ندای ماهین
ماهنامه سیاسی اقتصادی
درباره ندای ماهین


ندای ماهین
www.nedayemahin.ir
ماهنامه سیاسی اقتصادی
تحلیلی خبری به زبان فارسی دارای مجوز شماره 77703/95 از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی
صاحب امتیاز و مدیر مسئول سید احمد حسینی ماهینی
آدرس تهران فرحزاد خیابان امامزاده داوود پلاک 169
mahinvare@gmail.com
02188806179
1565846418

مدیر سایت : سید احمد حسینی ماهینی
چهار دهه گذشته هرکدام یک شاخصه داشتند: دهه اول انقلاب اسلامی دهه خود باوری، مبارزه با شاه و آمریکا بود، ملت و دولت میدانستند که باید: هزینه آن را هم بپردازند. لذا به سراغ توان داخلی رفتند. امام خمینی با فرمان جهاد سازندگی، تولید کالاهای استراتژیک مثل گندم را، جهادی واجب دانست تا محتاج بیگانه نباشند. لذا ملت نه تنها با جهاد سازندگی، بلکه کمیته امداد و سپاه پاسداران، به سراغ آن رفتند. فرقی نداشت از وزارت مخابرات هستی، یا از وزارت ارشاد! همه دنبال تولید ملی و افزایش توان داخلی بودند، می دانستند باید بیشتر زحمت بکشند، تا مملکت را بسازند. البته جنگ تحمیلی و حوادث مشابه موجب شد: درون همین دهه، دولتها رفتار های متفاوتی داشته باشند: دولت بنی صدر و شهید رجایی، مقابل یکدیگر بودند دولت موسوی و مهدوی کنی هم همینطور. بنی صدر و موسوی، نگاه بیرونی داشتند و: رجایی و مهدوی بومی فکر می کردند. ولی ملت روند خود را حفظ کرده بود: در مقابل همه مشکلات گوش بفرمان امام خمینی و رهبری بودند. در دهه دوم، دولت یا رئیس جمهور 8ساله آن، در مقابل غرب واداگی پیدا کرد. پیشرفت های داخلی را بی نتیجه، و غیر قابل توجه دانست و: به دنیای رویایی آمریکا و اروپا حسرت خورد! فرزندانش را به آنجا فرستاد، تا با فرهنگ آنجا بزرگ شوند! لذا دوران وادادگی در مقابل غرب آغاز شد: و نهایتا به نامه نگاری باصدام: و مذاکرات مک فارلین انجامید. اما در دوره بعد این ارتجاع بیشتر شد! دولت بجای جنگ با استکبار، باب مذکره و گفتگو را آغاز کرد!همانقدر که تریبون سازمان ملل، در دوران گذشته بلندگوی ایران بود، در این دوران تبدیل به اکو شد! و به داخل برگشت. یعنی بجای اصلاح دنیا، به اصلاح ایران پرداختند! دنیای بیرون دنیای استکبار و زورگویی و یکجانبه گرایی بود. دنیای درون دنیایی انقلابی و ساده زیست، فرمانبر و بی توقع! لذاشروع کردند درون را: نافرمانی مدنی یاد دادن! ساده زیستی را تمسخر کردند و: به کاخ ها رفتند. انقلابیون و جبهه رفته ها تسویه نمودند. از بیرون به تمیز کردن چهره خونخوار آمریکا، اسرائیل و عربستان! و نشستن در کنار آنها و دستبوسی آنها! لذا دوران خودباختگی بخوبی خودرا نشان داد. ریل گذاری کج هاشمی و خاتمی را احمدی نژاد، نتوانست اصلاح کند، و به شعارهای انقلاب برگردد. با فتنه 88وارد دوران خود فروشی شدند. انرژی هسته ای و تمام پیشرفت های علمی، در سبد برجام و تقدیم به غرب گردید. فتنه گرها با توبه ظاهری مشاغل دولتی را اشغال کردند. ولی با توبه واقعی به غلط کردن: درمقابل اروپا و آمریکا افتادند.  آنها هم دلار های بیشتری به جیب زدند! تحریم های بیشتری اعمال کردند، و اموال زیادتری را بلوکه و یا مصادره نمودند. برای دهه پنجم پیش بینی بیشتر از این هم می شود! که شاید  به خودگدایی هم برسد! زیرا نفوذ تحصیلکرده های آمریکا، اروپارفته ها در بدنه اجرایی دولت، هر روز بیشتر می شود. و با ارزشهای اسلامی بیشتر مبارزه می گردد! مردم هم نمی توانند راه نفوذ اینها را ببندند! دهه پنج چالش بزرگ مردم ایران است: اگر فرزندان خود را بخارج بفرستند! خودشان هم عازم شوند، یا تبلیغ  خارج رفتن باشند،  طبیعی است دولت هم همینطور می شود! در یک بررسی میدانی به همه نخبگان و تحصیلکردگان ایرانی، حداقل ده نفر در مکان های مختلف: اداری و غیر اداری گفته اند که: در ایران نمانید! اگر چنانچه این روند ادامه یابد، انقلاب در ایران ممکن است: دچار ریزش شود ولی تغییر مکان به اروپا و آمریکا می کند! که در انموقع، اروپایی ها و آمریکایی ها، از ایرانی ها حزب اللهیی تر می شوند! شاید به همین دلیل است که می گویند: در هنگام ظهور قائم ع، خورشید از غرب طلوع می کند!

Self-confidence or: selflessness, adulation, and self-realization!

For the past four decades, each had a feature: the first decade of the Islamic Revolution was a decade of self-belief, a struggle against the Shah and America, the nation and the government knew that they should: pay it. So they went to internal power. Imam Khomeini, with the command of construction Jihad, made strategic goods like wheat, obligatory for jihad, to be non-alienated. Therefore, the nation went to it not only with the Jihad, but also the Relief and Revolutionary Guards Committee. It's no different from the Ministry of Communications, or from the Ministry of Guidance! Everyone was looking for national production and increased internal power, they knew they needed to work harder to build the country. Of course, the imposed war and similar events caused: in the course of this decade, the governments have different behaviors: the government of Bani-Sadr and the martyr Rajai, opposite each other, the government of Mousavi and Mahdavi. Bani Sadr and Mousavi had an external look: they thought Rajaji and Native Mahdavi. But the nation kept its course: in front of all the problems, they were listening to Imam Khomeini and the leadership. In the second decade, the government or its 8-year president came to the west. The domestic progress was ineffective and unnecessary: ​​It was a pity to the dream world of America and Europe! He sent his children there to grow up with culture! Therefore, the era of disillusionment began in front of the West: and ultimately led to the writing of Babylon: and the negotiations of McFarlane. But in the next period this reaction grew! Instead of fighting with arrogance, the government began the dialogue and dialogue, as the UN tribune, in the past, was the speaker of Iran, became the echo in this era! And back inside. Instead of reforming the world, they reformed Iran! The world was the world of arrogance and bullying and unilateralism. A world in a revolutionary and simple world of life, unchallenged and unpredictable! Pursue Inside: Teaching Disobedience! They mocked the simple biology and went to the palaces. The revolutionaries and the fronts were settled. From the outside to clean up the bloodthirsty face of the United States, Israel and Saudi Arabia! And sit next to them and get them handcrafted! So the era of self-deprecation showed itself well. Ahmadinejad, the killing of Hashemi and Khatami, could not reform, and return to the slogans of the revolution. With the sedition of 88, they entered their own era. Nuclear power and all the scientific advances were brought to the West in the basket. The seditious people occupied the government with repentance. But with true repentance, they missed: against Europe and America. They also pocketed more dollars! Imposed more sanctions, and blocked or confiscated much property. For the fifth decade, more predictions are expected! That maybe it's an aversion! Because: the influx of US educators into the executive branch of the government is increasing every day. And it is fought with more Islamic values! People cannot close the way of penetration! The fifth decade is the great challenge of the Iranian people: if you send your children! It's normal for the government to do the same. In a field survey of all Iranian elites and educators, at least ten people at various places: administrative and non-administrative, said: Do not stay in Iran! If this trend continues, then the revolution in Iran may: fall, but it will shift to Europe and America! In the long run, the Europeans and the Americans become more Hezbollah than the Iranians! Perhaps this is why they say: When the Qa'im is raised, the sun rises from the west!

الثقة بالنفس أو: نكران الذات ، التملق ، تحقیق الذات!

على مدى العقود الأربعة الماضیة ، كان لكل واحد میزة: كان العقد الأول من الثورة الإسلامیة عقدًا من الاعتقاد بالذات ، وصراعًا ضد الشاه وأمریكا ، وقد عرفت الأمة والحكومة أنه ینبغی علیهما: دفعها. لذلك ذهبوا إلى السلطة الداخلیة. الامام الخمینی ، مع قیادة البناء الجهاد ، جعل السلع الاستراتیجیة مثل القمح ، واجبة للجهاد ، لتكون غیر نفور. لذلك ، لم تذهب الأمة إلیها فقط مع الجهاد ، بل ذهبت أیضاً إلى لجنة الإغاثة والحرس الثوری. لا یختلف الأمر عن وزارة الاتصالات أو عن وزارة الإرشاد! الجمیع كان یبحث عن الإنتاج الوطنی والقوة الداخلیة المتزایدة ، عرفوا أنهم بحاجة إلى العمل بجد لبناء البلد. بالطبع ، تسببت الحرب المفروضة والأحداث المماثلة فی: خلال هذا العقد ، لدى الحكومات سلوكیات مختلفة: حكومة بنی صدر والشهید رجائی ، مقابل كل منهما الآخر ، حكومة موسوی ومهدوی. كان لدى بنی صدر وموسوی نظرة خارجیة: ظنوا أن رجاجی ونیفی مهدوی. لكن الأمة حافظت على مسارها: أمام كل المشاكل ، كانوا یستمعون إلى الإمام الخمینی والقیادة. فی العقد الثانی ، جاءت الحكومة أو رئیسها ذو الثمانی سنوات إلى الغرب. كان التقدم المحلی غیر فعال وغیر ضروری: كان من المؤسف أن حلم العالم فی أمریكا وأوروبا! بعث أولاده هناك لینمو مع الثقافة! لذلك ، بدأ عصر خیبة الأمل أمام الغرب: وأدى فی النهایة إلى كتابة بابل: ومفاوضات مكفرلین. لكن فی الفترة التالیة نما هذا التفاعل! فبدلاً من القتال بالغطرسة ، بدأت الحكومة الحوار والحوار ، حیث كانت منبر الأمم المتحدة ، فی الماضی ، رئیس إیران ، وأصبحت صدى فی هذا العصر! والعودة الى الداخل. بدلاً من إصلاح العالم ، قاموا بإصلاح إیران! كان العالم عالم الغطرسة والبلطجة والأحادیة. عالم فی عالم ثوری وبسیط من الحیاة ، دون منازع وغیر قابل للتنبؤ! ابحث فی الداخل: تعلیم العصیان! سخروا من البیولوجیا البسیطة وذهبوا إلى القصور. الثوار والجبهات تمت تسویتها. من الخارج لتنظیف الوجه المتعطش للدماء للولایات المتحدة وإسرائیل والمملكة العربیة السعودیة! والجلوس بجانبهم والحصول علیها یدویا! لذا فإن عصر الاستنكار الذاتی أظهر نفسه جیدًا. نجاد ، قتل هاشمی وخاتمی ، لم یستطع الإصلاح ، والعودة إلى شعارات الثورة. مع فتنة 88 ، دخلوا عصرهم الخاص. جلبت الطاقة النوویة وجمیع التقدم العلمی إلى الغرب فی السلة. احتل الشعب الفتن الحكومة بالتوبة. ولكن مع توبة حقیقیة ، فقد أخطأوا: ضد أوروبا وأمریكا. هم أیضا جیوبهم المزید من الدولارات! فرض المزید من العقوبات ، وحجب أو مصادرة الكثیر من الممتلكات. فی العقد الخامس ، من المتوقع المزید من التوقعات! ربما هذا كره! لأن تدفق المعلمین الأمریكیین إلى السلطة التنفیذیة فی الحكومة یتزاید كل یوم. ویخاض مع المزید من القیم الإسلامیة! لا یستطیع الناس إغلاق طریق الاختراق! العقد الخامس هو التحدی الكبیر للشعب الإیرانی: إذا أرسلت أطفالك! من الطبیعی أن تفعل الحكومة الشیء نفسه. فی مسح میدانی لجمیع النخب والمربین الإیرانیین ، قال ما لا یقل عن عشرة أشخاص فی أماكن مختلفة: الإداریة وغیر الإداریة: لا تبقوا فی إیران! إذا استمر هذا الاتجاه ، فإن الثورة فی إیران قد تسقط ، لكنها ستتحول إلى أوروبا وأمریكا! على المدى الطویل ، أصبح الأوروبیون والأمریكیون حزب الله أكثر من الإیرانیین! ربما هذا هو السبب فی أنهم یقولون: عندما یرتفع القائم ، تشرق الشمس من الغرب!

Özünə inam və ya: fədakarlıq, tənzimləmə, özünü reallaşdırmaq!

Son dörd onillikdə hər bir xüsusiyyət var idi: İslam İnqilabının ilk on ilində özünə inam, Şah və Amerikaya qarşı bir mübarizə, millət və hökumət bunu bilmədi: bunu ödəməlidirlər. Beləliklə onlar daxili gücə getdilər. İmam Xomeyni, tikinti cihad əmri ilə, cihad üçün məcburi buğda kimi strateji mallar, yabancılaşmamış olmaq üçün etmişdir. Buna görə millət yalnız cihadla deyil, həm də Rifah və İnqilab Mühafizəsi Qoruma Komitəsinə getdi. Bu, Rabitə Nazirliyindən və ya Rəhbərlik Nazirliyindən fərqlənmir! Hər kəs milli istehsal axtarır və daxili gücünü artırmışdılar, onlar ölkəni qurmaq üçün daha çox işləməyə məcbur olduqlarını bilirdilər. Əlbəttə ki, tətbiq olunan müharibə və buna bənzər hadisələr: bu on il ərzində hökumətlərin müxtəlif davranışları var: Bani-Sadr hökuməti və şəhid Rəcai, bir-birinə qarşı, Musavi və Mahdavi hökuməti. Bani Sadr və Musavi xarici görünüşü vardı: onlar Rajaji və Mahmud Mahnıyevi düşünürdülər. Amma millət öz yolunu saxladı: bütün problemlər qarşısında İmam Xomeynini və rəhbərliyini dinləyirdilər. İkinci onillikdə hökumət və ya 8 illik prezident qərbə gəldi. Daxili irəliləmə səmərəsiz və lazımsız idi: Amerika və Avropanın yuxu dünyasına təəssüf edirdi! O, uşaqlarını mədəniyyətlə böyütmək üçün göndərdi! Buna görə də, ümidsizlik dövrü Qərbin qarşısında başladı: nəticədə Babilin yazılmasına və McFarlane ilə danışıqlara gətirib çıxardı. Lakin növbəti dövrdə bu reaksiya artıb! Təkəbbürlə mübarizə aparmaq əvəzinə, hökumət dialoq və dialoqa başlamışdır, çünki keçmişdə İranın sədri olan BMT tribunası bu dövrdə əks-sədaya çevrilmişdir! Vəəri arxa. Dünyayı islah etmək əvəzinə onlar İranı islah ediblər! Dünya kibirlilik, zorakılığa və birtərəfli dünyaya çevrildi. Həyatın inqilabi və sadə bir dünyasında bir dünya, gözlənilməz və gözlənilməz bir dünya! Inside davam edin: itaətsizlik öyrətmək! Sadə biologiyanı məyus etdi və saraylara getdi. İnqilabçılar və cəbhələr məskunlaşdı. Xaricdən Birləşmiş Ştatlar, İsrail və Səudiyyə Ərəbistanının qanlı üzünü təmizləmək üçün! Onların yanında oturun və əl işlərini görək! Beləliklə, özünü qorumaq dövrü özünü yaxşı göstərdi. Əhmədinejad, Haşimi və Xatami'nin öldürülməsi, inqilab şüarlarına qayıtmaq və islahat edə bilmədi. 88-ci ildönümü ilə öz dövrünə girdi. Nüvə enerjisi və bütün elmi inkişaflar səbətdə Qərbə gətirildi. Şiddətli insanlar tövbə ilə hökuməti işğal etdilər. Lakin əsl tövbə ilə, özlərini qaçırdılar: Avropa və Amerikaya qarşı. Onlar da daha çox dollar cibləyiblər! Daha çox sanksiya qoydu və çox əmlakı maneə törətdi və ya əl qoyduəlir!





نوع اخبار :
برچسب : خودباوری یا: وادادگی، خوباختگی، خودفروشی!،
لینک ها :
یکشنبه 19 خرداد 1398 03:54 ب.ظ

Having read this I thought it was rather enlightening. I appreciate you taking the time and effort to put this short article together. I once again find myself spending way too much time both reading and posting comments. But so what, it was still worthwhile!
شنبه 18 خرداد 1398 06:57 ب.ظ

I don't know if it's just me or if everyone else encountering issues with your blog. It appears as though some of the text on your content are running off the screen. Can someone else please comment and let me know if this is happening to them too? This could be a problem with my internet browser because I've had this happen before. Cheers
جمعه 19 بهمن 1397 09:24 ق.ظ
بچه ها هرگز مادرشانرا زشت نمیدانند؛
اگرکسی یاجایی را دوست داشته باشید
آنها را زیبا هم خواهید یافت،زیرا
حس زیبا دیدن همان عشق است
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


آمار سایت
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • هزارمقاله :
  • تعداد کل مقالات :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :