ندای ماهین
ماهنامه سیاسی اقتصادی
درباره ندای ماهین


ندای ماهین
www.nedayemahin.ir
ماهنامه سیاسی اقتصادی
تحلیلی خبری به زبان فارسی دارای مجوز شماره 77703/95 از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی
صاحب امتیاز و مدیر مسئول سید احمد حسینی ماهینی
آدرس تهران فرحزاد خیابان امامزاده داوود پلاک 169
mahinvare@gmail.com
02188806179
1565846418

مدیر سایت : سید احمد حسینی ماهینی
چهارشنبه 5 تیر 1398 :: نویسنده : سید احمد حسینی ماهینی

بسیاری از مشکلات اقتصادی کشور، نتیجه تئوری های غلط است. مثلا در حالیکه اشباع تولید، بازار را از بین برده، باز هم صحبت از رونق تولید می شود. یا اینکه فضای کسب و کار انقدر باز است، که کلاهبرداری در ان انجام می شود، باز هم می گویند:باید فضای کسب و کار را باز کنیم! علت این کار هم، تبلیغات دشمنان است! زیرا دشمنان می خواهند: فضا برای قاچاق مواد مخدر، تن فروشی، خرید و فروش سلاح و: کلیه کسب و کار های حرام باز شود. زیرا در ایران این مشاغل فضای باز ندارند. ساده ترین آنها همین اسنپ است! ابتدا که راه افتاد، همه فریاد زدند استارت اپ ها باید حمایت شوند، و شدند ولی الان به دلیل کمبود راننده، دچار مضیقه شده! تپسی حتی حاضر است به هرراننده ای که: ثبت نام کند در اول کار 500هزار تومان جایزه دهد! یا بیت کوین را راه اندازی کردند! معلوم شد که حتی برق ارزان ایران، آنقدر زیاد است که برای استخراج بیت کوین هم، به صرفه است. این تصورات باطل یا توهمات که: مبنای عملکرد دولت، یا سیاستگذاری های کلان شده، فقط اینده جوانان را خراب می کند، و آنها نیز در توهمات زندگی می کنند! در نشست خبری وزیر اقتصاد بسیاری از این تئوریها مطرح شد، که در واقع  یک شانتاژ محسوب می شود: وقتی صحبت از کارایی پایین می کنند، توجه نمی ندارند که تعطیلی ظرفیت کارخانه ها و کارگاهها، بخاطر اشباع تولید است، نه کمبود سرمایه در گردش یا غیره .زیرا وقتی مشتری باشد و تولید به فروش برسد، سرمایه در گردش را هم ایجاد می شود. بطور نمونه خودروسازی در ایران، به دلیل جمایت بیش از حد دولت، و ترس از بیکاری! به سرعت سرمایه در گردش را از محل: پیش فروش تهیه می کند! اگر کالاهای دیگر هم اشباع نشده باشند، میتوانند با پیش فروش، سرمایه و نقدینگی را تامین کنند. لذا این فرضیه باطل است که بگوییم: کارگاهها بخاطر کمبود نقدینگی تعطیل شده اند، یا با ظرفیت حداقلی کار می کنند. تئوری بیکاری هم بی معنی است. اولا باید ده درصدی بیکار وجود داشته باشند، تا استخدام و گزینش معنی بدهد. ثانیا اگر همه نیروهای فعال مشغول کار باشند، باعث گرانی  و تورم می شوند. تورم که ریشه های آن در جای دیگر جستجو می شود، اشتباه است. اشتغال کامل است که: باعث بالارفتن دستمزدها می شود، و هزینه تولید بالا می رود و: نتیجتا همه چیز گران می شود، که قابل کنترل هم نیست. چون به محض اینکه بخواهند: دستمزد ها را کاهش دهند، به دلیل وجود همیشگی کار، کارگران به سادگی به جاهای دیگر که: دستمزد بالاتری بدهد، منتقل می شوند و چون نیروی بیکار وجود ندارد، جایگزینی برای آنها نخواهد بود! لذا دائما در حال بالارفتن نرخ تورم خواهد بود. بنابراین تئوری جدیدی که باید در اینجا اثبات شود: اینکه تورم و گرانی در ایران، ناشی از اشتغال حداکثری است. زیرا حمایت از بیکاران، در انسوی جدول نرمال قرار گرفته! و باعث شده توقع دستمزد بالاتر، به یک اپیدمی تبدیل شود. کسانی که در ایران بیکار محسوب می شوند، در واقع کسانی هستند که: دستمزد بالاتری می خواهند! یعنی یک فشار دائمی وجود دارد که: قیمت ها را بالا ببرد. و این چرخه معیوب است، زیرا وقتی کارگر دستمزد بالاتری گرفت، تقاضا برای کالاها بیشتر می شود، و قیمت کالاها افزایش می یابد. مردم هم معتاد به خرید کالاهایی می شوند: که دائما گرانتر شود. زیرا قیمت ثابت نشان بی ارزشی است.(مانند نمک یا آب). یک مثال روشن در مورد هویج!(یا پیاز و گوجه) است، قبلا مردم آن را برای حیوانات مصرف می کردند! ولی از وقتی که گران شد، برای آن خاصیت های بیشماری نوشتند! و تقاضا افزایش یافت. برای نجات کشور، باید جور دیگری نگاه کرد.

Theories of economic misconceptions

Many of the country's economic problems are the result of false theories. For example, while saturation of production has destroyed the market, it is still talking about the boom. Or that the business climate is so open, that fraud is being done, they say again: We must open the business space! The reason for this is the propaganda of enemies! Because the enemies want: the space for drug trafficking, the sale, sale and sale of weapons and all open haram businesses. Because they do not have open space occupations in Iran. The simplest of them is the same! First, they started shouting, the startup of the apps should be supported, but now they're running low due to a driver shortage! Therapy is even willing to give the Herder: to sign up for a first prize of 500 thousand tomans! Or launch Bitcoin! It turned out that even Iran's cheap electricity is so high that it is also cost-effective to extract bitcoin. These vice versa or illusions: the basis of government performance, or macro policies, only spoils the youth of the future, and they also live in illusions! At the ministerial press conference, many of these theories were raised, which is in fact a tension: when they talk about efficiency, they do not care that the closing of the capacity of factories and workshops is due to the saturation of production, not the lack of working capital Or else, because when it is customer and production is sold, it also generates working capital. Typically, automobile manufacturing in Iran, due to excessive government domination, and fear of unemployment! Quickly get the money in circulation from the place: Prepay! If the other products are not saturated, they can provide pre-sales, capital and liquidity. Therefore, this hypothesis is false: workshops are closed down because of liquidity shortages, or they work with minimal capacity. The theory of unemployment is also meaningless. Firstly, there must be 10% of the unemployed, so that recruitment and selection make sense. Secondly, if all the active forces are busy, they will cause a lot of inflation and inflation. The swelling whose roots are searched elsewhere is wrong. Full employment is that: wages are rising, and production costs are rising: consequently, everything becomes expensive, which is not controllable either. Because as soon as they want to: reduce their wages, because of the permanent existence of work, workers simply transfer to other places: to pay higher wages, and because there is no unemployed force, there will be no replacement for them! Therefore, the inflation rate will be constantly rising. Therefore, a new theory must be proven here: that inflation and high in Iran are the result of maximum employment. Because support for the unemployed is placed on the normal table! And the expectation of higher wages has become an epidemic. Those who are unemployed in Iran are in fact those who want higher wages! There is a constant pressure to raise prices. And this cycle is defective, because when a worker gets a higher salary, demand for goods increases, and commodity prices increase. People are addicted to buying goods: they are constantly becoming more expensive. Because the fixed price is worthless (like salt or water). A clear example is about carrots (or onions and tomatoes), people used it for animals before! But since it was expensive, they wrote countless attributes! And demand has risen. To save the country, one should look at another.

نظریات المفاهیم الخاطئة الاقتصادیة

العدید من المشاكل الاقتصادیة فی البلاد هی نتیجة لنظریات خاطئة. على سبیل المثال ، فی حین أن تشبع الإنتاج قد دمر السوق ، فإنه لا یزال یتحدث عن الطفرة. أو أن مناخ الأعمال مفتوح للغایة ، بحیث یتم الاحتیال ، یقولون مرة أخرى: یجب علینا فتح مساحة العمل! السبب فی ذلك هو دعایة الأعداء! لأن الأعداء یریدون: مساحة لتهریب المخدرات وبیع الأسلحة وبیعها وجمیع شركات الحرام المفتوحة. لأنهم لیس لدیهم مهن مفتوحة فی إیران. أبسط منهم هو نفسه! أولاً ، لقد بدأوا فی الصراخ ، یجب دعم بدء تشغیل التطبیقات ، لكن الآن بدأ تشغیلها منخفضًا بسبب نقص برنامج التشغیل! العلاج مستعد حتى لمنح Herder: للتسجیل للحصول على الجائزة الأولى التی تبلغ 500 ألف تومان! أو إطلاق بیتكوین! لقد اتضح أنه حتى الكهرباء الرخیصة فی إیران مرتفعة للغایة بحیث أنها فعالة من حیث التكلفة لاستخراج البیتكوین. هذه العكس أو الأوهام: أساس الأداء الحكومی ، أو السیاسات الكلیة ، تفسد شباب المستقبل فقط ، وهم یعیشون أیضًا فی أوهام! فی المؤتمر الصحفی الوزاری ، أثیرت العدید من هذه النظریات ، وهو فی الواقع توتر: عندما یتحدثون عن الكفاءة ، فإنهم لا یهتمون بأن إغلاق طاقة المصانع وورش العمل یرجع إلى تشبع الإنتاج ، ولیس نقص رأس المال العامل أو غیر ذلك ، لأنه عندما یتم بیع العملاء والإنتاج ، فإنه یولد أیضًا رأس مال عامل. عادة ، صناعة السیارات فی إیران ، بسبب الهیمنة الحكومیة المفرطة ، والخوف من البطالة! احصل بسرعة على الأموال المتداولة من المكان: الدفع المسبق! إذا لم تكن المنتجات الأخرى مشبعة ، فیمكنها توفیر ما قبل البیع ورأس المال والسیولة. لذلك ، هذه الفرضیة خاطئة: یتم إغلاق ورش العمل بسبب نقص السیولة ، أو أنها تعمل بأقل قدرة. نظریة البطالة لا معنى لها أیضا. أولاً ، یجب أن یكون هناك 10٪ من العاطلین ، بحیث یكون التوظیف والاختیار منطقیین. ثانیاً ، إذا كانت كل القوى النشطة مشغولة ، فإنها ستسبب الكثیر من التضخم والتضخم. التورم الذی یتم تفتیش جذوره فی مكان آخر هو خطأ. العمالة الكاملة هی أن: الأجور فی ارتفاع ، وتكالیف الإنتاج آخذة فی الارتفاع: وبالتالی ، یصبح كل شیء باهظ الثمن ، والتی لا یمكن السیطرة علیها أیضا. لأنه بمجرد أن یریدون: تخفیض أجورهم ، وبسبب الوجود الدائم للعمل ، ینتقل العمال ببساطة إلى أماكن أخرى: لدفع أجور أعلى ، ولأنه لا توجد قوة عاطلة عن العمل ، فلن یكون هناك بدیل لهم! لذلك ، فإن معدل التضخم یرتفع باستمرار. لذلك ، یجب إثبات نظریة جدیدة هنا: أن التضخم وارتفاع فی إیران هما نتیجة الحد الأقصى للعمالة. لأنه یتم وضع الدعم للعاطلین عن العمل على الطاولة العادیة! وتوقع ارتفاع الأجور أصبح وباء. أولئك الذین هم عاطلون عن العمل فی إیران هم فی الواقع أولئك الذین یریدون أجور أعلى! هناك ضغط مستمر لرفع الأسعار. وهذه الدورة معیبة ، لأنه عندما یحصل العامل على راتب أعلى ، یزداد الطلب على السلع ، وتزداد أسعار السلع. الناس مدمنون على شراء السلع: إنهم یصبحون أكثر تكلفة باستمرار. لأن السعر الثابت لا قیمة له (مثل الملح أو الماء). مثال واضح على الجزر (أو البصل والطماطم) ، والناس استخدامها للحیوانات من قبل! ولكن نظرًا لأنه كان مكلفًا ، فقد كتبوا سمات لا حصر لها! وقد ارتفع الطلب. لإنقاذ البلد ، ینبغی للمرء أن ینظر إلى الآخر.

Théories des idées fausses économiques

Beaucoup de problèmes économiques du pays sont le résultat de fausses théories. Par exemple, alors que la saturation de la production a détruit le marché, on parle encore de l'essor. Ou que le climat des affaires est si ouvert, que des fraudes sont commises, ils répètent: nous devons ouvrir l'espace des entreprises! La raison en est la propagande des ennemis! Parce que les ennemis veulent: l’espace nécessaire au trafic de drogue, à la vente, à la vente et à la vente d’armes et à toutes les entreprises ouvertes de haram. Parce qu'ils n'ont pas d'occupation d'espace ouvert en Iran. Le plus simple d'entre eux est le même! Tout d'abord, ils ont commencé à crier, le démarrage des applications devrait être pris en charge, mais maintenant elles sont basses en raison d'une pénurie de pilotes! Therapy est même disposé à donner au Herder: à s'inscrire pour un premier prix de 500 000 tomans! Ou lancez Bitcoin! Il s'est avéré que même l'électricité iranienne bon marché est si élevée qu'il est également rentable d'extraire le bitcoin. Ces inverses ou ces illusions: la base de la performance gouvernementale, ou des politiques macro, ne gâte que la jeunesse du futur, et ils vivent aussi dans des illusions! Lors de la conférence de presse ministérielle, beaucoup de ces théories ont été soulevées, ce qui est en fait une tension: quand elles parlent d'efficacité, elles se moquent de ce que la fermeture de la capacité des usines et des ateliers soit due à la saturation de la production, pas au manque de fonds de roulement Ou bien, parce que quand c'est client et que la production est vendue, cela génère aussi un fonds de roulement. Généralement, la fabrication automobile en Iran est due à la domination excessive du gouvernement et à la peur du chômage! Obtenez rapidement l'argent en circulation de l'endroit: prépayez! Si les autres produits ne sont pas saturés, ils peuvent fournir des préventes, du capital et des liquidités. Par conséquent, cette hypothèse est fausse: les ateliers sont fermés en raison de pénuries de liquidités ou fonctionnent avec une capacité minimale. La théorie du chômage n'a pas non plus de sens. Premièrement, il doit y avoir 10% de chômeurs pour que le recrutement et la sélection aient un sens. Deuxièmement, si toutes les forces actives sont occupées, elles provoqueront beaucoup d'inflation et d'inflation. Le gonflement dont les racines sont recherchées ailleurs est faux. Le plein emploi, c’est cela: les salaires augmentent et les coûts de production augmentent: par conséquent, tout devient cher, ce qui n’est pas contrôlable non plus. Parce que dès qu'ils veulent: réduire leurs salaires, en raison de l'existence permanente de travail, les travailleurs sont simplement mutés ailleurs: pour payer des salaires plus élevés, et comme il n'y a pas de force de travail, ils ne seront pas remplacés! Par conséquent, le taux d’inflation augmentera constamment. Par conséquent, une nouvelle théorie doit être prouvée ici: que l'inflation et le haut en Iran sont le résultat d'un emploi maximum. Parce que le soutien aux chômeurs est placé surregarder un autre.





نوع اخبار :
برچسب : تئوریهای غلط اقتصادی،
لینک ها :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


آمار سایت
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • هزارمقاله :
  • تعداد کل مقالات :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :