ندای ماهین
ماهنامه سیاسی اقتصادی
درباره ندای ماهین


ندای ماهین
www.nedayemahin.ir
ماهنامه سیاسی اقتصادی
تحلیلی خبری به زبان فارسی دارای مجوز شماره 77703/95 از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی
صاحب امتیاز و مدیر مسئول سید احمد حسینی ماهینی
آدرس تهران فرحزاد خیابان امامزاده داوود پلاک 169
mahinvare@gmail.com
02133166179
1565846418

مدیر سایت : سید احمد حسینی ماهینی
جمعه 9 شهریور 1397 :: نویسنده : سید احمد حسینی ماهینی


اقتصاد بنی صدری در مقابل: اقتصاد امامی پیشتاز است! نزدیک به چهل سال است که: تئوری دولت ها تئوری بنی صدری است. بدون اینکه خود بنی صدر از ان اطلاع داشته باشد، یا درخواست کپی رایت کند! موضوع از ین قرار است که: بنی صدر کتاب اقتصاد توحیدی را نوشت، که ملقمه ای از کمونیزم ولیبرالیزم و اسلام بود. وی در نظریات خود اعلام کرده بود که: تورم موجود در اقتصاد پهلوی، بطور قطع و یقین او را ساقط می کرد! و نیازی به انقلاب اسلامی هم نبود.(دلار یک ریالی به دلار 70 ریالی رسیده بود.) در اقتصاد جمهوری اسلامی هم، دولتمردان از ترس سقوط دولتشان، به فکر کم کردن تورم افتادند! ولی به دلیل اشتباه بودن این تئوری، تا کنون نتوانستند تورم را متوقف یا کم کنند. زیرا اساس این تئوری برمبنای: یک حدیث مجعول بود که کمونیست ها، مخصوصا آنهاییکه در دانشگاههای مسکو، درس خوانده بودند مامور تبلیغ آن بودند: (کادالفقر ان یکون کفرا) منظورشان این بود که: فقر باعث می شود همه کمونیست شوند! در حالیکه پیامبر اسلام، در حدیث معتبری می فرماید: فقر افتخار من است(الفقر فخری). طبیعی است که امام خمینی ره، با ساده زیستی نشان داد که: حدیث دوم صحیح است. اما برعکس آن، در قران افراد غنی سرزنش شده اند! (ان الانسان لطیغا! آن راه استغنی) انسان وقتی خود را غنی ببیند، طغیان برعلیه خدا می کند. بطور کلی گرسنگی و فقر یک امر: غریزی و نفسانی است. یعنی انسان به دلیل ترشحات معده، نیاز به غذا پیدا می کند، واگر غذا نخورد، اسید معده او را آزار می دهد. ولی کسی که مسلمان می شود، معنی آن تسلیم در برابر خدا است، نه در برابر غریزه و نفس. لذا پیامبر در مواقعی دستورداده بودند: که مردم سنگ به شکم خود ببندند، تا گرسنگی آنها را آزار ندهد. اصولا اگر فقر به کفر بیانجامد، باید درشعب ابوطالب، که همه چیز در تحریم بود، همه کافر می شدند. اما چنین نشد. ولی ثروتمندی اشخاصی مثل عثمان بن عفان و معاویه و یزید، باعث طغیان آنها شد، بطوریکه نوه پیامبر را شهید کردند، تا در غنی بودن آنها مشکلی پیش نیاید. لذا امام خمینی برعکس اقتصاد توحیدی، که برداشتی کمونیستی و التقاطی از اسلام بود، به اسلام ناب محمدی استناد می کند و می فرماید: ما برای شکم یا اقتصاد قیام نکردیم! وقتی اصرار لیبرال ها را می بیند، ناچار می گوید اقتصاد مال خر است! یعنی هر حیوان دیگری هم گرسنه شود، سروصدا راه بیاندازد! از اینجا بود که اقتصاد امامی، از اقتصاد بنی صدری جدا شد. مردم اقتصاد امامی را قبول کردند، و شعار می دادند بی نفتی بی برقی می کشیم! ولی دولتمردان به پیاده سازی تئوری بنی صدری پرداختند. با این وصف، به نظر می رسد حدیث فوق بجای فقرا، مسئولین را به کفر می کشد! یعنی مسئولین فکر می کنند: از خداوند به مردم مهربانترند! و به کسانی که خدا روزی نداده، آنها باید روزی بدهند. در حالیکه اقتصاد امامی، بر مبنای تنظیم قدرت نفس و: خواسته های غریزی است. یعنی وقتی غذا هست بخورند، و کم بخورند و اگر نبود روزه بگیرند. زیرا روزی هر کس را خدا تعیین می کند. اگر کسی فقیر است نباید از فقر خود شکایت کند. بلکه باید به دنبال علت آن برود، و آن را از بین ببرد. گاهی فقر انسان به دلیل زیاده خواهی است. یعنی سهم از غذا یک شکم است، ولی اوحرص میز ند تا: چند مرتبه شکم خود را پر کند. گاهی به دلیل این است که متوجه خدا شود، نه به او کفران کند.  نقل است به پیامبر گفتند: همه ثروتهای دنیا را از خدا بخواه، تا برای همیشه مستغنی باشی. ولی پیامبر فرمود دوست دارم: یک روز داشته باشم بخورم، و خدا را شکر کنم و یک روز، نداشته باشم و از خداوند آرزو کنم. بنابراین یکی از دلایل فقر، بارور شدن آرزوها و: بلند تر شدن نظرها و اهداف است.

Benny Sadri's economy!

Bani Sadari's economy vs. Emi's economy is the pioneer! Nearly forty years: the theory of states is the theory of Bani Sadra. Without Bani Sadr himself knowing or asking for a copyright! The subject of the yen is: Bani Sadr wrote the book of monotheistic economics, which was a plurality of communism, liberalism and Islam. In his comments, he stated: "The inflation in the Pahlavi economy would surely put an end to him!" And there was no need for an Islamic revolution. (The dollar was a rial in the 70 Rials.) In the Islamic Republic's economy, the authorities, in fear of the collapse of their government, began to reduce inflation! But because of this theory's falsehood, they have not been able to stop or reduce inflation. Because the basis of this theory was based on: a hated tradition that the communists, especially those who studied at Moscow universities, were the proponent of propaganda: (i) they meant: poverty would make everyone a communist! While the Prophet of Islam, in a credible hadith, states: "Poverty is my honor" (). It is natural that Imam Khomeini, in a simple way, showed that: The second hadith is correct. But on the contrary, in the Qur'an, the rich people are blamed! When a person sees himself rich, he wills rebellion against God. Generally, hunger and poverty are a matter of instinct and sensuality. That is, because of gastric secretion, humans need food, and if they do not eat, the stomach acid will hurt him. But whoever becomes a Muslim means giving up to God, not against instinct and soul. Therefore, the Prophet was at times intrigued: people stoned their belly, so that their hunger would not hurt them. Basically, if poverty leads to disbelief, everyone should disbelieve at Abutaleb's boom, where everything was sanctioned. But that did not happen. But the wealth of people like Osman bin Afan and Mu'awiya and Yazid caused them to flood, so that they martyred the grandsons of the Prophet, so that their richness would not be a problem. Therefore, Imam Khomeini, in contrast to the monotheistic economy, which was a communist and eclectic conception of Islam, invokes pure Mohammadi Islam and says: "We did not resurrect the abdomen or the economy! When he sees the liberals' insistence, he has to say that the economy is a donkey! That is, every other animal is starving, making a noise! It was from this point that the Imami economy separated from Bani Sadri's economy. The people accepted the Imami's economy, and chanted slammed oilless oil! But the statesmen began to implement Bani Sadri's theory. Nevertheless, it seems that the hadith above the poor is to disbelieve the authorities! That is, the authorities think: God is more merciful to the people! And to those whom God has not given, they should give one day. While the Imami's economy is based on self-regulating and: instinctive demands. That is, when they eat food, they eat less and fast if they are not. For God :sets one day as God. If someone is poor, you should not complain of his poverty. Instead, it must go along with its cause, and destroy it. Sometimes human poverty is excessive. That is, the share of food is a stomach, but he is smart enough to fill his stomach several times. Sometimes it's because he understands God, not to disdain him. Quoted they told the Prophet: Ask God for all the riches of the world to be good forever. But the Prophet said: I love to eat one day, and thank God, and have not one day, and wish of God. Therefore, one of the reasons for poverty, the fertilization of aspirations and: the rise of opinions and goals.

اقتصاد بینی صدری!

اقتصاد بنی سادری فی مقابل اقتصاد إیمی هو الرائد! ما یقرب من أربعین عاما: نظریة الدول هی نظریة بنی صدرة. بدون بنی صدر نفسه یعرف أو یطالب بحقوق النشر! موضوع الین هو: كتب بنی صدر كتاب الاقتصاد التوحید ، الذی كان تعددیة الشیوعیة واللیبرالیة والإسلام. فی تصریحاته ، قال: "إن التضخم فی اقتصاد بهلوی من المؤكد أنه سیضع حدا له!" ولكن بسبب هذه النظریة الباطلة ، لم یتمكنوا من وقف التضخم أو الحد منه. فی حین أن نبی الإسلام ، فی حدیث شریف ، یقول: "الفقر شرف لی" (). من الطبیعی أن یظهر الإمام الخمینی بطریقة بسیطة ، أن: الحدیث الثانی صحیح. لكن على العكس ، فی القرآن الكریم ، یلام الأثریاء! عندما یرى المرء نفسه غنیاً ، سوف یثور ضد الله. عموما ، الجوع والفقر هی مسألة غریزة وشهوانیة. أی ، بسبب إفراز المعدة ، یحتاج البشر إلى الطعام ، وإذا لم یأكلوا ، فإن حمض المعدة سیؤذیه. لكن من یصبح مسلماً یعنی الاستسلام لله ، ولیس ضد الغریزة والروح. لذلك ، كان النبی مثیرا فی بعض الأحیان: رجم الناس بطنهم ، حتى لا یضرهم الجوع. فی الأساس ، إذا كان الفقر یؤدی إلى الكفر ، یجب على الجمیع أن یصدقوا فی ازدهار أبوطالب ، حیث تمت معاقبة كل شیء. لكن هذا لم یحدث. عندما یرى إصرار اللیبرالیین ، علیه أن یقول أن الاقتصاد حمار! وهذا هو ، كل حیوان آخر یتضور جوعا ، مما یجعل من الضوضاء! من هذا المنطلق انفصل الاقتصاد الإمامی عن اقتصاد بنی صدری. لقد قبل الناس اقتصاد الإمامی ، ورددوا الزیت الممزق! لكن رجال الدولة بدأوا بتنفیذ نظریة بنی صدری. ومع ذلك ، یبدو أن الحدیث فوق الفقراء هو عدم التصدیق على السلطات! أی أن السلطات تفكر: إن الله رحیم أكثر بالشعب! وأولئك الذین لم یعطهم الله ، علیهم أن یعطوا یومًا ما. بینما یعتمد اقتصاد الإمامی على التنظیم الذاتی و: المطالب الغریزیة. أی عندما یأكلون الطعام ، یأكلون أقل وأسرع إذا لم یكونوا كذلك. لأن الله یضع یومًا كالله. إذا كان شخص ما فقیرًا ، یجب ألا تشتكی من فقره. بدلا من ذلك ، یجب أن یتوافق مع قضیته ، وتدمیره. فی بعض الأحیان یكون الفقر البشری مفرطًا. هذا هو ، فإن حصة الطعام هی المعدة ، لكنه ذكی بما یكفی لملء معدته عدة مرات. فی بعض الأحیان لأنه یفهم الله ، ولیس ازدراء له. نقلا قالوا للنبی: اسأل الله عن كل ثروات العالم لتكون جیدة إلى الأبد. لكن النبی قال: أحب أن آكل یوما واحمد الله ، ولیس لی یوم واحد ، وأتمنى من الله. ولذلك ، فإن أحد أسباب الفقر ، وتخصیب الطموحات و: صعود الآراء والأهداف.

Benny Sadri iqtisadiyyatı!

Bani Sadari iqtisadiyyatı və Emi iqtisadiyyatı öncüdir! Təxminən qırx il: dövlət nəzəriyyəsi Bani Sədrənin nəzəriyyəsidir. Bani Sadrın özünü bilən və ya müəllif hüququnu istəmədən! Bu Bani-Sədr, səmavi iqtisadiyyat Vlybralyzm kommunizm və İslamın bir amalgam kitab yazdığı bir məsələdir. Öz şərhində: "Pəhləvi iqtisadiyyatında inflyasiya ona son qoyacaqdı!" Amma bu nəzəriyyənin yalanı səbəbi ilə, onlar inflyasiya dayandırmaq və ya azaltmaq mümkün deyil. İslam Peyğəmbəri inanılmaz bir hədisdə deyir: "Yoxsulluq mənim şərəfdir" (). Təbii ki, İmam Xomeyni sadə şəkildə göstərdi ki, ikinci hədisi düzgündür. Əksinə, Qur'anda zəngin insanlar günahlandırılır! Bir şəxs özünü zəngin görəndə Allaha qarşı üsyan edəcək. Ümumiyyətlə aclıq və yoxsulluq instinkt və həssaslıq məsələsidir. Yəni, mədə salınması səbəbiylə insana qidaya ehtiyacı var və yeməsələr, mədə turşusu ona zərər verəcəkdir. Ancaq müsəlman olanda, insaf və ruha qarşı deyil, Allahdan uzaqlaşmaq deməkdir. Buna görə də, Hz. Peyğəmbər (əleyhissəlam) bəzən möhtəşəm idi: insanlar qarınlarını daşqaladılar, buna görə aclıq onlara zərər verməzdi. Əsasən, əgər yoxsulluq küfrə gətirib çıxararsa, hər kəs hər şeyə qadağan edildiyi Abutalebin boomuna inanmamalıdır. Lakin bu baş vermədi. ki, Peyğəmbər şəhid nəvəsi idi Müaviyə və Yezid Othman bin Affan və bu kimi varlı şəxslər, heç bir çətinlik var qalalı üçün, ona yüksələcək. Liberalların israrını görəndə o, iqtisadiyyatın eşşək olduğunu söyləmək məcburiyyətindədir! Yəni, hər bir heyvan aclıq içərisində səs-küy edir! Bu baxımdan imamın iqtisadiyyatı Bəni Sədri iqtisadiyyatından ayrıldı. İnsanlar İmamın iqtisadiyyatını qəbul etdilər və çırpılmış yağsız yağları səsləndirdilər! Amma dövlət adamları Bani Sadrinin nəzəriyyəsini tətbiq etməyə başladılar. Buna baxmayaraq, yoxsulların üstündəki hədis hakimiyyət orqanlarını inkar etməkdir! Yəni səlahiyyətlilər düşünür: Allah insanlara daha çox mərhəmətlidir! Allahın vermədiyi kəslərə bir gün vermək lazımdır. İmamın iqtisadiyyatı özünü tənzimləyən və instinktiv tələblərə əsaslanır. 





نوع اخبار :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


آمار سایت
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :