ندای ماهین
ذعوت از همه برای شرکت در راهپیمایی روز بقیع 8شوال اول خرداد
درباره ندای ماهین


ندای ماهین
www.nedayemahin.ir
ماهنامه سیاسی اقتصادی
تحلیلی خبری به زبان فارسی دارای مجوز شماره 77703/95 از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی
صاحب امتیاز و مدیر مسئول سید احمد حسینی ماهینی
آدرس تهران حیابان شریعتی کوچه شهید شکوری پلاک یک طبقه سوم واحد 9
mahinvare@gmail.com
02133166179
1565846418

مدیر سایت : سید احمد حسینی ماهینی

شاید شما نخوانده مطلب را رد کنید! و یا احتیاجی به مطالعه این مقاله نداشته باشید. ولی انصاف حکم می کند: تا نخوانده اید قضاوت نکنید. همانطور که میدانیم وقتی خداوند، حضرت آدم را آفرید، (کل اسما) رمز علوم را به ایشان یاد داد. و به فرشته ها گفت: انسان موجودی باهوش است، که زود یاد می گیرد و: آنچه یادگرفته را آموزش می دهد. لذا خلقت انسان با علم آموزی تکمیل شد. براساس اینکه می گویند: خداوند هزار اسم دارد، لذا برخی ها می گویند: شاخه یا رشته های علوم هم هزار باب است. خداوند این هزار رشته را در اختیار حضرت آدم قرارداد. و او به انبیا بعد از خود انتقال داد. پیامبر اسلام هم آن را به حضرت علی یاد داد و فرمود: من شهر علمم وعلی دروازه علم. مردم که هیچگاه علم را دوست نداشتند، هرگز از حضرت علی نخواستند که: آنهمه علم را انتقال دهد(سلونی قبل ان تفقدونی) لذا ایشان فقط دو درهزار آن را یاد داد. و فرمود علوم بر دو دسته هستند : علوم طبیعی و علوم انسانی (علم الابدان و علم الادیان) و همه موجودی علم بشر، فقط در همین دو رشته است و: دست انسان از علم لدنی یا: علوم غریبه و امثال آن کوتاه است. به ترتیبی که بشر آمادگی پیدا می کرد، علوم هم گسترش می یافت. مثلا از زمان امام باقر ع، این عطش آغاز شد و لذا ایشان(باقر العلوم) علوم را برای مردم شکافت. در زمان امام جعفر صادق توسعه علم بسیار شد: شاخه هایی از علوم طبیعی و علوم انسانی هم، بر روی بشر باز شد. کتاب توحید مفضل درس های امام از طبیعت است، که در باب خداشناسی از آن استفاده شده است. اما دشمنان ساکت ننشستند، و به شهرها و جاهای مختلف پیغام دادند: آیا کسی هست بتواند جلوی رشد علم را بگیرد؟ برخی دشمنان (ملحدین) از گوشه و کنار آمدند، تا از توسعه علوم آل محمد ص، به روش خودش جلوگیری کنند. لذا کلاس خطابه و تدریس در: مساجد به راه انداختند، تا ایجاد شک کنند، یا علوم را مخدوش نمایند. برخی ها اقدام به ترجمه این گفته ها، به عربی کردند تا بهتر به خورد مردم برود. اما مردم که گیج شده بودند، به سختی سخنان هر دو طرف را قبول می کردند. لذا دشمنان برای اعتبار بخشیدن به سخنان خود، اقدام به قهرمان سازی های پوشالی، از قدمایی چون افلاطون و ارسطو نمودند و: سعی کردند نظرات خود را بنام آنها، مطرح کنند تا عرض اندام کنند. با اینکه در آن موقع، چاپخانه ای نبوده! چنان در ذهن مردم جا انداختند که: ازسطو یا افلاطون هزاران جلد کتاب نوشته اند! ولی امام جعفر صادق و شاگردانش، تمام ایرادات آنها را پاسخ می دادند. ناچار شدند او را شهید کنند! تا چهار هزار شاگرد ایشان هم، پراکنده شوند. بعد معلوم شد که موسی بن جعفر، جای ایشان است، چون قدرت کشتن ایشان را نداشتند، او را زدانی کردند تا از گسترش علم جلوگیری کنند. ایشان سالها در زندان بود، تا براثر جراحات وارده شهید شد. تامدتها کسی نمی دانست: جانشین او کیست لذا به سراغ: حضرت شاهچراغ رفتند، ولی ایشان گفت من پسر بزرگ هستم، ولی امام نیستم بعد که فهمیدند: امام رضا ع جانشین پدر است، او را به دربار خود در مرو دعوت کردند، تا محدود نمایند. برای مقابله با ایشان هم، از یونان و چین و هرجا که می شد، دانشمند دعوت کرده، مناظرات زیادی برپا نمودند، ولی همیشه پیروزی با امام رضا بود. لذا مخفیانه ایشان را هم مسموم نمودند. بر فرزندان ایشان هم سخت گرفتند، تا امام دوازدهم غیبت کرد. البته ایشان با تماس با علما، به آنها فرمودند راه نوسعه علم را ادامه دهند، و علما تا قرن 12میلادی، بهترین مراکز علمی را در ایران داشتند. حمله مغول باعث شد،هجرت کنند و در اروپا با گمنامی و مخفیانه، توسعه علوم را ادامه دهند. حتی برخی از علوم را، به اسم اروپایی ها منتشر نمایند.

There is no non-Shi'a science.

Maybe you do not read the post! Or do not have to study this article. But fairness rules: do not judge until you have read it. As we know, when the Lord created Adam, the (whole names) taught them the secret of science. And he said to the angels: "A human being is a clever creature who learns early and teaches what he has learned. Therefore, human creation was completed with instructional knowledge. According to the saying: God has a thousand names, so some say: branches or sciences are a thousand. God has given this thousand fields to Adam. And he transmitted to the prophets after him. The Prophet of Islam also taught him Ali and said: "I am the city of Alamem and Ali the gates of science. People who: have never loved science never wanted Ali to convey all that science (Coleman, who was a cousin), so he taught only two of them. The science of science is divided into two categories: the natural sciences and human sciences , and all the existence of human science, only in the same two disciplines: the human hand is from the science of Ledni: or the science of strangers and the like. In the way that human beings were prepared, science was also expanding. For example, since the time of Imam al-Baqir, this thirst began, and so he (Baqer al-ulum) fused science to the people. During the time of Imam Ja'far Sadeq, the development of science became very high: branches of the natural sciences and humanities were also opened to mankind. The Book of Tawhid contains the lessons of Imam from nature, which is used in theology of God. But the enemies did not remain silent, and they told cities and places: is there anyone able to stop the growth of science? Some enemies came to the fore in order to prevent the development of al-Muhammad's sciences in his own way. So the class of lectures and teaching taught: mosques, to create suspicion, or to distort the sciences. Some translate these words into Arabic so that they can better be slaughtered. But people who were confused hardly accepted the words of both sides. Therefore, the enemies, in order to validate their remarks, made forge-meditated heroism, such as Plato and Aristotle, and tried to make their opinions known in their name, to make them fit. Though at that time there was no printing house! So in the minds of people that they have written thousands of volumes from Plato or Plato! But Imam Ja'far Sadiq and his disciples answered all their objections. They were forced to martyr him! Disperse up to four thousand disciples. Then it turned out that Moses Ben Ja'far is his place, because they did not have the power to kill them, they killed him to prevent the spread of science. He was in jail for many years, martyred by the injuries. You did not know who his successor was: who was his successor? They went to Hazrat Shah Cheragh, but he said: I am a great boy, but I am not Imam. When they found out: Imam Reza is the father of successor, invited him to his court in Marwa, To make In order to confront them, he invited scholars from Greece and China, and wherever he was, he had a lot of debates, but he always had a victory with Imam Reza. So they secretly poisoned them. They also hardened their children, until the 12th Imam absconded. Of course, he, in contact with the ulama, told them to continue the path of the scholarship of science, and the ulama had the best scientific centers in Iran by the 12th century. Mongol invasion made it possible to emigrate and continue to develop science in Europe with obscurity and covertly. Even some of the sciences will be published in the name of Europeans.

لا یوجد علم غیر الشیعی.

ربما لا تقرأ هذا المنصب! أو لا تضطر إلى دراسة هذه المقالة. لكن قواعد الإنصاف: لا تحكم حتى تقرأها. كما نعلم ، عندما خلق الرب آدم ، علمهم سر العلم. وقال للملائكة: "إن الكائن البشری هو مخلوق ذكی یتعلم فی وقت مبكر ویعلم ما تعلمه. لذلك ، تم الانتهاء من خلق الإنسان مع المعرفة التعلیمیة. وفقا للقول: إن الله له ألف اسم ، لذلك یقول البعض: الأفرع أو العلوم ألف. لقد أعطى الله هذه الآف الحقول إلى آدم. وانتقل الى الانبیاء بعده. علمه رسول الإسلام أیضا علی وقال: "أنا مدینة العلیم وعلی أبواب العلم. الأشخاص الذین لم یحبوا العلوم أبداً لم یرغبوا أبداً أن ینقل إلیهم كل هذا العلم ، لذلك علموا منهم فقط عشرین. فی الطریقة التی تم بها إعداد البشر ، كان العلم یتوسع أیضًا. على سبیل المثال ، منذ عهد الإمام باقر ، بدأ هذا العطش ، وهكذا كان شعب العلم الانشطاریة. خلال فترة الإمام جعفر صادق ، أصبح تطور العلم عالیا جدا: فتحت فروع العلوم الطبیعیة والإنسانیة للبشریة. یحتوی كتاب التوحید على دروس الإمام من الطبیعة ، والتی تستخدم فی لاهوت الله. لكن الأعداء لم یلتزموا الصمت ، وأخبروا المدن والأماكن: هل هناك أی شخص قادر على وقف نمو العلم؟ جاء بعض الأعداء من الزوایا ، من أجل منع تطور علوم محمد. لذا فإن صف المحاضرات والتدریس یُدرَّس: المساجد ، لخلق الشكوك ، أو لتشویه العلوم. البعض یترجم هذه الكلمات إلى العربیة بحیث یمكن ذبحها بشكل أفضل. لكن الناس الذین كانوا مرتبكون بالكاد قبلوا كلمات كلا الجانبین. رغم أنه فی ذلك الوقت لم یكن هناك دار للطباعة! لذا فی أذهان الناس أنهم كتبوا آلاف المجلدات من أفلاطون أو أفلاطون! لكن الإمام جعفر صادق وتلامیذه أجابوا على كل اعتراضاتهم. أجبروا على استشهاده! تفریق ما یصل إلى أربعة آلاف التوابع. ثم اتضح أن موسى بن جعفر هو مكانه ، لأنهم لم یملكوا القدرة على قتلهم ، فقتلوه لمنع انتشار العلم. كان فی السجن لسنوات عدیدة ، واستشهد بسبب الجروح. فترة تصل لا أحد یعرف: ولذلك جاء خلیفته إلى أضواء حضرة شاه خرج، لكنه قال انه رجل عظیم وأنا، ولكن الإمام لم تكتشف بعد الإمام الرضا (ع) خلف والده، وقال انه لمحكمته فی میرف دعوة إلى الحد. من أجل مواجهتهم ، دعا العلماء من الیونان والصین ، وأینما كان ، كان لدیه الكثیر من النقاشات ، لكنه كان دائما نصرا مع الإمام الرضا. لذلك سموا سرا منهم. كما قاموا بتشدید أبنائهم حتى هرب الإمام الثانی عشر. وبطبیعة الحال ، أخبرهم ، على اتصال بالعلماء ، أن یستمروا فی طریق منحة العلم ، وأن العلماء كانوا یمتلكون أفضل المراكز العلمیة فی إیران بحلول القرن الثانی عشر. جعل الغزو المغولی من الممكن للهجرة ومواصلة تطویر العلم فی أوروبا مع الغموض والسریة. حتى بعض العلوم سیتم نشرها باسم الأوروبیین.

Şiə olmayan bir elm yoxdur.

Bəlkə yazı oxumazsan! Yoxsa bu məqaləni araşdırmaq məcburiyyətində deyilsiniz. Ancaq ədalət qaydaları: onu oxuduğunuz qədər hökm etməyin. Bildiyimiz kimi, Rəbb Adəm yaratdıqda onlara elm sirrini öyrətdi. O, mələklərə dedi: "İnsan əvvəlcədən öyrənir və öyrəndiklərini öyrədir olan ağıllı bir məxluqdur. Buna görə insan yaradılması təlimat biliklə tamamlandı. Sözlərinə görə: "Allahın min adları var, bə'ziləri deyirlər: filial və ya elmlər min nəfərdir". Allah bu min sahələri Adəmə verdi. O, Peyğəmbərdən sonra onun yanına göndərdi. İslam Peyğəmbəri Əli də ona dedi: "Mən Alamem və Əli şəhərinin elm darvazalarım. Elmini heç vaxt sevməyən insanlar heç vaxt Aliya bütün elmləri çatdırmaq istəməmişdilər, buna görə yalnız iki ondan öyrəndilər. Insanların hazırladığı şəkildə elm də genişləndi. Məsələn, İmam Baqirin dövründən bu susuzluq başladı və elm insanları parçalandı. Tövhid kitabında, Allahın ilahiyyatında istifadə edilən təbiətdən imam dərsləri var. Amma düşmənlər səssiz qalmadılar və şəhərlərə və yerlərə dedilər: elmin inkişafını dayandıra bilən hər kəs varmı? Əl-Məhəmmədin elmlərinin inkişafına mane olmaq üçün bəzi düşmənlər köşelerdən gəldi. Belə ki, mühazirələr və lunacaq.





نوع اخبار :
برچسب ها : علوم غیر شیعه وجود ندارد.،
لینک های مرتبط :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


صفحات جانبی
آمار سایت
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :