ندای ماهین
ماهنامه سیاسی اقتصادی
درباره ندای ماهین


ندای ماهین
www.nedayemahin.ir
ماهنامه سیاسی اقتصادی
تحلیلی خبری به زبان فارسی دارای مجوز شماره 77703/95 از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی
صاحب امتیاز و مدیر مسئول سید احمد حسینی ماهینی
آدرس تهران فرحزاد خیابان امامزاده داوود پلاک 169
mahinvare@gmail.com
02188806179
1565846418

مدیر سایت : سید احمد حسینی ماهینی

همه وکیل های ایران خوب هستند، ولی برای دفاع از ضد انقلاب! یا حمله به ارکان نظام و قانون اساسی. یکی از انها حاضر نیست: از اسلام و انقلاب دفاع کند! حتی از منافع کشور دفاع نمی کنند. نمونه اش قرارداد میلیاردی مربی تیم ملی، که همه چیز به نفع دشمن است. تمام قراردادهای فدراسیون ها همینطور است: با اینکه همه مشاور حقوقی و کیل دارند، ولی هیچ قراردادی به نفع ایران بسته نمی شود. در برجام هم که اینهمه دقت کردند! و ادعا می کردند: ترس از جنگ را از سر ایران بردند، می بینیم سه کشور اروپایی دوباره پرونده را به شورای امنیت بردند! آن موقع بحث این بود که می خواهند ببرند! ولی الان بردند! این حاصل همه شعار های برد برد است. ناوکیل  برعلیه ایران پرونده تشکیل می دهند و: میلیاردها دلار از ایران غرامت می گیرند، یک وکیل نداریم جلوی انها بایستد. این ها همه پیشکش! یک وکیل نداریم حتی بحرین را پس بگیرد. قانون آن در مجلس تصویب شد: و استان چهاردهم ایران است. یا ارارات و هیرمند و اروند، که در دوران پهلوی از دست رفت. کسی جرات ندارد طرح مسئله کند! از آنطرف: می روند و بنام طرح هرمز، می خواهند همه این ادعاها را هم بلااثر کنند و جزایر سه گانه را هم بدهند! تا صلح بیاید. حتی وقتی ولیعهد قطر به جزایر سه گانه می رود نه گذرنامه دارد، و نه به ایران اطلاع داده! مانند جلسه سران سه کشور متفقین، که در تهران برگزار شد نه از شاه دعوت کردند، و نه اصلا به او اطلاع دادند. پس وکلای ما کجا هستند؟ امید می رفت که بسیج وکلا کاری کند، ولی انهم فقط مشاوره خانواده ها در مساجد به عهده گرفته! تا طلاق بیشتر شود. کجاست آن وکیل که: پرونده ای باز کند برای برگرداندن: همه عتیقه جات قاچاق شده به خارج؟ کجاست وکیلی که پرونده ای در باره: دلارهایی که توسط خاندان قاجار و پهلوی، از ایران خارج شده مطرح کند. اگر مردم گرفتارند و از کمبود درآمد رنج می برند، فقط یکی از این پرونده ها را زنده کنید! همه مردم ایران ثروتمند می شود. برحسب نظر کارشناسان ماهین نیوز، طی دویست سال گذشته 200تریلیون دلار از ایران خارج شده و برنگشته. و در بانکهای سری و مخفی آمریکا، سوئیس و انکلیس و فرانسه پس انداز شده. سرنوشت صاحب اینها هم مرگ بوده. داستان معروف گلوبند را همه شنیده اند. همه پولهای ایرانیان در حساب های سوئیس، سری بوده و رمز آن را در یک گردنبند، به او می دادند تا همیشه همراه باشد. حتی در استخر هم از گردن خود در نمی اوردند. و غالب آنها هم، یا در استخر می مردند و یا اینکه موقع بیرون آمدن، می دیدند که گردنبندی وجود ندارد. شایع بود که بانکهای سوئیس، این کار را می کردند تا پولها در بانکها بماند. در عصر ما هم دهها برابر ان، بابت فروش نفت بوده که به جای دزدیدن گردنبندها! سویفت را بسته اند. اگر هرسال 120میلیارد دلار فروش نفت ایران باشد، صد و ده سال نفت  صادر شده. تا قبل از انقلاب که ندادند! و گفتند سهام می دهیم، و بعد هم ندادند. بعد از انقلاب هم گفتند تحریم هستید و ندادند. آیا دلسوزی برای: این انقلاب نیست؟ برای ایران نیست؟ اینهمه در روزنامه ها و رسانه ها و ماهواره ها، آنها دستور دخالت در ایران می دهند، حتی کشته سازی و کشتار و تخریب را آموزش می دهند! یکی از انها می گفت: از خانه خودتان جوراب و شلوار اضافه بیاورید، و در خیابان بریزد تا ما بتوانیم ادعای کشته سازی کنیم! چرا هیچ وکیلی نیست یقه اینها را بگیرد، و حقوق شهروندی را به آنان تذکر دهد! هیچ افسر یا درجه داری نیست، انها را جلب و باز داشت نماید. از آن طرف، یک جوجه تیغی! برعلیه رهبر وسپاه این کشور در دادگاههای امریکا پرونده باز می کند. خجالت اور نیست؟


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب : چرا یک وکیل خوب وجود ندارد؟،
لینک ها :
سه شنبه 12 آذر 1398 :: نویسنده : سید احمد حسینی ماهینی

فتنه ها ممکن است باز هم ادامه یابد! زیرا سرچشمه آنها یعنی آمریکا و اروپا مجازات نشدند. فقط چند نفر فریب خورده را دستگیر و مجازات می کنند. دلایل ادامه فتنه کشته سازی است. فرضا 143 نفر هم کشته شده باشند، دشمنان باید شرم کنند که این فتنه را به راه انداختند. آنها باید اعدام شوند نه اینها. حالا که دست پیش گرفته اند، برای این است که خط  و ربط را گم کنند. زیرا هزینه سنگینی کرده بودند، ولی همه باد هوا شد. نیچر وان به مایک پنس گفته: شما که 7تریلیون دلار در عراق خرج کردید، یک تریلیون هم در ایران خرج کنید! به تعداد بسیاری از این کشته شده ها، هزاران دلار پیش پرداخت داده بودند! حالا منتظرند که دولت نام آنها را بگوید، تا ببینند چقدر ضرر کرده اند. فکر نکنید کسانی که مرده اند کم اهمیت هستند. بلکه آنها کلید افشا افرادی مثل: صادقی و عارف هستند. به همین دلیل این دو بیشتر نگران هستند. پروژه کشته ساری هم به دست اینها کلید خورد. البته کسان دیگری هم بودند، ولی آنها بی ابرو بودند و کسی به حرفشان گوش نداد. امثال مطهری که گفته: رهبری دستور داده که بنزین را گران کنند. در حالیکه همه می گویند: اول در سران قوا تصویب شد، بعد به رویت ایشان رسید. گرچه ممکن است عقب افتاده ای مثل ایشان، سنگی به چاه بیاندازد که صد عاقل نتواند بیرون بیاورند! اما به هرحال در زمین دشمن بازی کردن، خود بخود مایه ننگ آنها خواهد شد. یکی از دلایل مهم که این نمایندگان جلو افتادند، این است که نیروهای اطلاعاتی و امنیتی بترسند، و عاملان اصلی را دستگیر نکنند. اگر انها نبودند، جرم روشن این همه کشتار ها، به گردن ماکرون و ترامپ است. با دستگیری آنها، ملت اروپا و آمریکا هم قیام کرده و به آزادی می رسیدند. اکنون هم دیر نشده. کافی است بسیجی های بی ترمز را اجازه بدهند. فردا خواهند دید که ترامپ و نتانیاهو و ماکرون، در زندان ایران هستند. و آمریکا و اروپا هم قیام کرده، و جمهوری اسلامی امریکا و اروپا، یا آتلانتیک شمالی را تشکیل داده اند. ما برای اداره آمریکا و اروپا نیرو کم نداریم. الان همه شریان های اقتصادی در اروپا و آمریکا، به دست با کفایت ایرانیان اداره می شود. دستگیری ترامپ راه را برای آنان باز می کند. همین امروز در انگلستان رقیب اصلی نخست وزیری، یک ایرانی است. اما باید به مردم اروپا و آمریکا گفت: کم کاری ایرانیان به دلیل بی توجهی آنها، به نهضت 99درصدی و یا جلیقه زردها نیست، بلکه آنها به دروغ سران ایران را فریب می دهند، که کاری نکنند. مثلا ماکرون که دستش به خون هزاران فرانسوی آلوده است، به سراغ روحانی رفته و با او دست می دهد! که یعنی روحانی، شریک جرمش در سرکوب مردم فرانسه است، تا شما را با مسئولان ایرانی دشمن بکند. چرا ترامپ برای مذاکره یا عکس یادگاری با روحانی، اینهمه هزینه می کند؟ فقط برای اینکه مردم آمریکا را فریب بدهد! و بگوید کار هایش مورد تایید دکتر روحانی است. و کشتار و زندانی کردن مهاجران، یا تهدید نهضت 99درصدی خواست ایران است. به این وسیله هم خود را محبوب خواهد کرد، و هم اینکه مردم آمریکا را از ایران دلسرد می کند. زیرا مردم می گویند ایران به نهضت آنها توجهی ندارد، و ترجیح می دهد از ترامپ، دارو گدایی کند! تا به داد مردم آمریکا نرسد. آنها تبلیغات وسیعی کرده اند که: دشمنی با ترامپ را دشمنی با مردم آمریکا، جا بیاندازند. در حالیکه مردم آمریکا مورد تایید هستند. و بزودی شر ترامپ و ماکرون، از سر انها کم خواهد شد. ساز مان سیا و پنتاگون، همبستگی خود را با ملت ایران و امریکا اعلام کرده اند، فقط بخشی از پلیس فدرال است که به سختی از ترامپ محافظت می کند! اگر انها هم سیگنال های مثبتی بدهند کار یکسره میشود.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب : سرچشمه باید خشک شود!،
لینک ها :
دوشنبه 11 آذر 1398 :: نویسنده : سید احمد حسینی ماهینی

به افزایش قیمت بنزین هیچ کس اعتراض نداشت، و همه اینها دروغ می گویند! زیرا همانطور که سلبریتی ها پیام دادند، دکتر روحانی را دوست دارند، و هنوز هم جایزه خود را به او تقدیم می کنند. نوه امام خمینی نیز او را تایید کرد. لذا هیچکس از طرفدارن روحانی در این اعتراضات شرکت نداشتند، و حضور خود را تکذیب می کنند. کسانی هم که به روحانی رای ندادند، یا از او برگشتند تا صبح صبر کردند، تا نظر صریح رهبری را بشنوند. ایشان هم قضیه را تایید کرد، بنابراین بسیجی ها و خط امامی ها هم هیچ اعتراضی نکردند. زیرا مر قانون است، و باید اجرا شود. علاوه بر اینکه همه مردم پیش پرداخت خرید بنزین با قیمت جدید را هم دریافت کردند. هر نفر 55هزار تومان، به عنوان کمک معیشت به حسابشان واریز شد. بنابر این می ماند کسانی که: نه رهبری را قبول دارند و نه رئیس جمهور را! اینها هم دو گروه هستند: عاقل هستند یا دیوانه. عاقل اگر بودند، از راههای مسالمت آمیز اعتراض می کردند: مانند اینکه لاریجانی گفت: ما هر روز در مقابل مجلس، گروهی معترض داریم. بنابر این می امدند و اعتراض می کردند، تا هم هویت آنها معلوم باشد، و هم نمایندگان مردم بدانند که به چه کسی پاسخ می دهند. پس فقط کسانی که ضد انقلاب بودند، در این آشوب ها شرکت داشته و: به تخریب اموال عمومی پرداختند. در عراق و لبنان هم به این شکل است: در عراق مرجعیت دینی  از مردم خواسته: صف خود را از آشوب گران جدا کنند. پس آنهاییکه آشوب می کنند، مرجعیت دین را قبول ندارند، و به همین دلیل به عکس آنها هم، هتک حرمت می کنند. اینها سه دسته اند: دسته اول نیروهای  آمریکایی هستند که: از سوریه به آنجا برده شدند.(نا آرامی های اولیه) دسته دوم زندانیان آزاد شده داعشی هستند! و یا داعشی هاییکه مخفی شده بودند، بیرون آمدند. دسته سوم هم رئیس جمهور عراق است. زیرا در تمام این آشوب ها، اصلا علیه او کاری نکرده و یا شعاری ندادند. اگر معترضین از هوادارن رئیس جمهور عراق نیستند، چرا یک عکس او را پاره نکردند! در حالیکه عکس علما را پاره می کردند، و به کنسولگری های ایران هم حمله نمودند. علت آنهم روشن است: با استعفای نخست وزیر قدرت او بین مجلس و رئیس جمهور تقسیم می شود. و با توجه به انحلال پارلمان، همه قدرت ها به دست او می رسد. بنابر این همه اشوبها برای این است که: رئیس جمهور برخلاف قانون اساسی، بر همه ارکان مسلط باشد. و مردم عراق بجای حشد الشعبی، پیشمرگه داشته باشند و بجای: یعیش العراق، بگویند بژی عراق! و شاید هم بژی سوریه و ترکیه و ایران! البته ترکیه دست آنها را خوانده، لذا پا پیش گرفته که پس نیافتد. حمله به شمال سوریه و عراق، به همین جهت است. اما عراق و لبنان نتوانسته! و در دام آنها گرفتار شده اند. و می بینیم وقتی که مرحله اول اعتراضات عراق و لبنان، فروکش کرد دیدار رئیس اقلیم کردستان با آمریکایی ها انجام شد! و دوباره این اعتراضات شغله ور گردید. پیش بینی اردوغان هم درست از آب در امد که: گفته بود آنها می خواهند این آشوبها را، به ایران هم بکشند. لذا آشوب طلبان و تجزیه طلبان در لبنان و عراق، پیامی برای ایران هم فرستادند: در ماهشهر بجای اشوب، جنگ به راه اقتاد. یعنی اشوب طلبان به تیر بار و سلاحهای جنگی هم مجهز بودند. در تهران و تبریز و کرج هم، با تجهیزات کامل آمده بودند. دوربین ها را می شکستند، و با تالیور های بزرگ همه چیز را تخریب می نمودند، و اگر کسی اعتراض می کرد: ماشین یا خانه اش را به آتش می کشیدند. لذا میتوان با اطمینان کامل گفت اعتراضی در بین نبوده، بلکه براندازی و تجزیه طلبی بوده که بحمدالله خنثی شد.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب : هیچکس اعتراض نداشت،
لینک ها :
یکشنبه 10 آذر 1398 :: نویسنده : سید احمد حسینی ماهینی
 آلودگی هوا یک حساسیت کاذب است، که شاید توجیه سیاسی داشته باشد، تا به بهانه آن مدارس و دانشگاهها تعطیل شوند! که افراد نفوذی نتوانند در آن فتنه ایجاد کنند! زیرا اصحاب فتنه که همه آرزوهای خود را برباد رفته می بینند، ساکت ننشسته و در صدد برنامه های جدید هستند. عده ای پروژه کشته سازی را کلید زده، مدعی هستند که 143نفر در این فتنه ها کشته شدند. باید دانست که این اعتراض نبود، بلکه فتنه بود. زیرا مردم هیچ اعتراضی به گرانی بنزین نداشتند. به دلیل اینکه بلافاصله به پمپ بنزین ها مراجعه کرده، با بنزین سه هزا تومانی به: دور دور! خود در شهر ادامه دادند! کلاس گذاشتند و افاده فروختند. دولت هم این را می دانست، لذا هیچ عقب نشینی از ان نداشته و نخواهد کرد. بنابر این همه کسانی که برای اعتراض آمده بودند فتنه گر بودند، چون با آمادگی کامل این کار را انجام می دادند. لذا کسانی که نام آن را اعتراض می گذارند، لایه سوم فتنه هستند. تا زمینه را برای ادامه آن فراهم کنند. مثلا روزنامه اعتماد یا روزنامه ایران، از اهم این لایه حساب می شوند. خبرنگار اعتماد شدیدا به دنبال آن بود که: از زبان وزیر اموزش و پرورش بیرون بکشد که: دانش آموزان هم در این فتنه شرکت داشته اند! و حتی کشته یا زندانی هم شده اند. اما وزیر بارها تکرار کرد که: طبق گزارش از تمام استانها اصلا دانش اموز زندانی، یا شرکت کننده یا کشته شده وجود خارجی ندارد. خبرنگار روزنامه ایران هم نوشته که باید جوی خون! از پاستور تا بهارستان به راه بیافتد. لایه دوم فتنه رسانه ها هستند که به این اظهار نظر ها دامن می زنند. روزنامه ایران که از بودجه دولت استفاده می کند، با چاپ این اظهار نظرها نشان می دهد: با رسانه های بیگانه همسویی دارد. نه با دولت و مالک اصلی خودش. لایه اول هم آنهایی هستند که در زندان هستند، و به اعتراف خود فریب خورده اند. حالا چطور این افراد را فریب می دهند؟ از همین مسائل آلودگی هوا و امثال آن شروع می شود. زیرا بهترین را برای ایجاد ارتباط با افراد مستعد است. هرکسی به راحتی می تواند به دیگری که: نمی شناسدش بگوید: امروز هوا گرم شده! یا سرد بود یا آلوده است. با کوچکترین عکس العمل طرف، بلافاصله وارد فاز سیاسی می شود: قدیم ها اینطور نبود! مردم زندگی می کردند، همه چیز طیعی و محلی بود. اما الان هوا آلوده شده زندگی سخت شده. منتظر تایید طرف هم نمی ماند و ادامه می دهد: از موقعی که این آخوند ها آمدند... بنابر این لایه اول ارتباطی  محیط زیست است. نه فقط در بین مردم عامی، بلکه حتی دربین جاسوسان رده اول. همانطور که تعدادی از انها دستگیر، و به اعدام هم محکوم شدند. و رسانه های بیگانه به حمایت خود از انها ادامه می دهند، در حالیکه نمی دانند این امر، خود یک کد امنیتی است، و به جرم آنها ضافه، و رابطه های جدید را افشا، و صحت جاسوس بودن آنها را می رساند.  اصولا محیط زیست برای تخریب درست شده. اگر انسان درختان را قطع نکند، فرزندان ما چگونه کتاب بخوانند و مشق بنویسند؟ و برخلاف تصور انها، نعمت های خداوند آنقدر زیاد است که، بلافاصله چند برابر ترمیم می شود.  می گفتند نفت تمام و ملت ایران بدبخت می شود! و هرلیتر نفت که سوخت می شود، میلیاردها سال بگذرد بازهم جایگزین نمی شود. ولی هرسال میدان های جدیدتری کشف می شود. از انطرف هم می گویند پلیمرهای حاصل از ان، فساد ناپذیر است و سیصد سال طول می کشد! تا به چرخه طبیعت برگردد وهمه را به گردن روحانیت می اندازند. اما دانشمند جوانی در تهران، روشی ابداع کرده که مانند الکل جامد، از پلاستیک ها سوخت جامد تولید کند. یا همین هوای آلوده که اینهمه لعنت می کنند، غافلند که مردم اصیل تهرانی، با آن سازگارند. شهر ستانیها هستند که با آن مشکل دارند.

ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب : حساسیت های کاذب،
لینک ها :
یکشنبه 10 آذر 1398 :: نویسنده : سید احمد حسینی ماهینی

زاییده دو تفکر است: ترس از گذشته و اینده! ممکن است خیلی ها فکر کنند: گرانی برای عدم تولید و نداشتن رونق ان باشد، ولی ترس از اینده باعث می شود: همه تولیدات را هرچند سه برابر، احتکار کنند! چه در انبار های دولتی (سیلوها) چه در انبار های عمومی(سردخانه ها) وچه در انبارهای خصوصی(فروشگاهی) و چه در انبارهای شخصی! چون می ترسند اینهمه تولید، فقط خواب و خیال باشد و در اینده، مثل گذشته ستم شاهی، قحطی فراگیری صورت گیرد. همه به فکر انبار کردن هستند: حتی در بدن خود! چاقی مفرط ایرانیان، برای همین است 98درصد مردم ایران، یا چربی دارند و یا قند بالا و فشار خون زیاد، که نتیجه همین استرس و ترس از آینده است. اگر دشمنان بگذارند که ارامش داشته باشند، چنین کاری نمی کنند. کار دشمن درصورتی موثر است، که مردم از یاد خدا غافل شوند. اگر مردم یاد خدا باشند می دانند که: روزی دست خداست و خداوند، متکفل روزی همه است. یعنی وظیفه خود قرار داده است. و همه غصه های ما هم از فردا است. نگران این هستیم که فردا چه بخوریم! واین باعث گرانی می شود، با اینکه قیمت اجناس بالا می رود، ولی مردم ولع بیشتری برای خرید دارند. و قانون عرضه و تقاضا را برعکس کردند. بنزین را گران کردند تا کمتر مصرف شود!(چون غرب زده بودند) ولی برعکس شد، خیابانها پر از ماشین شد و دود ماشین ها، شهر را به تعطیلی کشاند. تا دیروز می گفتند: پراید عامل عزرائیل است، ولی وقتی به سه برابر قیمت رسید، سایت فروش ان یک روزه تکمیل شد. ترس از گذشته هم به ترس از اینده بر می گردد: قحطی های موجود در دوران پهلوی، و در فاصله جنگ جهانی اول دوم، خاطره خوبی برای مردم ایران و جهان باقی نگذاشته است. فقط در زمان جنگ جهانی اول 10میلیون نفر ایرانی، براثر قحطی و وبا و طاعون مردند، که همگی به دلیل سیاست های اتگلیس بود. آنها که از راه لشکری و کشوری نتوانسته بودند: مردم ایران را شکست بدهند. با خرید همه غلات و مایحتاج مردم ایران به سه برابر قیمت، ( برای تدارکات متفقین)  باعث شدند تا مردم ایران بجای نان، خاک بخورند! که به گفته ستارخان: زنان تبریزی که بچه هایشان حاک می خوردند گفتند: ما خاک می خوریم ولی خاک نمی دهیم!(یعنی گرسنگی می کشیم، اما از وطن دفاع کنیم)سالگرد شهادت مدرس که به روز مجلس نیز نامگذاری شده، یاد آور ظلم هایی است که به این ملت، در گذشته از سوی دشمنان رفته! البته خداوند اجازه نداده، که کفار بر مسلمان برتری پیدا کنند، لذا از بین خود مسلمانان چنین ماموریت هایی انجام می شد! کشتاری که داعش از مردم دنیا و مسلمانان کرد، هیچ مغول یا هیتلری این کار را نکرده بود! و این دلیل ضعف ایمان است. مسلمانانی که بجای اعتماد به روزی خدا، به دستان آمریکا و انگلیس نگاه می کنند! و دستمزد دریوزگی خود را از انها می خواهند. حتی مخترعان این مردم، اختراع خود را در امریکا ثبت می کنند، چونکه اعتماد به خدا ندارند. بازگشت به خدا همه چیز را حل می کند: اعتماد بخدا باعث رهایی از: استرس و ترس از آینده می شود، و بازگشت به قحطی گذشته را هم از ذهن دور می کند. لذا مردم قناعت می کنند. کسی به دنبال انبار کردن نمی رود. و همه می بینند که کشورشان، دارای کالاهای زیاد است و: نعمت های خداوند هم بی شمار. حرص مال دنیا را از دل بیرون می کنند، لذا به دستمزد کم قانع می شوند! اختلاس و حقوق های نجومی ازبین رفته، هزینه ها کم می شود، کالا ها هم قیمت تمام شده کمتری پیدا می کنند. کالاها از سوی خدا رایگان به بشر داده شده(نعمت های الهی) این بشر است، که با درخواست حقوق های نجومی قیمت آنها را گران تر می کند


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب : گرانی در ایران،
لینک ها :

با اینکه سند بنیادین تحول در آموزش تهیه شده، و لی هیچکدام از نهادها که ماموریت آموزش دارند، آن را نمی پذیرند! اصلا تحول را نمی پذیرند، فقط گاهگاهی چند اعتصاب و جواب به اعتصاب ها و تمام! علت اینهمه کوتاهی در این امر و امور مشابه، آن است که اصلا اعتقادی به تحول ندارند. می گویند البته ایراداتی هست! ولی تحول معنی ندارد. روحیه محافظه کاری و حفظ وضع موجود، از انجا ناشی می شود که کلیه عناصر مامور به تحول، همگی کاملا مسن و از پا افتاده هستند، توان پیمودن راه جدید را ندارند. و می خواهند در همان لجن زاری که بودند، بمانند تا عمرشان تمام شود. در صنعت وضع از این بدتر است: چسبیدن به کارخانه های صد ساله، که از حیض انتفاع ساقط هستند، و با آمپول و تزریق پول می خواهند آنها را سرپا نگهدارند. صنعتی که مانند خودرو یا نساجی، ماشین آلات آن صد بار پوسیده و: کارگران آن همه بازنشسته شدند، چه نیازی به زنده کردن دارند؟ در حالیکه با یکصدم این کمک ها، میتوانند شرکت های دانش بنیان و: پارک های غلم وفناوری را فعال کنند. اصلا شاید نیازی به وام دادن هم نباشد، فقط کار شکنی نکنند، آنها بازار خود را پیدا می کنند! بنا بر اعتراف رئیس دانشگاه تهران که همه دنیا را سیر کرده، جوانان ایرانی بالاتر از حد متوسط هستند، و در همه زمینه ها حرف اول را می زنند. ولی عده ای چسبیده اند به: چند کارخانه زنگ زده خارج از رده! در علم و دانش هم به همین صورت است. با رد هرگونه تکنولوژی جدید در آموزش!( ممنوعیت استفاده از موبایل و تبلیت) می خواهند با چند کتاب زوار در رفته، به مردم آموزش بدهند. بابا، کتابخوانی برای قرن نوزدهم بود! که چون چاپ اختراع شده بود، مردم ذوق زده شده بودند. حالا جوانان ما برای اپلیکیشن! های جدید ذوق زده می شوند. نباید پای انها را بست و کتاب به دستشان داد! که راه فقط همین است. حضرت علی ع می فرماید فرزند زمان خود باش، معلوم می شود این آقایان، کسی جز خودشان (حتی حضرت علی) را قبول ندارند. والا اگر یک نگاه به تاریخ ایران بیاندازند، خواهند دید در مقابل تمدن دویست ساله غرب، ایران دارای تمدن هزاران ساله بوده، و برای این تمدن هم، هیچ چیز کم نگذاشته است. وزیر اموزش و پرورش می گوید: ما نیروی انسانی کم داریم! عجب، اینهمه تحصیلکرده دانشگاه و حوزه، اینهمه سرباز معلم های اماده بکار، چرا نیروی انسانی کم دارد؟ زیرا آموزش و پرورش را ایزوله، و در قرن نوزدهم فریز کرده اند! جوانان جدید را برای اموزش و یاد دادن، واجد صلاحیت نمی دانند! می گویند فضای آموزشی کم داریم، اگر انجماد فکری آنها نبود، اینهمه مسجد و حسینیه در ایران است. آیا کپر های بیابانی، شرف دارد بر مسجد و حسینیه؟ این چه تفکر الحادی است، که بر اموزش کشور حاکم است، و آن را از تاریخ بریده و: در یک نقطه سکولاری تثبیت کرده، و نمی گذارد از این لاک بیرون بیاید. ابن سیناها و فخر رازی ها، همه از مسجد بیرون آمدند. بزرگترین دانشگاههای دنیا در ایران بوده، و همه کتب دانش ایرانی، بوسیله شاگردان امامان معصوم نگارش شده. چه اصراری است که صفحات متعددی از کتاب درسی را، اختصاص به کسانی بدهیم که علم ائمه را سرقت کرده، و بنام خودشان ثبت نمودند. وقتی ابن هیثم در باره نور نظریه میدهد، و دیگران هم در هزار سال بعد، همان حرف را می زنند معلوم است که سرقت علمی کرده اند. وقتی قران در 1400سال پیش، علوم زیستی و نجومی را به خوبی توضیح می دهد، و بعد از 1400کسان دیگری همان حرف را می زنند، معلوم است که سرقت علمی کرده اند. آن وقت آموزش و پرورش ما با هزینه بیت المال، ذهن کودکان این مملکت را پر از: تکریم و تعظیم این سرقت های علمی می کند.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب :
لینک ها :

امام جمعه موقت تهران می گوید: این فتنه زود متولد شد! این حرف به معنی آن است که ضد انقلاب سزارین شد! چون چند بار هم سزارین شده، لذا دیگر عقیم می شود، و امکان فتنه جدید را ندارد. خیلی ها حرف رئیس جمهور را باور نکردند، که کار را به شورای امنیت سپرده بود! تا آنها زمان گرانی بنزین را اعلام کنند. اما اگر چنین باشد، یعنی ضد انقلاب برگه خورد. شورای امینت با هدف سزارین کردن ضد انقلاب حامله، این برنامه را کلید زد. و لذا توانست خیلی فوری آن را جمع کند. براساس اطلاعات موجود، همه این برنامه ریزی انجام شده بود، تا به بهانه 16 آذر یا دیگر عنوانها اقدام شود، در انصورت فرماندهی دست ضد انقلاب  بود، ولی با این کار باعث شد تا دشمن، از سوراخ خود بیرون بزند. مانند این غافلگیری در زمان مختار هم بود، وی به ابراهیم اشتر حکم داد تا: با لشکریان زیاد به موصل برود، اما در خفا به او گفت نرفته برگرد! زیرا با رفتن او دشمنان از سوراخ های مخفی شده بیرون می ایند. در این جا هم گرچه مردم ضرر دیدند، ولی از ضرر بزرگتر رهایی یافتند. زیرا اگر آنها فرماندهی را به دست می گرفتند، عملیات ضد شورش حالت خوبی نمی گرفت، و احساسات مردمی را به خود جذب می کرد، و زمان بیشتری میتوانستند در کف خیابانها حضور داشته باشند. ولی در این حالت بعلت آماده باش نبودن آنها، دیر تر شروع و زودتر هم تمام شد. شورای امینت با اشراف کاملتری انها را رصد کرد. تنها اشتباه شورای امنیت آن است که: فقط به دنبال خرده پا ها است. تفکر حاکم بر ان اجازه نمی دهد تا عاملان و آمران اصلی را دستگیر کند. آنها فکر می کنند که پمپیو یا ترامپ، آزادیخواه هستند! و به اشتباه در این ماجرا افتاده اند. در حالیکه پول و امکانات و تجهیزات می دهند. و بطور علنی هم فرمان تخریب و کشتار را صادر می کنند. و از آشوبگران حمایت می کنند. وهمین دلایل محکمه پسند کافی است که آنها را دستگیر، و به داخل ایران انتقال و محاکمه کند. متاسفانه شورای امنیت به قدرت انقلاب اسلامی شک دارد! و رهنمود های رهبری را یک شعار می داند. در حالیکه اکنون هیچ قدرتی  بالاتر از قدرت جمهوری اسلامی، و خط مقاومت وجود ندارد، و ترس شورای امنیت، از امریکا یا اروپا بی مورد است.(اگر!). آنها میتوانند از بسیج حقوقدانان کشور بخواهند: تا پرونده ای برای حداقل 5نفر تشکیل دهد. ترامپ، ماکرون و رضاپهلوی و برایان هوک و مریم رجوی را، به عنوان عاملان و آمران کشتار و تخریب در ایران، تحت پیگرد قرار داده، بازداشت و محاکمه نمایند. و بدانند که هیچ اتفاقی نخواهد افتاد! و آمریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند! وقتی آنها بازداشت شوند، انتقام خون کشتار های طول تاریخ انقلاب اسلامی، از انان گرفته خواهد شد. و دادگاههای ایران تجربه خواهند کرد تا: مجرمان واقعی را محاکمه کنند، نه پادو های دست چندم آنها را. درست است که رئیسی هم، هنوز به این فکر نیافتاده، ولی اگر او هم از تصمیم شورای امنیت خبر دار شود، حمایت می کند. زیرا ایشان هم ترس و دغدغه از امنیت ایران دارند، و نمی خواهند مشکلی برمشکلات افزوده شود. اما شما مطمئن باشید خدا جای حق نشسته، و فرموده امام خمینی (آمریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند) یک استراتژی است، نه یک شعار یا بیان توخالی. فرمانده نیروی دریایی به همه اطمینان داده که: هیچ ردپایی از میلیتاریسم آمریکا در خلیج فارس باقی نخواهد ماند. فرمانده ارتش هم بارها گفته که هیچ قدرتی، نخواهد توانست به ایران اسیبی برساند.  شما از چه می ترسید؟ چرا هیچ وقت در هیچ ارگان دولتی و حکومتی ایران، پرونده فسادی برای ضد انقلاب باز نشده، و آنان را محکوم نکرده ؟ فقط به چند نوجوان و یا جوان، فضای مجازی بند کرده اند؟


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب : سزارین ضد انقلاب!،
لینک ها :

امروز روانشناسان اجتماعی دور هم جمع شده بودند، تا از دکتر ابوالهری تقدیر نمایند. و ایشان در صحبت های خود گفت: این رشته را کسی حمایت نمی کند! و ما به سختی ان را حفظ می کنیم تا یک انستیتو بدهند! اما ایشان نگفت که چه کاری کرده است! اگر دفاع از رشته ای باشد که کار کردی ندارد، به چه دلیل باید آن را کمک کرد؟ در حالیکه جای خالی این رشته، در جامعه و جهان به شدت احساس می شود. به نظر می رسد اقایان بیشتر در جناح های سیاسی، که ماندگاری ندارند فعالیت کرده اند، و لذا با رفتن یک جناح، علم روانشناسی اجتماعی هم رفته. در حالیکه این علم برای خود شخصیت دارد، و تا کنون برای جامعه کاری انجام نداده. یکی از کار های مهم ان ساختن افکار عمومی است. البته به انها حق می دهیم که جناحی فکر کنند، زیرا ساختن افکار عمومی برای بهره برداری یک جناح خاص تصور می شود. در حالیکه باید فراجناحی(ملی) فکر کنند مشکل حل می شود مثلا افکار عمومی ایرانی را بسازند. مشکلات روانی مردم ایران به دو دلیل به وجود آمده است: یکی گسست آن با تاریخ باعظمت خودش. یعنی اینکه می گوید ما هزاران سال قدرت اول جهان بودیم، چطور شد که این دویست سال اخیر دیگران جلو افتادند؟ و ما را عقب زدند. به همین جهت دچار افسردگی هستند. مانند اینکه وقتی حضرت آدم ع از بهشت بیرون رانده شد! کاری نداشت جز گریه! و می خواست راهی پیدا کند، تا دوباره به آن بهشت برگردد. خداوند راه توبه را برایش معرفی کرد، و او خودش به بهشت برگشت. ولی فرزندان او که اینهمه افسردگی و حسرت را در پدر می دیدند، نمی توانستند مثل پدرشان باعظمت باشند، لذا راه بازگشت به بهشت برایشان مشکل می نمود. در ان موقع دو راه حل پیش رو داشتند: یکی اینکه توبه کنند و به لطف خدا امیدوار باشند، تا بعد از مرگ به بهشت بروند.(این پشنهاد الهی بود) دوم اینکه: به نیروی عقل و علم خود! اکتفا کنند. فرش دست باف ایران را نتیجه همین تفکر می دانند. زیرا ایرانیان فرش پر از گل می بافند و زیر پا می اندازند! نقش فرش ها همان توصیف های پدر بزرگشان از بهشت است. لذا وقتی روی ان راه می روند، گویا در بهشت قدم می زنند. واین افسردگی انها را کاهش می دهد. یا برای خود کاخ و باغهای مانند بهشت توصیفی، می ساختند و خود را بی نیاز از توبه و بازگشت به سوی خدا می انگاشتند. در مورد این موضوع در زمان ما، روانشناسان میتوانند مردم را قانع کنند: مانند کورش و داریوش یگانه پرست و پیامبر گونه شوند، تا بتوانند فتوحات کورش را دوباره زنده کنند، و به عظمت آن موقع برسند. یا اینکه امپریالیستی فکر کنند! بگویند برای خودتان در امریکا و اروپا، خانه بخرید و در انجا زندگی کنید و در محیط انجا، فرزندان خود رابزرگ کنید! دلیل دوم مفهوم رفاه است. الگوی رفاه برای مردم تبیین نشده، لذا هرچه رفاه به دست می اورند، احساس فقر بیشتری می کنند! مثلا تا دیروز می گفتند فقیر کسی است که: نان شب نداشته باشد! حالا که یارانه به همه میدهند، تا لا اقل نان بخرند و بدون نان شب نمانند، باز هم می گویند ما فقیر و بدبخت هستیم! فلاکت مورد ادعای انها، آنقدر بالا است که وزیر تعاون هم نمی تواند جوابگو باشد! وزیر تعاون اعلام کرده: کسانی که خانه بالای یک میلیارد، یا خوردوی بالای نیم میلیارد داشته باشند، مشمول طرح کمک معیشت نمی شوند! اما همه صدایشان در امده: که چرا می خواهید این را بدانید! پس: همه آنها بالای میلیاردر هستند، ولی باز هم چشمشان به دویست تومن دولت است. آمار مرکز آمار هم همین را می گوید! 90درصد فقیران ایران کارمندان دولت و بازنشسته ها هستند! روانشناسان میتوانند قناعت یا کاهش انتظارات را در مردم تقویت کنند.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب : گرانی و روانشناسی اجتماعی،
لینک ها :

همایش بزرگی در تهران، همه ساله در بیمارستان میلاد برگزار می گردد تا: مسئله چاقی را بررسی کند. اما آنها اشتباه می کنند! چاقی در ایران نتیجه گرانی است، نه چیز دیگری. علت آن هم کاملا روشن است: چون همه چیز در حال گران شدن است، مردم از ترس گرانتر شدن، اجناس را می خرند و در خانه انبار می کنند. برخی ها مثل یهودیهای قدیم، یک جعبه پرتقال می خرند. هر روز سراغ آن می روند و تعدادی را که در حال گندیدن است، برمی دارند و مصرف می کنند. لذا پرتقال ها تا موقعی که فاسد نشدند، همچنان در صندوق می مانند!  بعضی ها هم که بهداشتی ترند، تازه های ان را یکجا می خورند! مانند یکی از اقوام که می گویند: تا یک خرما در خانه اش موجود باشد، آن شب خوابش نمبرد تا همه را بخورد! در حالت اول دچار بیماری های نقرس و رماتیسم و: برخی بیماریهای قابل انتقال از گیاه به انسان می شوند! ولی در حالت دوم دچار قند و چربی و اوره اضافی می گردند، که در قالب چاق شدن بی تناسب خود را نشان می دهد. می گویند گواتر گرفته! یا کبد آنها انسولین کافی تولید نمی کند. اما همه اینها افسانه است، تا پزشکان به لفت و لیس خودشان برسند. دو طایفه در ایران با مرگ اضطرار و  بیماری  تجارت می کنند. بانکها از زندانی شدن مدیران کارگاهها لذت می برند، چون بعد از ان میتوانند کارخانه آنها را مصادره کنند. پزشکان هم از بیماری مردم لذت می برند، چون به دستمزدهای نجومی خود می رسند و هرچه، ترس مردم بیشتر، دستمزد آنها بالاتر. و برای اینکه هیچگاه بیکار نباشند و دستمزد آنها کم نشود، همه انسان ها را جامع الامراض می دانند! تا همه ازمایشها را بدهند و به همه پزشکان رجوع کنند، و هر ماه یکبار این چک آپ را ادامه بدهند. این هردو برخلاف اسلام است. در اسلام پول قرض کردن(وام گرفتن) مکروه است. حضزت علی از روبروی قصابی هر روز رد می شد، ولی گوشت نمی خرید! قصاب گفت چرا گوشت نمی خری؟ فرمود پول ندارم! گفت به تو قرض می دهم! فرمود من به شکم خود مهلت می دهم، تا زیر بار قرض نروم. از ان طرف هم می فرماید: اگر قرض دادید آن را پس نگیرید! به حساب خدا بگذارید!(یعنی اینکه به خدا قرض بدهید و عوضش را از خدا بخواهید) در مورد بیماری هم، در اسلام توصیه هایی شده که شخص، هیچگاه بیمار نشود!(مثل روزه گرفتن و کم خوردن) ولی اگر مریض هم شد، باید تحمل کند زیرا گناهان او آمرزیده می شود. یک دیابتی میداند: تا موقعی که ناشتا نخورده، قند او بالا نیست. به محض غذا خورد، فشار او بالا می رود و انسولین او کفایت نمی کند. اما بیمار بجای اینکه کم بخورد، یا روزه بگیرد، از هول گرانتر شدن دارو و غذا، هر دو را می خورد! یعنی هم غذا می خورد تا مریض شود! و هم دارو می خورد تا بهبود پیدا کند. و جالب است که هم غذا و هم دارو را، حداقل برای یکسال خود تامین می کند. به همین دلیل است که شاخص مصرف همه چیز در ایران، سه برابر متوسط جهانی است. زیرا هر ایرانی یک وعده غذا در خانه می خورد! یک وعده کامل هم به چلوکبابی ها یا کله پاچه (طباخی ها) و ساندویچی ها زحمت می دهد. یک وعده هم در سرکار نوش جان می کند. به همین جهت همه شکم ها گنده! یعنی سه برابر معمولی است، و همه بدنها چاق و با فشار خون و قند بالا. این موضوع وقتی جالب می شود که: عده ای می گویند مردم ایران گرسنه اند، و نان شب ندارند! گرسنگی روی زرد و فشار پایین و افت قند می اورد. نه فشار بالا و بیماری قند و:  تنگی نفس و گونه سرخ! پزشکان اعلام می کنند که 90درصد مردم ایران چاق هستند. آن ده درصد باقی هم در معرض چاقی یا فشار خون هستند.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب : گرانی و چاقی چه نسبتی دارند؟،
لینک ها :

دولت نمی تواند گرانی ها را نابود کند و یا: جلوی آن را بگیرد و تابحال هرکاری کرده، معکوس نتیجه داده  زیرا سرنا را از سرگشادش می زند! برای گشت تعزیرات اضافه کاری منظور نمی کند، بسیاری از ناظرین را افتخاری انتخاب می کند! لذا آنها با اولین پیشنهاد گران فروشان، قلم را غلاف می کنند! و بر فرض اینکه  جریمه کند، نه به جیب مردم می رود و نه: در بودجه دولت، بلکه واریز سپرده های قوه قضائیه می شود. در نتیجه به نفع قوه است که گرانی باشد! چون میتواند جریمه کند. به نفع دولت هم هست: به بهانه گرانی موجود! خدامات خود را هم گران می کند. و از ان سو مالیات بیشتری هم جذب می شود. لذا تا این چرخه اصلاح نشود، مبارزه با گرانی تبدیل به مبارزه با ارزانی می شود. هرکس ارزان بفروشد مسخره می شود، ولی چون گران بفروشد، قدر ببیند و بر صدر نشیند! مجلس با اصلاح قوانین می تواند این ساختارها را کارآمد کند. بطوریکه واقعا با گرانفروشی مبارزه شود. زیرا تنها قوه ای است گوش شنوا برای مردم دارد.(نماینده مردم است) بنابر این در نحوه جریمه و هزینه کرد و حقوق بازرسان ورود کند. مثلا وقتی یک گرانفروش جریمه می شود، مبلغ جریمه به حساب افراد همان محل تخس شود. تا مردم احساس کنند اگر کسی سر انها کلاه گذاشت، یا گرانفروشی کرد میتوانند شکایت کنند و: خسارت خود را دریافت کنند. در حالیکه الان حتی کالاهای قاچاق هم معلوم نیست، چه سرنوشتی پیدا می کنند که کشف انها، هیچ تاثیری در قیمت ها ندارد! یک میلیون گوشی قاچاق کشف شده، حتی اگر به قیمت بازار هم تخس شود، قیمت ها را می شکند و فراوانی ایجاد می کند! اما آنها را در گمرکات یا انبارها نگهمیدارند، تا از بین برود. یا آنها را راسا معدوم می کنند. همه اینها به موجب قانون و رای دادگاه است. که اگر قانون اصلاح شود، رای دادگاه هم تصحیح می شود. و مردم نتیجه مبارزه با گرانی را می بینند. علت اینکه خشم مردم نسبت به گرانی ها، فروکش کرده فقط به این خاطر است که: رئیس جمهور محترم فرمود همه این پولها را، به حساب اشخاص می ریزیم، و ریالی برای بودجه دولت بر نمی داریم. اگر همه گرانیها اینطور تنظیم شود، چیزی گران نخواهد شد! اگر هم گران شد، مردم میدانند که مابه التفاوت را نقدی می گیرند. ولی حالا اینطور نیست، و چطور رئیس جمهور آن را اجرایی کرده، باید تبدیل به رویه و قانون شود. نه اینکه معلوم نشود کجا رفته، و یا حتی در بودجه قوه قضائیه مصرف شود. تالی فاسد این است که: قوه چشم انتظار گرانی می ماند، و دعا می کند که گران شود، تا جریمه کند و بودجه اش را تامین نماید. حتی اگر در بودجه دولت یا مجلس هم صرف شود، گرانی ها ادامه خواهند داشت. و گرانفروش محترم خواهد بود! زیرا باعث تامین کسری بودجه دولت شده، و میتواند به حقوق های نجومی بیشتری ادامه دهد. تصور کنید اگر مغازه داری گرانفروشی کرد، او را جریمه کنند و بگویند بمدت چند روز، باید اجناس خود را رایگان بدهد! آیا کسی گرانفروشی می کند؟ اما وقتی او را جریمه می کنند و معلوم نیست کجا می رود، به محض اینکه مامور رفت، اجناس را بیشتر گران می کند تا این مبلغ را تامین کند، و می گوید: باید پول مفتخورها را جور کنم. این به فرهنگ عمومی تبدیل می شود، و مردم هم گرانفروشی را گزارش نمی دهند! چون بعد از هر گزارش، اجناس را باید چندلا پهنا بخرند. فروشگاههای زنجیره ای هم باید مشمول حقوق های قانونی باشند، والا دستمزد نجومی مدیران آنها، هزینه ها را بالا برده و ناچار به گرانفروشی روی می اورند.همه اینها ماده واحدهای بیش نیست: مبلغ جرایم حاصل از گرانفروشی، در بین همان مردم توزیع شود. همان کاری که رئیس جمهور کرد.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب : مجلس، گرانی ها را نابود کند!،
لینک ها :


( کل صفحات : 274 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   
آمار سایت
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • هزارمقاله :
  • تعداد کل مقالات :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
 
 
 
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو