ندای ماهین
ماهنامه سیاسی اقتصادی
درباره ندای ماهین


ندای ماهین
www.nedayemahin.ir
ماهنامه سیاسی اقتصادی
تحلیلی خبری به زبان فارسی دارای مجوز شماره 77703/95 از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی
صاحب امتیاز و مدیر مسئول سید احمد حسینی ماهینی
آدرس : میدان شهدا پاساژ امیدوار طبقه دوم واحد 2
mahinvare@gmail.com
02136608528
09120836492

مدیر سایت : سید احمد حسینی ماهینی

برخلاف روحانی که فکر می کند که: چون رئیس جمهور شده، پس زی طلبگی را باید کنار گذاشت، یا آن را قدیمی و از دور خارج شده می داند، زی طلبگی امروز تنها راه نجات کشور است. دخمه های حوزه های قدیم، مجتهدانی پرورش داده که همگی کشور را از بحران ها نجات دادند. ولی از موقعی که تعدادی روشنفکر، در حوزه نفوذ کردند و ساعت به مچ بستند! زلف از عمامه بیرون گذاشتند و بجای نعلین، کفش پوشیدند! بجای عبای کرباس اورکت، و بجای شلوار کتان شلوار لی به پا کردند. زندگی خودشان خوب شد! ولی فاتحه حوزه خوانده شد. چرا که وقتی کسی دستش دراز شد، دیگر نمی تواند زبانش دراز باشد. لاجرم برای اینکه زبانش دراز باشد، باید دستش را کوتاه کند، و کمتر از بیت المال بردارد. حضرت علی ع هر روز بیت المال را توزیع می کرد، و آن را جارو می کرد تا چیزی در ان نماند، بعد دو رکعت نماز می خواند! ولی حالا بیت المال را جمع می کنند، بنام واردات کالاهای اساسی در حسابهای مخفی خارجی نگهداری می کنند، و بعد از اینکه صفر های جدید آن را شمردند، نماز می خوانند! آیا این نماز با آن نماز یکی است؟ اسمش را هم پیشرفت می گذارند و یا تعامل با دنیا! و طلبه های قدیم و یا مجتهدانی که: هنوز به زی طلبگی هستند، را، بنیاد گرا می نامند، و اصلاح طلب نمی دانند و می گویند: آنها با پیشرفت مخالفند، و با تعامل با دنیا دشمن هستند. با اینکه اسلام در همه زمینه ها قانون دارد، و علما بر همه امور دنیا آگاهی دارند، ولی چون کلمات انگلیسی یا امریکایی، به کار نمی برند محکوم به نادانی و بی سیاستی هستند. عشق واردات، چه فرهنگی و چه غیر فرهنگی، انها را دیوانه کرده بطوریکه: همه تولید داخل را نابود کرده، یا ازبین بردند تا مجوز واردات داشته باشند. آنقدر از معیشت و تولید و بیکاری مردم دم زدند، که الان  میلیون جوان بیکار با در امد بالا بوجود آمد. نیروگاههای بزرگ با هزینه های گزاف ساخته شد، ولی بی ثمر وتعطیل ماندند. مدارس بسیاری ساخته شده که خالی از دانش آموز است! و وزارت آموزش و پرورش مکلف شده آنها را بفروشد! ورزشگاههای مدرن ساخته اند، که همیشه بسته است و بیمارستانهایی که هر روز، در یک نقطه افتتاح می شود بدون اینکه: بیماری وجود داشته باشد. معادن نفت بسیاری کشف شده، که اصلا بهره برداری نمی شود و به عوض، همسایه ها برداشت می کنند مانند: میدان نفتی فروزان که بجای ما، آرامکو عربستان برداشت می کند، یا قطر و حتی عراق! میادین گازی از این هم روشن تر. میدانهای گازی کشف شده ایران را، در ردیف اول جهان قرار داد! ولی منافع ان برای روسیه یا قطر و دیگر همسایگان. و ضرر آن مانند:کرسنت و توتال و ترکیه برای ایران. جاییکه حتی حسادت معاون اول را هم برانگیخته! ایشان می گوید: با اینکه بودجه دولت بد است، ولی اقتصاد کشور قوی است. بنده خدا نمی داند اگر بودجه دولت هم، نا کافی است برای پاداش ها و حقوق های نجومی است. آنهم برای کسانی که زی طلبگی ودانشجویی را فراموش کرده اند. اگر هزینه حقوق و پاداش اینها، از بودجه حذف شود و هزینه بهره هم که حرام است، پرداخت نشود بودجه کا ملا متعادل است.  فایده ای ندارد: چون هیچ قدرتی نمی تواند مانع نجومی بگیران شود. اما بهر حال می گوییم! تا رزو قیامت نگویند کسی به ما نگفت! بدانند که دنیا آنها را فریب داده، و زی طلبگی ودانشجویی را فراموش کرده، یا آن را دشمن خود می دانند. کسی که مانند علیخانی، ایوانی پر از فندق و پسته داشته باشد، آیا حاضر می شود به نان جوین گذشته برگردد؟ آنها حتی به ضرب چماقدارن آشوبگر هم، از خواب بیدار نمی شوند. کارشان با کرام الکاتبین است.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب : زی طلبگی راه نجات کشور،
لینک ها :

سه گروه هستند که ایران را ویران می خواهند: گروه اول کسانی هستند که نمی توانند پیشرفت ایران را ببینند، و لذا نمی گذارند چیزی سالم بماند. شعار ما می توانیم را برای همه قبول دارند، ولی برای ایرانی مسخره می کنند و می گویند: شما موقع رفتن به توالت! حتما پای چپ را اول بگذارید. پیشرفت های موشکی و نانو و امثال آن را، دروغ می پندارند. و اتفاقا دچار دروغگویی هم می شوند. چون بلافاصله می گویند اروپا از ایران، می خواهد که برنامه موشکی خود را کنار بگذارد. خوب اگر پیشرفت موشکی دروغ است، چرا آنها می گویند باید کنار بگذارد؟ گروه دوم کسانی هستند که از پیشرفت ایران ناراضی هستند، و آن را تخریب می کنند که آشوبگران، از این دسته هستند: به هر بهانه دنبال تخریب در یک گوشه هستند. حتی از اینکه مردم سیل و زلزله و بلاهای دیگر را ببینند، خوشحال می شوند، با اینکه  خودشان هیچ کمکی نمی کنند! کمک های دولتی را هم می دزدند، تا بگویند دولت کمک نمی کند( مانند رئیس هلال احمر سابق). حتی به دروغ شایع می کنند که ایران، ابرها را زیاد بارور کرده تا سیل بیاید. ولی بعد خودشان دچار تناقض می شوند! چرا که اگر ایران توانایی بارور کردن: ابرها به آن شکل را دارد، کشورهای دیگر از ایران کمک بگیرند. مثلا در اتش سوزی کالیفرنیا، اگر ابر ها بارور می شد احتیاجی به آتش نشان ها نبود، و آتش سوزی هم طول نمی کشید. گروه سوم: دولتی های عاشق واردات، هستند. آنها اصلا به ابتکارات  جوانان ایرانی علاقمند نیستند، و آن را بطور کلی مغایر با منافع خودشان میدانند. زیرا جلوی واردات و انتقال ارز را می گیرد، و آنها از سود های باد آورده در حساب های خارجی، محروم می شوند. در خیانت این گروه، همین بس که تا می توانند اموال و عتیقه جات ایران را خارج کرده، در بانکهای خارجی سرمایه گذاری می کنند( مانند خانواده شاه خائن). اگر خارجی ها یک اختراعی بکنند، همه جا نشان می دهند و می گویند و تبلیغات می کنند! اما در کنار ان ایرانی ها را تحقیر می کنند. اگر ایرانی ها پیشرفت کنند، یا اختراع بین المللی همخ داشته باشند قبول نمی کنند. آنها جرات نمی کنند که بگویند با اسلام مخالفیم، ولی با احکام آن مخالفت می کنند. حجاب حکمی است در قران ولی، انها می گویند آخوندها درست کردند. یا اعدام مفسدان و اخلالگران. اگر در خارج کسی را به جرم دزدی بگیرند، می گویند آنها آدم های پاک هستند، فقط همین یک نفر دزد بوده! ولی اگر در ایران چنین اتفاقی بیافتد می گویند: همه ایرانی ها فاسد و دزد هستند. آنها فکر می کنند که همه باید منتظر بمانند که :آنها سر کار بیایند تا ایران پیشرفت کند. ولی نمی دانند: سالی که نکوست از بهارش پیدا است. بقول مولوی: تو در برون چه کردی که: به درون خانه آیی؟ در این چهل ضد انقلابی همه گروههای ضد انقلاب، چه کار مفیدی کردند؟ یک بیمارستان ساختند؟ یک مدرسه یا کمک مالی به فقر کردند؟ معلوم است هر بهانه ای دارند، بعدا هم همان را تکرار خواهند کرد. مثلا اگر الان می گویند نمی گذارند ما کار کنیم، بعد هم همین را خواهند گفت. زیرا اگر جوهره کار کردن داشتند، خودش را نشان می داد. می گویند ما اگر بیاییم همه چیز ارزان می شود! ایران اباد می شود. و آزادی برای همه خواهد بود. ولی الان که هیچ قدرتی ندارند، کاری نمی کنند و نمی گذارند مردم هم، به درد خودشان باشند. وای به روزی که صاحب قدرتی شوند. به همین جهت گفته می شود: خدا خرش را شناخت که شاخ به او نداد. شاعر می گوید گربه، اگر بال و پر داشتی، نسل گنجشک از زمین برداشتی. مردم باهوش ایران هم میدانند که آین اقایان: یقه کراواتی که تا بحال دست به سیاه و سفید نزدند، فردا هم کاری نمی توانند بکنند.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب : چرا ایران را ویران می خواهند؟،
لینک ها :
دوشنبه 2 دی 1398 :: نویسنده : سید احمد حسینی ماهینی

تحقیق و پژوهش امر تازه ای نیست، بلکه از زمان ابتدای تاریخ، بشر با جستجو و پرسشگری آغاز می شود و به تدریج، انسان ها به دستاوردهای جدید می رسند، و حتی انها را تجاری سازی می کنند. اما متاسفانه غرب زده ها تصور می کنند: پژوهش از  50سال پیش که آنها چشم به جهان گشودند آغاز شده! حتی فکر می کنند جهان! تازه آغاز شده و قبل از ان، همه برهوت بوده بوده است. این بریدگی از تاریخ به خاطر الیناسیون، خود باختگی و شیفتگی انها به نابودی شرق است. اگر رسم بر این است که هرکس تاریخ  را، از خودش شروع کند، انقلاب اسلامی هم باید تاریخ را از خودش شروع کند! همه چیز قبل خود را انکار نماید! ولی می بینیم که اینطور نشد، بلکه به زمان های قبل و حتی مبدا و معاد هم توجه شد. لذا یکی از مهمترین مبانی در علوم و پژوهش های جدید، فهم این موضوع است که هر چیزی یک مبدائی داشته، که جدای از ما بوده! شاید هم برعکس ما نتیجه آن مبدا هستیم. لذا نباید هیچ موضوعی را بریده بریده، یا مقطع بررسی نمود. قانون فیزیک هم می گوید: هیچ پدیده مستقلی در جهان وحود ندارد. و همه چیز در کنش و واکنش پدیده های دیگر است. علاوه بر مبدا، منتها یا معاد هم دارد. و هرچیزی ما می گوییم یا انجام می دهیم، زمان حال یا چیزی بین مبدا و معاد است. بعنوان نمونه نظریه گالیله را میتوان مطرح کرد! آنها می گویند گالیله اولین و تنها کسی بود که: گردش زمین به دور خورشید و یا: کروی بودن زمین را اثبات کرد! و قبل از ان زمین را مسطح می دانستند، و خورشید را متحرک معرفی می کردند. این نظریه خودش محل تحلیل است، زیرا دارای تضاد کلامی است. زیرا خورشید متحرک است و ثابت نیست. خداقل 7حرکت دارد. حرکت با منظومه شمسی و کهکشان! و حرکت اتمی و مولکولی و تابشی و غیره... پس اگر کسی خورشید را ثابت فرض کند هم، اشتباه کرده است. علاوه براینکه از زمان یونان قدیم! خط استوا را محاسبه کردند. پس میدانستند که زمین کروی است، و خط استوا مانند کمربندی به دور ان است. البته بعد ها دانشمندان ایرانی، دقیق تر حساب کردند که هنوز هم همان مقدار است. این دانشمندان حتی گردش زمین به دور خورشید را حساب کرده، تقویم جلالی را نوشتند. که تا چندین هزار سال بعد هم معتبر است. سال کبیسه از نظریات آنها است. معنی اش این است که هرسال شمسی 365روز و 5ساعت و خورده ای است. این خورده ها در 4سال یک روز می شود، که به سال کبیسه 366روزه معروف است. سال میلادی این را ندارد و یا سال قمری یازده روز هم کمتر است. علاوه برعلوم سخت مانند نجوم، ریاضیات و فیزیک و شیمی که: از قدیم بوده (مانند چهار عمل اصلی)در علوم انسانی هم، به همین شکل است. آنها در روابط بین الملل فقط آمریکا را می شناسند! و بقیه کشورها را تابع آن می دانند، چون در 50سال اخیر اینطوری بوده! ولی پژوهش واقعی نشان می دهد که قبلا هم، اینطور نبوده الان هم نیست، و در اینده هم نخواهد بود. یعنی یکچانبه گرایی سیاسی آمریکا واقعیت ندارد، بلکه بیشتر تبلیغات است. که غرب زده آنها را دامن می زنند، تا شرق را نابود کنند. باهر معیاری محاسبه شود، آمریکا در رده های اخر هست! ولی در تبلیغات اینها، رده اول. جمعیت امریکا، تولید ناخالص داخلی، مساحت یا نیروی انسانی و تکنولوژی، هیچکدام معیار برتری آمریکا نبوده و نیست. حتی در قدرت سیاسی و نظامی، با اینکه یک پیروزی هم نداشته! تبلیغات می گوید در همه جا پیروز بوده است. ترامپ خودش اعتراف می کند 22تریلیون دلار، در خاورمیانه هزینه کرده ولی چیزی دستش نگرفته، اینها می گویند!  جهان و همه خاورمیانه حتی ایران در دست آمریکا است.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب : مبانی نوین پژوهش،
لینک ها :

اصلاح روشهای حسابداری برای: جلوگیری از فرار مالیاتی شرکتهای دولتی ضروری است. زیرا با استفاده از این روشها هست که: اختلاس و فرار مالیاتی بصورت وسیعی در حال انجام است. مثلا چگونگی محاسبه استهلاک، میتواند سود آورترین شرکتها را زیانده جلو دهد و بالعکس. یکی از روشهای مهم فرار مالیاتی شرکتهای دولتی در همین موضوع است، دومی هم پاداش های کلان، سومی هم مخفی کردن درآمد ها یا هزینه های غیرواقعی. بنده سالها حسابرسی دولتی درس داده، و جزوه ای هم به همین عنوان دارم، ولی تابحال کسی به آن توجه نکرده، شاید هم مصلحت اقتضا می کند که توجه نکنند! حالا که گزارش دیوان محاسبات، بخشی از این کجروی ها را نشان داد، ضروری است بار دیگر ان را یاد آوری کرد. روش استهلاک در شرکتهای خصوصی، به دو روش مستقیم و نزولی یا صعودی تقسیم می شود. شرکتها مجاز هستند که از ان استفاده کنند، هزینه استهلاک هزینه قابل قبول برای کسر از سود و کاهش مالیات است. ولی در شرکت های دولتی، یا حسابداری دولتی از همان ابتدا به هزینه منظور می شود. یعنی هر نوع سرمایه گذاری یک نوع هزینه است، لذا شرکتها هرچه بیشتر سرمایه گذاری کنند، زیان بیشتری نشان می دهند. به همین جهت در صورتهای مالی، پاداش های بزرگ و دستمزدهای نجومی، برای سود آوری مدیران داده می شود! در حالیکه در همان صورتهای مالی، نشانی از سود نیست. حتی در شرکتهای خصوصی هم، کسانی که می خواهنداختلاس کنند، از روش نزولی استهلاک استفاده می کنند، که در سالهای اولیه مشابه شرکتهای دولتی می شود. مثلا پتروشیمی ها که بالاترین سرمایه گذاری ها را دارند، بالاترین سودها را هم دارند، ولی با این روش همیشه زیان ده منظور می شوند. زیرا خرید زمین و ماشین آلات و تاسیسات، همه به حساب هزینه منظور می شود. لذا یک دور باطل زیان دهی، متناسب با سرمایه گذاری ایجاد می شود. شرکتهای نفتی سودی به دولت نمی دهند. بلکه همیشه هزینه روی دست دولت است. برای درک بهتر این موضوع کافی است بدانیم: شرکتها یک ترازنامه یا صورتهای مالی واحد ندارند، بلکه به تعداد ذینفعان، ترازنامه تهیه می کنند! که گاهی تا صدها برابر باهم تفاوت دارد. مثلا همین شرکت پتروشیمی، وقتی برای بانک ها و یا انتشار اوراق قرضه، صورت مالی تهیه می کنند، سود حاصله انها بقدری بالا نشان داده می شود، که در 2سال یا یکسال برگشت سرمایه را تضمین می کند! تهیه ترازنامه برای اخذ وام، از این هم سود آورتر گزارش می شود. لذا برای جلوگیری از فرار مالیاتی، بهترین راه این است که همه صورتهای مالی استعلام شود. یا بانکها موظف به استفاده از ترازنامه مالیاتی باشند، یا روش حسابداری اصلاح شود. چون روش حسابداری اجازه میدهد: دهها ترازنامه متفاوت برای یکسال مالی داشته باشند. یکی دیگر از راههای فرار مالیاتی استفاده از قیمت تمام متفاوت است. که برخی با قیمت تمام شده، قدیم و برخی با قیمت های فعلی و برخی با قیمت های اینده!(مایفو) تهیه می شوند. و هرسه مستند به روش حسابداری و امضای حسابداران خبره هستند. تفاوت حداکثری این صورتهای مالی را، میتوان به این صورت توضیح داد: در روش حسابداری دولتی، شرکتها فاقد دارایی یا سرمایه هستند. بنابر این مالیاتی بر انها مترتب نیست! زیرا دارارییها در همان ابتدا، به هزینه منتقل شده و درآمد ها هم، برای خرید داراییها هزینه می شود. اما همین شرکت وقتی می خواهد با هر ذینفعان دیگر روبرو شود، تمام هزینه ها را به دارایی برده! (ساختمان زمین ماشین آلات) و ناگهان تبدیل به شرکتی معظم و: با سود فراوان می شود.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب :
لینک ها :

مردم انگلیس با سابقه جهانگشایی قرن گذشته، اکنون به گرفتاری مهمی دچار شدند، که هیچکس ان را باور نمی کند! پرچم سه کشور در یک پرچم ادغام شد، ولی حالا در حال تجزیه شدن هستند. اگر برگزیت را می خواهند باید، کوچکتر شدن را هم بپذیرند. رای گیری اخیر آن را ثابت کرد: دلیل مهم این گرفتاری ها بیکاری و رشد اقتصادی منفی است. مردم نمی دانند که از اتحادیه اروپا خارج شوند یا نه. اما واقعیت ان است که: این موضوع سیاسی است. یعنی ملکه انگلیس احساس می کند: در اتحادیه اروپا بهای لازم را به دست نیاورده، زیرا کسی که به ملکه آفتاب شهرت داشتف و افتاب در مستعمرات او غروب نمی کرد! در اتحادیه اروپا باید اسیر مرکل آلمانی باشد، یا ماکرون فرانسوی. اگر ایتالیا و اسپانیا و پرتقال هم نخواهند، که خود را برتر ببینند.  چون اتحادیه اروپا ایدئولوزی ندارد. یعنی طرح جایگرین خوبی برای انگلیس نیست. زیرا یک حرکت انفعالی است: در مقابل اتحادجماهیر شوروی سابق(فدراسیون روسیه) و: ایالات متحده آمریکا . گرچه  روسیه هم یک فدراتیو انفعالی، در مقابل آمریکا است. کسی که شعارش نان و مسکن و کار است، برای نان خود به آمریکا التماس میکند. بنابر این در مقابل امپریالیزم، حرفی برای گفتن ندارد.  در حالیکه دوام بیشتر امپریالیزم، به خاطر داشتن یک ایدئولوژی مبتنی بر فدارکاری است. (مانند دلار امریکا نوشته: ما برخدا توکل می کنیم)امریکا با اجرای طرح مارشال برای اروپا( و روسیه) تواسنت نقش منجی را بازی کند. مفهوم سرمایه داری را هم ایثار گرانه تعریف کرد: سرمایه گذاری یعنی از منافع فعلی خود گذشتن تا: به منافع آتی رسیدن. سرمایه داری هم یعنی: انصراف از مصرف کوتاه مدت، برای سود ببیشتر در آینده. به همین جهت همه دنیا انتظار دارند که: آمریکا فقط پول خرج کند! آمریکا نیز با کمک های بلاعوض به: سازمان ملل و دیگر سازمانها و کشورها، این انتظار را براورده می کرد. ولی موقعی دچار شکست شد که: به سن قاعدگی رسید. یعنی بخشش های آن کمتر درآمدش شد. لذا می بینیم در جنگ عراق یا کویت و افعانستان، به قصد کمک به دموکراسی22تریلیون دلار هزینه کرد. اما درآمدی نداشت. اگر هم می خواست نفت یا مواد مخدر از منطقه مطالبه کند، هیچکس باور نمی کرد، که نیاز داشته باشد. مردم و ملکه انگلیس هم هنوز، این انتظار را نارند. سعی دارند با آمریکا همکاری کنند، تا امپریالیزم را در همان اوج خود ببیند. به همین دلیل هنگامیکه اتحادیه اروپا یورو را تصویب کرد، تا دلار آمریکا را کنار بگذارد، از اتحادیه جدا شد. ولز و اسکاتلند و ایرلند هم، که دنباله بهانه بودند گفتند: ما در اتحادیه اروپا می مانیم. پس از انگلیس جدا می شویم. اما بحران بیکاری، رشد منفی و  رکود، در اقتصاد آمریکا و انگلیس و اتحادیه اروپا هر روز بیشتر شد. مخصوصا در فرانسه که حرکت ضد امپریالیستی، به سرعت ادامه یافت. و نهضت 99درصدی امریکا را پیگیری کرد. اگر این نهضت ها به نتیجه نرسیده، به سه دلیل اساسی است. یکی همان که: هنوز باور نمی کنند، آمریکا و اروپا دچار بدهی های بیلیون دلاری هستند! شاید تصور می کنند این ها بازی سیاسی است، تا مالیات بیشتری بگیرند. لذا در مرحله اول، مردم باید این غول ثروتمند را بشناسند، و بدانند که واقعا این غول گرسنه و لخت و پاپتی است. دلیل انتخاب ترامپ هم تایید بر ساده انذیشی مردمی است، زیرا فکر کردند او ثروتمند است و: میتواند اروپا و آمریکا را نجات بدهد. که این خوشخیالی در رای به جانسون هم خود را نشان داد. دوم، آنها هنوز فکر می کنند که ایثار سرمایه داری، واقعی است. سوم که وجدان را جای دین ضامن آن میدانند . اما فقط بازگشت به دین راه نجات است.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب : مردم انگلیس فقط یک راه دارند،
لینک ها :

توصیف چگونگی جهنم یا بهشت، برای ما قابل درک نیست زیرا :حواس ما برای درک آن کامل نیست. ولی با توجه به شنیده ها و یا آیایت و وروایت، چند فرضیه می توان مطرح کرد: فرضیه اول تکمیل و یا افزایش حواس ما از 5گانه به بیشتر( تحول درونی انسان)  مانند: داشتن چشم برزخی! چون ما فقط سه بعد، از اشیا را درک می کنیم. یا فقط تا حد ستاره ها چیزی را می بینیم. ولی بعدا، شاید بتوانیم بعد چهارم، پنجم وششم و امثال آن را هم ببینیم. که  درخصوص صحبت یا سوال بهشتی ها از اهل جهنم، شاید این طور باشد که هم صدای ما، و هم چشم ما بتواند میلیونها سال نوری فاصله را، ببیند و  بشنود.  شکل بدن ما هم فرق خواهد کرد:  میتوانیم در کنار پیامبر باشیم، با هزاران نفر دیگر. فرضیه دوم، پلاسما یا تغییر جو بیرونی است. در سیبری و یا در فضای بسیار سرد، وقتی کسی صحبت می کند از دهان او، بخار بیرون می آید، و یا بخار ها تبدیل به قندیل می شوند! در حالیکه در فضای معتدل یا گرم، چنین چیزی قابل تشخیص نیست. این فرضیه بیشتر در مورد تجسم اعمال است، یعنی قول ما به فعل تبدیل می شود. و هرچه می اندیشیم، بصورت جسم در می اید. در واقع فضای بیرون تحت اختیار و اراده و یا خواست ما، تغییر شکل می دهد. مثل اینکه وقتی بخواهیم میوه های بهشتی را بخوریم، هر چه فکرش را بکنیم در حضور ما حاضر می شود. سوم  فرضیه هتلی است. اینکه هفت طبقه جهنم مانند زیر زمین و تاسیسات هتل است، که همگی کار می کنند و سختی می کشند، تا طبقات بالا در رفاه باشند و هرچه طبقات هتل بالاتر باشد، رفاه بیشتری دارد، تا به منطقه پنت هاوس یا اعلی علین برسد. بنابر این کسانی که به دنیا می آیند، با کار کردن خود (پول!)  پس انداز می کنند تا: بتوانند بهترین اتاق های هتل را اجاره کنند. اما اگر دستشان خالی باشد، به زیر زمین ها منتقل شده و در موتور خانه! یا آشپزخانه مشغول به کار می شوند و: از انها کار می کشند.  این دسته بندی ها هم، در طبقه همکف(عالم برزخ) که بین بالا و پایین هتل است، توسط پذیرش انجام می شود! فرضیه چهارم استدراج یا درجه بندی است. یعنی همه آدم ها برحسب اعمال شان، در یک نردبان درجه بندی شده، قرار می گیرند، که این پله ها را خودشان در دنیا، با غمال خود ساخته اند.  هرچه بالاتر ساخته شده باشد، وسیع تر و بزرگتر و با مناظر و نعمت های بهتر است. تعداد پله های ان به تعداد بشر است، یعنی هرکس قطعه ای ساخته، و برحسب تکامل خودش، آن را در جایگاه متناسب قرار داده. لذا جهنم و بهشت، احساس بالاتر یا پایین تر بودن است. هرچه درجه او بالاتر باشد، نسبت به پایین تر از خود، احساس بهتری دارد و برعکس، نسبت به بالاتر از خود، حسادت یا حسرت می برد.  که یکی از نام های قیامت هم، یوم الحسرت است. یعنی هرکس می بیند ممکن بود با: کوچکترین کار، یک در جه بالاتر رود. چنانچه به حافظان قران  گفته می شود: بخوانید و بالا بروید. هرچه آیات بیشتری حفظ کرده باشند، در این نردبان الهی  بالاتر می روند. قران هم به نردبان اشاره و گفته شده: آسمانها دارای بردبانهایی هستند. که البته با نردبان دنیایی ما تفاوت دارند. ما مجبوریم برای تقریب به ذهن، جنین مثال هایی بزنیم. فرضیه پنجم پیک نیکی است! یعنی هرکس با اعمال خود در این دنیا، زاد و توشه راه می اورد، و در صحرایی بزرگ، خیمه گاهی برپا می کند. هرچه اعمال او بهتر باشد، چادر و خیمه گاه او وسیع تر و بزگتر و: دارای رفاه بیشتر است. جبرائیل یک روز خواست اندازه خانه مومن را در بهشت بداند، خداوند اجازه داد بسرعت برود. چند وقتی که رفت پرسید ایا جایی رسیدم؟ خداوند فرمود هنوز خانه یک مومن را هم رد نکرده ای!


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب : فرضیه هایی در مورد بهشت و جهنم!،
لینک ها :
چهارشنبه 27 آذر 1398 :: نویسنده : سید احمد حسینی ماهینی

و فقیر های میلیونر، یکی از مشکلات عدیده ایران در تحقیقات میدانی است. به همین لحاظ هیچ تحقیق میدانی، واقعیت جامعه ایران را نشان نمی دهد. یکی از دلایل مهم آن سردر گم کردن دشمنان است، که نتوانند ضربه اقتصادی بزنند، و یا اگر به خیال خود خواستند ضربه ای بزنند، و مثلا تحریم کنند، نتیجه معکوس شود. به همین دلیل مثلا معاون اول رئیس جمهور می گوید: با تمام تحریم هایی که آمریکا کرده و به خیال خودش، فشار حداکثری گذاشته ایران فقط در 9ماهه اول امسال، صد میلیارد دلار صادرات داشته است. چیزی که در طول عمر اقتصاد ایران سایقه ندارد. زیرا همیشه صادرات ایران زیر بیست میلیارد بوده. البته ایشان این را هم گفته که: ما نمی توانیم روش صادراتی خود را افشا نماییم، زیرا که خط دادن به دشمن است: تا جلوی ما را بگیرد. یکی دیگر از شاخصهای فقر در ایران، کودکان کار هستند که مثلا دل دشمنان، و غرب زدگان را به درد می اورد. ولی به دو دلیل عمده این برداشت کج فهمی است. اول اینکه اکثر کودکان کار افغانی هستند. و برخلاف تصور آنها، بسیار ثروتمند هستند. زیرا چند میلیون دلار باید بدهند، تا بطور قاچاق وارد ایران شوند. سر هر چهار را هم بخواهند باشند، باید سرقفلی بپردازند! و باندهای تبهکار حامی انها هم، از دوجهت سود می برند: یکی اینکه از انان درصد های بالا می گیرند، و در حالت دوم بهره برداری اطلاعاتی می کنند، تا شورشهای خیابانی را سامان دهند. و از امریکا بودجه بگیرند. علاوه بر انکه زباله گردی، خود دلیل مهمی بر ثروتمندی ایرانیان است. زیرا حتی زباله های انها هم با ارزش است! و میتواند درآمد سرشاری نصیب زباله گردها کند، که از هر اشتغال دیگری پر سود تر است. در همین موضوع کمک معیشت، دولت به 60میلیون نفر از 80میلیون نفر ایرانی، کمک معیشت داد. ولی 12 میلیون نفر دیگر ثبت نام کردند، که نیاز به کمک معیشت دارند. البته نیمی از انها با بررسی حسابهای بانکی شان، موافقت نکردند! این یعنی که آنها میلیونر هستند، ولی خود را محتاج کمک معیشت معرفی می کنند. علاوه بر آنکه در ایران فقر مطلق نداریم، زیرا به همه یارانه نقدی داده می شود. فقر نسبی در ایران هم، مربوط به کارمندان، کارگران و بازنشستگان حداقل بگیر است. یعنی 90درصد فقیران ایران، حداقل حقوق کارگری و کارمندی را دارند. از سوی دیگر همین کارگران و کارمندان فقیر، مصرف شان سه برابر متوسط مصرف جهانی، در همه چیز است. از آب و برق و گاز و نفت و بنزین گرفته، تا مصرف گوشت و روغن و برنج، که همه را به چاقی مبتلا کرده! هیچکس نیست که یکی از علائم پرخوری مانند: فشار خون و قند و چربی را نداشته باشد. حتی در مصرف دارو! از همه مهمتر اینکه اغلب کالاهای قاچاقی، از سوی ایران به کشور های همسایه، همین کالاهای مصرفی است. بنزین و گازوئیل، برنج و سیب زمینی و گوسفند و بز! واردات مهم ایرانی ها چیست؟ لوازم ارایش! سیگار، شکلات و کالاهای لوکس، و در راس آن گرانترین خودروهای سواری. بنابر این هوشمندی ایرانیان، هم دشمن را گمراه می کند، و هم باعث رفاه بیشتر خودشان می شود. همه محققان درجه یک جهانی، در برابر این رفتار دوگانه ایرانیان،نظریه و تئوری های خود را بی ارزش می بینند. زیرا به محض اینکه ثابت می کنند: مردم ایران فقیر است ناگهان، آمارهایی در می اید که: راستی آزمایی انها را باطل می کند. همین تبلیغ زباله گردی در ایران، یک تناقض بزرگ است. چون نشان میدهد زباله های ایران، ارزشمند است که از سراسر جهان، برای تفکیک ان ماموران سری! می فرستند که دوره های ضد جاسوسی و ضد اطلاعاتی هم دیده اند تا از دید: مرزبانان و شهربانان ایرانی هم می گریزند.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب :
لینک ها :

فرانسه تنها کشوری است که: مردم در ان هیچ اهمیتی ندارند! هر کشور دیگری بود، الان به حرف مردم اهمیت می داد، و کنار می رفت. حتی در بدترین کشورهای جهان سوم مانند: پاکستان، تونس و الجزایر و لیبی وقتی رهبران دیدند: از سوی مردم حمایت نمی شوند، کنار رفته و یا استعفا دادند. ولی در فرانسه که خود را مهد دموکراسی تبلیغ کرده، از این خبر ها نیست. کشورهای اروپایی و آمریکایی، به مدد تکنولوژی می توانند امنیتی شرایط را ایجاد کنند! و با وجود مخالفت 99درصدی، همچنان بر سر کار باشند. همه آنها یک خصوصیت بیشتر ندارند: و آن مخالفت با ایران است. زیرا سرمایه داری و صهیونیسم جهانی، که خود را در حال نابودی می بیند، حاضر نیست دوستان خود را به هیچ دلیلی از دست بدهد. حمایت از ترامپ فقط به این دلیل است که: وی توانست برجام را پاره کند، قدس شریف را پایتخت صهیونیست ها اعلام و جولان را جزو سرزمین های اسرائیل بداند. مکرون به این دلیل سر کار است که :کارچاق کن و دلال ترامپ است. اگر او برود هرکس دیگری بجای او بیاید، دیگر نمی تواند زمینه محکمی برای صهیونیست ها باشد. به همین دلیل اگر تمام فرانسه هم، با اعتصاب روبرو شود باز چیزی به: چشم نمی آید و مکرون، همچنان به تمسخر مردم ادامه می دهد. خوب توجه فرمایید: مردم در ایام سال نومیلادی هستند، باید خوشحال باشند و جشن بگیرند، ولی هر روز بیشتر جان خود را از دست می دهند، و بقیه را عزادار می کنند. مردم سی سال کار کرده، جوانی خود را فدا می کنند، تا در ایام بازنشستگی راحت باشند، ولی مکرون آنها را از حقوق خود منع می کند. بازنشستگی برای دولت نیست، بلکه کسری از حقوق کار مندان و کارگران است، که به خودشان برگشت داده می شود. اما مکرون آن را مال خود فرض کرده، مانع پرداخت به صاحبان اصلی می شود. یکسال است که مردم هر هفته، شنیه های خود را، قربانی مبارزه با مکرون کرده اند، ولی او اصلا به آن توجهی نکرده! و هر روز سگهای بیشتری را، به جان آنها انداخته است. او حتی به حرفهای خودش هم ایمان ندارد. وقتی رهبران ایران و یا دیگر کشورها را، به خویشتن داری دعوت می کند! ولی خودش اصلا خویشتندار نیست. از اینکه مردم فرانسه را قتل عام کند، هیچ خحالت نمی کشد. آیا مردم فرانسه برای او اهمیتی دارد؟ او مردم را نمی بیند، در حالیکه اینها که در خیابان ها برای اعتراض می آیند، در همه جای فرانسه هستند. آنها حتی رنگین پوست یا خارجی هم نیستند. زیرا وجود یک نفر مهاجر، بهانه خوبی برای قتل عام همه فرانسوی ها است. و برای خود آنها هم ضرر دارد، زیرا بلافاصله خانه و مسجد آنها به آتش کشیده می شود! اگر جان سالم بدر بردند، تبعید یا نفی بلد شده و از فرانسه دیپورت می شوند. تنها راه نجات مردم فرانسه از این نسل کشی، توجه آنها به اسلام و خداوند است.  به دو دلیل آنها نجات پیدا می کنند: دلیل اول آن است که ماکرون می داند: شورش ها بدون هدف نیست و معترضان طرح جایگزین دارند. یعنی بر فرض سقوط مکرون آنها چه خواهند کرد؟ آیا به یک غلط کردم نامه کنار می کشند؟ دوم اینکه می داند این اعتراضات، بدون حامی و پشتیبان نیست! زیرا از سوی جهانیان حمایتی میشود. دلیل دوم هم به دلیل اول بر می گردد. زیرا اگر مردم دنیا هم متوجه شوند، طرح چایگزین معترضان چیست؟ و به انقلاب اسلامی گرایش یافته اند هردو مشکل آنها حل می شود/ اول اینکه خداوند حامی انها می شود. و معجزاتی که در ایران و یمن و عراق و لبنان اتفاق افتاد، در فرانسه هم اتفاق می افتد، و مردم با دست خالی، رژیم تا دندان مسلح را نابود خواهند کرد. پیوستن آنها به خط مقاومت هموار شده، همدلی انها را خواهد داشت.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب : فرانسه کشور دیکتاتور ها،
لینک ها :

شهردار تهران گفته که تهران را باید تخلیه کنند! چون آلودگی هوا به مرز 200رسیده است. البته او تنها نیست که این حرف را می زند. بلکه نماینده یک جریان فکری مدیریت کوچک است. آنها قدرت اداره کلانشهر ها را ندارند، لذا می خواهند آن را کوچکتر کنند، تا بتوانند اداره کنند. از نظر انها ایران نیزباید کوچکتر شود! دریای شمال را که دادند، حالا می خواهند دریای جتوب را هم بدهند. تمام این بلاها را سر مردم می اورند، تا آنها بروند! و اینها به مدیریت کوچک خود ادامه دهند. گرانی و تورم را کرباسچی ایجاد کرد، وی موقعی که شهردار تهران شد گفت: باید شهر را آنقدر گران کنیم، که همه از ان بروند. و به دهات خودشان برگردند. نتیجه این تفکر منجمد و کوچک، در سیاست خارجی همان مذاکره با آمریکا است. چون قدرت اداره ایران را ندارند، می خواهند با کمک عموسام ایران را بکنند. بنابر این گرانی و تورم و آلودگی هوا، همه اینها برای فرار مردم از صحنه است. تا فقط تکنوکرات ها باقی بمانند. و دو دستی ایران را تقدیم آمریکا نمایند. در حالیکه الان اوضاع برعکس شده، آمریکا در حال تحویل دادن به ایران است. زیرا ارتش و پنتاگون به نهضت 99دردصدی پیوستند، فقط چند جنایت کار اف بی آی است که: از صهیونیست ها پول می گیرند، مردم را می کشند تا جلوی این کار را بگیرند. گرانی تهران به تمام شهرها سرایت می کند، و مردم را در فشار قرار می دهد، تا آنها را از اسلام و دین ناراحت کند. اما مدیریت واسعه( برضد مدیریت کوچک) با سعه صدر، همه چیز را خنثی می کند. کاری می کند که مردم گرانی را حس نکنند. یکی از این کارها  پرداخت یارانه و کمک معیشتی به مردم است. اما آنها مخالفند و سعی دارند که: یارانه ها را قطع کنند و کمک معیشتی را هم از بین ببرند. چنانچه فعلا این ماه پرداخت نخواهند کرد. دیگری تقسیم جرائم گرانفروشی بین مردم است. باید سیستمی طراحی شود تا اگر کسی گرانفروشی، احتکار و یا قاچاق انجام داد، جریمه آن بین مردم و ذینفعان تقسیم شود. نه اینکه به بانکها داده شود، تا گردن کلفت تر بشوند، و ربا خواری را توجیه و توسعه دهند. سه برابر واردات کشور، از لابلای قاچاق می گذرد. یعنی سه برابر بودجه کشور نابود می شود. قوه قضائیه بجای اینکه این بودجه را، به چرخه اقتصاد ایران وارد کند، و مستقیما به دست مردم برساند، یا آن را نابود می کند! یا در حساب سپرده های خود می ریزد. لذا هیچکس مایل به گزارش گران فروشی نیست. زیرا چند برابر جریمه اصناف، از مردم گرفته می شود. یعنی هر صنفی که جریمه می شود، همه ضرر های خود را بعلاوه خسارت فرصت از دست رفته(آبرور یزی اش) را، روی قیمت جنس می کشد، و تا قران آخر از مردم می گیرد. پس،  گرانی و احتکار و قاچاق، مردم را  چند برابر متضرر می کند. لذا راهی جز تخریب بانکها برای مردم باقی نمی ماند. شکستن شیشه بانکها، مصادره اموال فروشگاههای زنجیره ای، گرچه کار مناسبی نیست، ولی بخشی از خشم مردم را نشان می دهد. زیرا مدیران کوچک با مغزهای زنگ زده، راهی جز آن باقی نمی گذارند. اگر در انقلاب هم دقت کنیم، بیشترین بار اعتراضات و حرکتهای انقلابی، بر شانه حاشیه نشین ها بوده است. که حلبی آباد های ان موقع، در حال تکرار شدن است. توسعه شهری امری اجتناب ناپذیر است، هرکس در مقابل آن بایستد خود را نابود می کند. در حالیکه با مدیریت واسعه (انا لموسعون) حق شهروندی رعایت می شود. حق انتخاب مسکن و محل شغل و زندگی در قانون اساسی، به رسمیت شناخته شده آنها حتی قانون اساسی را هم قبول ندارند! مردم را مجبور می کنند علیرغم میل باطنی، به روستاها برگردند تا غذاهای محلی و سنتی برایشان آماده کنند.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب : چرا تهران را تخلیه کنند؟،
لینک ها :

آمریکا مدعی است با هدف فشار حداکثری بر ایران، شورشهای لبنان و عراق را ادامه خواهد داد. اما نمی داند این حرکت او تسریع در ایجاد: امپراطوری جهانی ایرانیان و مشروعیت بخشیدن به آن است. زیرا عراق و لبنان از پایه های حکومت کورش بزرگ بود. وی بعد از پایه گذاری هخامنشیان اولین مکانی که فتح کرد بابل بود. بابل در لغت به معنی دروازه شهر خدا. از دو کلمه باب و ال (الهه) تشکیل می شود. واینکه مردم آنجا خود را با ایران یکی می دانند، خشم و غضب آمریکا را درپی داشته. زیرا که به اعتراف ترامپ 7تریلیون دلار در آنجا هزیه کردند، تا جایگزین ایران شود، اما نتوانست. بعضی می گویند دوری و دوستی! یعنی علت دوستی برخی از کشورها با امریکا، این بوده که می گفتند او در قاره دیگری است، لذا امکان حمله و تجاوز فوری ندارد و مردم میتوانند در امان باشند. مثلا ایرانیان قرن پیش می گفتد: روسیه مانند خرس قطبی، بالای سر گربه ایرانی ایستاده، و منتظر حمله است.( شاه عباس می گفت: بولاماج دان اش اولماز همسایه دن قارداش اولماز) ولی امریکا، آن سوی اقیانوس ها است و نمیتواند ضرری داشته باشد. عراق هم نسبت به انگلیس یا لبنان هم نسبت به فرانسه همین اعتقاد را پیدا کرده بودند. یعنی میگفتند برای رهایی از حملات عثمانی، که در همسایگی شان بود بهتر است به انگلیس یا فرانسه پناه ببرند، که در جای دورتری هستند و امکان تجاوز ندارند. با همین سیاست ها 57کشور از یک کشور ساخته شد. همه این کشورها، قران واحد، قبله واحد دارند، ولی با همدیگر مرز تعیین و ارتش درست کردند، تا از این مرزها حفاظت کند. هزینه های زیادی برای برادر کشی تحمل کردند. قربانی این مرز بندیها، اقوام مختلف بودند! کردها را در4کشور توزیع کردند، بلوچ ها را در سه کشور و لرها را در همه جا به جان هم انداختند. امپراطوری بزرگ ایران را تجزیه نمودند. امپراطوری ایران نه تنها شامل کشورهای اسلامی بود، بلکه کشورهای غیر اسلامی هم تابع بودند. داریوش بزرگ در این زمینه قانونی را اعلام کرد. منشور کورش هم به همین موضوع اشاره داشت. حضرت علی (ع) هم در نامه اش به مالک اشتر یمنی (نخعی) می فرماید: مردم تحت سلطه بر دو دسته هستند یا برادر تو در دین (برادر دینی و مسلمان)، یا همنوع تو در انسانیت. لذا می بینیم که در آلبانی هم قدمگاه حضرت عباس است، یعنی آنجا هم رفته اند. در هر کشوری در جهان، قدمگاه یا مقبره ای است. یعنی امامان یا امامزاده ها یا در آنجا رفته، یا زندگی کرده اند. در نیاوران تهران، مسجدی است بنام امام حسن عسکری و می گویند: قدمگا این امام بوده و چند روزی در انجا اقامت کرده. در زمان امام رضا (ع) این امپراطوری، به مرکزیت مرو، گسترش زیادی داشت و امام رضا، برای همه روستاها و شهرهای مهم نمایده ای گسیل داشت، که مقبره آنان امروز مورد احترام مردم است. وجود نا م هایی چون اسپانیا(اصفهانی ها)جرمانی (کرمانی) قزلباش(بلغارستان)سیده ملکه بریتانیا! قوم گیل(گل ) در فرانسه همه نشانه هایی از: امپراطوری بزرگ ایرانی است. آمریکا می خواهد با زور و ستم، آنها را از ایران بترساند و جدا کند. اما همین ستمگری او باعث می شود: مردم از تئوری دوری و دوستی! ناراحت شده و دست بردارند و بدانند که همسایه بهتر از غریبه است. زیرا غربی ها از همان کلمه غریبه درست شدند. همانطور که انها ما را بربر می گویند، ما هم قبلا به آنها غریبه می گفتیم. وقتی که آمریکا هم جزو امپراطوری ایران شود، این دور باطل هم تمام می شود وهمه یک امت واحده می شوند. دهکده جهانی فقط با کدخدایی ایران به سامان می رسد. زیرا تجربه هزاران ساله در این زمینه را داراست.



ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب : iranian، imperor، new،
لینک ها :


( کل صفحات : 282 )    ...   4   5   6   7   8   9   10   ...   
آمار سایت
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • هزارمقاله :
  • تعداد کل مقالات :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
 
 
 
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو