ندای ماهین
ماهنامه سیاسی اقتصادی
درباره ندای ماهین


ندای ماهین
www.nedayemahin.ir
ماهنامه سیاسی اقتصادی
تحلیلی خبری به زبان فارسی دارای مجوز شماره 77703/95 از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی
صاحب امتیاز و مدیر مسئول سید احمد حسینی ماهینی
آدرس : میدان شهدا پاساژ امیدوار طبقه دوم واحد 2
mahinvare@gmail.com
02136608528
09120836492

مدیر سایت : سید احمد حسینی ماهینی
جمعه 2 اسفند 1398 :: نویسنده : سید احمد حسینی ماهینی

مدتها اسرائیل ادعا می کرد که: قدس تعلق به قوم یهود دارد، و باید در اختیار کنست باشد و پایتخت اسرائیل گردد! بعد که آنجا را اشغال کرد، قوم عرب ادعا کرد که قدس عربی است، و باید به اعراب برگردد! اما هشتاد سال این ادعای او طول کشید، و کاری نکرد بلکه آن را وسیله رشوه گرفتن از یهودیهای قرارداد، که اخیرا آمریکا نیز آن را معامله قرن نام نهاد. و ادعاد کرد که قدس متعلق به آمریکا است، اگر بخواهد میتواند به اسرائیل ببخشد. اعراب گرچه در شعار با معاله قرن مخالفند، ولی در اتاق های دربسته چیز دیگری می خواهند! امام خمینی بود که ادعا کرد: قدس به اسلام تعلق دارد، و باید حرف اول مسلمین شود. به همین دلیل روز جمعه آخر ماه رمضان را، روز قدس اعلام نمود تا مردم با راهپیمایی خود به سوی قدس، در انجا نماز بخوانند. ولی سه ضلع مثلث استکبار یعنی دولتهای عربی و غربی و عبری، با هم متحد شدند و مانع تحقق قدس اسلامی شدند. آن را امریکایی یا اسرائیلی و حتی عربی می دانند، ولی اسلامی نمی دانند! زیرا که در این صورت، فوری آزاد می شود، و جلوی لفت ولیس سران آنها گرفته می شود. فرمول جریان وجوه نقد دراین سه قطب، به شرح زیر بود: اسرائیل به بهانه ترس از اعراب، از امریکا کمک مالی دریافت می کرد، تا خود را تقویت کند! اعراب هم مانند مصر و اردن و حتی فلسطینی ها، از ترس اسرائیل دست به دامن آمریکا شده، آنها هم معادل همان مبلغ کمک مالی می گرفتند، و البته فلسطینی ها بیشتر! فلسطینی ها به بهانه تحریک غیرت عربی، خود را درمقابل اسرائیل ضعیف نشان می دادند، تا از سران عرب کمک مالی دریافت کنند! از جمله عربستان و امارات در این کار پیشقدم بودند. فلسطینی ها از این هم زرنگتر بودند! نه تنها از سران آمریکا و اعراب کمک مالی دریافت می کردند، بلکه به بهانه نفوذ ایران، از اسرائیل نیز کمک(یا غرامت) دریافت می نمودند. لذا از سه طرف حمایت مالی می شدند. جالب تر این که ایرانی ها را، متهم به کمک مالی به فلسطینی ها می کردند! براین هوک و  پمپیو بارها گفته اند: که ایران بجای کمک به فلسطین، این پولها را خرج ملت خود کند. اما فلسطینی ها از ایران هم، کمک مالی دریافت می کردند. لذا یک چهار دیواری ساخته بودند: از پولهای ایران و امریکا و اسرائیل و اعراب. و هرکدام را از دیگری می ترساندند، تا کمک های بیشتری بگیرند. ایران که از این موضع اطلاع داشت، اعلام کرد ما نمی خواهیم فلسطین را اشغال کنیم! بلکه می گوییم: همه طرفها در یک رفراندوم شرکت کنند، و دولت جدیدی برمبنای رای مردم تشکیل دهند. اما اسرائیل قبلا این کار را کرده بود! لذا هیچکس به پیشنهاد ایران اهمیت نمی داد. آنها تبلیغ می کردند که در اسرائیل، انتخابات آزاد است: عربها و یهودیها و مسیحی ها در ان شرکت دارند، ولی اکثریت با صهیونیست ها است، لذا دو حزب قوی انها همیشه پیروز است. و برای اثبات این نظریه دموکراتیک، شهرک ها را توسعه داده و هرچه بیشتر، آمار صهیونیست های شهرک نشین را افزایش می دادند، تا هیچگاه ترکیب جمعیت به نفع دیگران نشود. ایران اصرار داشت که رفته ها هم برگردند، تا تعادل بین یهودیان و مسلمانان برقرار شود، ولی آوارگان عرب، قصد برگشت نداشتند، ولی یهودیان هر بار شهر کهای جدیدی را اضافه می کردند. لذا طرح ایران اجرا شده بود. برای خنثی سازی برگشت آوراگان فلسطینی هم، معامله قرن را مطرح کردند، تا آنها در خارج از فلسطین زندگی بهتری داشته باشند. تنها راه آزاد سازی قدس شریف، اعلام قدس فارسی است. ایران با راهپیمایی روز قدس(اربعین) با دست خالی، اسرائیل را فنح کرده، نماز روز قدس امسال را، در آنجا برگزار کند.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب :
لینک ها :
پنجشنبه 1 اسفند 1398 :: نویسنده : سید احمد حسینی ماهینی
آیا شورای نگهبان ناظر مالی دارد؟ تا بر هزینه های انتخاباتی نظارت کند، جلوی پولشویی را بگیرد و مانع ورود: پولهای کثیف به انتخابات شود.چناچه شنیده شد که قطر، بعد از سقوط هواپینای اکراینی،  نزدیک به سه میلیارد دلار وارد ایران کرد! یا عمان پس از شهادت سردار سلیمانی، از سوی عربستان وامارات  مبالغی را، برای پیگیری نکردن! پرونده اخراج آمریکا از منطقه، به ایران تزریق نمود. طبیعی است که این پولها را، کسی نمی تواند منکر شود! و هم نمی تواند آن را اعلام کند!  انتخابات بهترین راه برای هزینه کرد این پولها است. جناح خاصی هم در این کار مهارت دارد، بطوریکه در دوره های قبل، از امریکا خواسته بود تا ایران را تحریم کند! چون این تحریم، باعث تضعیف جناح مقابل و: پیروزی آنها می شد. 79 نفر از نمایندگان مجلس قبل، فقط به خاطر مسائل مالی رد صلاحیت شدند. زیرا دلارهای کثیف، برای پیروزی شان مفید بوده است. با عنایت به اینهمه زرنگی! لازم است که شورای نگهبان زرنگتر از انها باشد، تا این پولهای کثیف را شناسایی، و استفاده کنندگان را، از ورود به مجلس بازدارد. البته همه این وظائف به عهده شورای نگهبان نیست، ولی ارگانهای مجری هم، بعضا با این کار موافق هستند! لذا در ارائه گزارش کوتاهی یا تسامح می کنند، و یا اصلا آن را منکر می شوند! مثلا رئیس جمهور، بارها از رد صلاحیتها انتقاد کرده، آنهم نه از رد صلاحیت اصولگرایان، که نیمی از انها را تشکیل می دهند، بلکه علنا از گروه یا جناح و خزب خاصی حمایت کرده! عملا به معنی دخالت در انتخابات است، و تفکیک قوا را زیر سوال می برد. ایشان حتی دست به قلم شده، و نامه اعتراضی هم نوشته! طبیعتا این نامه در جهت اجرای قانون اساسی نبوده! بلبکه برعکس، برای جلوگیری از قانون اساسی، که همان نظارت شورای نگهبان است، بوده. این فقط یک دلیل می تواند داشته باشد! و آن شریک جرم بودن در: موارد رد صلاحیت شدگان است، که احساس گناه و عذاب وجدان، ایشان را به دفاع تمام قد وا داشته است. علاوه بر این موارد که  رسانه ای  شده، رموز دیگری وجود دارد که در نحوه حسابداری مخفی است. برخلاف ساده اندیشی درباره حسابداری، میتوان گفت حسابداری از اسناد یکلی سری! هم خطرناک تر است. زیرا همه حرکتها به آن بستگی دارد، و حسابداری می تواند با جلب اعتماد کاذب، پولشویی ها و اختلاس ها را پوشش دهد. تا براحتی نتوان آن را اثبات کرد. مثلا ترخیص خودرو های لوکس، و کالاهای لوکس دیگر، ممکن است مهم نباشد! ولی  تاریخ ترخیص آنها در زمان: نیاز مالی کاندیدها است. تا با ترخیص آنها، مبالغ کلان آزاد شده و با هزینه شدن در تبلیغات انتخاباتی، پولشویی شود. تا کاندیدها با نشان دادن در باغ سبز، یا نمایش قدرت نفوذ خود! صاحبان کالاهای قاچاق و دپو شده در گمرک را، سرکیسه کنند. زیان این کار آنست که: مانند مجوز واردات خودروهای لوکس، در یک لحظه مجوز آزاد میشود و: بعدا ممنوعیت ادامه می یابد. روشهای حسابداری می تواند: فرار مالیاتی هنگفت ایجاد کند. بطوریکه مامور مالیات را قانع کند: که باید چیزی هم، دستی بدهد! نمونه آن 85درصد شرکتهای دولتی را زیانده نشان می دهند، تا مالیات اخذ نشود، و مشمول اصل 44نگردد. در حالیکه در همین شرکتها، پاداش های نجومی و دستمزدهای کهکشانی! پرداخت می شود آنهم به دلیل سود آور کردن شرکت! لذا شورای نگهبان باید: با دقت رد پولهای کلان را بگیرد. از اینرو به ناظران مالی متعهد و مومن نیاز دارد، که حتی گول حسابداران قسم خورده راهم نخورد! زیرا همین حسابدارن قسم خورده هستند که: باعث می شوند شرکتهای دولتی مافوق دولت بودجه داشته ولی فقط سه درصد مالیات بدهند

ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب :
لینک ها :

برخی ها تصور می کنند که هجوم رسانه های غربی قوی است، اما رسانه های ایران سالها است که ابر قدرتی خود را، برجهان تحمیل کرده اند و دشمنان، فقط پاتک می زنند! آمار نشان می دهد که بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، بودجه نظامی همه کشورها کاهش یافته! و برعکس بودجه رسانه ای انها افزایش داشته، که امروز در تالار دانشکده فنی دانشگاه تهران، براساس نمودار نشان داده شد! در بررسی علل چنین حوادثی، نباید به خطا رفت! این انقلاب اسلامی بود که با شکستن هیمنه ابر قدرتی آمریکا، نشان داد که سلاحهای پیشرفته هم، کارایی ندارند و باید به بایگانی تاریخ سپرده شوند! نمونه آن بمب هیدروژنی و اتمی که تا قبل از انقلاب اسلامی، همه را به وحشت انداخته بود! و از جنگ جهانی سوم و نابودی دنیا صحبت بود، دیدند که انقلاب اسلامی آنها را از کار انداخت! جرات شروع جنگ جهانی سوم را از بین برد. وقتی امام خمینی گفت: خون بر شمشیر پیروز است، چنین روزهایی را پیش بینی می کرد. زیرا ایشان در مکتب امام حسین ع رشد کرده، و میدانست که اسلحه، بی دین ها و لیبرالها را می ترساند، والا برای مومنان یک اسباب بازی بیش نیست. همانطور که امام حسین ع می فرماید: مرگ برای مومن مانند گردن بند زنان زیبا است. وقتی امام خمینی فرمود: آمریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند، برخی ها تصور کردند که یک شعار توخالی، برای دلگرمی مستضعفان جهان است، اما اکنون بعد از چهل سال با اینکه همه سلاحهای خود را بیرون آورد، و اطراف ایران را پر از پادگان کرد، عاقبت مثل یک شطرنج بازی که: همه مهره ها را سوزانده، امروز با دادن رشوه به اصلاح طلبان، ولیبرالهای منطقه چند روزی مهلت بیشتر گدایی می کند، و کشته های عین الاسد را مخفی نگهدارد. در واقع امام خمینی با هوش بالای خود، که در مکتب اسلام پرورش یافته بود، از پاریس، برنامه ای رسانه ای بنام: اعلامیه جهانی رهایی مستضعفان، شروع کرد که از همان موقع، افکار عمومی را تسخیر کرد. بطوری با یک هواپیمای ساده، از پاریس به تهران آمد، و کسی نتوانست کاری کند. علت جنگ 8ساله عراق با ایران هم، نفوذ کلام و هجوم رسانه ای امام خمینی بود. زیرا مردم عراق چیزی را که الان دارند، همان موقع می خواستند، ولی دشمن سعی کرد: جلوی ان را بگیرد تا بین برادران تاریخی، اختلافی انداخته باشد. ایجاد داعش یا القاعده در واقع پاتک های این نبرد پیروز بود. رسانه امام خمینی قلوب مردم بود. و همین باعث می شد تا: تمام رسانه های دنیا در اختیار او قرار بگیرند! رویترز و آسوشیتد پرس و همه رسانه های جهانی، اخبار درجه یک خود را به ایشان اختصاص دهند. اکنون نیز تمامی رسانه های دنیا در اختیار رهبر انقلاب اسلامی است. آمار ها نشان می دهد که مردم دنیا، اخبار منفی را بیش از اخبار مثبت پیگیری می کنند! زیرا معتقدند اخبار مثبت را، رسانه های رسمی اعلام می کنند! و نیازی به پیگیری ندارد. لذا حتی رسانه های معاند هم، در هژمونی رسانه ای گیر افتاده، و مانند مگسی در تار عنکبوت، هرچه بیشتر تقلا می کنند دست و پای خود را بیشتر می بندند. رسانه های هیچانی مثل شبکه های اجتماعی  و اشتراکی، هرچه می خواهند با اخبار جنسی! مانع از انتشار اخبار ایران شوند، هیچ رشدی در این چهل سال نداشته اند. زیرا افکار عمومی به این نتیجه رسیده: اگر کسی مخالف جمهوری اسلامی ایران حرف بزند، آنها باید موافق آن را تحلیل کنند و بپذیرند. انتخابات در ایران یک مثال است. با اینکه بیش از هزار کانال فارسی، در تبلیغ تحریم انتخابات هستند، ضریب نفوذ آنها در ایران هم بالای 85درصد است، ولی روز انتخابات معلوم می شود که: همه این مخالف خوانی ها! لازم بوده است.  



ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب : Iranian media at the height of power.،
لینک ها :
دوشنبه 28 بهمن 1398 :: نویسنده : سید احمد حسینی ماهینی

شایعه سازان از هر اهرمی برای تبلیغات علیه اسلام، استفاده می کنند! تا دیروز که همه ازار جنسی را افتخار می دانستند، آنها به مسلمانان سرکوفت می زدند که: شما امل و فناتیک هستید، از رفتار زن  و مرد غریبه سر در نمی اورید، فقط به یک زن در عمرتان اکتفا می کنید! حتی روی آن زن را هم، بعد از شب عروسی می بینید. حالا که می بینند همین کار درست است، از ان طرف دیوار افتاده اند! و مردم ما را به ازار جنسی متهم می کنند، تا خودشان را معصوم جلوه دهند. یعنی در هیچ کجای دنیا ازار جنسی نیست، فقط در ایران هست! به همین دلیل است که امام سجاد ع، شکر خدا می کند که دشمنان ما را از احمقها افریدند. خودشان جوجه فکلی ها را به ایران تحمیل کردند، زنان را بی حجاب نمودند، ارتباط جنسی را در خیابانهای شیراز، با افتحار نشان دادند. حتی در تاسیس مسجد دانشگاه تهران، برای اینکه همه دیوارهای حجب و حیا، شکسته شود برنامه جنسی بین زن و مرد را، به عنوان افتتاحیه اجرا کردند. حالا چوب خدا به سرشان خورده! و می گویند نباید هیچ  مردی به زنی دست بزند، زیرا آزار جنسی حساب می شود. این موضوع موقعی مهم می شود که: اولین قانون منع ازار جنسی، در سال 1979یعنی همزمان با انقلاب اسلامی تصویب می شود! آیا قبل از ان هیچ خبری نبوده است؟ و کسی به آزار جنسی نمی پرداخته؟ گویا موقعی که در ایران به زور، چادر از سر زنان برمی داشتند، خشونت علیه زنان متولد نشده بود! یا موقعی که در شکنجه گاهها، اولین کار هر شکنجه گری تجاوز به دختران و زنان انقلابی بود، چیز مهمی نبود! در همه جنگهای غرب بر علیه شرق، اولین وظیفه تفنگداران، تجاوز به زنان بود! اصولا جوانها را به این دلیل به سربازی می بردند، تا در عنفوان جوانی و فشار شدید جنسی باشد، تا اولین اقدامی که ناخودآگاه انجام دهد، تجاوز جنسی باشد! در حالی در اسلام از همان اول سفارش پیامبر و حضرت علی ع، آن بود که به زنان و کودکان کاری نداشته باشند، حتی زخمی ها یا فراری ها را دنبال نکنند. پس بخوبی معلوم می شود: یک نوع شرطی شدن، در این فرایند وجود دارد. غرب که از زن بعنوان یک کالا استفاده می کرد، طبیعتا کالا وسیله ای است کاملا در اختیار خریدار! حتی اگر ان را خراب کند، یا بسوزاند، باز هم (مال خودش) است. یعنی زن را چه در خانه و یا کار خانه، استخدام کنند یا با او ازدواج کنند، در واقع او را خریده اند. این رویه در ایران پس از انقلاب به شکل: مهریه های زیاد برای ازدواج، یا دستمزدهای بالا برای زنان خیابانی، ظاهر شد زیرا  حاکمیت با تماس زن و مرد نامحرم، مخالف بود! چه رسد به زنا یا آزار جنسی. لذا زنان خیابانی برای این حریم شکنی، دستمزد بالایی می خواستند. زنان محترمه هم برای آزار جنسی خلال! مهریه نجومی در خواست می کردند. اما دشمنان در این شرطی شدن، همیشه تناقض داشتند! از یک طرف می گفتند: چه اشکالی دارد زن و مرد نامحرم، دست بدهند یا با هم رو بوسی کنند، یا همدیگر را بغل کنند؟ از طرف دیگر می گفتند مردان بزور، با زان روبوسی می کنند، یا آنها را در بغل می گیرند، پس همه مردان ایرانی زور گو و مخالف: ازادی زن و دچار آزار جنسی هستند. بدتر اینکه در افعانستان، دولت را مجبور کردند قانون منع ازار جنسی بنویسد! آنهم در کشوری که تا بحال دیده نشده که: مردی به زور برقع یا چهره بند افغانی را کنار بزند، اصلا در مرام این مردم نیست. چندتا عکس از کشورهای غربی، یا از اینترنت در می اورند و بعد می گویند: زنان و دختران یا کودکان افغانی، مورد آزار جنسی بوده اند. لذا اصلا معلوم نیست از چه چیزی حرف می زنند. فقط می خواهند اسلام را خراب کنند و : مسلمان را خشن جلوه دهند.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب : کوم جنسی ځورونه؟،
لینک ها :
خیلی ها وقتی نمی توانند با قران مبارزه کنند، سعی دارند آن را مصادره به مطلوب کنند. یعنی به نفع خودشان تفسیر نمایند. به عنوان نمونه یک نفر نماز نمی خواند! از او پرسیدند چرا نماز نمی خوانی؟ گفت در قران نوشته:( لاتقربوالصلات) به نماز نزدیک نشوید! دیگری روزه نمی گرفت! علت را پرسیدند گفت: در قران نوشته! کسی که مسافر است روزه بر او واجب نیست، ما هم در این دنیا مسافریم. نمی توانیم قصد ده روزه کنیم! چون ممکن است هرلحظه اجل فرا برسد. می بینید هرچه محبوبیت قران بیشتر می شود، سوء استفاده از ان هم بیشتر، زیرا که می خواهند با دو روش، قران را بکوبند! اول اینکه بگویند سوء استفاده از ان راحت است، پس نباید آن را قبول کرد. دوم اینکه مردم مذهبی را فریب داده، چند روزی بر آنها حکومت کنند، یا گذران زندگی داشته باشند. یکی از جاهاییکه امروز در ایران مد شده است، استفاده از قران برای برتری زنان است. که البته آنها برابری زنان معنی می کنند. مثلا دولت باید تصویب کند که 50ئرصد پست ها را به زنان بدهد. خوب اگر زن لیاقت دریافت پست را داشته باشد، آن را به دست می اورد. پس برای او برتری قایل می شوند، که فقط به صرف زن بودن به اوپست دولتی داده شود. مثل این که برای ازمایش رانندگی، درصد تعیین کنیم. سی درصد از قبول شدگان باید زن باشند. یعنی اگر حتی ورقه سفید هم داد، باید قبول شود، چون زن است و باید سهمیه 30درصد پر شود. چطور وقتی این سهمیه برای خانواده شهدا یا رزمندگان، در نظر گرفته می شود یک نوع برتری دادن به آنها است، ولی در مورد زنان نیست. نمی توان باور کرد که مثلا: زاییدن بچه را هم 50درصد به مردان داد! بقیه به زن اختصاص یافت. چه معنی دارد که قاعدگی را تا 50درصد به مردان تحمیل کرد، وبقیه زنان این آزار و اذیت بدنی را تحمل نکنند! بنا براین در تساوی بین زنان و مردان، یک نوع برتری جویی نژاد پرستانه وجود دارد، و فقط جاهایی تفسیر می شود، که آنها بخواهند. در قران کریم آمده که زنان و مردان، در عمل به اعتقادات با مردان مساوی هستند: مسلمین و مسلمات فرقی ندارند. ولی این بخشی از قران است، آیا (یومنون به بعض و یکفرون به بعض) خود زنان مومنه راضی می شوند که: فقط به برخی آیات توجه شود، و برخی دیگر نادیده گرفته شود. قران می فرماید زن باید نه ماه، بچه را در شکم نگهداری کند و بعد، دوسال تمام او را شیر دهد. این را چطور می شود  بین زن و مرد بطور مساوی تقسیم کرد. تا زنان هم از رنج باداری و شیردهی معاف شوند. طبیعی است که تساوی در این مورد، نه تنها ممکن نیست بلکه اصرار بر آن، کفر مطلق است. چون نه واقعیت طبیعی دارد، و نه واقعیت دینی. بنابر این باید همه قران را در نظر گرفت، و تمام دستور العمل های آن را پذیرفت. و گرنه کار بجایی می رسد که: نص صریح قران را نقض می کنند، و بنام اسلام تحویل مردم می دهند. مانند دیه یا ارثیه زن. در قران صریحا آمده که (للذکر مثل حظ الانثیین) بهره مردان از ارث  دوبرابر زنان است. تساوی این دو، اگر قانون مجلس هم شود خلاف شرع است. اجتهاد در مقابل نص خلاف شرع است. هر توجیهی خلاف شرع است. اما متاسفانه برخی ها اصرا دارند، که یکی یکی از احکام قرانی را با نام خود قران، از بین ببرند و حکما و علما هم چیزی نمی گویند! و اگر هم گفته باشند نمی گذارند، به گوش کسی برسد. برابری جنسیتی که امروز تبلیغ می شود، در هیچ کجای دنیا وجود ندارد بلکه ساخته پرداخته: ذهن علیل کسانی است که: مامور تحریف قران هستند. و ما باید کاریکنیم تا: کسانی به مجلس راه یابند که مبنای آنها، اجتهاد در مقابل نص قران نباشد. بلکه عمل به تمامی دین و قران باشد.

ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب :
لینک ها :

عقاید در سینما نیز مانند عقاید در جهان، متناقض و متضاد است! مثلا استانیسلاوسکی می گوید: بازیگر باید طوری بازی کند که معلوم نباشد، بازی می کند، بلکه با نقش خود زندگی کند! اما برتولت برشت برعکس آن را می گوید. در تمام دنیا ممکن است به: هماهنگی بین عناصر سینمایی معتقد باشند، ولی برعکس انهم اتفاق بیافتذ. مثلا وقتی شهاب حسینی، نقش شهید بابایی را بازی می کند، واقعا شهید را قبول دارد. ولی حمیدی که نقش زنش را بازی می کند، اینطور نیست یعنی تا حالا نشده، یک زن هنرمند از چادر دفاع کند! یا در مراسم سینمایی، با چادر ظاهر شود.  در واقع بیشتر برتولت برشتی هستند، تا استانیسلاوسکی. البته همیشه هم استانیسلاوسکی بودن خوب نیست! زیرا کسی که نقش معتاد یا فاحشه را بازی می کند، لازم نیست و نباید که معتاد شود. بنابراین یک ماتریس چهارخانه ای درست می شود که: فقط یک خانه آن درست است: کسی که نقش خوب را، خوب بازی کند. بهروز وثوقی نقش بد را هم خوب بازی می کند، نقش خوب را هم خوب! لذا فردی حنثی است. یعنی از خود ارزشی ندارد، ارزش او به نقش آفرینی اش است، ولی شهاب حسینی علاوه بر اینکه نقش بد را هم، خوب بازی می کند ولی خودش بد نیست! برای خود ارزشهایی را قبول دارد. دنیل رد کلیف، نقش هری پاتر را خوب بازی می کند، و آن را ارزش خود می داند: یعنی امثال فیلم ها جادگری و توهم زا، جای خود را بعنوان یک ارزش در سینما باز کرده است. واقعیت ها را دگرگونه کنند، بطوری که باور پذیر باشد. و در خارج از سینما هم از ان دفاع کنند. مانند کسانی از امریکایی ها رمبو می سازند، و از ایرانی ها تروریست. و به این نقش خود وفادار هم هستند. اما حالت چهارم کسانی هستند، که در برزخ عقیده و واقعیت، گیر کرده اند. این همان تناقض لوکیشن با دیالوگ است. یعنی تناقض را به درون فیلم تزریق می کنند. فیلمنامه به دنبال اثبات ایرانی مقتدر است، ولی بازی و لوکیشن طوری طراحی شده، که تماشاگر تمایلی به قبول آن ندارد. برخلاف سینمای آمریکایی، که مشحون از غرور ملی آمریکایی است، سینمای ایرانی مشحون از ضدیت با غرور ملی است. یعنی تماشاگر از سینما که بیرون می آید، فقط یک آرزو دارد : از ایران برود، چون اینجا جای زندگی نیست. هتل و دریا و رقص و آواز و خوشی و خوشبختی، همه در ان سوی مرزها است. و دراین سوی مرزها، مرگ و غم و سیل وزلزله و.. و بدبختی است. البته یک هماهنگی کامل بین فیلمهای ایرانی و آمریکایی هست، زیرا که انعکاس همان است. یعنی سینما گر ایرانی هم، مانند سینماگر آمریکایی معتقد است: ایرانی ها تروریست هستند، و آمریکایی ها ناجی! فقط لوکیشن آنها 20هزار کیلومتری جابجا شده است. از نظر زمانی هم، چنین اتفاقی، افتاده است. مثلا شفیعی کدکنی شعر معروفی دارد: به کجا چنین شتابان، گون از نسیم پرسید! به هر ان کچا که باشد به جز این سرا، سرایم. طبیعی است که اشعار نادرپور، نیما و سهراب و مربوط به دوران ستم شاهی بوده است. واین فاصله زمانی جابجا شده است. یعنی آنهاییکه در ان موقع این شعر ها را نشنیده، یا نفهمیده بودند. حالا می خواهند انتقام بگیرند. و بگویند هیچ فرقی نکرده است. این امر برخلاف ادعای ظاهری، یک عمق سیاسی دارد: که همان تضاد لوکیشن و دیالوگ، یا حرف و عمل است. لزومی ندارد که همه یک عقیده داشته باشند، ولی درک مفهوم زمان را نباید از دست بدهند،  وفاداری به متن و فیلمنامه با خیانت به متن و اعتماد به حاشیه، از همین جا نشات می گیرد. کارگردان یا بازیگر باید متن را بفهمند و خوب اجرا کنند. نه اینکه بگویند متن را اینطوری نوشتیم، که مجوز بگیریم! ولزومی در اجرا نیست.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب : Contradiction of dialogue and location in cinema!،
لینک ها :
پنجشنبه 24 بهمن 1398 :: نویسنده : سید احمد حسینی ماهینی

سی و هشتمین جشنواره فیلم فجر هم گذشت، و ما در حسرت دیدن یک چادر: بر تن سلبریتی های زن ماندیم. و این مرثیه ماندگاری خون رضاخانی، در رگ های هنرمندان ماست! هنرمندانی که بی دلیل در همه جا قریاد می زنند: ما مردم را دوست داریم! و برای مردم کار می کنیم، ولی معلوم می شود مانند ترامپ و پمپیو، فقط یاوه می بافند و ژاژ می خایند. آنها به سادگی می گویند: که اگر در فیلم هم چادر سر می کنند، از روی اعتقاد یا باور دینی و مردمی نیست. چون اگر رهایشان سازید، همانند خودشیفتگان خارج نشین، تن شان را مایه عبرت تاریخ خواهند کرد.  آیا وقت آن نرسیده که مانند شهاب حسینی با اینکه: زیر تیغ کارگردان دین ستیز قرار دارد، ولی از اعتقادات مذهبی خود دفاع کنند؟  و یا مثل داریوش ارجمند، لا اقل پشت به مردم نباشند؟ زنان ما دز یک پروسه غمبار، چادر را حفظ کردند و در یک همایش همگانی، آن را به نمایش گذاشتند و اکنون، در هر مناسبتی بصورت میلیونی، از ان دفاع می کنند. اما سلیبریتی ها، علیزغم ادعاهای عفن و نخ نمای مردمی بودن شان، هیچگاه این مردم را باور نکرده و نمی خواهند بکنند. ذوق و شوق و خدای انها، جولیا آن یا انجلینا ها و قبله آنها گوگوش و مهستی است. شاید هم اینطور نباشد! بلکه این استبداد رضاخانی حاکم بر سینما، آنها را به چنین روشی وادار می کند. آنها ییکه می گویند در سینما! چرا نداریم نمی شود نداریم. مجری برنامه می گوید که حتما باید خط قرمز ها را بشکند، تا او را به روی سن دعوت نماید! رئیس برنامه می گوید مبارزه با چادر و حجاب اسلامی، جزو باید های این برنامه است. مدیر جشنواره ارزو می کند مانند اسکار! زنان لخت را در صف جلو داشته باشد. اینجا جایی است که ایمان فلک رفته بر باد. اما هنوز امیدواریم دنیای دیکتاتوری سینمای ایران، ترک بردارد و روزنه هایی به سوی اسلام باز شود. در تمام جشنواره ها، تنها یک هنرمند ایلامی تئاتر بود! که در جشنواره تئاتر قاسم سلیمانی، در تالار سرو گفت: دیگر زمان کنایه زدن ها گذشته، و باید هنرمند صریح بگوید که: از دین و ایمان خود دفاع می کند. بله در زمان دیکتاتوری کسانی که: اسلام را دستوری می خوانند! و هنرمند مسلمان را وابسته می گویند، هنر ارزشی  را پول بگیر و مزدور دولت جمهوری الاسلامی می خوانند، مبارزه با این استبداد میتواند راه آزادی هنرمندان را نشان دهد. متاسفانه جشنواره فیلم فجر، که زاییده انقلاب اسلامی، و بودجه های کلان از بیت المال می گیرد، نخوانسته این دیکتاتوری هنری را حتی شتک بزند! بلکه در مسیر قهقهرایی، هر روز از آرمان های انقلاب دورتر شده، و روسای جدید آن اصلا: دغدغه ای بنام اسلام ندارند. کل هم و عمشان این است که از سیل! مهاجرت هنرمندان، و خروج آنها از جشنواره جلو گیری کنند! مگر خداوند وجود ندارد یا خالقیت او اعوذ بالله، به خنسی خورده؟ که نتواند هنرمندان جوانتر و با ایمان تری خلق کند؟ (بلی و هوالخلاق العلیم) بگذار بروند، خداوند آنها را آزاد آفریده! بروند و سه مثقال گوشت خود را، به حراج بگذارند. ولی به سرعت جای انها پر خواهد شد. خواهند دید سیل عظیمی که می آید، سیل واقعی است! نه آن چند نفری که میروند. اگر پای مردم به این صحنه ها باز شود و بیایند، یک 22بهمن واقعی در سینما ایجاد میکنند. چرا از ترس مردم، در دژهای فولادین سامورایی اسکار پناه می گیرید؟ جشنواره های غربی تا کی میتوانند: زیان دفاع از شما را بدهند. انها خودشان در مسیر زوال هستند، چه رسد که هزینه های شما را هم به گردن بگیرند! هر روز هنرمندان تازه تری، با حجاب می شوند و قیلمهای ارزشی تری می سازند. گویا ابتدا باید قلعه دشمن فتح شود، تا دوستان هم تسلیم شوند!


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب : In the regret of a tent،
لینک ها :

تحریم نفتی توسط آمریکا، شاید یک تحریم ظالمانه و پر سرو صدا باشد، و دولت برای دخالت در انتخابات، به این پولها نیاز داشته باشد! ولی به پای تحریم گازی روسیه نمی رسد! که راه صدور گاز ایران را به اروپا بسته است، و گاز خود را صادر می کند: اکراین و اروپای شرقی را می چاپد،  برای انها خط و نشان می کشد. متاسفانه تحریم گازی روسیه، با سرقت گازی قطر از میادین مشترک، یکی شده و لوله گازی ایران به همه سو تحریم است. قطر بجای ایران صادر می کند. اما با اینجال هیچ داد و فریادی برعلیه آنها شنیده نمی شود. اگر اشتباهی در کار است، باید  اصلاح شود و اگر عمدی درکار است، باید هرچه زودتر افشا شود. اینطور می شود حدس زد که برای اهمیت برجام، باید هوای روسیه و چین را داشت! این امر مثل واگذاری بخشی از مرزهای آبی ایران، به روسیه و چین نیست که غیر علنی باشد، به شدت تکذیب شود! زیرا مثل روز روشن است که ایران، هم تحریم نفتی است و هم تحریم گازی! ولی با وجود تحریم نفتی، با دور زدن تحریم، کاهش فروش نفت نبوده! عدم دریافت وجه آن قطعی است، زیرا که پول نفت را نمی توان با گونی، به داخل مملکت آورد. و کالاهای اساسی هم تا خرخره، در انبارهای گمرک و روی کشتی و در صف کانتینرها هست. اضافه خرید فقط باعث می شود مردم ایران، غذای فاسد و تاریخ گذشته بخورند! و لاستیک های فرسوده زیر اتوبوسها بگذارند. چون هر کالای اساسی که می خواهد از این همه صفها، عبور کند از بین می رود و فاسد می شود. مثل ذرت و کلزا های پوسیده، یا لاشه های منجمد که به گوشت گرم تبدیل شده! حالا می گوییم فروش 25 ساله جزیره کیش به چین، یا واگذاری سهم دریای خزر به دیگران دروغ است. اما فروش زمین های مناطق ازاد چه؟ فروش زمین و خانه  به وهابیون عربستانی، یا شرکتهای صهیونیستی چه؟ واقعا پیروزی در انتخابات به فروش کشور می ارزد؟ البته استدلال آنها خوب است! چون ایران را فقط یک گربه نمی بینند، بلکه یک کره زمین می بینند. لذا فروش ایران به چین، در اوردن پول از یک چیب، و ریختن آن به جیب دیگر است. اگر باید با آمریکا مذاکره کرد، برای این است که دشمن نیست. جزو قلمرو ایران است. اگر به اسرائیل حمله نمی کنیم! چون مال ایران است. یهودیها خودشان هم اعتراف می کنند که: آزاد شده کورش هستند. میراث فرهنگی فراوانی از ایران، در انجا وجود دارد که نشان وسعت قلمرو و حوزه تمدنی ایران است. حتی دکتر جهانگیری در کتاب خود ثابت کرده که: زبان سرخپوستها فارسی بوده است. اگر به آمریکا می گوییم که ایران را تحریم کن، یا تحریم آن را تمدید کن! برای این است که خود آمریکایی ها، بیشتر نیازمندند. اگر شکایتی برعلیه آمریکا نمی کنیم، چون که مردم آمریکا خودشان را ایرانی می دانند، ایرانی ها را تحویل می گیرند! و مناصب بزرگی در دانشگاهها و رسانه ها به او می دهند. روسیه و چین هم به همین شکل. اگر نفت مجانی می دهیم! و پولش را کالاهای بنجل می اوریم برای این است که: به اقتصاد چین کمک کنیم، چرا که آنها هم انسان هستند. اگر اجازه می دهیم روسیه بجای ایران گاز بفروشد، برای اینکه مردم روسیه هم فقیر دارند! باید به آنها هم کمک کرد. آنهاییکه به اعزام دانشجو به خارج اعتراض می کردند، و آن را فرار مغزها می نامیدند. الان می بینند که همه آنها به ایران می ایند، و همه داشته های خود را به ایران تقدیم می کنند. حتی اگر هم پول بلیط نداشته باشند، که هر روز به ایران سر بزنند، ترانه که می خوانند؟(دلم می خواد به اصفهان برگردم!) چرا پس بیخودی خون خود را کثیف کنیم؟ ایرانیان را دنیا به تمدن و صلح می شناسند، نگذارید نظر انها خراب شود.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب : Is gas provocation worse or oil embargo?،
لینک ها :

برخی ها تصور می کنند: دنیای تک قطبی یا سه قطبی و چند قطبی داریم! اما واقعیت این است که دنیای دوقطبی، همچنان برجهان سیاست و علم و اقتصاد و امنیت و نظامی گری و غیره سایه افکنده است. فلسفه دو قطبی به فلسفه ایرانی خسروانی بر می گردد. در حالیکه فلسفه نظام تک قطبی به اسلام و سه قطبی به مسیحیت. در یونان باستان هم چند قطبی یا چند خدایی حاکم بوده است. خدایان در واقع خدا نبودند، بلکه نوری از انوار الهی بودند. چنانچه بت هم واقعا همان سنگ وچوب نبود، بلکه آن را شکل مادی عالم مثل، یا عالم بالا می دانستند. به زبان ساده، انسانها ابتدا تک خدایی بودند، بعدا چند خدایی شده، دوباره از تعداد خدایان کم کردند، تا به هیچ خدایی رسیدند. چند خدایی به زمان یونان برمی گردد، سه خدایی به زمان مسیحیت، دو خدایی به زمان زرتشت، تک خدایی به زمان اسلام، و هیچ خدایی هم محصول قرن نوزدهم و بیستم بود. اما واقعیت مسئله وحدت در عین کثرت است. اگر کثرت را زاییده وحدت بدانیم، به راه ثواب رفته ایم، اما اگر وحدت را زاییده کثرت بدانیم، به اشتباه افتادیم. تفاوت اینها فرق بین زرتشتی و اسلام را مشخص می کند. از نظر زرتشت برمبنای انچه معمول است، دو نیروی اهورایی و اهریمنی، دائم با هم در جنگ هستند و چون نیروی انها مساوی است، گاهی این پیروز می شود و گاهی آن. مثل شب و روز،  تاریکی و ظلمت و سیاهی و سفیدی! که پشت سر هم می ایند و می روند. براساس این فلسفه خسروانی، دنیای متضادی داریم که در جهت مخالف، و با نیروی مساوی کار می کنند. یعنی در امریکا، حزب حمهوریخواه و دموکرات، دویست سال است که با هم مبارزه می کنند، گاهی یکی پیروز می شود. اما در همین جا، فلسفه یکتا پرستی خود را نشان می دهد! و آن اینکه هردو نیروی مساوی ندارند. مثلا در امریکا از50بار انتخابات ریاست جمهوری، فقط 6بار ان دموکراتها موفق شدند. جمهوریخواهها همیشه جنگ طلب بوده، ولی دموکراتها به جنگ طلبی متهم بودند. در مبارزه نور و روشنایی هم باید گفت: تاریکی، نبود نور است! یعنی تاریکی قدرتی از خود ندارد، بلکه اگر نور نباشد تاریک می شود. مثل ماه و خورشید، که ماه نور خود را از خورشید می گیرد. در اسلام نیز، شیطان را خداوند خلق کرده، و براو سیطره دارد، ولی به او اجازه مخالفت داده! و تعهد کرده تا روز قیامت هم، مزاحم کارهای خلاف او نشود! طبیعتا اکنون قدرت واقعی در دنیا، در دست ایران است، آمریکا یا اروپا هم اگر مخالفتی می کنند، بخاطر گراهایی است که برخی مسئولین ایرانی، به آنها می دهند تا در انتخابات برنده شوند. تحریم بازی است، تا بودجه انتخابات توسط کاسبان تحریم تهیه شود. سه قطبی (تثلیث) مسیحیت یا چند قطبی، که برخی از سیاستمداران مطرح می کنند، همگی فقط زائیده ذهن است. یعنی برای مقابله با قدرت ایران، مخالفان داخلی انقلاب، قدرت را بین روسیه و چین و اروپا و غیره و حتی مالزی تقسیم می کنند! تا چیزی برای ایران باقی نماند. همین کار را کافران در مقابل خدا انجام می دهند: برای پول و شهرت و مقام و شهوت و غریزه، چنان قدرتی فرض می کنند، که جایی برای حکمروایی خداوند باقی نمی ماند. پس: قدرت مطلق خداوند است، و بقیه قدرت ها از او صادر شده، و در سلسله مراتب پایین وجودی قرار دارد، که عالم ناسوت است. و از عالم لاهوت پست تر است. برخلاف نظریه قیصر و کسرا که می گفتند: خداوند در آسمانها حکم روایی کند، و زمین را به آنها بسپارد. چنین دستوری آنهم از پایین به بالا نوشته نشده! بلکه عین شرک و کفر است. و خداوند حتی در زمین هم قدرت مطلق است: ایران با دست خالی، آمریکا را بیرون کرد. چون متکی به قدرت خدا بود.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب : The bipolar world will not disappear!،
لینک ها :

خداوند دوست دارد که شما مسلمان شیعه باشید، ولی شما هم باید حرکتی بکیند! طبق آیه قرآن کریم شما باید پاکیزه خور و مسلمان باشید (رضیت لکم الاسلام)، نه لشمه خور و بی ایمان( الطیبات للطیبین و الخبیثات للخبیثین)،  در حالیکه حکومت های شما، برعکس عمل می کنند. شما را جز افراد ناپاک گذاشته، غذاهای حرام به خورد شما می دهند. چنانچه شیطان، اعمال زشت را برای آنها زینت می دهد آنها هم کارهای ناشایست را، به شما خوب جلوه می دهند. همه انسان ها بر طینت پاک و فطرتی معصوم به دنیا می ایند. اگر انها تا آخر عمر در همان وضعیت بمانند، که فرشته اند و خداوند فرشته زیاد خلق کرده، بلکه انسان را خلق نموده تا بار امانت به دوش بکشد: یعنی دارای اختیار باشد و بتواند بر وسعت جهان چیزی اضافه نماید. لذا لازم است از چارچوب تدوین شده قدمی بیرون بگذارد. از این رو دوران بلوغ در هر انسانی، دوران سرکشی است. طغیان برعلیه دین و آنچه مردم می گویند. حتی در وجود خدا شک، و آن را انکار، و کافر می شود ولی بعد از تحقیق و تفحص، آنچه را خوب تشخیص دهد می پذیرد. اگر با خود صادق باشد، به همان فطرت بر می گردد. ولی این افراد بسیار کم هستند، اغلب آمیخته ای از غرور و خود محوری را نگه میدارند: تا برتری جویی کنند. تاریخ هم همانطور است. مدتی خداوند اجازه داد تا: کمونیزم و لیبرالیزم و فاشیزم بوجود اید، تا انسانها بدون خدا هم عرض اندام کنند! ولی حاصل آن جنگ اول و دوم جهانی شد: میلییونها انسان نابود شدند، و نزدیک بود که با بمب اتمی در جنگ سوم جهانی، همه چیز نابود شود که: خداوند مانع شد و بشری را بنام خمینی فرستاد، تا با دست خالی با آنها جنگ کند! و همه را به خاک مذلت بنشاند. دیگر جنگ سوم جهانی اتفاق نیافتاد، بمب اتمی و کلاهک های هیدروژنی، در انبار ها ماندند و پوسیدند. البته بچه غول هایی مانند داعش و القاعده را بوجود آوردند، تا شاید هنوزهم قدرت نمایی کنند، ولی با یک موشک رعد آسا، در عین الاسد به همه آنها پایان داده شد. مردم چین و روسیه و هند، مشکل اساسی دارند، که قدرتمندان آنها هنوز خداباور نشدند. دولت چین حاضر نیست مردم را مجاز کند: تا صنعت حلال داشته باشند، بلکه آنها را مجبور می کند حرامخوری کنند. با اینکه بیماری سارس و کرونا می گیرند، با تبلیغات، آنها را به گردن دیگران می اندازد. میلیارد ها دلار خرج ساختن بیمارستان می کند، ولی حاضر نیست پیشگیری کند! و مردم را به صنعت حلال سوق دهد. خداوند اینهمه جمعیت را در این سه کشور، یا کشورهای دیگر رها نمی کند که اسیر: چند سرمایه دار باشند. گاز پروم در روسیه و حزب کمونیست در چین، خدایی کنند و یا بنام هندو مردم هند را قتل عام کنند. او راههای خود را به این مردم نشان داده: به هندوها گاندی را داده، تا از امام حسین ع برای انها بگوید. ولی این مردم هستند که باید انتخاب کنند: امام حسین ع یا یزید؟ در روسیه و چین هم، اولین جمهوری اسلامی بنام ترکستان شرقی، تاسیس شد که همه ارکان خود را براساس اسلام گذاشت، که ایغورها در چین و تاتارها و چچن، در روسیه از ان زمان یاد دارند. اما چه شد؟ این جمهوری اسلامی با توطئه، به دو قدرت بزرگ چین و شوروی تبدیل شدند! و با دست یابی به بمب انم وارد باشگاه نابودگران زمین شدند.5ابر قدرت، یا شش کشور شورای امنیت سازمان ملل متحد، عزم خود را جزم کردند، تا دنیا را نابود کنند. اما انقلاب اسلامی اتفاق افتاد. یک کشوری که فاقد بمب اتم بود، آنها را بر سر جایشان نشاند! شوروی همانطور که امام خمینی گفت: به رباله دان تاریخ پیوست. حالا نوبت مردم این شش کشور است، تا ستمگران خود را به زباله دان تاریخ بفرستند. خدا یارشان باد.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب : O people of the world، God wants you to be Shiite،
لینک ها :


( کل صفحات : 282 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   
آمار سایت
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • هزارمقاله :
  • تعداد کل مقالات :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
 
 
 
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو | Buy Website Traffic