سفارش تبلیغ
صبا ویژن

ندای ماهین

سازمان ملل اسلامی ایجاد شده است تا سازمان ملل قدیم را محاکمه کند

از نظر مردم امریکا، امروزه پلیس خوب وجود ندارد! همه انها ظالم و زورگو و رشوه بگیر هستند. یکی از دلایل ان کسر بودجه شدید:عربستان و اسرائیل و امریکا است، که نمی توانند به موقع حقوق پرسنل را بپردازند. علاوه بر ان اضافه کاری ها همه لغو شده، حقوق ها نیز اضافه نشده، لذا ماموران پلیس اجازه دارند: از سیاهپوستها و دیگر اقشار جامعه، رشوه بگیرند. به همین جهت سرخپوستها، سیاهپوست ها و مهاجران و شهروندان دست دوم، همگی نزد پلیس پرونده دارند. پلیس با مراجعه به انها و تهدید: به دستگیری و معرفی آنها، مستمری برای خود دریافت داشته، سعی می کنند به درآمد پایداری برسند. برای این منظور حداکثر وحشیگری خود را نشان می دهد. زیرا مردم آگاه شدند،به اهداف آنها بو برده اند، به همین سادگی حاضر به پرداخت رشوه نیستند. لذا از روش زانو بر گردن استفاده می کنند. اخیرا نیز به آنها اجازه تیراندازی هم داده شد. قبلا عربستان مانند گاو شیرده پول می داد، تا حقوق پلیس ها را بدهند. ولی الان نفت پایین آمده، شرکت آرامکو نیر نابود شده! یا در معرض حملات یمنی ها است. فقط از حج امسال 12میلیارد دلار از دست داد. اسرائیل نیز قرار بود: در قبال الحاق بلندیهای جولان و نوار غزه، پولی بدهد که مورد هجوم حماس قرار گرفت، و از این موضوع صرف نظر کرد. مردم افغانستان نیز اجازه حمل مواد مخدر را، به نیروهای نظامی آمریکا نمی دهند، و در امد آنها به شدت کاهش یافته. لذا پلیس  پا درهوا است. اگر او فهم درستی داشت، خود را به مردم تسلیم می کرد. اما به دلیل شستشوی ذهنی وسیعی که به آنها داده شده، وحشی گری را افتخار می دانند. و بدون حقوق و اضافه کار هم، حاضرند مردم را کتک بزنند. به همین جهت پلیس خوب، فقط یک پلیس مرده است! درست در مقابل همان شعاری که روزولت می گفت: سرخپوست خوب، یک سرخپوست مرده است. مردم امریکا، اروپا و اعراب  و اسرائیل، بدانند: راه رهایی از دست این پلیس وحشی، به دست خودشان است. انها که از طرف دولت حمایت نمی شوند، چون حقوق ندارند، بلکه از سوی خود مردم، به آنها رشوه داده می شود! مردم بدانند که علت دستگیری افراد هم، انجام وظیفه دولتی نیست! بلکه برای اخاذی بیشتر از خانواده های زندانیان است. الان بیش از 25درصد مردم آمریکا و اروپا، در زندان هستند.همه انها محکوم هستند تا در زندان کار کنند، و در امد خود را بین پلیس ها تقسیم نمایند. چون اگر این کار را نکنند، خانواده های انها هم دستگیر می شوند. و مجبورند از انها کار بکشند، یا رشوه بگیرند. بنابر این یک دور باطل بین پلیس و مردم وجود دارد. اگر پلیس ها، مردم را کتک نزند و دستگیر نکند، نه دولت به آنها پول می دهد، نه خانواده زندانی! ولی اگر دستگیری بیشتری داشته باشد، خانواده ها هزینه می کنند، تا او را آزاد کنند. دولت نیز سعی می کند: قول پاداش بدهد هرچند که بودجه ندارد! به همین جهت مردم از دو جهت می توانند پلیس را به زانو در اورند: اول اینکه مالیات ندهند، تا حقوق دولتی آنها قطع شود. دوم اینکه مراکز پلیس را به تصرف در اورند، و اسلحه آنها را مصادره کنند. زیرا اگر انها مقر خود را از دست بدهند، یا سلاح خود را گم کنند، دیگر توان زور گویی ندارند، نمی توانند رشوه بگیرند. به پلیس های هم توصیه می شود: هرچه زودتر پست خود را ترک کنند، به روستاها رفته، به کشاورزی مشغول شوند. زیرا تنها راه نجات از امپریالیسم، خودکفا شدن کشاورزی و بومی کردن تجارت است. همه بیکاران باید به زمین برگردند. زیرا هم غذای خود و خانواده را تامین می کنند، و هم میتوانند مازاد آن را بفروشند. این بهتر از بی خانمانی، بی پولی یا زباله گردی: برای 45میلیون بیکار امریکایی است. ادامه مطلب...

بیش از هشتصد میلیون کشته: توسط سازمان بهداشت جهانی

چطور ساز مان بهداشت جهانی با سکولاریزه کردن پزشکی، باعث کشتار میلیون ها انسان شد؟ طبابت از قدیم در کل جهان وجود داشته! و بیماریها نیز غالبا کنترل می شده، زیرا اگر کنترل نمی شد، ادامه نسل بشر به اینجا نمی رسید. این علم هر روز بهتر و پیشرفته تر می شد. ابتدایی ترین روشها در ایران باستان بوده، پیشرفت آنهم ادامه داشته. البته شهر هایی چون آتن یا روم و مصر هم، گاهی اطبای بزرگ داشته اند. اما طبیعتا وقتی ایران، دانشگاه جندی شاپور را داشته، استعدادهای بیشتری را جذب می کرد. بعد ها که دانشگاه بغداد(باغ: دادگری: انوشیروان) و دیگر دانشگاهها به آن اضافه شدند: این سیناها و رازی ها از ان بیرون آمدند. ادامه کار انها در اروپا، باعث شد تا آثار آنها (متاسفانه بعنوان عرب و غیر ایرانی) در: کلیه دانشگاهها تدریس شود. ولی جریان ضد ایرانی که در سازمان ملل وجود داشت، در سازمان بهداشت جهانی هم نفوذ کرد. آنها سعی کردند با تغییر در کتاب های پزشکی ایرانی، نام خدا را از ان حذف و طب سکولار را ایجاد کنند. در همه تئوریها سکولار ها، فقط کلمه خدا حذف شده! بقیه مطالب سرجای خودش است. اما غافل از انکه حذف نام خدا، باعث شد تا همه راه حل های انها برای: درمان بیماریها بصورت: معکوس عمل کند! نمونه آن برنامه تنظیم خانواده ساز مان بهداشت جهانی، برای کاهش جمعیت، میلیارد ها دلار هزینه داشت، اما جمعیت بصورت انفجاری افزایش یافت! در همین طرح میلیونها کودک سقط شدند، بسیاری بر سر راه گذاشته، نزدیک به 800میلیون کودک با وسایل عقیم سازی، اصلا دنیا را ندیدند! در کمک های بشر دوستانه! از طریق صلیب سرخ و غیره، پزشکان باحضور در مناطق محروم، کودکان را خرید و فروش می کردند! یا اجزا بدن آنها را می فروختند، یا اینکه به بهانه آرمایش پزشکی، اجساد را با سود کلان به دانشگاهها می دادند. در کشورهای جنگ زده خون فروشی راه می انداختند! بیوتریسم، بزرگترین عملکر سازمان بهداشت جهانی بود. آنها با تدوین استانداردهای دوگانه: برای کشورهای جهان سوم، باعث می شدند تا بجای کاهش بیماری، سرعت واگیری ان بیشتر شود. در حالیکه به ترامپ توصیه کردند که ماسک نزند! چون عامل اصلی انتقال بیماری است، ولی به بقیه جهان سوم، اصرار می کردند که ماسک بزنند. آنهم از نوع ماسک های وارداتی، تا بتوانند در انتقال سریع بیماری تحت پوشش ماسک، فعالیت کنند. در خود آمریکا، در حالیکه همه جلسات انتخاباتی ترامپ، بدون ماسک انجام می شود، ولی نمازخواند و جشن عروسی و عزا را، بدون ماسک جریمه می کردند. دلایل مهم عامل انتقالی ماسک، در بسیاری از ژورنال ها آمده، ولی اگر خلاصه شود چند عامل است: در ماسک ان نود، که دریچه یک طرفه دارد، اشتباها تبلیغ می کنند که فیلتر دارد! تا بیشتر استفاده شود. دریچه یک طرفه یعنی بازدم بیمار، کلا به افراد مقابل منتقل می شود. هر بازدم تا دو میلیون ویروس، در فضا پخش می کند. در ماسک های بدون فیلتر، همین ویروس ها دوباره به بدن بیمار برگزدانده می شود. لذا اغلب دچار کمبود: اکسیژن شده و دچار خفگی می شوند. بخشی از صورت که با ماسک پوشیده می شود، مانع جذب ویتامین د می شود. استانداردهای طب سکولار، مایعات سنتی مانند گلاب و عرقیجات را، که از واکسن قویترند، مانع می شود، از مراجعه مردم به طب سنتی و بومی ممنوع می کند! زیرا که طب سنتی آزمایش شده، و تجربه هزاران ساله است. مثلا ابن سینا برای جلوگیری از نفوذ ویروس، پنبه را به سرکه آغشته و در بینی  می گذاشت، ولی اینها الکل یا آب ژاول پیشنهاد کردند! که بخار ان شش  ها را نابود می کند. لذا باید محاکمه و اعدام شوند. ادامه مطلب...

سازمان ملل متحد، از جمله سازمان های بین المللی است، که اهداف خود را از دست داده، و باید منحل شود. براساس منشور سازمان ملل، همه مردم دنیا با یکدیگر مساوی هستند، اما اکنون سازمان ملل تابع حکومت آمریکا شده، که نژاد پرست است. نه تنها این شعار پایمال شده، بلکه در شعار های دیگر: یعنی صلح، برابری و سلامت هم خیانت شده، که جز انحلال آن و محاکمه اعضا، راه دیگری باقی نمانده است. از ابتدای تاسیس،  دکتر غنی و دکتر سیاسی از ایران، نقش مهمی داشتند حتی بسیاری از منابع آنها از ایران بود که از جمله: منشور کورش کبیر و اشعار سعدی (بنی آدم اعضای یکدیگرند!). نشست تهران بین سه رئیس جمهور، که بنام تهران پل پیروزی نامگذاری شد، اساس این سازمان را بنیان گذاری کرد. ولی به مرور نقش ایران را کمرنگ کردند، تا به تجاوزات خود تحت عنوان سازمان ملل، و اشعار سعدی ادامه دهند. حتی زبان فارسی را حذف کردند، بجای ان شش زبان دیگر را، که منشعب از زبان فارسی است، بعنوان زبان رسمی معرفی کردند. انحراف از اهداف سازمانی، از همین جا شروع شد زیرا تئوری پردازهای اصلی را حذف کردند، تا نوکیسه های بیسواد را جایگزین شوند. تئوری مهمی که باعث ایجاد سازمان ملل شد، از سوی دکتر غنی ارائه شد: زیرا بقیه می گفتند برای جلوگیری از جنگ، باید سلاح ها را از دست مردم بگیریم! ولی ایشان گفت باید: آگاهی و رفاه مردم را بالا برد. اما آنها نه آگاهی مردم را بالا بردند، و نه رفاه را. سازمان غذا و دارو عملکردی داشته، که بشریت را به غارها هدایت کرده! کشاورزی را بعنوان تراریخته، نابود کرده بطوریکه انسان گرسنه زیاد تر شده، که گاهی از قحطی جان خود را از دست می دهند. در بهداشت و سلامت، همه راههای درست را نفی می کنند، و راههای غلط را به عنوان: استاندارد های جهانی بهداشت می دهند. تمام کشتار های اخیر به دست آنها بوده، که بنام بیوتروریسم یاد شده. در همین کرونا آنها می دانند که: چین و آمریکا برای کنترل معترضین،و خانه نشین کردن آنها، ویروس کرونا را جهش داده، و به وسیله ماسک ها و لوازم بهداشتی آلوده، دنیا را در گیر کردند. آنها حتی می دانند که براحتی میتوان: با این ویروس مقابله کرد. کافی است مردم از عصاره گل استفاده کنند، عرقیجات و گلاب که در طب سنتی ایران هست، قاتل کرونا است. ولی آنها همه این افراد را دستگیر کرده؛ به زندان انداختند تا بگویند: فقط خودشان می توانند استاندارد باشند. همه جای دنیا واکسن ساخته شده، ولی انها اجازه نمی دهند: کمتر از دوسال کسی تایید شود، زیرا می خواهند مردم به زیارت کربلا و خانه خدا نروند. در بعد فرهنگی و تاریخی، آنها هیچ یک از آثار اسلامی و ایرانی را، در عربستان و اسرائیل و آمریکا و روسیه ثبت نکردند! ولی یک کوه یهودی ها را در کل عربستان، بعنوان اثر تاریخی ثبت نمودند. کتیبه ها و آثار تاریخی سرقت شده از ایران را، ملک موزه ها اعلام کردند. در تخریب آثار هم بسیار کوشیدند. وقتی یک بمب کوچک به بامیان اصابت کرد، مسلمانها را به تخریب اثار تاریخی متهم کردند! ولی میلیون ها اثر تاریخی در: عربستان و اسرائیل و آمریکا نابود شدند، تا بجای انها خیابان و اتوبان بسازند! هرکدام از این جنایت ها، برای محاکمه سازمان ملل کافی است، چه رسد به جنایت های نظامی! بهانه یافتن سلاحهای کشتار جمعی، به عراق حمله کردند: 1میلیون کشته و 14میلیون آواره بجا گذاشتند. با اجازه آنها، فلسطین غصب شد و بعنوان اسرائیل معرفی گردید. انها حتی در ورزش هم، بجای محکوم کردن رژیم جعلی، از ایران می خواهند با آنها بازی کند. لذا باید سازمان ملل منحل، و اعضای آن اعدام گردند. چون سازمان ملل اسلامی بوجود آمده. ادامه مطلب...

طبق قانون اساسی آمریکا،ارتش حافظ ملت آمریکا است و اکنون که: می بیند پلیس به جان مردم افتاده، آنها را در خیابان ها می کشد، یا زیر ماشین می برد، یا ناقص می کند، باید با آن مقابله کند. چرا باید این کار را بکند؟ چون مردم آمریکا، بی پناه هستند. شکنجه و زندان می شوند، و کسی نیست به آنها کمک کند، حتی برای پخش ویدئو این خشونت ها، راهی ندارند. با اینکه برخی از انها منتشر شده، ولی این فقط اندکی از همه آنها است، و هر روز ابعاد آن بیشتر می شود. مردم سیاهپوست یا رنگین پوست و مهاجر، حق داشتن اسلحه ندارند، یا بودجه برای این کار ندارند. ارتش باید تمام پادگان های خود را، در اختیار مردم استقلال طلب بگذارد. آنها باید مسلح شوند، و رژه مسلحانه را تمرین کنند. این را مطمئن باشند، که قانون شورش بر مردم منتسب نمی شود! زیرا که قانون اساسی آمریکا، ارتش را برای دفاع از رفاه همین مردم تصویب کرده، و مجلس نمایندگان هم می خواهند: اختیارات رئیس حمهور را، در  استفاده داخلی از ارتش را محدود نمایند. اکنون مردم آمریکا رفاه ندارند! زیرا 25درصد آنها زندان هستند، 25درصد بیکار و 25درصد هم بی خانمان! حتی اگر ارتش و گارد ساحلی، گارد ملی و پلیس را هم حساب کنیم، که 25درصد اخر را باشند، اصلا در رفاه نیستند، و کرامت آنها پایمال شده است: زیرا تعداد زیادی از انها، در ماموریت های خارجی هستند. آنها با حضور در آلمان، ژاپن و 700پایگاه دیگر در جهان، مردم دنیا را هم از رفاه محروم ساخته اند. چون باید هزینه این لشکر کشی را بپردازند. زمین های خود را در اختیار انان بگذارند. به همین دلیل کل ثروت آمریکا را هم خرج کرده، و 28تریلیون دلار نیز بدهی بالا آورده اند. یعنی آینده آمریکا و ثروت آن را فروخته اند. اگر همه ثروت امریکا را هم بدهند، بدهی انها صاف نمی شود. علاوه براینکه هر امریکایی که به دنیا می آید، 80هزار دلار بدهکار است! یعنی اگر قرار باشد قانون شورش اجرا شود، باید دولتمردان و فرماندهان پلیس و ارتش را اعدام کنند! زیرا که با عملکرد بد خود، نه تنها قانون اساسی را زیر پا گذاشتند، بلکه اینده آمریکایی ها را هم خراب کرده اند. این یعنی باید هرچه زودتر، جوخه های اعدام تشکیل، و از ترامپ آغاز شود تا: همه مسئولین را اعدام کنند، که بیش از این رفاه عمومی مردم را نابود نکنند. هر چه دیر تر شود، بدهی ها بیشتر و اضاع اقتصادی بدتر می شود. البته این جوخه ها تشکیل شده، برخی از انها تظاهرات مسلحانه نیز کرده اند. اما همه ایالت ها باید حمایت شوند، تا هرچه زودتر شر این شیاطین، از سر مردم آمریکا کم شود.  میدانید چرا امام خمینی آنها را شیطان بزرگ خوانده بود؟ برای همین که درست برخلاف قانون اساسی عمل می کردند، ولی خود را مجری قانون می نامیدند! و مردم هم فریب می خوردند. حقوق بشر را رعایت نمی کردند! ولی شعارشان دفاع از حقوق بشر بود. آنها برده دار بودند، ولی شعار ضد برده داری می دادند. آنها سرمایه دار و امپریالیست بودند، ولی شعار دفاع از رفاه عمومی می دادند. شیطان یک خاصیت داشت: با غرور از رفتار اشتباه خود دفاع می کرد، و بقیه را هم مثل خود می خواست! سران آمریکا و اروپا هم، به زور پلیس و فضای امنیتی، صداها را خفه کرده بودند، بعد می گفتند مملکت آزاد داریم، و باید بقیه جاها را هم دموکراتیزه کنیم! در حالیکه الان مردم مزه شیرین ازادی را می چشند! زیرا مجبور نیستند که مالیات بدهند، یا از پلیس بترسند و یا آنقدر بدبخت باشند، که دست به خودکشی بزنند. آنها باید بدانند که تنها نیستند، بزودی همه بدهکاران بزرگ پای محاکمه آمده، ثروت آنان بین مردم پخش خواهد شد. اگر دادگاهها این کار را نکنند، مردم دادگاههای صحرایی تشکیل می دهند. ادامه مطلب...

فداکاری ایرانیان در طول تاریخ، نشان بزرگی و عظمت آنها بوده است. کورش بعنوان اولین جهانگشا، قوانینی نوشت که بعدها داریوش و دیگران، آن را تکمیل کردند. بعد هم که حضرت علی ع و امام رضا آمدند، و ملتی بزرگ از ایران ساختند، که تمام دنیا را بدون جنگ و خونریزی، مطیع خود کرده است. البته دوقرن بود که برده داران حرفه ای، در آمریکا و اروپا خواسته اند گوی سبقت را، از ایرانیان بربایند. ولی الان تق ش در آمده که: جرج واشنگتن 317 برده داشته و: دندانهای انها می کشیده تا: هر سال یکدست دندان مصنوعی برای خودش، درست کند. جفرسون همه کودکان زیبا را، برای تجاوز انتخاب می کرده! و.. که مردم آمریکا بالاخره فهمیدند، و امروز مجسمه های انها را پایین آورده، با خواری روی زمین می کشند، و به رودخانه می اندازند. برای اینکه مردم اروپا و آمریکا، به این آگاهی برسند ایرانیان بسیار سختی کشیدند. روزی که امام خمینی فرمود: آمریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند! همه از شنیدن این حرف هم، خود را خیس می کردند! اما امریکا و اروپا، دست به یکی دادند تا با جنگ و تحریم نشان دهند: که کاری می توانند بکنند. اما ایران تحمل کرد. همه اینها برای آگاهی دادن: به مردم ستم دیده دنیا بود. زیرا آنها هنوز باور نمی کردند: آزاد شده اند. پلیس آمریکا و اروپا، مثل گرگ درنده آنها را تا توالت هم تعقیب می کرد. بیش از سی درصد مردم آمریکا و اروپا، در زندان پلیس ها بودند. و آنهاییکه نبودند، باز هم فرقی نمی کرد! زیرا باز هم زندانی این پلیس ها بودند، فقط چهار دیواری انها کمی بزرگتر بود. امروز مردم آمریکا، مزه آزادی را کم کم می چشند: وقتی که پلیس نمی تواند آنها را از سیاتل بیرون کند، یا جلوی انها را برای سرنگونی مجسمه ها بگیرد. امروز با اینکه مردم بیکار و بیمار از کرونا هستند، ولی ترجیح می دهند بیرون بیایند و تظاهرات کنند. زیرا مرگ با کرونا، برای انها بهتر از مرگ زیر زانوی پلیس است. هم اکنون هرچه مردم دنیا، آگاه تر می شوند زندگی برایشان شیرین تر می شود: دیگر از ان افسردگی ها و خودکشی ها، خبری نیست. کسی از پلیس نمی ترسد و همه می خواهند: که مسلح شوند تا نیازی به پلیس نباشد. امروز کشاورزی در امریکا، یا کسب و کار های کوچک برای مردم جذاب تر است. زیرا که نتیجه زحمات خود را می بینند. دیگر غول سرمایه داران نیستند، که حقوق انها را به یغما ببرند، و محصولات آنها را ارزان بخرند. گران خریدن برای همه بهتر است. زیرا به اهمیت مایحتاج پی می برند. وقتی که مردم چیزی را ارزان بخرند، اصراف می کنند. مثل هوا! که راحت تنفس می کردند، ولی الان بخاطر کرونا باید: اکسیژن بخرند! ماسک بخرند و اگر ارزان باشد، همه را صد تا صدتا دور می ریزند! گران بودن نشان اهمیت تولید هم هست. تولید کننده را به تولید بیشتر ترغیب می کند. در ایران مرغ بسیار گران شده! زیرا که بخاطر کرونا، دیگر کسی به رستورانها نمی رفت، مصرف مرغ کم شده بود، تا مرغ داریها ورشکست شدند. تنها راه نجات آنها گران خریدن است. وقتی همه تولید کننده باشند، گران شدن به نفع همه است. فقط کسانی از گران شدن ضرر می کنند، که تولید کننده نباشند! هرکس زمین یا خانه و ماشین، مزرعه یا کارخانه دارد دوست دارد گران شود. کسی که هیچکدام را ندارد، غمگین است. ولی انها هم نباید غمگین باشند! چون دولت هست و عدالت را اجرا می کند. کسانی که نمیتوانند کار کنند، دولت آنها را تحت پوشش دارد، با پرداخت یارانه نقدی و غیرنقدی آنها را کمک می کند. بنابر این مشگل گرانی، ارزان کردن نیست. زیرا همه تولید کننده ها ضرر می کنند. بلکه کمک به دهک های پایین جامعه است، تا قدرت خرید انها کم نشود.(انفاق کردن) ادامه مطلب...

برخلاف تصور برخی مورخان، امام رضا ع در ظاهر ولیعهد مامون بود، ولی در عمل حکومت واحد جهانی تشکیل داده بود. برای درک بهتر این موضوع لازم است: بدانیم که سازمان های اداری، معمولا به دو دسته سازمان های رسمی و: غیر رسمی تقسیم می شوند: که موضوع روشن است. ساز مان رسمی یعنی همان چیزی که اعلام می شود. مانند دولت ها، که دارای سه قوه مقننه و مجریه و قضائیه هستند، یا شرکتها که دارای هیات مدیره و مدیرعامل و بازرسین می باشند. البته از نظر حضرت علی 5قوه وجود دارد: مردم و قوه نظامی یا نیروهای مسلح هم، به آن اضافه می شود. واین تقسیم وظائف از بالاترین مقام تا پایین ترین آن، بصورت نظام یافته ای در ارتباط شبکه ای، با هم عمل می کنند. مثلا سازمان ملل بعنوان عالیترین سازمان رسمی دارای، 5رکن است مجمع عمومی(مردم در دولت)، شورای امنیت(قوه نظامی) دبیرکل(قوه اجرایی) بازرسین و کمیته های فنی قانون گذاری است. اما مهم این است که در درون این سازمان های رسمی، دولت در سایه یا سازمان های غیر رسمی وجود دارد. سازمان های غیر رسمی، آینده هر سازمان هستند. یعنی هرکس می خواهد: دبیرکل، رئیس جمهور و یا مدیرعامل شود، باید ابتدا در فراکسیون های داخلی، مورد ارزیابی قرار بگیرد. و با لابی گری های سازمان غیر رسمی، برای مدیرعاملی معرفی، و رای لازم را کسب کند. این سازمانها مانند احزاب در درون دولتها عمل می کنند. و گاهی بصورت لابی هم باقی می مانند. مثل لابی صهیونیستها در امریکا، که در همه چیز نقش داشتند. علویان یا هوادران امام رضا ع در آن دوران، نقش محوری داشتند گرچه مقام های رسمی نداشتند! مثلا وقتی امین الرشید به حکومت رسید، دستور داد تا مردم مدینه برای سرکوب برادرش، عازم مرو شوند ولی انها گفتند که: امام رضا اجازه نداده! با اینکه امام رضا هیچ منصب دولتی نداشت، ولی فرمان او در سراسر دنیای ان روز، مطاع بود.  دنیای آن روز تا زمان تشکیل سازمان ملل، فقط یک حکومت می شناخت: و آن ایران بود. بقیه شهر بودند، نه کشور! شهر روم، آتن یا قسطنطنیه. و خود را در برابر حکومت هارون، یا امین و مامون، عددی نمی دانستند. به همین دلیل است که مامون برای مبارزه با امام رضا، دستور می دهد تمام روحانیون مسیحی، یهودی و زرتشتی در مرو جمع شوند، و به مناظره با امام رضا بپردازند. آنها همه مطیع مامون بودند. ولی بعد از مناظره، مطیع امام رضا شدند. به این ترتیب رهبری امام رضا ع، از حد و اندازه مدیریت مامون فراتر رفت. گرچه سازمان رسمی در دست مامون بود، ولی سازمان غیر رسمی امام رضا، در همه جای دنیا نماینده داشت، که امام زادگان امروز، این شکوه وعظمت را نشان می دهند. نه تنها امام رضا بلکه حضرت علی ع هم، حکومت واحد جهانی داشت. روم و اروپا و تمام آسیا، گرچه ظاهرا دارای سازمان رسمی و حکومتی بودند، ولی عملا تابع رهبری حضرت علی بودند. پیامبر اسلام هم گرچه در مدینه بود، ولی همه حکومت های رسمی ان موقع، تابع بودند. اصلا معنی  پیامبران اولوالعزم، به همین مصداق است که آنها، برای همه جهان مبعوث شدند! تا حکومت واحد جهانی را تشکیل دهند. و به مقام امامت برسند. حضرت ابراهیم و موسی و عیسی با وحی الهی، به نبوت مبعوث شدند، ولی وقتی در جامعه پذیرفته شده، حکومت های جهانی در برابر انها خاضع شدند، به مقام امامت هم رسیده، دارای امت واحده شدند. ایران هم، گرچه در ظاهر در جغرافیای تعین شده: توسط انگلیس محصور است، ولی آمریکا و اروپا و آسیا، رهبری آن را پذیرفته اند. مقاومت برخی از شیاطین هم رو به پایان است. ادامه مطلب...

گفته می شود که اصلاحات چی ها، حتی یک رزمنده یا جانباز ندارند! یعنی اصلا جنگ و دفاع را قبول ندارند، فقط اهل مذاکره هستند . در مذاکره هم فقط مخفیانه و زیرکانه، همه چیز را واگذار می کنند. لذا خواهش این است که اصلا مذاکره نکنند، و قراداد نبندند چه رسد به: قرارداد های بلند مدت! حامی اصلی قرارداد 25ساله با چین، با فرضیه واضحی روی نشان داد: چین یک ابرقدرت بزرگ در آینده است، و ما نیاز داریم به حمایت اقتصادی آن، لذا نفت خود را به آنها می دهیم! این یعنی پذیرش قدرتمندی طرف در مذاکره، پس ادعای آنها را مبنی بر شرایط مساوی قرارداد! خودشان زیر سوال بردند. این نوع تفکر استعمار پذیری، دشمن استقلال و عظمت ایران است. تفکرات ذلیلی که می خواهد: دائما ایران تحت استعمار باشد. تا دیروز انگلیس بود و آمریکا، حالا که نمی توانند اسم آنها را ببرند، زیر علم چین سینه میزنند. جالب این است که قرارداد 25ساله بوده، و بعد از امضا! به اطلاع مردم می رسد. یعنی در مقابل کار انجام شده قرار می گیرند. خاصیت این قراردادها هم این است که: به غارت ایران کمک می کند. خاصیت بعدی هم این که به دست خودش، دست وپای خود را می بندد. چراکه ایران قادر نیست: پول نفت را از هیچکس بگیرد. تا حالا بجز ونزوئلا که شمش طلا داده، هیچ کشوری پول نفت به ایران نداده! چون بهانه تحریم و دور زدن آن را دارند. در این 120سال تاریخ نفت، به قیمت ثابت روزی 6میلیون بشکه، رقمی معادل 120تریلیون دلار می شود: که افتخار است که جزو مطالبات هم نمی باشد! زیرا گاهی هم، اجناس بنجل دور ریختنی را ازخراجی ها و آشغال دانی ها جمع کرده، می اورند و می گویند جای پول نفت است. از ان طرف هم چون قرارداد بسته شده، با اینکه طرف مقابل آن را پاره می کند! باز هم می گویند ما باید پایبند باشیم. پس قراداد: دستبند و پابند و حتی فکر بند است.  و آن، خوشحالی  از این کار! یعنی فکر بندی هم به آن اضافه می شود. می گویند فردی تخم مرغ می خرید 10درهم، و می فروخت 8 درهم. پرسیدند چرا این کار را می کنی ؟ با خوشحالی گفت: تا ثابت کنم منهم میتوانم تجارت کنم! اینها که تجارتشان از ان هم عالیتر است! همه به نفع مردم جهان است. همه کشورهای دنیا به بهانه تحریم، پول نفت را نمی دهند و برای خودشان، اقتصاد می سازند و بعد هم توی سر ایران می زنند که: عقب افتاده است. کره جنوبی یکی از این نمونه ها است: در سال 1358 یکی از خیابان های خود را، بنام تهران نامگذاری می کند و آرزو دارد: مثل تهران شود! با ثروت های هنگفت ایران، و خرید کارخانه های ورشکسته آنها، حالا بجایی رسیده است که: برای تهران الگوی پیشرفت شده! اگر درآمد های نفتی ایران، از تمام کشورها به نقد و به روز گرفته شود، اقتصاد همه آنها اعم از اروپایی و آمریکایی و آسیایی! در هم می ریزد. برای همین است که همگی دشمن پیشرفت و استقلال ایران هستند، و از قدرت گرفتن ایران می ترسند. آن وقت عده ای هم پیدا می شوند: با مغز های علیل استعمار پذیر، می خواهند قرارداد ببندند، باز هم انها ناز می کنند! کشورهای جنوبی خلیج فارس، که شیخ نشین های ایران بودند، به مدد همین مغز های استعمار زده، تبدیل به الگوی پیشرفت برای ایران شدند. حتی برونئی! یا فنلاند هم از قلم نیافتاده. ایرانی را آنقدر توسری خور کردند، که گاهی می گویند: امارات یا عربستان! باید مدل پیشرفت ما باشد، یا برونئی و فنلاند. ترا بخدا ایران فروشی نکنید. ایران امپراطوری جهانی است، که از ابتدای تاریخ قدرت واحد جهانی بوده، الان هم هست. اگر ثروت ایران را که به خارج قاچاق شده، یا به دست این عمال استعمار پذیر، غارت گران برده اند، حساب کنیم، به کوری چشم آنها که نمی توانند ببینند!هست.

Frequent futures ادامه مطلب...

اهالی داکوتای شمالی ! ای مردم شریف هرگز نترسید، و مانند دیگر مردم دنیا، به استقلال خود و از بین بردن ظلم پلیس فکر کنید. ترامپ مظهر ظلم و فساد است، او با تمام قدرت از نمادهای برده داری حمایت می کند، و شدیدترین روشهای نژاد پرستانه را اجرا می کند. چون تکیه او بر تعدادی پلیس زورگو است. اگر شما بترسید، یعنی پلیس موفق شده! و ترامپ هم به آنها دستمزد بالایی می دهد. البته این پولها را هم به زور از شما می گیرد. داکوتای شمالی شاهد کشتار سرخپوستان بوده، ولی دلیل نمی شود که کشته شدن سفید پوستان را هم فراموش کنیم. اگر کشتار سرخپوستها نبود، سفید پوستها هم زنده بودند. جنگ های داخلی، فقط برای زور گویی بوده است. اما امروز دنیا تغییر کرده، مردم شجاع شده اند. زیرا امام خمینی به همه آنها گفته که: زورگو ها هیچ غلطی نمی توانند بکنند. آنهاییکه حرف ایشان را قبول نکردند، به همان زندگی نکبت بار خود ادامه دادند. در ایران هم هستند کسانی که: اسم آمریکا می آید، شلوارشان را خیس می کنند! به دست و پا می افتند، تا هرچه آنها می خواهد بدهند. اما نمی دانند که بزرگترین سرمایه این زور گو ها، ترس مردم است. اگر مردم نترسند، مالیات نمی دهند! پس پولی نمی ماند که مزدور استخدام کنند. کسی به استخدام پلیس در نمی اید. زیرا پلیس ها هم آدمند! ولی زور گویی آنها بخاطر پول گرفتن است. اگر مردم مرکز پلیس داکوتا را تسخیر کنند، خزانه آنها را بسوزانند، چه امیدی خواهد داشت؟ به همین جهت آنها بانک مرکزی را، از مردم جدا می کنند و می گویند باید مستقل باشد. زیرا که اگر بانک نباشد، حقوق پلیس هم در کار نیست. مثلا در ایران رئیس کل بانک مرکزی خودمختاری اعلام کرده، با اینکه قانون می گوید بهره بانکی باید کم شود، ولی او آن را از 13تا 22درصد اعلام کرده! چرا چون می خواهد پولها را جمع کند، و برای ترامپ بفرستد تا او بتواند به پلیس ها حقوق بدهد. اگر کمک بانک مرکزی نبود، امریکا با داشتن 28تریلیون دلار بدهی، کجا می توانست حقوق ارتش یا پلیس را بدهد. آنها با قاضی های آمریکایی ساخت و پاخت دارند، محل پول را نشان می دهند تا قاضی ها، حکم صادر کنند و پولها را توقیف کنند.80تریلیون دلار پول ایران را، همین بانکها برای ترامپ و روسای قبلی فرستادند. ترامپ در واقع برده کمپانی های ایرانی است، به فرمان آنها تحریم را اجرا می کند. آنها می گویند: اقتصاد منهای نفت باشد، یعنی آمریکا نفت را تحریم کرده، کار خوبی می کند. بنا براین همه مردم دنیا، دو قسمت دارند! یا ترسو هستند یا شجاع. ترسوها برده هایی هستند که مثل: سنگ بنایی برای ظالمان خانه می سازند. ولی شجاع کسی است که سنگ بنایی نمی شود(فراماسون). بلکه خانه های انها را به آتش می کشد. صهیونیست ها به همین شکل هستند. اگر فلسطینی های قدیمی، زمین های خود را نمی فروختند، کسی نمی توانست آنها را بیرون کند. الان هم معامله قرن را به همین خاطر اجرا می کنند، تا بگویند هنوز هم فلسطینی ها، حاضرند زمین خود را بفروشند. اما افراد شجاع، چه در آمریکا یا ایران و فلسطین، برای وجب به وجب خاک خود اهمیت قائلند. لذا خط مقاومت را درست کرده اند. خط مقاومت در سیاتل و ریچموند و اریزونا و حتی داکوتا هم هست. امروز معلوم می شود چه کسی: با دشمن است و چه کسی نیست. زیرا ترامپ می خواهد به داکوتای شمالی بیاید، و زیر مجسمه های کوهی، عربده کشی کند. ارتش آمریکا و پلیس وظیفه دارند: دستور او را اجرا نکنند. بدانند که ترامپ پولی ندارد به آنها بدهد، همه اینها تبلیغات است. اما مردم داکوتا وظیفه بیشتری دارند. آنها خود را برای تظاهرات گسترده، آماده کرده اند، ولی این کافی نیست. ادامه مطلب...

 

66/110/1000

Honorable President of the United Nations

Greetings and Regards

"We, the people of Illinois’ Chicago and all 51 states, call for the repeal of the United States law," he said. So that each of us, as an independent, recognized country, has: a president with a direct vote and a constitution. If that organization does not recognize us and makes excuses, we will all have to surround the United Nations and surround it. We may even set it on fire! Because, it hinders our goals.

Thanks

 

Independent people of Chicago


 گاهی انسان فکر می کند: بودن یا نبودن هر شی چه تفاوتی دارد. فلان سازمان یا فلان مدیر، بودن یا نبودنش چه اثر هایی دارد. حضرت علی ع می فرماید: هرکس باید بداند از کجا آمده، به کجا می رود و الان در چه موقعیتی است. این سه سوال اساسی، مرکز ثقل فلسفه و علم را تشکیل می دهد. از دانشمندان می پرسیم: جهان از کجا آمده به کجا می رود، و الان چه می کند؟ و آنها سعی دارند که جواب دهند.  اما جواب آنها میتواند با منظر های متفاوت باشد. مثلا اگر  خط مترو و راننده آن را در نظر بگیریم، از خود سوال می کند: چرا یک مسیر را روزی ده یا بیست بار میرود و برمیگردد! برای او دیر و زود رفتن یا نرفتن، فرقی نمی کند. اما از دید یک مسافر نگاه کنیم، ثانیه های مترو برای او اهمیت دارد. واگر کمی دیر شود، اعصابش به هم می ریزد. از دیدگاه کلی، هر کسی صبح از خواب برمی خیزد صبحانه می خورد! سرکار یا درس می رود، و شب برمی گردد، این چه معنی دارد؟ اما از دیدگاه خداوند ذره ذره رفتار او مهم است. مثلا اگر شخص آتش نشان باشد، از نظر خودش، کاری اعصاب خرد کن است، باید همیشه استندبای باشد! اما از منظر کسی که آتش گرفته، برای یک ثانیه دیر کردن، باید مجازات شود. اکنون در ایران شاهد آتش سوزی های سریالی هستیم. فقط با این منظر می توان فهمید که: آتش سوزی ها به دست افراد آتش نشان(معاند) است! زیرا طرز آتش زدن، بسیار ماهرانه عمل می شود! تا مجازاتی در پی نداشته باشد. بلافاصله از ان فیلم می گیرد، و گزارش می دهد! رئیس زندانها می گوید: در سه ماه زمستان، کارتن خواب ها به سراغ دزدی می روند! پس از دزدی هم به پلیس تلفن می زنند، و خود را لو می دهند! تا بتوانند سه ماه سرد زمستان را، هم سرپناه داشته باشند، و هم خورد و خوراک! کلیه عملیات ضد انقلاب را از این روش میتوان شناخت: همان کسی که فیلم می گیرد، و می فرستد عامل انتحاری هم هست. هواپیمای اکراینی دارای تجهیزات جاسوسی بوده، و در پوشش مسافربری عمل می کرد. و با عملیات انتحاری هواپیما را به زمین کوبید. بلافاصله هم عکس و فیلم آن به تمام رسانه ها مخابره شد. لذا می بینیم که افراد، همه به سه سوال اساسی پاسخ می دهند. اما با روش پیچیده. برای اینکه از مجازات آن در امان باشند. کلا چهار حالت پیش می اید:  اینکه جرم انجام نداده و کیفر نمی شوند. جرم انجام داده، کیفر معادل آن می شوند. این دوحالت بسیار اندک است، زیرا که مجرم باهوش تر از پلیس است. پلیس باید مدتها مطالعه کند، تا جرم یا بی جرمی او را محک بزند. معمولا افراد، جرم نکرده مجازات می شوند، یا جرم کرده و مجازات نمی شوند. زیرا میتوانند مسیر حرکت خود را طراحی کنند، تا به گردن دیگران بیافتد. اهمیت این موضوع از ان هم بالاتر است: جایی که اصول دین را هم تشکیل می دهد. توحید و نبوت و معاد، جواب این سه سوال است. مبدا همه از خداوند است، انسانها بوسیله نبوت هدایت می شوند، در معادهم رفتار انان ارزیابی و جایگاه ابدی انان مشخص می شود. لذا اگر در این دنیا نتوانیم آنها را مجازات کنیم، روز قیامت مجازات می شوند.: مثال دیگر: هواپیمای مسافر بری ایران، مورد اصابت موشک قرار می گیرد، 229نفر شهید می شوند. ولی ضارب آن جایزه می گیرد! ایران هم بخاطر رعایت کاپیتولاسیون، کسی شکایت نمی کند. یعنی ایران در طول 80سال، هیچگاه از امریکایی ها شکایت نکرده! برای جنایات، آنها را فقط نصیحت کرده. البته اخیرا در مورد شهادت سردار سلیمانی، حکمی صادر، آمر و معاونان تا 36نفر به اینتر پل معرفی شدند، ولی اینتر پل گفته ما اصلا اهمیت نمی دهیم. لذا سوال اینجاست که: بودن یا نبودن اینترپل چه فرقی دارد؟ ادامه مطلب...