ندای ماهین
ماهنامه سیاسی اقتصادی
درباره ندای ماهین


ندای ماهین
www.nedayemahin.ir
ماهنامه سیاسی اقتصادی
تحلیلی خبری به زبان فارسی دارای مجوز شماره 77703/95 از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی
صاحب امتیاز و مدیر مسئول سید احمد حسینی ماهینی
آدرس تهران فرحزاد خیابان امامزاده داوود پلاک 169
mahinvare@gmail.com
02188806179
1565846418

مدیر سایت : سید احمد حسینی ماهینی

دولت نمی تواند گرانی ها را نابود کند و یا: جلوی آن را بگیرد و تابحال هرکاری کرده، معکوس نتیجه داده  زیرا سرنا را از سرگشادش می زند! برای گشت تعزیرات اضافه کاری منظور نمی کند، بسیاری از ناظرین را افتخاری انتخاب می کند! لذا آنها با اولین پیشنهاد گران فروشان، قلم را غلاف می کنند! و بر فرض اینکه  جریمه کند، نه به جیب مردم می رود و نه: در بودجه دولت، بلکه واریز سپرده های قوه قضائیه می شود. در نتیجه به نفع قوه است که گرانی باشد! چون میتواند جریمه کند. به نفع دولت هم هست: به بهانه گرانی موجود! خدامات خود را هم گران می کند. و از ان سو مالیات بیشتری هم جذب می شود. لذا تا این چرخه اصلاح نشود، مبارزه با گرانی تبدیل به مبارزه با ارزانی می شود. هرکس ارزان بفروشد مسخره می شود، ولی چون گران بفروشد، قدر ببیند و بر صدر نشیند! مجلس با اصلاح قوانین می تواند این ساختارها را کارآمد کند. بطوریکه واقعا با گرانفروشی مبارزه شود. زیرا تنها قوه ای است گوش شنوا برای مردم دارد.(نماینده مردم است) بنابر این در نحوه جریمه و هزینه کرد و حقوق بازرسان ورود کند. مثلا وقتی یک گرانفروش جریمه می شود، مبلغ جریمه به حساب افراد همان محل تخس شود. تا مردم احساس کنند اگر کسی سر انها کلاه گذاشت، یا گرانفروشی کرد میتوانند شکایت کنند و: خسارت خود را دریافت کنند. در حالیکه الان حتی کالاهای قاچاق هم معلوم نیست، چه سرنوشتی پیدا می کنند که کشف انها، هیچ تاثیری در قیمت ها ندارد! یک میلیون گوشی قاچاق کشف شده، حتی اگر به قیمت بازار هم تخس شود، قیمت ها را می شکند و فراوانی ایجاد می کند! اما آنها را در گمرکات یا انبارها نگهمیدارند، تا از بین برود. یا آنها را راسا معدوم می کنند. همه اینها به موجب قانون و رای دادگاه است. که اگر قانون اصلاح شود، رای دادگاه هم تصحیح می شود. و مردم نتیجه مبارزه با گرانی را می بینند. علت اینکه خشم مردم نسبت به گرانی ها، فروکش کرده فقط به این خاطر است که: رئیس جمهور محترم فرمود همه این پولها را، به حساب اشخاص می ریزیم، و ریالی برای بودجه دولت بر نمی داریم. اگر همه گرانیها اینطور تنظیم شود، چیزی گران نخواهد شد! اگر هم گران شد، مردم میدانند که مابه التفاوت را نقدی می گیرند. ولی حالا اینطور نیست، و چطور رئیس جمهور آن را اجرایی کرده، باید تبدیل به رویه و قانون شود. نه اینکه معلوم نشود کجا رفته، و یا حتی در بودجه قوه قضائیه مصرف شود. تالی فاسد این است که: قوه چشم انتظار گرانی می ماند، و دعا می کند که گران شود، تا جریمه کند و بودجه اش را تامین نماید. حتی اگر در بودجه دولت یا مجلس هم صرف شود، گرانی ها ادامه خواهند داشت. و گرانفروش محترم خواهد بود! زیرا باعث تامین کسری بودجه دولت شده، و میتواند به حقوق های نجومی بیشتری ادامه دهد. تصور کنید اگر مغازه داری گرانفروشی کرد، او را جریمه کنند و بگویند بمدت چند روز، باید اجناس خود را رایگان بدهد! آیا کسی گرانفروشی می کند؟ اما وقتی او را جریمه می کنند و معلوم نیست کجا می رود، به محض اینکه مامور رفت، اجناس را بیشتر گران می کند تا این مبلغ را تامین کند، و می گوید: باید پول مفتخورها را جور کنم. این به فرهنگ عمومی تبدیل می شود، و مردم هم گرانفروشی را گزارش نمی دهند! چون بعد از هر گزارش، اجناس را باید چندلا پهنا بخرند. فروشگاههای زنجیره ای هم باید مشمول حقوق های قانونی باشند، والا دستمزد نجومی مدیران آنها، هزینه ها را بالا برده و ناچار به گرانفروشی روی می اورند.همه اینها ماده واحدهای بیش نیست: مبلغ جرایم حاصل از گرانفروشی، در بین همان مردم توزیع شود. همان کاری که رئیس جمهور کرد.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب : مجلس، گرانی ها را نابود کند!،
لینک ها :

گرچه قوه قضائیه ایران، تعدادی از آشوبگران را محاکمه می کند، ولی طبق دستور قران کریم باید افراد اصلی را، پیدا کرد و ازبین برد(فقاتلو ائمه الکفر)لذا اگر وظیفه اصلی قوه قضائیه را تعریف کنیم، باید پمپئو و ترامپ و مکرون و نتیانیاهو و برایان هوک را دستگیر و محاکمه کند. تا موضوع افتابه دزدی پیش نیاید. این کار هم از نظر عرفی، قانونی و روابط بین المللی کاری مشروع و قابل قبول است. چنانچه مثلا در اروپا، دادگاه میکونوس آیت الله هاشمی رفسنجانی را محاکمه کرده، و تحت پیگرد داشت و ایشان نمی تواسنت: سفر خارج برود زیرا به سرعت دستگیر و زندانی می شد. قبل از آن، سلمان رشدی با اینکه تبعه ایران نبود، ولی امام خمینی حکم اعدام او را صادر کرد، اگر محافظت پرهزینه روباه پیر از ایشان نبود، تا بحال معدوم شده بود. دادگاهها و دولت آمریکا که، از این ها هم جلوتر رفته و به هر بهانه ای، ایران را محکوم و اموال آن را مصادره می کند. پس رویه قضایی هم در این خصوص موجود است. و جهان به آن عمل کرده و می کند. از نظر تقسیم کار، دولت میتواند شروع به تدوین لایحه و تنظیم دادخواست نماید. اما وزارت کشور تا کنون این کار را نکرده است. با اینکه اخلال در امنیت کشور، تخریب بانکها و اموال عمومی را باید جوابگو باشد. ولی هرگز این مسئولیت را قبول نکرده، و نمی خواهد بپذیرد. ساده ترین اصل امنیتی این است که: اگر قرار است بنزین گران شود، باید پمپ بنزین ها حمایت شود، هم از نظر حفاظت فیزیکی و انسانی، و هم از نظر تغذیه و تکمیل مخازن آن تا: مردم بهانه کمبود بنزین یا حمله به آن را نداشته باشند. ولی چنین کاری نشد. همه اماکن عمومی بلا دفاع رها شدند. اکنون هم حاضر نیست از عاملان اصلی آن، یعنی رسانه های معاند، رئیس سازمان منافقین و سلطنت طلبها، سران امریکا و اروپا شکایت کند. وزارت خارجه هم فقط به محکوم کردن لفظی اکتفا می کند. در حالیکه میتواند لا اقل مدارک لازم را جمع اوری، و برای شکایت آماده نماید. قوه قضائیه هم که اصلا آمریکا را مجرم نمی داند! زیرا وکلا و متخصصین حقوقی آن، تحصیلکرده امریکا یا اروپا هستند. ماهین نیوز هم بارها این را تذکر داده، ولی علیرغم درخواست رئیس قوه قضائیه، تاکنون موفق به ارتباط با ایشان نشده! حتی از شرکت در جلسات و نشست خبری سخنگوی قوه قضائیه هم، بدون دلیل محروم شده است. بهر حال به رئیس قوه قضائیه هشدار داده می شود که: ما به نظر شما احترام گذاشته ایم. چون شما چندین بار اعلام کرده اید: صاحب نظران پیشنهاد های خود را بدهند، ولی گویا گوش شنوایی نیست! یا کانال ارتباطی ایزوله است، که از ماهین نیوز هیچ خبری به رئیس نمی رسد. اما تکلیف شرعی ایجاب می کند تا: از هر وسیله ای برای رساندن سخن خود استفاده کرد. سخن این است: آقای رئیس! بدانید و آگاه باشید که: دشمنان جمهوری اسلامی شما را سرکار گذاشته اند! بجای معرفی ریشه ها، شاخه ها و برگهای ریخته شده را به شما معرفی می کنند. برای همین است که نه میتوانید گرانی را مهار کنید، و نه دستگیری ها انتهایی دارد! الان زندان فشافویه و تهران بزرگ پر شده و: امکانات آن بسیار کم است و بودجه دادگستری هم، تخت فشار. ولی نتیجه ای حاصل نیست! شما می بینید که 90درصد این زندانیان کاره ای نیستند. اگر افرادی مثل زم هم دستگیر می شوند، بازهم فریبی بیش نیست، زیرا یک کانال تلگرامی که اینهمه قدرت ندارد. اگر خیلی بخواهیم به روح الله زم نمره بدهیم او مرد شماره صدم! است. اصل کار الجبیر است، پول می داده و خط او را ترسیم می کرده. دولت با عادل الجبیر نرد عشق می بازد! معلوم است که صدها روح الله زم دیگر در راه است! چون سرچشمه خشک نشده.( و عقبه آن مورد تکریم و احترام است)


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب : پمپئو دستگیر باید گردد/،
لینک ها :
یکشنبه 3 آذر 1398 :: نویسنده : سید احمد حسینی ماهینی

بعد از پایان داعش و پایان دلار، نوبت پایان گرانی است. اعتراضات مردم ولایتمدار به گرانی و تورم، مسئولان را به فکر انداخت تا دیگر، دنبال گران کردن نباشند! بلکه علت گرانی را پیدا کنند. فعلا دولت علت گرانی را در کمبود: نظارت می بیند و دنبال فعال کردن 124 است. همه ارکان حکومت را از صدر تا ذیل، به کار گرفته! اما بزودی خواهد فهمید علت گرانی ها، دو یا سه چیز است! اول حقوقهای نجومی دوم  بهره های بانکی. سومی هم که در ذیل اولی جای می گیرد، واردات بی رویه است. درواقع آنهاییکه ما را از داعش می ترساندند! همان هایی هستند که: از تحریم آمریکا می ترسانند، ولی علیرغم ترس آنها هیچ اتفاقی نیافتاده! رئیس مرکز ملی فرش می گوید: با اینکه سی درصد صادرات فرش به آمریکا است، و آمریکا آن را تحریم کرده، ولی بازار کار خودش را می کند. لذا بررسی علل واردات در ایران، از همان ابتدای دوران قاجار و پهلوی و جمهوری اسلامی، یک هدف بیشتر نداشته! واین را استاد راغفر هم با نمودار صد ساله نشان داده است.  هدف آن تحقیرو نابود کردن تولید داخلی بوده است. وقتی کفش خارجی وارد شد، همه کفاش های تهران و تبریز ورشکست شدند! اخیرا هم واردات از چین همین کار را می کند. واردات پارچه، همه شرکتهای نساجی را ورشکست کرد. کار بجایی رسیده که حتی عمامه آخوندها! باید از پارچه وال وارداتی باشد، و چادر زن های محجبه هم کن کن ژاپنی است. اینها اصلا به دلیل ناتوانی در تولید نبوده است، ولی انها تبلیغات خود را بر ناتوانی متمرکز کرده بودند. علت اصلی آن سود بالای واردات بود. زیرا تعیین قیمت آنها بسیار راحت بود، کشش بازار هم به دلیل نوجویی انسانها، قوی بوده است. بنجل ترین کالاهای چینی یا اروپایی، در حراجی های آخرهفته یا آخرماه و آخرفصل! به ارزانترین قیمت خریداری، و به بالاترین قیمت در داخل فروخته می شده است. بلایی که در ذرت های وارداتی اخیر، شاهد آن بوده ایم. با اینکه ذرت در ایران فراوان است، ولی انها با تحقیر تولید داخلی گفتند که: نوع خاصی ذرت وارد می کنند که بتوانند روغن! بدون پالم از ان استخراج کنند. بعد وقتی وارد شد همه دیدند که گندیده، فاسد و تاریخ گذشته بود، وقتی به دامداری ها دادند، همه دامها بیمار شدند. گوشت و برنج هم به همین شکل بود! می گفتند تولید کم است! و باید از خارج وارد کرد، بعد می رفتند گوشت های منجمد و حرام را، خریداری و با کوپن! به مردم می دادند. و قبل از اینکه کسی بتواند از کوپن ها استفاده کند، در بازار سیاه از مردم می خریدند. و همین گوشت یخی را بجای گوشت گرم، به بالاترین قیمت می فروختند. بنابر این اگر واردات متوقف شود، و مسئولین واردات این کالاها اعدام شوند، خواهند دید که تولید داخلی از همه جا بهتر و بیشتر است. این روند را در اجرای اصل 4ترومن به خوبی میتوان دید: مردم کشاورز و روستایی که مرغ خانگی داشته، کره و برنج و همه مواد غذایی خود را تامین می کردند. با واردات سنگین برنج آمریکایی و مرغ آمریکایی! روغن و تخم مرغ و غیره، کاری کردند که روستاها ویران، و مردم به شهر ها مهاجرت نمودند. ممنوع کردن واردات کافی نیست! زیرا وارد کنندگان، به راحتی قانون را دور می زنند! بصورت قانونی خودروهای لوکس وارد می کنند! بصورت قانونی! دلار دولتی می گیرند، و بجای مایحتاج، سیگار و مشروبات و لوازم آرایشی وارد می کنند. همه با امضاهای مجاز وارد می شود! دوبرابر یا سه برابر ان کالاهایی هست، که منشا ورود آنها مشخص نیست! مثلا گمرک اعلام می کند: ما از ترکیه فرش یا لباس وارد نکردیم! ولی ترکیه اعلام می کند: میلیارد ها دلار پوشاک و فرش! به ایران صادر کرده است.



ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب : پایان گرانی،
لینک ها :
یکشنبه 3 آذر 1398 :: نویسنده : سید احمد حسینی ماهینی

فواره چون بالارود، عاقبت سرنگون گردد! مثال کسی است که همیشه سربالا می رفته، بالاخره یک روزی این سربالایی تمام می شود، و باید که سرازیر شود. در عربی هم گفته می شود: کمال کل شی اول زواله : اوج هر چیزی اول سقوط ان است. چهل سال است که قیمت ها می تازند، و بالا می روند! اما دیگر عمر انها به سر امده، و رو به کاهش گذاشته اند. مدتها بود که قیمت ها را به کاهش ارزش پول ملی، و بالارفتن قیمت ارز نسبت می دادند! و چون اهرم دلار دست خودشان بود، آن را هر روز گرانتر می کردند. تا اینکه آن پهباد متجاوز ساقط شد، و دلار را هم ساقط کرد. اکنون کوشش دشمنان در حفظ قیمت فعلی، یا ثبات قیمت ها است که دلار، بیش از این سقوط نکند. اما کوشش آنان بی حاصل بود، زیرا همه کشورها دلار را از چرخه اقتصادی بیرون انداختند. و چون اینها از جیب مایه می گذاشتند، تا دلار بیش از این ساقط نشود، لذا بر روی کالاهای دیگر خود را نشان می داد. مانند اینکه قیمت طلا و سکه سکته می کرد. یعنی با دلار انها، هیچ چیزی را نمی توانستند بخرند. غول تولید آمریکا، تبدیل به غول واردات شده بود! و هر روز به دلار بیشتری احتیاج داشتند، تا بدهی خود را بپردازند. اما چیزی نداشتند بدهند تا دلار بگیرند! واین قضیه در کشورما معکوس شد! یعنی دلار ذخیره شد، چون کالایی با آن نخریدند. و واردات در ایران به غول صادرات تغییر شکل داد. رونق تولید بحدی شد که: بسیاری از کارخانجات، بازاری برای کالای خود پیدا نکردند! و ناچار باید صادر می شدند. این داستان نابود شدن گرانی بود. کاهش قیمت از طلا و سکه به کالاهای دیگر رسید: فرش و  میوه جات در ردیف بعدی بود. زیرا بقدری تولید بیش از مصرف بود، که جایی برای گرانفروشی نمی گذاشت. نقطه عطف این شکنندگی از بحث: گران کردن بنزین شروع می شود، دست دولت را داغ گذاشت: که سلطان گرانی ها را هم به زندان بیاندازد. همانطور که سلطان سکه و ارز و طلا به زندان رفتند. اکنون با سلطان واردات باید شروع کرد. آنهاییکه به بهانه ارزان شدن، کالا وارد می کردند ولی به دهها برابر می فروختند! و سود به جیب می زدند، و تولید داخل را هم نابود می کردند! برنج وارد می کردند که ارزان بدهند، بعد کوپن ها از مردم می خریدند! تا برنج گرانتر شود. و با این بازی تولید برنج در ایران را هم نابود می کردند، تا رقیبی برای سود های باد آورده نداشته باشند. امروز کشور آمریکا23بیلیون دلار بدهی دارد که: بخاطر واردات است. بلایی که به سر ایران وارد آوردند، با بصیرت مثال زدنی ایرانیان، تبدیل به سلاحی بر علیه خودشان شد. الان آمریکا بدون واردات از چین نمی تواند زندگی کند. دولت می خواهد برخلاف تبلیغات بازرگانی خودش، تعرفه بر انها ببندد تا کمتر وارد شود، ولی جایگزینی ندارد لذا عقب نشینی می کند. این نقطه مقابل ایران است: دولت می خواهد بنزین را گران کند، ولی هیچکس موافق نیست. ادعا می کند که قیمت تمام شده آن زیاد است(مثل اب  و برق و نفت و..) اما معلوم می شود: تمام این هزینه ها فقط حقوق مدیرعامل و: پاداش هیات مدیره می شود. که اگر این نوع هزینه را در نظر نگیرند قیمت تمامشده کمتر از مبلغی می شود که اکنون محاسبه می شود. قلم عمده دیگر که قیمت تمام شده ها را بالا می برد، بهره بانکی و جریمه های مالی و سربار است. مدیران برای کسب سود بیشتر برای خودشان، نه تنها حقوق و پاداش نجومی منظور می کنند، بلکه با دریافت وام از بانکها و یا انتشار اوراق قرضه، همه را یکجا اختلاس کرده به آمریکا می فرستند. اگر این هزینه ها هم بجای خود برگردد، قیمت حامل های انرژی به صفر نزدیک می شود. چرا همه آنها منابع خدا دادی است.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب :
لینک ها :

مدیریت واسعه اسلامی حکم می کند که: بین کارکنان و مسئولین در درهکده جهانی، برای پاداش یا مجازات فرقی نباشد. اگر فقط  دزد های فقیر را مجرم بدانند و مجازات کنند، ولی از مجازات دانه درشتها چشم پوشی کنند، همانقدر که این امر در داخل کشور زشت است، در خارج از کشور هم زشت است. مثلا بجای اینکه نیم پهلوی مجازات شود، فقط به سراغ مزدوران آنها برویم. تا بحال هیچ دادگاهی در ایران نه مریم رجوی را محکوم کرده، و نه رضا پهلوی را، درحالیکه همه میدانند آمر و فرمانده و معاون در: همه قتل ها و تخریب ها و ترورها، این دو بودند. وزارت اطلاعات هم، فقط مزدوران ریز آنها را دستگیر می کند، ولی از دستگیری دانه درشتها غافل است. در حالیکه دستور قران (فقاتلوا ائمه الکفر) است. واقعا با اینهمه اعترافات دستگیر شدگان، چرا کیفر خواستی علیه این فرماندهان ظلم و جنایت قرائت نمی شود؟ چرا آنها با خیال راحت، جوانان وطن را گوشت دم توپ گذاشته، خودشان میگساری می کنند؟ قوه قضائیه باید به این جرمها رسید گی کند. مدعی العموم دلایل و مستندات کافی برای این کار دارد. علاوه بر اقاریر دستگیر شدگان، اعترافات خود این قاتلان هم، در همه شبکه ها معاند گواه بر مدعا است. حکم را صادر و به وزارت خارجه اعلام کنند. و یا به پلیس بین الملل بفرستند تا آنها را، دستگیر و به ایران تحویل دهند! والا شبهه می شود که با اینها همدست هستند! همانطور که گفته شده که: در روز برفی 25 آبان، شهردار تهران به دستور برادرش، عمدا غافلگیر! شد تا گروههای فشار، بتوانند راهبندان ایجاد کرده، و مردم را عصبی نمایند، که دست به شورش بزنند. دستگیر چهار نفر قمه کش یا خرابکار مهم است، ولی وقتی عقبه آنها سالم باشد، آتش زیر خاکستر می شوند! و هردم ممکن است دوباره آشوب به پا کنند. و این تازه، مدیران میانی فتنه است! یعنی هنوز دستور دهنده اصلی نیستند! بلکه دستور دهنده اصلی، ترامپ و پمپیو و برایان هوک هستند. آنهاییکه بودجه تصویب می کنند و علنا: در آتش فتنه دمیده و مردم را به خرایکاری تشویق می کنند. قوه قضائیه و وزارت خارجه، تا کنون طوری عمل کرده اند، که گویا خبر ندارند! و یا مدرک کافی ندارند. و یا اینکه مماشات می کنند تا آنها سرعقل بیایند. چرا این مماشات را با قمه کش های فریب خورده نمی کنند؟ آیا همان قضیه افتاب دزدی است؟ لذا از قوه قضائیه در خواست می شود: اکنون که نوبت به دانه درشتها رسیده، فرماندهان و آمران آشوبها را رها نکنند. گرچه با بدنه کارشناسی وزارت خارجه و یا قوه قضائیه، این امر بعید به نظر می رسد! زیرا غالب حقوقدانهای این دو دستگاه، یا درس خوانده آمریکا هستند، یا آمریکا را اصلا خطاکار نمی دانند. و در هیچیک از کار های آنان، اشتباهی تصور نمی کنند! آدم های مسخ شده ای که همه گناه ها را، به مسئولین ایران یا مردم عقب مانده! آن نسبت می دهند. فرمان های ستیزه جویانه و خرابکارانه: ترامپ و پمپیو و ماکرون را، نصیحت های خیر خواهانه و مصداق کامل: ازادی بیان می دانند. رئیس قوه قضائیه باید مانند مختار، از بالای سر انها عبور کرده، به آنها زخم بزند! البته وکیل های متعهد هم وجود دارند، که وطن فروش نباشند، و بخواهند برعلیه دشمنان وطن احکامی صادر نمایند. از انها کمک بگیرند و: ترامپ وپمپیو و ماکرون را به جرم دخالت در امور داخلی ایران، و دستور قتل و تخریب محاکمه نمایند. حکم صادره را اعلام نمایند. سربازان امام زمان عج، این حکم ها را اجرا و در همانجا آنها را، به درک واصل خواهند کرد. چنانچه امام خمینی ره در مورد سلمان رشدی حکم صادر کرد.(او که تبعه ایران نبود) تا همه بدانند که: از چنگال عدالت نمی توانند فرار کنند، یا برای خود حاشیه امنی بسازند. برای ارتش ایران یا سپاه کاری ندارد که یک موشک بزنند، فقط نیاز به حکم دارند.



ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب :
لینک ها :

دولتها دچار یک بدهی منجمد هستند به نام بودجه جاری. که شامل حقوق و دستمزد کارمندان، پاداش هیات مدیره و مدیران است. رهایی از این  امر باعث می شود: دچار کسری بودجه نباشد، و دولت چابکتر گردد. راههای مختلفی برای کاهش هزینه های جاری پیشنهاد شده، ولی عملا آن را  افزایش داده و: بصورت مخفی در اورده! بطوریکه بیش از 60درصد هزینه های عمرانی هم، بایت حقوق و پاداش مدیران است. فرضا اگر به مدیرعامل بانک رفاه نمی توانند بیش از صد میلیون بدهند، بقیه را در شرکت های شستا یا پروژه های عمرانی! به او پرداخت می کنند. این پرداختها هم به بهانه کوچک کردن دولت! است یعنی می گویند: بجای اینکه صد نفر استخدام شوند! به یک نفر صد تا شغل می دهند. لذا به قول مولوی: از قضا سرکنگبین صفرا فزود: به جای اینکه دولت کوچکتر و چابکتر شود، بزرگتر و پرهزینه تر می شود. بجای اینکه پروژه های عمرانی خاتمه یابند، فقط افتتاح می شوند تا: بهانه برای پرداخت پاداش ها موجود باشد. راه حل اصلی همه این کار استفاده از تراکنش است. پلاتفرم هایی تهیه شود تا: وظائف دولت را انجام دهد! تا سازمانهای خدماتی، کارکنان خود را مرخص کنند. نمونه این کار در صندوقهای بازنشستگی است. در ایران 19صندوق بازنشستگی است و همگی به دلیل حقوق بالای مدیران عامل آنها، ورشکست شده اند. حق بیمه ها قبلا پیش خور شده اند. دولت هم به دلیل نداشتن بودجه، به جای بدهی انها تعدادی شرکت یا سهام به آنها واگذار کرده است. که اگر این شرکتها سودی داشته باشند، اول صرف کارکنان و مدیران شرکتها و صندوق ها می شود. و برای پرداخت مستمری از سیستم بانکی قرض می کنند. که بانک ها با بهره های سنگین، آنها را ورشکسته تر می کند. اما وقتی که پلاتفرم تهیه شد، هر کسی وارد آن شده و پس از تکمیل، به خودی خود به بانکها معرفی می شود، و بانکها هم طی یک تراکنش در ماه، کل مطالبات انها را واریز می کند. همه موسسات خیریه و سازمانهای تابعه وزارت رفاه همینطورند: مانند بهزیستی یا  کمیته امداد  میتوانند تمام کارمندان خود را مرخص کنند، ساختمان و املاک را بفروشند، و با یک پلاتفرم مددجویان را حمایت کنند. به این ترتیب یک دولت الکترونیک بوجود می اید، که در مجموع باعث ایجاد کشور هوشمند می شود. با هوشمند شدن کشور، شهر ها و شرکتها هم هوشمند اداره می شوند. بوروکراسی و کاغذ بازی از بین می رود. مثل اینکه فیش کاغذی  تلفن و آب و برق کاملا حذف شده، بجای ان اسمس ارسال می شود. و مردم هم با گوشیهای خود، آن را پرداخت می کنند. همین قطع کاغذ که اتفاق افتاده، میلیارد ها به نفع شده است. و باعث ارزانتر شدن هزینه برق و آب گردیده. اگر کل کار هوشمند شود، هزینه آب و برق بدون نیاز به سوبسید، قابل اداره می شود. و برای جهان هم صادر می گردد! و قیمت های جهانی را هم کاهش می دهد. و اسلام معنی خود را نشان می دهد. زیرا پیامبر (ص)فرمود: بهترین انسان ها کسانی هستند که برای مردم، مفید باشند و بهره بیشتری به آنان برسانند. اما چرا با اینکه مزایای ان را همه میدانند، ولی کسی حاضر به اجرای ان نیست؟ طبیعی است همان مدیران نجومی بگیر هستند که: مانع پیشرفت مملکت و یا چابکتر شدن دولت، و کاهش هزینه های تولید هستند. متاسفانه این افراد اغلب انقلابی هم نیستند، و فقط برای چاپیدن و اختلاس کردن، به دولت نفوذ کرده اند. هرچه می گذرد آنها قوی تر می شوند! و منابع بیشتری را برای خود برمی دارند. بطوریکه تعدا مسئولان ساده زیست، اندک بوده و شاید از انگستان دست هم کمتر باشند! که با تمسخر الباقی روبرو بوده، و قدرت عرض اندام ندارند





نوع اخبار :
برچسب :
لینک ها :

بانکها به دلیل اینکه با اضطرار مردم تجارت می کنند، حرام هستند. کسی که وام می گیرد و یا پس انداز می کند هردو مضطر هستند. بانکها این را به تجارت پر سودی، برای خود تبدیل کرده اند. به همین جهت از نظر اسلامی حرام، و در ردیف محاربه با خدا است. زیرا مردم مضطر ( مانند کسی که مریض دارد یا می خواهد ازدواج کند.) برای دریافت وام، مجبورند تمام شرایط را ناخوانده امضا کنند، تا پول را دریافت کنند. طبیعی است کسی تحت فشار امضا کرده، امضای ان از نظر قانونی ارزشی ندارد. ضمن اینکه بدهکار بودن جرم نیست، و قانون (المفلس فی امان الله) هیچکس را بخاطر فقر و نداری و بدهی، مجازات نمی کند. حتی برخی ها پا را فراتر گذاشته و قاضی، خود را جریمه کرده است! چرا که در کشوری حقوق می گیرد و نفس می کشد، که د ر آن فقرا بدهکار هستند و نمی توانند بدهی خود را بپردازند. در قران هم آمده اگر کسی نمی تواند: بدهی خود را بپردازد به او مهلت بدهند. واگر باز هم نتوانست براو ببخشایند! اما بانکداران با این اضطرار مردم، تجارت می کنند! سود سرشار انان از محل همین دیرکرد یا جریمه و بهره وتامین می شود. قران از این هم بالاتر فرموده: قرض دادن به مردم، قرض به خداست، تا مومن از اینکه قرض می کند، شرمنده نشود. زیرا کسی که اضطرا نداشته باشد، اصلا سراغ وام و قرض نمی رود. و قران می فرماید حالا که او عرض و ابروی خود را، کف دست گرفته و به شما روی آورده است، او را شرمنده نکنید. اما بانکها چه می کنند؟ او را تحت فشار گذاشته تا اوراق را امضا کند! قراردادها هم یکطرفه است، یعنی از قبل تکمیل شده و شخص، فقط باید بخواند و امضا کند. او را مجبور می کنند: تا دونفر دیگر را هم از نیاز خود باخبر کند، و از انها بخواهد که ضامن شوند. البته در نمایشگاه ترکنش امروز، اینترنت به کمک آمده و مهندس عباسی، پلاتفرمی تهیه کرده که شخص محتاج وام، بدون اینکه مجبور باشد: با کسی صحبت کند در میان: وام دهندگان بچرخد و نیاز خود را پیدا کند. اما هنوز تحت تاثیر این پلشتی و زشتی: کار بانکها بهره های بالا تا 50درصد را پیشنهاد می کند. در حالیکه حتی  درعالم کفار! بهره بانکی صفر یا نردیک به صفر است. نه تنها وام گیرنده مضطر است، بلکه پس انداز کننده هم مضطر است.  مقداری پول به او ارث رسیده، یا آن را جمع کرده و می ترسد: از دستش برود. به بانکها پناه می برد، زیرا بانکها قول بهره های زیاد می دهند! و بهانه آنها تورم است، با این بهره ها می خواهند جلوی: کاهش ارزش پول را بگیرند. به همین دلیل به بانکها پناه می برند، اما بانکها تصور می کنند این پول خودشان است! آن را تبدیل به دارایی های منجمد می کنند! وقتی بانکی 2هزار شعبه دارد، آیا اینهمه ملک را از جیب سهامداران خریده اند؟ هزاران نفر کارمند دارند، که حقوق می دهند آیا از درآمد بانک است؟ معلوم است که از پول همین پس انداز ها است. همین امر زمینه ورشکستگی بانکها را فراهم می کند. بانکها هم، این ریسک را به دولت تحمیل می کنند! لذا بعنوان اینکه بانک دولتی است، مشتریان را به دولت بدبین می کنند. راه حل این معضل منحل کردن بانکها است. بجای ان پلتفرم های دریافت و پرداخت و بلاکچین ها را فعال باید کرد. گرچه حقوق های نجومی مدیران، نمی گذارد این امر اتفاق بیافتد. مثلا بانک رفاه کارگران، بالاترین پرداخت را به مدیرعامل و اعضا هیات مدیره دارد. بطوریکه زیان ان مستقیما از سوی بیمه شده ها، و حق بیمه آنان جبران می شود. در حالیکه یک پلتفرم هم میتواند: این کار بانک را انجام دهد! سازمانهای باز نشستگی هم به سن قاعدگی نمی رسند! صندوق های بازنشستگی، همگی به دوران قاعدگی رسیده اند.





نوع اخبار :
برچسب :
لینک ها :
چهارشنبه 29 آبان 1398 :: نویسنده : سید احمد حسینی ماهینی

تئوری جدیدی که انقلاب اسلامی، در طول چهل سال خود ارائه نموده: مدیریت واسعه همانند رحمت واسعه است. چون با مدیریت تنگ نظرانه حاکم بر غرب، تضاد دارد لذا تا کنون هیچ کس به تئوریزاسیون آن، مشغول نشده اگر تعدادی هم مدیریت اسلامی را مطرح کرده اند، با همان دید مدیریت تیلوریسم بوده است. ساده ترین دلیل موفق بودن این دیدگاه، تفاوت در صنایع نظامی و ملی ایران است. صنایع نظامی با توجه به نظارت مستقیم: فرماندهی کل قوا و رهبری معظم انقلاب اسلامی، بدون توجه به دیدگاههای بیرونی، همه چیز را از ابتدا شروع کرده، و اکنون بالاتر از همه رسیده اند. چرا که دیدگاه اسلامی دیدگاه مدیریت واسعه است. نمونه این دیدگاه هم، از زبان فرمانده سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بیان شده که فرمود: در دفاع از مستضعیفین، شیعه و سنی نمی شناسیم! به عبارت ساده تر مدیریت واسعه، مدیریت دهکده جهانی است. یعنی همه جهان را یکپارچه می بیند. زیرا همه آنها محلوق خدای واحد هستند، و خداوند هم در این دنیا، رحمت واسعه دارد. و در توزیع نعمت ها (ثروتها) کافر و مسلمان، شیعه و سنی را فرق نمی گذارد. با این دید موشکی ساخته می شود با: برد 2000کیلومتر تا آرزوی پدر موشکی ایران یعنی: شهید تهرانی براورده شود، او به دفاع از مملکت فکر می کرد ولی فراتر از ان، به دفاع از فلسطین هم می اندیشید: آرزو داشت موشکی بسازد که تل آویو را هدف بگیرد، و کابینه رژیم جعلی را نابود کند. برعکس مدیریت واسعه، مدیریت تیلوری که هدف آن ایجاد اسرائیل و رژیم های جعلی دیگر، و بهره و استثمار از کارگر است. آنها مدیران را نژاد برتر می دانند! و براساس جاه طلبی ها او را دسته بندی می کنند. هرچه مدیری جاه طلب تر باشد، برای تئوری انها بهتر است. حتی از طرح آن ناراحت نیستند، بلکه علنا می گویند اگر دو مدیر شرایط یکسانی داشتند، کار را باید به دست مدیری داد که: جاه طلبی بیشتری دارد. جاه طلبی صهیونیست ها از همه بیشتر است! آنها در پروتکل های خود اعتراف کرده اند که: فقط دنبال پول و قدرت هستند. آنها حتی هیتلر را مجبور کردند یهودیهای فقیر را به سوزاند! تا هیچ یهودی فقیری و بی قدرت نماند. بهایی ها، وهابی ها (داعش و طالبان و القاعده..) همین روش را دارند. آنها هیچ عضو فقیر نمی پذیرند، اگر با مساعدت مالی به درجه ای رسید، او را صاحب شرکت و اموال می کنند، وگرنه به دشمنان خودشان  معرفی می کنند، تا دستگیر و اعدام شوند! اندیشه صهیونیستی در تمام تئوریهای مدیریت غربی وجود دارد. شاگردان و دست پروده های انها هم، جز این نمی اندیشند. مثلا پرفسور خود خوانده ای بنام راغفر، در ایران است که خلاصه این تئوریهای آمریکایی صهیونیستی است. از دید او ایران کشور فاقد مدیریت! فقیر و بیچاره و توسعه نیافته و: نا آگاه به اصول جدید است. وی می گوید 14000اختراع ایرانی ها، در امریکا ثبت شده و نتیجه می گیرد که: پس در ایران نمی توان! رشد کرد. باید به امریکا رفت. و اختراعات بیشتری را به آنجا برد. در حالیکه با دیدگاه مدیریت واسعه، این تعداد اختراع نشان می دهد که: آمریکا به آن احتیاج داشته و بنام خودش ثبت کرده، تا به جاه طلبی ها خود اضافه کند. ثابت می کند هوش ایرانی از آمریکاییها هم برتر است. اینکه چرا جلوی این کار گرفته نمی شود، زیرا مردم آمریکا هم در مدیریت واسعه، با بقیه مردم فرقی ندارند، و باید نیاز های انها برطرف شود. او چون آمریکایی فکر می کند، فقط آمار امریکا را دارد! ولی مدیریت واسعه آمار همه کشورها را دارد، و میداند که اعزام ایرانیان به خارج، برای مدیریت جهانی ایران است! که بزودی آثار ان در حکومت واحد جهانی مشخص خواهد شد.





نوع اخبار :
برچسب :
لینک ها :
سه شنبه 28 آبان 1398 :: نویسنده : سید احمد حسینی ماهینی

اگر کسی به تنهایی سرپرست خانوار باشد 55تومان می گیرد، ولی اگر دونفر شد کمتر می شود! و چهار نفر باز هم کمتر. بیشتر از چهار نفر هم حساب نیست! زیرا 205تومن بیشتر نمی دهند. درواقع شعار دوتا بچه کافیه در ان مستتر است، که اگر مجرد باشد بهتر! و این مخالف سیاستهای جمعیتی کشور می باشد. اگر بودجه به میزان 205است باید سیر صعودی بگیرد یعنی مجرد 30باشد دونفر 70سه نفر 110چهارنفر 155و 5نفر 205. اما اگر امکان بیشتری هست بهتر است اعلام کنند هر نفر سرانه 50می باشد و هرچه تعداد خانوار بیشتر طبیعتا رقم بالاتر می رود مثلا 6نفره 300می شود . ولی بهترین راه آن است که برای کمک معیشتی یک طرح کلی داده شود و بقیه طرحها لغو شود. یعنی بودجه اداری وجاری و امدادی همه سازمان های خیریه قطع شود که به نظر می رسد برای حقوق ماهانه دهک های یکم تا چهارم کای باشد. زیرا اکثر کسانی که در موسسات خیریه کار می کنند مستحق دریافت حقوق هستند لرا بئدجه عملیاتی آنها کمتر از بودجه اداری می شود. و بتر است همه حذف شود و یکپارچه شود. اگر نفراتی باشد به هرنفر 400بدهند. حداقل هرخانوار 4نفر محاسبه شود 1600معادل حقوق پایه می گردد. به عبارت بهتر حتی کارمندان سازمان های خیریه هم در دهکهای پایین کمک معیشتی بگیرند بهتر است زیرا دیگر نیازی به داراییها و ساختمانها و تجهیزات و امکانات نیست تنها یک لیست حسابهای یارانه است که هر ماه مبلغی به ان واریز می شود. البته سرپرست خانواری نباشد بهتر است زیرا افراد بد سرپرست حتی سرپرست های بدون انصاف همه را برای خود برمی دارند.و فرزندان بالای 18سال بدون پول توجیبی می مانند. یا اینکه حداقل افراد تحت تکفل بالای 18سال بتوانند جداگانه دریافت کنند.اگر به هر نفر 500در یک ماه داده شود 60میلیون هم مستحق دریافت باشند!30هزار میلیارد می شود. که فقط یکی از اختلاس ها را برگردانند کافی است. اما اولا تعداد کمتر است سه دهک می شود 24میلیون نفر یعنی 8میلیون خانوار. سه دهک دوم و سوم معمولا این مبلغ را دریافت می کنند. یعنی یا کارگرهستند یا کارمند. کارگر اعم از هنرمند و کاسبکار که تابع تامین اجتماعی هستند. حالا ممکن است کار فرمای انها دولت یا شرکتهای دولتی و یا بخش خصوصی باشد. اینها تابع قانون کار هستند و لذا حقوق خداقلی را دارند. کارمندان اداری هم شامل افراد شاغال و بازنشسته که ازدولت حقوق می گیرند دارای حداقل دریافتی هستند. لذا طبق آمار موجود در سال 97میزان 60 فقرا کارمندان و کارگران و بازنشستگان هستند. پرداخت به این افراد میتواند نیم بها باشد. به اندازه بودجه قبلی مورد نیاز است. 100میلیون لیتر بنزین مصری در روز در ماه 3هزار میلیون لیتر می شود. که بخش اعظمی از ای هزینه را تامین می کد. ولی بخش دیگر در افزایش تولید بنزین و فروش آن به همسایه ها از مجاری رسمی میتواند تامین شود. در حالیکه صرفه جویی حاصل از انحلال کمیته امداد و سازمان بهزیستی هنوز برجا هست و به بودجه دولت کمک می کند. و بیکاران آنها را در پالایشگاهها به کار میتوان گرفت. شاید اصلا ازایش تولید بنزین با استفاده از طرح های دانشمندان بومی بتواند صادرات را بیش از پیش رونق داده و همه بیکاران را مشغول کند و اصلا نیازی به یارانه دادن نباشد. توجیه اقتصادی آن هم ب این دلیل است که قیمت بنزین در دنیا بسیار گران است و این به معنی وجود تقاضای سنگین می باشد. کشورهای همسایه تا ده برابر قیمت را می پردازند و آن را قاچاق می کنند. ولی اگر تولید زیاد شود تا 5برابر هم بپردازند از مجاری قانونی می برند و میزان اتثلاب منابع هم کاهش می یابد. و از طریق این همسایگان، همسایگان آنها هم و بطور سیستماتیک جهان با بنزین ارزان روبرو خواهد شد.

 





نوع اخبار :
برچسب :
لینک ها :

داعش بداند که هرچه تخریب کند، بهتر از اولش آن را می سازیم و: از این سازندگی خسته نمی شویم! گرچه کوه آنها موش زایید، ولی موش ما کوه می زاید! آمریکا و اروپا، تمام رسانه های ضد انقلاب و بی وطن و سرگردان، دست به دست هم دادند تا چند جوان خام را، گوشت دم توپ کنند، ولی موفق نشدند. و برعکس، این حیلت باعث شد تا موش های کثیف، از لانه خود بیرون بزنند، و به خیال لقمه ای پرچرب، در تله گیر کنند. وزارت اطلاعات، تعداد دقیق انها را احصا کرده، و از همه آنها عکس و تلفن وتلگرام دارد. و ریشه آنها رخشک خواهد کرد. آنها که ابتدا سعی داشتند: حرم پیامبر را تخریب کنند! نتوانستند به تخریب حرم ائمه مشغول شدند، ولی باز هم هرجا را خراب کردند، دوباره ساخته شد وخیلی بهتر. حالا گیر داده اند به امامزاده ها! نمیدانند هرکه، با آل علی در افتاد ورافتاد، و اثری از ان در تاریخ باقی نماند. این بار سعی کردند: پمپ بنزین ها را آتش بزنند. که خواهند دید که آنها را هم مانند: حرم امامزاده ها، خواهیم ساخت و بهتر از اول هم خواهد بود. زیرا مدافعان حرم، فقط در حرم های دور دست مواظب نیستند، بلکه به حرم داخلی نیز توجه دارند. بعد از ساخت آنها،  بنزین فراوان در آن ریخته، و جهان را از ان سیراب خواهیم کرد. آنقدر بنزین تولید خواهد شد، تا قاچاقچی ها هم برایشان صرف نکند! قیمت بنزین در دنیا هم کاهش می یابد. دانشمندان ما تیزهوش تر از: دانشمندان آلمان نازی هستند. که آنها از اسفالت خیابان، بنزین تولید کردند. ما از چوب و کاغذ هم، بنزین تولید می کنیم. این طرح تولید ها در تمام مراکز تحقیق، هست و به ثبت رسیده، تا امروز سلطان بنزین نمی گذاشت: رونمایی شود. ولی امروز این سلطانها، یا دستگیر شده اند و یا در حال دستگیری هستند. و مجال برای سرکوفت زدن به دانشمندان، و تحقیر کردن آنها ندارند. امروز روز بیرون آمدن طرحها از: پستوی بایگانی ادارت است. براساس پرونده های موجود در: سازمان پژوهشها در تمام ارگانهای نظامی و غیرنظامی، به تعداد دانشمندان شیمی ایران، طرح ارزان برای تولید بنزین است. ولی دم کلفت های واردات ، دستور بایگانی انها را داده بودند، تا به پورسانت واردات خود برسند، و به حسابهای مخفی خود در سوئیس واریز نمایند. امروز حتی بانکهای سوئیس هم، جای امنی برای این پولشویی ها نیست. و بزودی دستگاه قضا، همه آنها را بلوکه و به ایران برمی گرداند. فقط این نیست. دانشمندان ما خودروهایی طراحی کرده اند که: با آب خالص! شارژ می شود و یا خودروهایی که: با خورشید و برق کار می کنند. اما سلطان نفت و بنزین، روی همه اینها را پوشانده بود، تا همانطور پر پول و پر قدرت بماند. اما عصر شفافیت، آنها را بر باد داد. الان تبدیل به پهلوان پنبه هایی شده اند که: دنبال سوراخ موش هستند. ترس از این بگیرو ببند ها، چنان آنها را دگرگون کرده که: تمام لج بازهای پرضرر خود را کنار گذاشته، تف خود را می لیسند! آنهاییکه کارت سوخت را باطل کردند، تا قاچاق بنزین پا بگیرد. حالا مجبورند دوباره کارت سوخت بدهند. قوه قضائیه باید برای همین زیان های وارده، آنها را به صلابه بکشد. همان هاییکه با یارانه نقدی، مخالف بودندحالا با اشتیاق می گویند: اگر کسی تمایل دارد از کمک معیشت استفاده کند، برای ما مهم نیست. کسانی که می گفتند گداپروری است، حالا می گویند 60میلیون از 80میلیون نفر جمعیت ایران، نیاز به دریافت کمک معیشتی دارند.  می گویند ما 18میلیون خانوار را شناسایی کرده ایم! این چه معنی می دهد؟ جز اینکه بگویند خودشان مردم را فقیر کرده اید. والا گرانی در شرع مقدس اسلام، امری مذموم و ناپسند است. زیرا فقط از طریق منع مردم، نعمتها اتفاق می افند. 





نوع اخبار :
برچسب :
لینک ها :


( کل صفحات : 279 )    ...   4   5   6   7   8   9   10   ...   
آمار سایت
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • هزارمقاله :
  • تعداد کل مقالات :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
 
 
 
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو