ندای ماهین
ماهنامه سیاسی اقتصادی
درباره ندای ماهین


ندای ماهین
www.nedayemahin.ir
ماهنامه سیاسی اقتصادی
تحلیلی خبری به زبان فارسی دارای مجوز شماره 77703/95 از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی
صاحب امتیاز و مدیر مسئول سید احمد حسینی ماهینی
آدرس تهران فرحزاد خیابان امامزاده داوود پلاک 169
mahinvare@gmail.com
02188806179
1565846418

مدیر سایت : سید احمد حسینی ماهینی

اینکه آموزش و پرورش، اقتصاد را خراب کرده یا اقتصاد، آموزش و پرورش را؟ سوالی بدون پاسخ است! زیرا دور باطلی است مثل همه موضوعات دیگر مانند: مرغ اول بوده یا تخم مرغ؟ زیرا که اقتصاد یک سخت افزار است، ولی آموزش و پرورش یک نرم افزار، و تا هنگامیکه هر یک در جای خود نباشد، این تداخل بی نتیجه ادامه دارد. ژان ژاک روسو با کتاب قرارداد اجتماعی، خواست این دو را در کنار هم قرار و آشتی دهد. از نظر او آموزش و پرورش و اقتصاد، به طبیعت نزدیک تر باشند، به واقعیت می رسند، ولی اگر تبدیل به خیالات و محالات شوند، از واقعیت دور می شوند. واقعیت اما مهمتر از این ها است. استاد مطهری بجای ان، سخن بحث زیربنا و روبنا را مطرح می کند. براساس قرارداد اجتماعی باید بپذیریم: یکی از این دو زیر بنا است، و دومی براساس آن ساخته شود، لذا روبنا است. اگر اقتصاد زیربنا باشد، طبیعتا آموزش و پرورش هم، جنبه اقتصادی و مادی گرفته و تبدیل به یک: فرایند سود آور می شود. و اگر سود آور نباشد، کنار گذاشته میشود. به همین جهت شرکت های سود آوری مثل: گاج یا قلمچی در ان رشد می کنند، و با دانشگاه آزاد در آموزش عالی، جایگزین می شود. در این حالت مردم، دو بخش می شوند: کسانی که میتوانند هزینه تحصیلی بپردازند، و کسانی که نمی توانند! به تدریج جامعه بی سواد و جامعه باسواد، از هم جدا شده و شکل طبقاتی می گیرند. که در طول این سالها، منتقدان به آن اشاره کرده اند، ولی زیربنا بودن اقتصاد را نتوانستند: تغییری بدهند. به همین دلیل دانشگاه هم، در تصرف مرفهین بی درد، و دانشجویان ثروتمند است. در حالیکه در قانون اساسی برعکس، اموزش و پرورش را رایگان، و برای همه واجب میداند. یعنی اقتصاد زیربنا نیست، بلکه آموزش زیر بنا است. اما چون مجریان دگر اندیش هستند، و از نظریه زیربنایی اقتصاد پیروی می کنند،(تجاری سازی علم)، نتوانسته جای خود را باز کند. همه اصول قانون اساسی اینطور، و همه مجریان هم آنطور! این تنش ها از انجا ناشی می شود که: متفکران و مبدعان این قانون، همگی ترور شدند و اگر چند نفری هم، جان سالم به در بردند از ترس: این ترور ها نمی توانند مجری خوبی باشند! زیرا به محض اصرار بر قانون، حکم آنها لغو و اخراج می شوند! و در یک تصادف ساختگی می میرند. حاکمیت تمدن مادی در: دستگاههای اجرایی ایران، بسیار سنگینتر از دیگر کشورها است. زیرا در کشورهای دیگر وجود اندیشه های الهی، در ردیف هزاران اندیشه دیگر، قرار می گیرد و اصلا ارزش اجرایی پیدا نمی کند! ولی در ایران اگر کسی بخواهد: مجری فانون اساسی شود، یا باید دروغ بگوید! یعنی فقط بخشی را که مادی است، اجرا کند و یا اینکه از این سخن خود، برائت جوید و به سراغ کار های دیگری برود. واضح ترین نشانه این کار، تغییر مکان آموزش است! ایران براساس تاریخ هزاران ساله خود، مراکز آموزش را مساجد و معابد قرار می داد! اما اکنون، با اصرار معنی داری آن را جدا کردند. همانطور که تاریخ آموزش و پرورش، در کشورهای شرقی نشان می دهد: اغلب مدارس در ابتدا، مدارس فرانسوی یا انگلیسی، و در داخل سفارتخانه های آنها بود. لذا قطع ارتباط با زبان محلی، آموزش و پرورش هم، از تسلط بومی خارج و: به تسلط خارجی در آمد. در روش مسجدی اصلا نیازی به سازمان: عریض و طویل و بودجه خور! نیست مردم با کمک باسوادان، همه چیز را تامین می کردند! اما در غربی، همه چیز برمبنای پول بود! اگر پول و بودجه نبود، مدرسه ای ساخته نمی شد، و معلمی استخدام نمی شد. در حالیکه دانشگاههای هزار ساله: جندی شاپو وبغدا و الازهر اینطور نبود.

Economics of Education, or Education and Economics!

Whether education has ruined the economy, or economy, education? The question is no answer! Because it's a farce, like all other things like: chicken or egg? Because the economy is hardware, but the education of an application, and as long as each one is not in place, this interference is no longer a result. Jean-Jacques Rousseau, with the book of social contract, called for these two to be reconciled. In his view, education and economics are closer to nature, they arrive at the truth, but turning into fantasies, they turn away from reality. Reality is more important than that. Professor Motahari, instead of this, raises the talk of infrastructure and superstructure. According to the social contract we must accept: one of these two substructures, and the latter based on it, is therefore superstructure. If the economy is underpinned, naturally education will also become economically and materially transformed into a profitable process. And if it is not profitable, it will be set aside. Hence, profitable companies such as gulls or cymbals grow in it, and are replaced by a free university in higher education. In this case, people will be divided into two parts: those who can pay scholarship, and those who can not! Gradually, an illiterate society and a literate society are separated and class into a class. Over the years, critics have cited it, but they have not been able to fundamentally change the economy. For this reason, the university is also in the hands of the painful prosperity, and the wealthy students. While the constitution, by contrast, teaches and educates free and is obligatory for everyone. That is, the economy is not an infrastructure, but a substructure. But because the executives are dissident, and follow the underlying economic theory, (commercialization of science), it has not been able to open its place. All the principles of the constitution are the same, and so are all the executives! These tensions arise because the thinkers and initiators of this law were all assassinated, and if a few survived, they were afraid: these assassinations could not be good performers! Because as soon as they insist on the law, their sentence is canceled and expelled! And they die in a fictitious accident. The rule of civil civilization: Iran's executive agencies are much heavier than other countries. Because in other countries, the existence of divine thoughts is placed in the ranks of thousands of other thoughts, and it does not find any value at all! But in Iran, if someone wants to: Make a Fanon, or you must lie! That is, only the part that is material is to be performed, or if it comes from this statement, it will go away and do other things. The clearest indication of this is the shift in education! Based on its thousands of year’s history, Iran provided training centers as mosques and temples! But now, with meaningful insistence, they separated it. As the history of education shows in the eastern countries: Most schools were initially French or English schools, and within their embassies. Therefore, disconnecting with the local language, education and education, also came out of domination of the native, and came to dominate the outside world. In the mosque's method, there is no need for organization: wide and long, and budget! People did everything with the help of the literate! But in the West, everything was based on money! If there was no money and money, a school would not be built, and the teacher would not be hired. Thirty-year-old universities: Jondi Shapur, Baghdad, and Al-Azhar were not.

اقتصادیات التربیة ، أو التعلیم والاقتصاد!

ما إذا كان التعلیم قد دمر الاقتصاد ، أو الاقتصاد ، والتعلیم؟ السؤال لا یوجد جواب! لأنها مهزلة ، مثل كل الأشیاء الأخرى مثل: الدجاج أو البیض؟ نظرًا لأن الاقتصاد هو جهاز ، ولكن تعلیم أحد التطبیقات ، وطالما لم یتم تطبیقه ، لم یعد هذا التداخل نتیجة لذلك. دعا جان جاك روسو ، مع كتاب العقد الاجتماعی ، إلى التوفیق بین هذین الاثنین. فی نظره ، التعلیم والاقتصاد هما أقرب إلى الطبیعة ، إنهما یصلان إلى الحقیقة ، ولكنهما یتحولان إلى أوهام ، یبتعدان عن الواقع. الواقع أكثر أهمیة من ذلك. البروفیسور مطهری ، بدلاً من ذلك ، یثیر الحدیث عن البنیة التحتیة والبنیة الفوقیة. وفقا للعقد الاجتماعی یجب أن نقبل: واحد من هذین الهیكلین ، وهذا الأخیر على أساس ذلك ، هو فوق ذلك البنیة الفوقیة. إذا كان الاقتصاد مدعومًا ، فإن التعلیم الطبیعی سیتحول أیضًا بشكل اقتصادی ومادّی إلى عملیة مربحة. وإذا لم یكن مربحا ، سیتم وضعه جانبا. ومن ثم ، تنمو فیه الشركات المربحة مثل النوارس أو الصنج ، وتحل محلها جامعة حرة فی التعلیم العالی. فی هذه الحالة ، سیتم تقسیم الناس إلى قسمین: أولئك الذین یستطیعون دفع المنح الدراسیة ، وأولئك الذین لا یستطیعون! تدریجیا ، یتم فصل المجتمع الأمی ومجتمع القراءة والكتابة والطبقة إلى فئة. على مر السنین ، أشار النقاد إلى ذلك ، لكنهم لم یتمكنوا من تغییر الاقتصاد بشكل جذری. ولهذا السبب ، فإن الجامعة هی أیضا فی أیدی الرخاء المؤلم ، والطلاب الأثریاء. فی حین أن الدستور ، على النقیض من ذلك ، یعلم ویعلم الحرة والواجب على الجمیع. هذا هو ، الاقتصاد لیس بنیة تحتیة ، بل بنیة تحتیة. ولكن لأن المدیرین التنفیذیین منشقون ، ویتبعون النظریة الاقتصادیة الأساسیة ، (تسویق العلم) ، فإنه لم یتمكن من فتح مكانه. جمیع مبادئ الدستور هی نفسها ، وكذلك جمیع المدیرین التنفیذیین! تنشأ هذه التوترات بسبب اغتیال المفكرین والمبادرین لهذا القانون ، وإذا نجا عدد قلیل منهم ، كانوا خائفین: لا یمكن أن تكون هذه الاغتیالات جیدة الأداء! لأنه بمجرد أن یصروا على القانون ، یتم إلغاء عقوبتهم وطردهم! ویموتون فی حادث وهمی. قاعدة الحضارة المدنیة: الوكالات التنفیذیة فی إیران أثقل بكثیر من الدول الأخرى. لأنه فی بلدان أخرى ، یتم وضع أفكار إلهیة فی صفوف الآلاف من الأفكار الأخرى ، ولا یجد أی قیمة على الإطلاق! لكن فی إیران ، إذا أراد أحد ما: أن یكون فانون ، أو یجب أن تكذب! أی أن الجزء الذی هو مادة فقط هو الذی یجب تنفیذه ، أو إذا جاء من هذا البیان ، فإنه سیذهب ویفعل أشیاء أخرى. أوضح مؤشر على هذا هو التحول فی التعلیم! استناداً إلى تاریخها الذی یمتد إلى آلاف السنین ، قدمت إیران مراكز تدریب مثل المساجد والمعابد! لكن الآن ، بإصرار هادف ، قاموا بفصله. كما یظهر تاریخ التعلیم فی البلدان الشرقیة: معظم المدارس كانت فی البدایة مدارس فرنسیة أو إنجلیزیة ، وضمن سفاراتها. لذلك ، انفصال اللغة واللغة والتعلیم والتعلیم ، خرج أیضا من السیطرة على السكان الأصلیین ، وجاء للسیطرة على العالم الخارجی. فی طریقة المسجد ، لیست هناك حاجة للتنظیم: واسعة وطویلة ، ومیزانیة! فعل الناس كل شیء بمساعدة المتعلمین! لكن فی الغرب ، كان كل شیء یعتمد على المال! إذا لم یكن هناك مال أو مال ، فلن یتم بناء مدرسة ، ولن یتم توظیف المعلم. جامعات تبلغ من العمر ثلاثین عامًا: لم یكن كل من جندی شابور ، و بغداد ، والأزهر كذلك.

Təhsil və ya Təhsil və İqtisadiyyat iqtisadiyyatı!

Təhsil təhsili iqtisadiyyatın, iqtisadiyyatın, təhsilin xarab olmağına səbəb ola bilərmi? Sual cavab vermir! Bütün bunlar kimi bir farce olduğundan: toyuq və ya yumurta? İqtisadiyyat donanımdır, ancaq tətbiqin təhsili və hər biri olmadığı müddətcə bu müdaxilə artıq nəticəsidir. Jean-Jacques Rousseau, sosial müqavilə kitabı ilə, bu ikisinin barışdırılmasına çağırdı. Onun fikrincə, təhsil və iqtisadiyyat təbiətə daha yaxındır, onlar həqiqətə çatırlar, lakin fantaziyalara çevrilər, həqiqətdən uzaqlaşırlar. Həqiqət bundan daha vacibdir. Bunun əvəzinə professor Motahari, infrastrukturun və üst quruluşun müzakirəsini artırır. Sosial müqaviləyə görə biz qəbul etməliyik: bu iki infrastrukturdan biri və ondan asılı olanlar buna görə üst quruluşdur. İqtisadiyyata dəstək verilirsə, təbii olaraq təhsil də iqtisadi cəhətdən və maddi cəhətdən sərfəli bir prosesə çevriləcəkdir. Əgər gəlirli deyilsə, bir kənara qoyulacaq. Beləliklə, zərif və ya zərif kimi gəlirli şirkətlər böyüyür və ali təhsildə pulsuz bir universitet əvəz olunur. Bu vəziyyətdə insanlar iki hissəyə bölünəcəklər: təqaüd verə bilən və ala bilməyənlər! Tədricən, savadsız bir cəmiyyət və savadlı bir cəmiyyət ayrılır və sinifə daxil olur. Yıllar boyu tənqidçilər onu vurğuladılar, amma iqtisadiyyatı əsaslı şəkildə dəyişə bilmirlər. Buna görə də universitet həm də ağrılı tərəqqinin və zəngin şagirdlərin əlindədir. Konstitusiya, fərqli olaraq, öyrədir və təhsil alır və hər kəs üçün məcburidir. Yəni, iqtisadiyyat bir infrastruktur deyil, bir alt quruluşdur. Lakin rəhbərlər müxalif olduğundan və əsas iqtisadi nəzəriyyəyə (elm ticarəti) baxdıqları üçün öz yerini aça bilmədi. Konstitusiyanın bütün prinsipləri eynidır və bütün rəhbərlər belədir! Bu təzyiqlər ortaya çıxır, çünki bu qanunun düşüncələri və təşəbbüskarı bütün sui-qəsdlər və bir neçə sağ qaldıqdan qorxdular: bu sui-qəsdlər yaxşı ifaçı ola bilməzdi! Çünki Qanunla israr edildikdən sonra cəzası ləğv edilir və xaric edilir! Və onlar bir xəyali qəzada ölürlər. Mülki sivilizasiyanın hakimiyyəti: İranın icra orqanları digər ölkələrdən daha ağırdır. Çünki başqa ölkələrdə ilahi düşüncələrin mövcudluğu minlərlə digər d





نوع اخبار :
برچسب ها : اقتصاد آموزش و پرورش، یا آموزش و پرورش و اقتصاد!،
لینک ها :
سه شنبه 14 اسفند 1397 01:21 ب.ظ
اقتصاد و رفاه تو هر جامعه ای اولین اصل هست
شنبه 27 بهمن 1397 09:09 ب.ظ
امروزت را زندگی کن
بخاطر تمام آنهایی که در کنارت هستند
امروز آتشفشانی باش
از محبت و مهربانی
و دریایی باش
از عشق و امید برای عزیزانت
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


آمار سایت
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • هزارمقاله :
  • تعداد کل مقالات :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :