسیة على الثقافة الفارسیة ، تم جمع وكتابة العدید من الكتب فی زمن بیسنكار ، الذی لا یزال قید الاستخدام. اختار العرب ، جمیع الوزراء ، عملائهم من الفرس. وواصلوا عادة الملوك. الآن بخلاف هذه الهجمات ، والباقی هجمات داخلیة! الصراع الصفوی مع العثمانیین ، على سبیل المثال ، كان مشابهًا لصراع قبیلة القجار مع الزندیة. لأن العثمانیین ، على الرغم من أنهم كانوا أعداء الصفویین ، استخدموا الكلمات الفارسیة فی الممارسة الرسمیة. فی الواقع ، مثل المغول والعرب ، كانوا یعتبرون أنفسهم إیرانیین ، معتقدین أنهم سیحكمون إیران أفضل من الصفویین.

İl qiyamları!

İranın tarixini yenidən yazmaq lazımdır ki, bunların nə fikirləri var, nə də İran əbədi imperiyasının zəif tərəfləri. Qısa bir nümunə göstərəcəkdir ki, İran həmişə daxildən uğursuzluğa düçar olub, yəni İrandan yuxarıda heç bir güc iştirak edə bilməz. Məsələn, İslamın ilk günlərində ərəblərin İrana hücumu, tarixçilərin yazdıqlarına zidd olaraq, xarici hücum deyildi! Bu vilayət qiyamı idi. Bir vilayət digərinə qalib gəldi. Əl Səuddan əvvəlki bütün kitablar göstərir ki: Səudiyyə Ərəbistanı İranın bir vilayətidir. Hətta Yəmən valisini İran imperatorları seçmişdilər. Vilayət mərkəzi hökumətə qarşı bir neçə dəfə üsyan etdi. İlk dəfə Fələstini və Şamı idarə edən, özünü İran kralı adlandıran Zahak Marduşun hakimiyyəti idi. Tarix göstərir ki, Kaveh adlı bir dəmirçi Kaviani örtüyü ilə vuruşdu və məhv etdi və yenidən hakim oldu. Bəziləri bu kawa Fereidun və ya Cyrus deyirlər! Ferdowsi, əsl adı Cyrus'u qeyd etmir. Səudiyyə Ərəbistanında qiyamın yatırılmasını əmr edən və kişilərin hicablarının alçaldılmasını əmr edən Ərdəşir Babacanın dövründə ikinci dəfə idi! Şapurda üçüncü dəfə çiyinlərini bir-birinə yapışdırmaq üçün üsyançı ərəbləri əl-ələ tutan Zulaktaf oldu! Onların çiyinlərini sıxdığı deyilir. İslamın gəlişinə qədər ərəblər İranın tərkibində idilər.Hətta Peyğəmbərin dövründə Bazan Yəmən, Həcaz və Təhməzi Yəmən tərəfindən idarə edirdi. İslamdan sonra Peyğəmbər bu mövqeyini qorudu. Hicri ilində öldürüldü və oğlu (şəhər) Peyğəmbər tərəfindən eyni tərəfdə qorundu. Buna görə də ərəb hücumu etnik hücum hesab edilməlidir. Çünki onlar İranın yurisdiksiyasında idi və yerli sayılırdı. Roma və Monqol müharibələrində də eyni şey. Roma həmişə İranın komandanlığı altında idi. Aristotel kimi bir cahil alim İsgəndər padşahı və hökmdarını məğlub etməyə müvəffəq oldu. Kiçik Asiyada (Roma və ya Konstantinopol) yaşayan Aristotel açıq şahid (gey) idi və İran qanunlarına görə, cütlük edama məhkum edildi! Bu məsələni xaosa çevirdi və İskəndərin ustadı olmaq, onu İrana qarşı maarifləndirmək qərarına gəldi. Nəhayət İranı işğal edənə qədər. Fars padşahları İsgəndər yenidən Romanı işğal etdikdən sonra II Şapur onlara son məğlubiyyət verdi. Monqol hücumu da belədir: Çinin qərb hissəsi, bütün dini Buddistləri ilə müsəlman olmağa meyl etdi və özlərini müsəlmanlar bayrağı altında hesab etdilər. Lakin İran 





نوع اخبار :
برچسب : قیامهای استانی!،
لینک ها :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


آمار سایت
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • هزارمقاله :
  • تعداد کل مقالات :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :