ندای ماهین
ماهنامه سیاسی اقتصادی
درباره ندای ماهین


ندای ماهین
www.nedayemahin.ir
ماهنامه سیاسی اقتصادی
تحلیلی خبری به زبان فارسی دارای مجوز شماره 77703/95 از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی
صاحب امتیاز و مدیر مسئول سید احمد حسینی ماهینی
آدرس تهران فرحزاد خیابان امامزاده داوود پلاک 169
mahinvare@gmail.com
02188806179
1565846418

مدیر سایت : سید احمد حسینی ماهینی

حقوقهای نجومی باعث جذب بیشتر مردم، به بدنه دولت شده و آن را چاق، و بی خاصیت می کند! لذا دولت برای کوچکتر کردن خود، باید که همه حقوقها را یکسان کند! مانند حضرت علی که حتی حاضر نشد به: عموی خود درصد بیشتری از بیت المال بدهد. زیرا حقوق های نجومی حرام است. و لقمه حرام باعث پرخوابی و: نرسیدن به عبادت است. بخش خصوصی می گوید: چون مدیرعامل یا مدیر فروش، میلیاردها دلار برای ما سود آوری دارد، لذا یک درصد از آن مبلغ زیادی نیست! ولی دولتی ها می گویند: اگر کمتر از بخش خصوصی بدهیم، آنها جذب بخش خصوصی می شوند. پس معلوم می شود عنصر اصلی جاذبیت مشاغل دولتی همین است. لذا هیچکدام از مدیران دولتی، کار آئی ندارند و فقط بخاطر رقابت بابخش خصوصی مانده اند. این در حالی است که کارمند یا کارگزار ، باید به قصد خدمت به استخدام دولت در اید، و عملکرد فوق، هرگونه قصد خدمتگزاری را از بین برده، به سوی انگیزه حفظ قدرت می کشاند. فلسفه اسلامی تشکیل دولت، با فلسفه تمام اساتید علوم سیاسی غرب فرق دارد. دولت در اسلام، نماینده مستضعفین است که خداوند اراده کرده، آنها را حاکم کند و آنها را وارث همه امکانات زمین نماید:(ونرید ان نمن..) اما دولت غیر اسلامی، چه در تئوری و چه در عمل نماینده: مستکبران و زور گویان و ثروتمندان است. همان مثلث سه بعدی زر و زور و تزویر. که امروزه در شکل امپریالیزم مسیحیان، صهیونیزم یهودیان و ارتجاع عرب، خود را نشان می دهد. هرگونه تشابه دولت اسلامی با دولت استکباری، و یا گرته برداری از ان، یا قبول معیار های مربوطه، باعث انتقال از یکی به دیگری است. به عبارت ساده تر مردم، برحسب فطرت پاک خود، همگی انسان های مفید و عادل و اسلامخواه هستند، ولی در دوران بلوغ که دچار تحول فکری، جسمی می شوند ممکن است: همه فطرت خود را زیر پا بگذارند، و عنصر ضد بشر و ضد خدا شوند. واز راه عدالت خارج شده وبه خوی استکباری عادت کنند. مهمترین شاخص آن زور گفتن به دیگران، فریب دادن و یا استثمار گردن آنها است. این افراد در طول زمان، مشابه خود را شناسایی کرده، و باهمدیگر سازمانی را ایجاد می کنند: تا بهتر زور بگویند، فریب بدهند و بهره  برداری کنند. لذا طبقه مستکبران یا  دولت استکباری بوجود می اید. طبیعتا به دلیل وجود اختیار در انسان، قدرت هر دو طرف مساوی است! یعنی اگر مظلومین هم باهمدیگر یکدست شوند، و دولت مستضعفین را تشکیل دهند، حداکثر خود را به توان مساوی با آنها می رسانند! لذا قادر به جلوگیری آنها، یا شکست دادن نمی شوند. اینجاست که ازخداوند درخواست کمک می کنند. مانند دوکفه ترازوی مساوی، که با کوچکترین اضافه شدنی به یک کفه، آن را سنگین تر میکند، خداوند هم بر آنها منت می گذارد و: برایشان پیامبری با معجزات می فرستد. این معجزات همان چیزی هستند که: در دو طرف ترازو یافت نمی شود، و وقتی به یک طرف اضافه می شود، طرف دیگر را هوا می کند! اما به محض قطع این معجزات، کفه تراوز برمی گردد و این بار، بدلیل عکس العمل ترازو، طرف مستضعفین هوا می شود! حادثه ای که بلافاصله بعد از غیبت: چهل روزه حضرت موسی اتفاق افتاد، یا بعد از رحلت پیامبر اسلام، خود را نشان داد. اما وضع به همین منوال ادامه پیدا کرد، تا نوه پیامبر را هم شهید کردند. گرچه ترازو به حالت قبلی باز گشت، و حرکت سینوسی خود را آغاز نمود، و تا زمان ولایتعهدی امام رضا بالا بود. ولی بعد از شهادت امام رضا ع، دوباره روبه پایین امد، تا اینکه با  غیبت امام زمان به اوج رسید. در زمان های بعدی هم، این حرکت دیاپازونی ادامه دارد.


The Islamic state should not be obese

Astronomical salaries are attracting more people into the state of the state, making it obsolete and ineffective! Therefore, the government must reduce all salaries to make it smaller! Like Ali, who did not even allow his uncle to give a greater percentage of his bits? Because: astronomical salaries are forbidden. And the bounty haram makes you sleep and do not go to worship. The private sector says, "Because the CEO or sales manager has billions of dollars to us, so it's not a lot of that!" But governments say: If we give less than the private sector, they will attract the private sector. So it turns out that the main element of the attractiveness of government jobs is the same. Therefore, none of the government directors have any work and only because of the competition with the private sector. Meanwhile, an employee or broker must be hired to serve the government, and the above function eliminates any intention of servicing, leading to the motivation to maintain power. The Islamic philosophy of forming government is different from the philosophy of all the faculty members of Western political science. The government in Islam is the representative of the oppressed, which God has chosen, ruled over, and paves the way for all of them. But the non-Islamic government, either in theory or in practice, represents: the arrogant and ardent guerrillas and the rich. The same: three-dimensional triangle of gold and trickery. Which: today appears in the form of Christian Imperialism, Jewish Zionism and Arab reaction. Any similarity of the Islamic State with the government, or the perpetration of it, or acceptance of the relevant criteria, leads to transfer from one to another. Simply put, people, in terms of their pure nature, are all beneficial and just people, but in a period of puberty that undergoes a mental transformation, they are physically possible: to overcome all their nature, and the anti-human and anti-human element Be god Get out of the way to justice and become accustomed to being angry. The most important factor is to force others to deceive or exploit their necks. These people over time have identified the same, and together they create an organization: to better force, tell, deceive and exploit. Therefore, the arrogant class or the rule of law is created. Naturally, because of the power of the human being, the power of both sides is equal! That is, if the oppressed people become equal, and the government of the oppressed people, they can maximize their ability to equalize them! So they can not prevent them, or they will not be defeated. This is where people ask for help. Like the equalizer, the equalizer, which, with the smallest additions to one side, heightens it, God blesses them, and sends them a messenger with miracles. These miracles are the same: they cannot be found on the sides of the balance, and when it is added to one side; it will air the other side! But as soon as these miracles are interrupted, the transom canopy returns, and this time, due to the response of the balance, the air is forbidden! An incident that occurred immediately after the absence: forty days of the Prophet Moses, or after the death of the Prophet Muhammad, revealed himself. But the situation continued in the same vein, so they martyred the grandsons of the Prophet. Although the balance returned to the previous state, he began his sinus movement, and until Imam Reza's supreme leader was high. But after the martyrdom of Imam Reza, he went down again, until he reached the peak of the Imam's absence. In later times, this movement continues.

لا یجب أن تكون الدولة الإسلامیة بدینة

تجذب المرتبات الفلكیة المزید من الناس إلى حالة الولایة ، مما یجعلها قدیمة وغیر فعالة! ولذلك ، یجب على الحكومة خفض جمیع الأجور لجعله أصغر! مثل علی ، الذی لم یسمح حتى لعمه بإعطاء نسبة أكبر من بتاته. لأن المرتبات الفلكیة ممنوعة. والغرام حرام یجعلك تنام ولا تذهب إلى العبادة. القطاع الخاص یقول: "لأن المدیر التنفیذی أو مدیر المبیعات لدیه ملیارات الدولارات بالنسبة لنا ، لذلك لیس الكثیر من ذلك!" لكن الحكومات تقول: إذا أعطینا أقل من القطاع الخاص ، فسوف تجتذب القطاع الخاص. لذلك اتضح أن العنصر الرئیسی لجاذبیة الوظائف الحكومیة هو نفسه. لذلك ، لا یملك أی من المدیرین الحكومیین أی عمل وفقط بسبب المنافسة مع القطاع الخاص. تختلف الفلسفة الإسلامیة لتشكیل الحكومة عن فلسفة جمیع أعضاء هیئة التدریس فی العلوم السیاسیة الغربیة. نفس المثلث ثلاثی الأبعاد من الذهب والخداع. التی تظهر الیوم فی شكل الإمبریالیة المسیحیة والصهیونیة الیهودیة ورد الفعل العربی. أی تشابه للدولة الإسلامیة مع الحكومة ، أو ارتكابها ، أو قبول المعاییر ذات الصلة ، یؤدی إلى نقل من واحد إلى آخر. بعبارات بسیطة، والناس، من حیث طبیعة نقیة لجمیع البشر ومفیدة وعادلة والاسلامیة، ولكن فی مرحلة البلوغ مع العقلیة والجسدیة، قد تجاوز كل ما تبذلونه من همة، وعنصر معادیة للبشریة و كن الله ابتعد عن الطریق إلى العدالة وأصبح معتادًا على الغضب. العامل الأكثر أهمیة هو إجبار الآخرین على خداع أعناقهم أو استغلالها. لقد حدد هؤلاء الأشخاص مع مرور الوقت نفس الشیء ، وهم ینشئون منظمة معاً: لتحسین القوة والإخبار والخداع والاستغلال. لذلك ، یتم إنشاء الطبقة المتعجرفة أو سیادة القانون. بطبیعة الحال ، بسبب قوة الإنسان ، فإن قوة كلا الطرفین متساویة! بمعنى ، إذا أصبح الناس المضطهدین متساوین ، وحكومة الشعب المضطهد ، فیمكنهم تعظیم قدرتهم على مساواتهم! لذلك لا یمكنهم منعهم ، وإلا فلن یهزموا. هذا هو المكان الذی یطلب الناس المساعدة. هذه المعجزات هی شیء لا یمكن العثور على جانبی المیزان، وعندما تضاف إلى جانب واحد، والجانب الآخر فی الهواء! ومع ذلك، على وقف المعجزات، عموم Travz عوائد وهذه المرة، بسبب رد الفعل من المقاییس، كان الطقس الفقراء! حادثة وقعت مباشرة بعد الغیاب: أربعین یوماً من النبی موسى ، أو بعد وفاة النبی محمد ، كشفت عن نفسه. لكن الوضع استمر على نفس المنوال ، فاستشهدوا على أحفاد النبی. على الرغم من أن التوازن عاد إلى الحالة السابقة ، بدأ حركته الجیوب الأنفیة ، وحتى كان الزعیم الأعلى للإمام رضا عالیا. ولكن بعد استشهاد الإمام الرضا ، نزل مرة أخرى ، حتى وصل إلى ذروة غیاب الإمام. فی وقت لاحق ، تستمر هذه الحركة.

İslam dövləti obez olmamalıdır

Astronomik əmək haqqı dövlətin dövlətinə daha çox insan cəlb edir və bu, köhnəlmiş və səmərəsizdir! Buna görə də, hökumət bütün işlərini azaldmaq üçün bütün əmək haqqlarını azaltmalıdır! Əli kimi, amcasına bitlərinin daha böyük bir hissəsini verməsinə icazə vermədi. Astronomik maaşlar qadağandır. Bərabər haram səni yatdırır və ibadətə getməz. Özəl sektor deyir: "Çünki CEO və ya satış meneceri bizə milyardlarla dollar gətirdi, buna görə çox şey deyil!" Amma hökumətlər deyirlər: əgər biz özəl sektordan daha az verərdiksə, özəl sektoru cəlb edəcəklər. Beləliklə, hökumət işlərinin cəlbediciliyinin əsas elementi eynidır. Buna görə hökumət müdirlərindən heç biri heç bir iş görmür və yalnız özəl sektorla rəqabətə görə. Hökumətin formalaşdırılması İslam fəlsəfəsi Qərb siyasət elminin bütün fakültələrinin fəlsəfəsindən fərqlidir. Eyni üç ölçülü qızıl və üçbucaq üçbucağı. Xristian Emperyalizm, Yəhudi Sionizmi və Ərəb reaksiyası şəklində bu gün görünür. təkəbbür İslam Dövləti Hökuməti, və ya onun calques, və ya hər hansı oxşarlıq müvafiq meyarlara bir başqa keçid qəbul edir. faydalı və ədalətli və islamçı, lakin əqli, fiziki, bilər bütün hazır yalnış ilə yetişkinlik və anti-insan və anti element bütün insan, təmiz təbiət baxımından sadə baxımından, insanlar, In Tanrı olun Ədalət üçün yola çıxın və qəzəblənməyə alışmayın. Ən vacib amil başqalarını boyunlarını aldatmaq və ya istismar etməkdir. Bu insanlar vaxt keçdikcə eyni olduğunu müəyyən edirlər və birgə bir təşkilat yaratırlar: daha yaxşı güc, izah etmək, aldatmaq və istismar etmək. Buna görə, təkəbbürlü sinif və ya qanunun aliliyi yaradılır. Təbii ki, insan gücündən ötəri hər iki tərəfin gücü bərabərdir! Yəni məzlum xalq bərabər olsaydı və məzlum xalqın  edir.





نوع اخبار :
برچسب ها :
لینک ها :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


آمار سایت
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • هزارمقاله :
  • تعداد کل مقالات :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :